|
|
| خط ۱۳: |
خط ۱۳: |
| ==مراحل و عوالم حقیقت انسانی== | | ==مراحل و عوالم حقیقت انسانی== |
| {{اصلی|حقیقت انسانی}} | | {{اصلی|حقیقت انسانی}} |
| ==مراحل و عوالم حقیقت انسانی==
| |
| حقیقت انسانی مراحل و عوالمی دارد که اینهاست: [[طبع]]، نفس، [[قلب]]، [[روح]]، سرّ، خفی و اخفی<ref>علامه حسنزاده در جایی دیگر از مقامات پنجگانه یاد میکند که عبارتند از ظاهر، باطن، قلب، روح و سرّ؛ این مقامات را در کلام سید اوصیاء امیرالمؤمنین{{ع}} میتوان یافت؛ در آنجا که میفرماید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ نَوِّرْ ظَاهِرِي بِطَاعَتِكَ، وَ بَاطِنِي بِمَحَبَّتِكَ، وَ قَلْبِي بِمَعْرِفَتِكَ، وَ رُوحِي بِمُشَاهَدَتِكَ، وَ سِرِّي بِاسْتِقْلَالِ اتِّصَالِ حَضْرَتِكَ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْاِكْرَامِ}}؛ خدایا ظاهر مرا به طاعت و باطنم را به محبت و قلب مرا به معرفت و روح مرا به مشاهده خود و سرّم را به استقلال در اتصال به حضرتت منوّر کن ای صاحب جلالت و کرم!». (حسن حسنزاده آملی، مُمِدّ الهِمَم در شرح فُصوصُ الحِکَم، ص۶۷۸ و همو، نصوص الحکم بر فصوص الحکم، ص۱۵۸)</ref>. در اینجا هر یک را به اختصار توضیح میدهیم.
| |
| #'''طبع''': «طبع» قوای طبیعی است که مرحله نازله حقیقت انسانی است؛ یعنی قوای نباتی و آثار و [[افعال]] آن؛ مانند [[خوردن و آشامیدن]]. خلاصه در این مرتبه طبیعت، بدن در [[مقام]] [[حیات]] نباتی<ref>مبدأ حیات نباتی، نفس نامیه است و دارای قوه غاذیه و مولده و متفرّعات آن میباشد. (حسن حسنزاده آملی، هزارو یک کلمه، ج۵، ص۲۲۱)</ref> است.
| |
| #'''نفس''': «نفس» بالاتر از مرتبه «طبع» است که [[ادراکات]] [[قوای حیوانی]] و ادراکات [[حس]] و [[خیال]] و و هم را شامل میشود و مقام و مرتبه [[حیات حیوانی]]<ref>حیات حیوانی دارای قوه محرکه و مدرکه است. (حسن حسنزاده آملی، هزارویک کلمه، ج۵، ص۲۲۱)</ref> است.
| |
| #'''[[قلب]]''': «قلب» توجه به عالم «[[غیب]]» است؛ ولی با نظر به [[عالم شهادت]] آمیخته است؛ این [[مقام]] به مراتب از مقام «نفس» عالیتر و [[برتر]] است.
| |
| #'''[[روح]]''': روح مرتبه و مقام [[نفس ناطقه]] است که از چنگ قوای بدن و آثار [[طبع]] و نفس به کلی رها شده و به [[روحانیون]] عالم [[قدس]] پیوسته است.
| |
| #'''سرّ''': (سرّ) مقامی است که [[عارف]] به [[معرفت حق]] و [[جمال الهی]] آشنا میگردد و [[بینا]] میشود و سرّ [[الهی]] را در همه موجودات [[مشاهده]] میکند و میگوید: {{متن حدیث|مَا رَأَيْتُ شَيْئًا إِلَّا وَ رَأَيْتُ اللَّهَ فِيهِ}}<ref>چیزی را ندیدم، مگر اینکه خدا را در آن دیدم.</ref>
| |
| #'''خفی''': «خفی» مقام و مرتبهای است که عارف فقط [[خدا]] را مشاهده میکند، نه چون مقام سرّ که خدا را در دریا و صحرا مشاهده میکرد.
| |
| #'''اخفی''': «اخفی» مقام فنای در [[حق]] است؛ منتها التفات به فنا در این مقام نیست، ولی در مقام خفی بود؛
| |
| هر یک از این مراتب هفتگانه به ترتیب از مرتبه دانی به مقام عالی میرسد و از [[شهر]] کوچکی به شهر بزرگی، تا در مقام اخفی به کشورِ پهناورِ هستیِ مطلق گام میگذارد<ref>حسن حسنزاده آملی، مُمِدّ الهِمَم در شرح فُصوصُ الحِکَم، ص۵۵ و ۵۶، ۲۲۹.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسنزاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسنزاده آملی]]، ص ۲۱۹.</ref>
| |
|
| |
| ==عوالم و نشئتهای سهگانه (حس، مثال، حقیقت)== | | ==عوالم و نشئتهای سهگانه (حس، مثال، حقیقت)== |
| [[انسان]] معجونی از اجزای مختلف و قوای متباین است و با همه عوالم آشنایی دارد؛ یعنی با: | | [[انسان]] معجونی از اجزای مختلف و قوای متباین است و با همه عوالم آشنایی دارد؛ یعنی با: |