فاعل حقیقی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== | == مقدمه == | ||
منشأ اثر و معطی کمال و فاعل حقیقی [[خداوند]] است: {{عربی|لَا فَاعِلَ إِلَّا اللَّهُ}} و {{عربی|لَا مُؤَثِّرَ فِي الْوُجُودِ إِلَّا اللَّهُ}}؛ در عین حال نسبت به کثرات نیز محفوظ است<ref>حسن حسنزاده آملی، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص۸۷.</ref>. [[شیعه]] قائل به [[نظام]] اسباب علت و معلولی است و [[معتقد]] است هر اثر در عین این که [[قائم]] به سبب نزدیک خود میباشد، | منشأ اثر و معطی کمال و فاعل حقیقی [[خداوند]] است: {{عربی|لَا فَاعِلَ إِلَّا اللَّهُ}} و {{عربی|لَا مُؤَثِّرَ فِي الْوُجُودِ إِلَّا اللَّهُ}}؛ در عین حال نسبت به کثرات نیز محفوظ است<ref>حسن حسنزاده آملی، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص۸۷.</ref>. [[شیعه]] قائل به [[نظام]] اسباب علت و معلولی است و [[معتقد]] است هر اثر در عین این که [[قائم]] به سبب نزدیک خود میباشد، قائم به ذات [[حق]] است و این دو در طول یکدیگرند<ref>مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ص۶۳.</ref> و اسباب ظاهری اثر مستقل ندارند و تأثیرشان ناشی از [[قدرت الهی]] است که سبب را میآفریند<ref>شفای دردهای خویش یکسر *** ز بسم الله میجو ای برادر... | ||
تو را بسم الله از داء تن و جان *** ز آفات بنیانس و بنیجان | تو را بسم الله از داء تن و جان *** ز آفات بنیانس و بنیجان | ||
یگانه رقیه و عوذه واقی است *** چه حق سبحانه شافی و باقی است | یگانه رقیه و عوذه واقی است *** چه حق سبحانه شافی و باقی است | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
که بیخورشید و ابر و باد و باران *** هر آن خواهی خدا بدهد تو را آن | که بیخورشید و ابر و باد و باران *** هر آن خواهی خدا بدهد تو را آن | ||
(حسن حسنزاده آملی، دیوان اشعار، ص۴۴۹، ۴۵۰) | (حسن حسنزاده آملی، دیوان اشعار، ص۴۴۹، ۴۵۰) | ||
رقیه: افسون؛ عوذه: تعویذ، حِرز؛ واقی: نگاهدارنده.</ref>؛ [[آفتاب]] که عالم را روشن میکند، خدا روشن میکند و آفتاب واسطه است؛ [[آتش]] که | رقیه: افسون؛ عوذه: تعویذ، حِرز؛ واقی: نگاهدارنده.</ref>؛ [[آفتاب]] که عالم را روشن میکند، خدا روشن میکند و آفتاب واسطه است؛ [[آتش]] که اتاق را گرم میکند، خدا گرم میکند؛ آب و [[زمین]] که نبات را میرویاند، حقیقتاً خدا میرویاند و دواهایی که مریض را [[شفا]] داده است، در [[حقیقت]] خدا شفا داده است. پس درباره [[حضرت حق]] نمیتوانیم حدّ محدودی قائل شویم و باید خاصیات همه چیزها را به ایشان نسبت بدهیم؛ همانطور که کارهای همه اعضای بدن را به یک حقیقت و یک نفس نسبت میدهیم و برای مثال میگوییم که «من» شنیدم، «من» دیدم<ref>حسن حسنزاده آملی، گشتی در حرکت، ص۲۵۶، ۲۵۷.</ref>. در [[قرآن]] [[آیات]] مختلفی به فاعلیت [[حقیقی]] [[خداوند]] اشاره میکند؛ برای مثال: | ||
#{{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاءِ كَيْفَ يَشَاءُ وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ}}<ref>«خداوند است که بادها را میفرستد که ابرها را برمیانگیزد و آن را در آسمان هر گونه خواهد میگسترد و آن را پارهپاره میگرداند و آنگاه باران پیاپی را مینگری که از لابهلای آن بیرون میزند» سوره روم، آیه ۴۸.</ref>. | # {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاءِ كَيْفَ يَشَاءُ وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ}}<ref>«خداوند است که بادها را میفرستد که ابرها را برمیانگیزد و آن را در آسمان هر گونه خواهد میگسترد و آن را پارهپاره میگرداند و آنگاه باران پیاپی را مینگری که از لابهلای آن بیرون میزند» سوره روم، آیه ۴۸.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ}}<ref>«گفتیم: ای آتش! بر ابراهیم سرد و بیگزند باش» سوره انبیاء، آیه ۶۹.</ref>. | # {{متن قرآن|قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ}}<ref>«گفتیم: ای آتش! بر ابراهیم سرد و بیگزند باش» سوره انبیاء، آیه ۶۹.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي}}<ref>«و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمیخیزاندی» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>. | # {{متن قرآن|وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي}}<ref>«و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمیخیزاندی» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ}}<ref>«بیگمان آنان که با تو بیعت میکنند جز این نیست که با خداوند بیعت میکنند؛ دست خداوند بالای دستهای آنان است» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref>. | # {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ}}<ref>«بیگمان آنان که با تو بیعت میکنند جز این نیست که با خداوند بیعت میکنند؛ دست خداوند بالای دستهای آنان است» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى}}<ref>«پس شما آنان را نکشتید که خداوند آنان را کشت، و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref>. | # {{متن قرآن|فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى}}<ref>«پس شما آنان را نکشتید که خداوند آنان را کشت، و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ}}<ref>«با آنان پیکار کنید تا خداوند آنها را به دست شما عذاب کند» سوره توبه، آیه ۱۴.</ref>. | # {{متن قرآن|قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ}}<ref>«با آنان پیکار کنید تا خداوند آنها را به دست شما عذاب کند» سوره توبه، آیه ۱۴.</ref>. | ||
انسانهای ظاهربین و سطحینگر همه چیز را به اسباب نسبت میدهند و گروهی نیز [[بیهوده]] میکوشند اسباب و آلات را | |||
«علت و معلول» و «سبب و مسبَّب» در [[علم]] [[فلسفه]] و [[کلام]] به کار میرود، ولی در | انسانهای ظاهربین و سطحینگر همه چیز را به اسباب نسبت میدهند و گروهی نیز [[بیهوده]] میکوشند اسباب و آلات را عزل کنند و بگویند که خداوند بیواسطه اسباب تأثیر میگذارد؛ اما خداشناسان، هم اثر اسباب را میپذیرند و آن را مسخّر [[پروردگار]] میدانند و هم نظر به اسباب، آنها را از مسبّب [[غافل]] نمیگرداند. پس در نظر آنان کارهای [[جهان]] هم نسبت با اسباب دارند و هم نسبت به مسبّب که [[باری تعالی]] است<ref>حسن حسنزاده آملی، هزار و یک کلمه، ج۳، ص۱۹۱؛ همو، قرآن و عرفان و برهان از هم جدایی ندارند، ص۶۱ و همو، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص۸۷، ۸۸.</ref>. | ||
«علت و معلول» و «سبب و مسبَّب» در [[علم]] [[فلسفه]] و [[کلام]] به کار میرود، ولی در علم عرفان عنوان «تجلی» مطرح است. فعل مطلقاً به حسب ایجاد از آنِ [[حقتعالی]] است و فاعل [[حقیقی]] و مُعطی الوجود (هستیبخش) اوست که فاعل بالتجلی است؛ هر چند فعل در [[مقام]] اسناد، به مظاهر نسبت داده میشود، اما {{متن حدیث|بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ}}<ref>با حول و قوه الهی برمیخیزم و مینشینم.</ref>؛ مثلاً دیدن منسوب به چشم است و شنیدن منسوب به [[گوش]] و در عین حال این انتساب به چشم و گوش در طول انتساب به نفس ناطقه است و [[انسان]] میگوید: «من دیدم و من شنیدم» و همینگونه است [[قیام]] و [[قعود]] و دیگر [[افعال]]<ref>حسن حسنزاده آملی، دروس شرح اشارات و تنبیهات ابن سینا، نمط هشتم/ البهجة والسعادة، ص۱۸۸.</ref>. | |||
{{متن قرآن|قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}<ref>«بگو همه (چیز) از سوی خداوند است» سوره نساء، آیه ۷۸.</ref>؛ یعنی در مقام ایجاد، همه افعال از [[حق]] و نزد حقتعالی است<ref>ز حق ایجاد هست از بیش و از کم *** که «قل کل من عند الله» فافهم | {{متن قرآن|قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}<ref>«بگو همه (چیز) از سوی خداوند است» سوره نساء، آیه ۷۸.</ref>؛ یعنی در مقام ایجاد، همه افعال از [[حق]] و نزد حقتعالی است<ref>ز حق ایجاد هست از بیش و از کم *** که «قل کل من عند الله» فافهم | ||
(حسن حسنزاده آملی، دیوان اشعار، ص۴۸۲)</ref>؛ ولی به [[اذن الله]] اسناد افعال به عبد است و عبد نقش اسباب را دارد. پس هم «اسناد افعال به اسباب و [[بندگان]] به نحو [[استقلال]] و [[غفلت]] از فاعل حقیقی» [[گمراهی]] است و هم «در نظر نگرفتن اسباب و وسائط» نادرست است<ref>حسن حسنزاده آملی، شرح دفتر دل، ج۲، ص۳۰۳، ۳۰۴.</ref>. | (حسن حسنزاده آملی، دیوان اشعار، ص۴۸۲)</ref>؛ ولی به [[اذن الله]] اسناد افعال به عبد است و عبد نقش اسباب را دارد. پس هم «اسناد افعال به اسباب و [[بندگان]] به نحو [[استقلال]] و [[غفلت]] از فاعل حقیقی» [[گمراهی]] است و هم «در نظر نگرفتن اسباب و وسائط» نادرست است<ref>حسن حسنزاده آملی، شرح دفتر دل، ج۲، ص۳۰۳، ۳۰۴.</ref>. | ||
[[حضرت موسی]]{{ع}} هنگام [[بیماری]] به | [[حضرت موسی]]{{ع}} هنگام [[بیماری]] به طبیب مراجعه نکرد و [[منتظر]] درمان بیواسطه [[خداوند]] بود؛ از جانب خداوند [[وحی]] نازل شد که اگر از من شفای خود را میخواهی، باید به طبیب مراجعه کنی که نعمتهای من بیاسباب به بندگانم نمیرسد؛ این عین [[حکمت]] من است<ref>خطابش آمد از وحی الهی *** که گر از من شفای خویش خواهی | ||
نیاید تا به بالینت طبیبی *** نداری از شفای من نصیبی | نیاید تا به بالینت طبیبی *** نداری از شفای من نصیبی | ||
طبیبی آید و بدهد دوایت *** دوا خوردی ز من یابی شفایت | طبیبی آید و بدهد دوایت *** دوا خوردی ز من یابی شفایت | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۹: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:اسماء و صفات الهی]] | ||