آیه وزارت: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۳۵: خط ۳۵:
وی در [[شواهد التنزیل]]، [[حدیثی]] را به تفصیل از [[ابوذر غفاری]] در این باره [[روایت]] کرده است. وی می‌نویسد: «[[ابوالحسن]] محمّد بن قاسم [[فقیه]] صیدلانی به سند خود از [[عبایه بن ربعی]] نقل می‌کند که گفت: زمانی عبداللّه بن عباس کنار [[زمزم]] نشسته بود و می‌گفت: [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود. در این هنگام مردی [[عمامه]] به سر آمد. [[ابن عباس]] همواره می‌گفت: «رسول خدا{{صل}} فرمود». آن [[مرد ]][که در میان [[کلام]] ابن عباس وارد شده بود] نیز می‌گفت: «رسول خدا{{صل}} فرمود». در این هنگام ابن عباس گفت: تو را به [[خدا]] از تو می‌پرسم که کیستی‌؟ آن مرد عمامه را از صورت خویش باز کرد و گفت: ای [[مردم]]، هر کس مرا می‌شناسد که می‌شناسد و هر کس که مرا نمی‌شناسد [بداند که] من [[جندب]] بن جنادۀ [[بدری]]، ابوذر غفاری هستم. با این دو [گوش] خودم از [[پیامبر]]{{صل}} شنیدم و در غیر این صورت این دو [گوش] کر شوند و با این دو چشم او را دیدم، در غیر این صورت این دو [چشم] [[کور]] شوند که می‌فرمود: «علی پیشوای [[نیکان]] و [[قاتل]] [[کافران]] است. هر کس او را [[یاری]] کند [از سوی خدا] یاری شده است، و هر کس او را رها سازد [از سوی خدا] رها شده است».
وی در [[شواهد التنزیل]]، [[حدیثی]] را به تفصیل از [[ابوذر غفاری]] در این باره [[روایت]] کرده است. وی می‌نویسد: «[[ابوالحسن]] محمّد بن قاسم [[فقیه]] صیدلانی به سند خود از [[عبایه بن ربعی]] نقل می‌کند که گفت: زمانی عبداللّه بن عباس کنار [[زمزم]] نشسته بود و می‌گفت: [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود. در این هنگام مردی [[عمامه]] به سر آمد. [[ابن عباس]] همواره می‌گفت: «رسول خدا{{صل}} فرمود». آن [[مرد ]][که در میان [[کلام]] ابن عباس وارد شده بود] نیز می‌گفت: «رسول خدا{{صل}} فرمود». در این هنگام ابن عباس گفت: تو را به [[خدا]] از تو می‌پرسم که کیستی‌؟ آن مرد عمامه را از صورت خویش باز کرد و گفت: ای [[مردم]]، هر کس مرا می‌شناسد که می‌شناسد و هر کس که مرا نمی‌شناسد [بداند که] من [[جندب]] بن جنادۀ [[بدری]]، ابوذر غفاری هستم. با این دو [گوش] خودم از [[پیامبر]]{{صل}} شنیدم و در غیر این صورت این دو [گوش] کر شوند و با این دو چشم او را دیدم، در غیر این صورت این دو [چشم] [[کور]] شوند که می‌فرمود: «علی پیشوای [[نیکان]] و [[قاتل]] [[کافران]] است. هر کس او را [[یاری]] کند [از سوی خدا] یاری شده است، و هر کس او را رها سازد [از سوی خدا] رها شده است».


بدانید که روزی از روزها همراه رسول خدا{{صل}} [[نماز ظهر]] می‌خواندم که سائلی در [[مسجد]] [[درخواست کمک]] کرد و احدی چیزی به وی نداد. آن‌گاه دستش را به سوی [[آسمان]] بلند کرد و گفت: خداوندا،[[ شاهد]] باش که من در [[مسجد پیامبر]] خدا درخواست کمک کردم و احدی چیزی به من نداد. در این هنگام علی{{ع}} در [[رکوع]] بود، با انگشت کوچک دست راست به او اشاره کرد ـ در انگشت ایشان [[انگشتری]] بود ـ [[سائل]] پیش آمد و [[انگشتر]] را از انگشت آن حضرت بیرون آورد و این عمل پیش چشم [[پیامبر]] اتّفاق افتاد. چون پیامبر{{صل}} از نمازش فارغ شد، سر [[[مبارک]]] ش را به سوی [[آسمان]] بلند کرد و عرضه داشت: «همانا برادرم [[موسی]] از تو درخواست کرد و گفت: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}}، پس [[قرآن]] را با این بیان بر او نازل کردی که {{متن قرآن|سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ}}. بار الاها، من محمّد [[پیامبر]] و برگزیده تو هستم. بار الاها، به من [[شرح صدر]] عطا کن و از [[اهل]] بیتم وزی[[ری]] برای من قرار بده، [یعنی] علی برادرم و پشت مرا به او محکم ساز».
بدانید که روزی از روزها همراه رسول خدا{{صل}} [[نماز ظهر]] می‌خواندم که سائلی در [[مسجد]] [[درخواست کمک]] کرد و احدی چیزی به وی نداد. آن‌گاه دستش را به سوی [[آسمان]] بلند کرد و گفت: خداوندا،[[ شاهد]] باش که من در [[مسجد پیامبر]] خدا درخواست کمک کردم و احدی چیزی به من نداد. در این هنگام علی{{ع}} در [[رکوع]] بود، با انگشت کوچک دست راست به او اشاره کرد ـ در انگشت ایشان [[انگشتری]] بود ـ [[سائل]] پیش آمد و [[انگشتر]] را از انگشت آن حضرت بیرون آورد و این عمل پیش چشم [[پیامبر]] اتّفاق افتاد. چون پیامبر{{صل}} از نمازش فارغ شد، سر مبارکش را به سوی [[آسمان]] بلند کرد و عرضه داشت: «همانا برادرم [[موسی]] از تو درخواست کرد و گفت: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}}، پس [[قرآن]] را با این بیان بر او نازل کردی که {{متن قرآن|سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ}}. بار الاها، من محمّد [[پیامبر]] و برگزیده تو هستم. بار الاها، به من [[شرح صدر]] عطا کن و از [[اهل]] بیتم وزی[[ری]] برای من قرار بده، [یعنی] علی برادرم و پشت مرا به او محکم ساز».


[[ابوذر]] گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] [[پیامبر خدا]]{{صل}} هنوز [[کلام]] خود را به اتمام نرسانده بود که [[جبرئیل]] از سوی [[خداوند]] بر او نازل شد و عرض کرد: ای محمّد، [[مبارک]] باد بر تو آنچه خداوند در [[حق]] برادرت به تو بخشید. پیامبر فرمود: و آن چیست ای جبرئیل‌؟ عرض کرد خداوند [[امّت]] تو را تا [[روز قیامت]] به [[پذیرش ولایت]] او امر فرمود و [این [[آیه]] از] قرآن را بر تو نازل کرد: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}»<ref>{{عربی|حدّثنی أبوالحسن محمّد بن القاسم [الفقیه] الصیدلانی، قال: أخبرنا أبومحمّد عبداللّه بن أحمد الشعرانی، قال: حدّثنا أبوعلی أحمد بن علی بن رزین الباشانی، قال: حدّثنی المظفّر بن الحسن الأنصاری، قال: حدّثنا السندی بن علی الورّاق، قال: حدّثنا یحیی بن عبدالحمید الحمّانی، عن قیس بن الربیع، عن الأعمش، عن عبایة بن ربعی، قال: بینما عبداللّه بن عبّاس جالس علی شفیر زمزم یقول: قال رسول اللّه{{صل}}، إذ أقبل [[رجل]] متعمّم بعمامة، فجعل [[ابن عبّاس]] لایقول قال [[رسول اللّه]]{{صل}} إلّا قال الرجل: قال رسول اللّه{{صل}}، فقال ابن عبّاس: سألتک باللّه [[أمن]] أنت‌؟ فکشف العمامة عن وجهه وقال: أیّها [[الناس]]، من عرفنی فقد عرفنی، ومن لم یعرفنی، فأنا [[جندب بن جنادة]] البدری [[أبوذر]] الغفاری، سمعت النبی{{صل}} بهاتین وإلّا فصمّتا، ورأیته بهاتین وإلّا فعمیتا وهو یقول: علیّ [[قائد البررة]]، وقاتل الکفرة، منصور من نصره، ومخذول من خذله. أما إنّی صلّیت مع رسول اللّه{{صل}} یوماً من الأیّام [[صلاة]] الظهر، فسأل [[سائل]] فی المسجد، فلم یعطه [[أحد]]، فرفع السائل یده إلی السماء وقال: ألّلهمّ أشهد أنّی سألت فی [[مسجد]] [[رسول الله]]، فلم یعطنی [[أحد]] شیئاً، وکان علیّ راکعاً، فأومأ إلیه بخنصره الیمنی - وکان یتختّم فیها - فأقبل السائل حتّی أخذ الخاتم من خنصره، وذلک بعین النبی، فلمّا فرغ النبی{{صل}} من صلاته رفع رأسه إلی السماء، وقال: ألّلهمّ إنّ أخی [[موسی]] سألک، فقال: {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}}، فأنزلت علیه قرآناً ناطقاً: {{متن قرآن|سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ}}. ألّلهمّ وأنا محمّد نبیّک وصفیّک، ألّلهمّ فاشرح لی صدری، ویسّرلی أمری، واجعل لی وزیراً من أهلی، علیّاً أخی، أشدد به أزری. قال [[أبوذر]]: فواللّه ما استتمّ [[رسول اللّه]]{{صل}} الکلام حتّی هبط علیه [[جبرئیل]] من عند [[اللّه]]، وقال: یا محمّد، هنیئاً [لک] ما وهب اللّه لک فی أخیک. قال: وما ذاک جبرئیل‌؟ قال: [[أمر]] اللّه أمّتک بموالاته إلی [[یوم القیامة]]، وأنزل قرآناً علیک: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}}}؛ [[شواهد التنزیل]]، ج۱، ص۲۲۹-۲۳۱، ح۲۳۵. همچنین ر.ک: [[تفسیر]] الثعلبی، ج۴، ص۸۰-۸۱؛ تفسیر رازی، ج۱۲، ص۲۶؛ [[نظم]] دررالسمطین، ص۸۷؛ تفسیر النیسابوری، ج۳، ص۱۷۸.</ref>
[[ابوذر]] گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] [[پیامبر خدا]]{{صل}} هنوز [[کلام]] خود را به اتمام نرسانده بود که [[جبرئیل]] از سوی [[خداوند]] بر او نازل شد و عرض کرد: ای محمّد، [[مبارک]] باد بر تو آنچه خداوند در [[حق]] برادرت به تو بخشید. پیامبر فرمود: و آن چیست ای جبرئیل‌؟ عرض کرد خداوند [[امّت]] تو را تا [[روز قیامت]] به [[پذیرش ولایت]] او امر فرمود و [این [[آیه]] از] قرآن را بر تو نازل کرد: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}»<ref>{{عربی|حدّثنی أبوالحسن محمّد بن القاسم [الفقیه] الصیدلانی، قال: أخبرنا أبومحمّد عبداللّه بن أحمد الشعرانی، قال: حدّثنا أبوعلی أحمد بن علی بن رزین الباشانی، قال: حدّثنی المظفّر بن الحسن الأنصاری، قال: حدّثنا السندی بن علی الورّاق، قال: حدّثنا یحیی بن عبدالحمید الحمّانی، عن قیس بن الربیع، عن الأعمش، عن عبایة بن ربعی، قال: بینما عبداللّه بن عبّاس جالس علی شفیر زمزم یقول: قال رسول اللّه{{صل}}، إذ أقبل [[رجل]] متعمّم بعمامة، فجعل [[ابن عبّاس]] لایقول قال [[رسول اللّه]]{{صل}} إلّا قال الرجل: قال رسول اللّه{{صل}}، فقال ابن عبّاس: سألتک باللّه [[أمن]] أنت‌؟ فکشف العمامة عن وجهه وقال: أیّها [[الناس]]، من عرفنی فقد عرفنی، ومن لم یعرفنی، فأنا [[جندب بن جنادة]] البدری [[أبوذر]] الغفاری، سمعت النبی{{صل}} بهاتین وإلّا فصمّتا، ورأیته بهاتین وإلّا فعمیتا وهو یقول: علیّ [[قائد البررة]]، وقاتل الکفرة، منصور من نصره، ومخذول من خذله. أما إنّی صلّیت مع رسول اللّه{{صل}} یوماً من الأیّام [[صلاة]] الظهر، فسأل [[سائل]] فی المسجد، فلم یعطه [[أحد]]، فرفع السائل یده إلی السماء وقال: ألّلهمّ أشهد أنّی سألت فی [[مسجد]] [[رسول الله]]، فلم یعطنی [[أحد]] شیئاً، وکان علیّ راکعاً، فأومأ إلیه بخنصره الیمنی - وکان یتختّم فیها - فأقبل السائل حتّی أخذ الخاتم من خنصره، وذلک بعین النبی، فلمّا فرغ النبی{{صل}} من صلاته رفع رأسه إلی السماء، وقال: ألّلهمّ إنّ أخی [[موسی]] سألک، فقال: {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}}، فأنزلت علیه قرآناً ناطقاً: {{متن قرآن|سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ}}. ألّلهمّ وأنا محمّد نبیّک وصفیّک، ألّلهمّ فاشرح لی صدری، ویسّرلی أمری، واجعل لی وزیراً من أهلی، علیّاً أخی، أشدد به أزری. قال [[أبوذر]]: فواللّه ما استتمّ [[رسول اللّه]]{{صل}} الکلام حتّی هبط علیه [[جبرئیل]] من عند [[اللّه]]، وقال: یا محمّد، هنیئاً [لک] ما وهب اللّه لک فی أخیک. قال: وما ذاک جبرئیل‌؟ قال: [[أمر]] اللّه أمّتک بموالاته إلی [[یوم القیامة]]، وأنزل قرآناً علیک: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}}}؛ [[شواهد التنزیل]]، ج۱، ص۲۲۹-۲۳۱، ح۲۳۵. همچنین ر.ک: [[تفسیر]] الثعلبی، ج۴، ص۸۰-۸۱؛ تفسیر رازی، ج۱۲، ص۲۶؛ [[نظم]] دررالسمطین، ص۸۷؛ تفسیر النیسابوری، ج۳، ص۱۷۸.</ref>
۱۴٬۸۵۴

ویرایش