←شان نزول آیه
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
علی{{ع}} که از کنار آنها عبور میکرد و سخنان آنها را شنید، به نزد ایشان رفت و پس از [[سلام]] و ادای [[احترام]]، [[اجازه]] خواست سخنی بگوید، اجازه [[سخن]] داده شد. حضرت فرمود: «[[خداوند]] افتخاری به من عنایت کرده که از همه افتخارات بالاتر و نصیب هیچ کس نشده است!» گفتند: آن چیست؟ فرمود: من قبل از همه شما [[ایمان]] آوردم و به خاطر رضای خداوند قبل از همه [[هجرت]] کردم و در [[راه خدا]] با [[مال]] و جانم [[جهاد]] نمودم! و شما و امثال شما، به [[برکت]] جهاد من و امثال من [[مسلمان]] شدید و [[اسلام]] را پذیرفتید! بنابراین بالاترین افتخار {{متن قرآن|سِقَايَةَ الْحَاجِّ}} یا {{متن قرآن|عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ}} نیست، بلکه «[[ایمان به خدا]]» و «هجرت در مسیر رضای او» و «جهاد در راه او» بالاترین افتخار است. | علی{{ع}} که از کنار آنها عبور میکرد و سخنان آنها را شنید، به نزد ایشان رفت و پس از [[سلام]] و ادای [[احترام]]، [[اجازه]] خواست سخنی بگوید، اجازه [[سخن]] داده شد. حضرت فرمود: «[[خداوند]] افتخاری به من عنایت کرده که از همه افتخارات بالاتر و نصیب هیچ کس نشده است!» گفتند: آن چیست؟ فرمود: من قبل از همه شما [[ایمان]] آوردم و به خاطر رضای خداوند قبل از همه [[هجرت]] کردم و در [[راه خدا]] با [[مال]] و جانم [[جهاد]] نمودم! و شما و امثال شما، به [[برکت]] جهاد من و امثال من [[مسلمان]] شدید و [[اسلام]] را پذیرفتید! بنابراین بالاترین افتخار {{متن قرآن|سِقَايَةَ الْحَاجِّ}} یا {{متن قرآن|عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ}} نیست، بلکه «[[ایمان به خدا]]» و «هجرت در مسیر رضای او» و «جهاد در راه او» بالاترین افتخار است. | ||
عبّاس عموی پیامبر و علی{{ع}}، با شنیدن این سخن [[خشمگین]] و ناراحت شد و به خدمت پیامبر اکرم | عبّاس عموی پیامبر و علی{{ع}}، با شنیدن این سخن [[خشمگین]] و ناراحت شد و به خدمت پیامبر اکرم{{صل}} رسید و ماجرا را برای آن حضرت بیان نمود و از علی [[شکایت]] کرد، که وی مقام و موقعیّت مرا زیر سؤال برده است. | ||
[[پیامبر]] شخصی را به دنبال علی{{ع}} فرستاد، وقتی علی به خدمت پیامبر{{صل}} رسید، حضرت از او توضیح خواست و فرمود: چه گفتهای که عمویت عبّاس را عصبانی کردهای؟ علی عرض کرد: سخن حقّی گفتهام، عمویم از سخن [[حقّ]] من ناراحت شده است، سپس آنچه اتّفاق افتاده بود را برای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بازگو کرد. ضمناً این نکته را یادآور شد که من در مقام تعریف و [[تمجید]] از خود نبودم، بلکه میخواستم به آنها بگویم «سقایة الحاج» و «عمارة المسجد الحرام» بالاترین افتخارات نیست و افتخاراتی بالاتر از آن هم وجود دارد. در این هنگام آیه سقایة الحاج نازل شد و خداوند سخن علی{{ع}} را [[تأیید]] کرد<ref>شواهد التّنزیل، ج۱، ص۲۴۹ به بعد.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)|آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۲۹-۳۲۰.</ref> | [[پیامبر]] شخصی را به دنبال علی{{ع}} فرستاد، وقتی علی به خدمت پیامبر{{صل}} رسید، حضرت از او توضیح خواست و فرمود: چه گفتهای که عمویت عبّاس را عصبانی کردهای؟ علی عرض کرد: سخن حقّی گفتهام، عمویم از سخن [[حقّ]] من ناراحت شده است، سپس آنچه اتّفاق افتاده بود را برای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بازگو کرد. ضمناً این نکته را یادآور شد که من در مقام تعریف و [[تمجید]] از خود نبودم، بلکه میخواستم به آنها بگویم «سقایة الحاج» و «عمارة المسجد الحرام» بالاترین افتخارات نیست و افتخاراتی بالاتر از آن هم وجود دارد. در این هنگام آیه سقایة الحاج نازل شد و خداوند سخن علی{{ع}} را [[تأیید]] کرد<ref>شواهد التّنزیل، ج۱، ص۲۴۹ به بعد.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)|آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۲۹-۳۲۰.</ref> | ||