آیه وزارت: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۱۲: خط ۱۱۲:
== مناقشات [[عامه]] ==
== مناقشات [[عامه]] ==
از جمله کسانی که به دلالت این [[آیه]] بر [[وزارت]] و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} اشکال گرفته و [[احادیث]] ناظر به آن را مردود دانسته، [[ابن تیمیه حرانی]] [[سلفی]] است. [[ابن تیمیه]] در مناقشه به این [[کلام]] و [[استدلال]] روشن علّامه حلی، وجوهی تراشیده که دو وجه نخست آن تردید در [[صحت سند]] و ادّعای ساختگی بودن آن است، و دو وجه دیگر نیز از [[نادانی]] یا تجاهل وی نشأت می‌گیرد و یک وجه نیز ایراد به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است!  
از جمله کسانی که به دلالت این [[آیه]] بر [[وزارت]] و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} اشکال گرفته و [[احادیث]] ناظر به آن را مردود دانسته، [[ابن تیمیه حرانی]] [[سلفی]] است. [[ابن تیمیه]] در مناقشه به این [[کلام]] و [[استدلال]] روشن علّامه حلی، وجوهی تراشیده که دو وجه نخست آن تردید در [[صحت سند]] و ادّعای ساختگی بودن آن است، و دو وجه دیگر نیز از [[نادانی]] یا تجاهل وی نشأت می‌گیرد و یک وجه نیز ایراد به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است!  
=== مناقشات ابن تیمیه ===
وی می‌گوید:
#پاسخ ما در ابتدا، مطالبۀ [[صحت حدیث]] است. در این خصوص باید گفت: اینکه به اتّفاق [[اندیشمندان]] [[علم حدیث]]، این [[حدیث]] [[دروغ]] و ساختگی است، بلکه حدیث شناسان می‌دانند که این حدیث از زشت‌ترین [[دروغ‌ها]] بر [[رسول خدا]]{{صل}} است!
#[[پیامبر خدا]]{{صل}} در حالی بیشتر [[زمان]] خود را در [[مکه]] گذراند که [[ابن عباس]] هنوز متولد نشده بود.
#آنان ([[شیعیان]]) پیشتر و در ذیل آیۀ {{متن قرآن|إِنَّما وَلِیُّکُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ‌}} و حدیث [[صدقه دادن]] [[انگشتر]] توسط [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[نماز]]، این حدیث را ذکر کرده‌اند که [[پیامبر]]{{صل}} به این [[دعا]] [[خدا]] را خواند. آنان در اینجا نیز ذکر می‌کنند که ایشان این دعا را در مکه، سال‌ها پیش از آن واقعه از خدا درخواست کرده است، پس چنان‌چه [پیامبر] این دعا را در مکه کرده بود و دعای او [[مستجاب]] شده بود، پس دیگر چه نیازی به [[دعا کردن]] در چندین سال پس از آن در [[مدینه]] است‌؟
#تصریح کرده‌اند که علی در امر پیامبر با او [[شریک]] بود، چنان که [[هارون]] شریک [[موسی]] بود و این سخن قائلان به [[نبوت]] امیرالمؤمنین{{ع}} است و این [[کفر]] آشکار است و این گفتار [[امامیه]] نیست، بلکه ناشی از [[اعتقاد]] [[غالیان]] است<ref>{{عربی|والجواب: المطالبة بالصحّة، أوّلاً. الثانی: إنّ هذا کذب موضوع باتّفاق أهل العلم بالحدیث، بل هم یعلمون أنّ هذا من أسمج الکذب علی رسول اللّه{{صل}}. الثالث: إنّ النبی{{صل}} لمّا کان بمکّة فی أکثر الأوقات لم یکن [[ابن عباس]] قد ولد.... الرابع: إنّهم قد قدّموا فی قوله إِنَّما وَلِیُّکُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ‌ وحدیث التصدّق بالخاتم فی الصّلاة: أنّ النبّی{{صل}}[[ دعا]] بهذا الدعاء، وهنا قد ذکروا أنّه قد [[دعا]] بهذا الدعاء بمکّة قبل تلک الواقعة بسنین متعدّدة...، فإذا کان قد دعا بهذا فی مکّة وقد استجیب له، فأیّ حاجة إلی الدعاء به بعد ذلک بالمدینة بسنین متعدّدة‌؟ الخامس: صرّحوا هنا بأنّ علیّاً کان شریکه فی أمره، کما کان [[هارون]] شریک [[موسی]]، وهذا قول من یقول بنبوّته، وهذا [[کفر]] صریح، ولیس هو قول الإمامیّة وإنما هو من قول الغالیة}}. [[منهاج السنة]]، ج۷، ص۱۹۸-۲۰۰.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۰۴ ـ ۲۰۶.</ref>
'''نقد و بررسی مناقشات [[ابن تیمیه]]'''
#وجه اول مناقشه ابن تیمیه در ارتباط با صحت حدیث است، در پاسخ به این دو اشکال می‌گوییم: در [[اثبات]] [[صحت حدیث]] مورد استناد علّامه حلّی همین کافی است که این [[حدیث]] را برخی از [[صحابه]] از جمله [[ابوذر غفاری]]، [[اسماء بنت عمیس]] و [[ابن‌عباس]] نقل کرده‌اند و [[محدثان]] و [[مفسران]] نامی بسیاری آن را از ایشان [[روایت]] کرده‌اند. محدثانی که همگی مورد [[اعتماد]] و قبول اهل سنت هستند. افرادی همچون: [[قطیعی]]؛ [[ابن عدی]]؛ [[خطیب]] [[بغدادی]]؛ [[سلفی]]؛ [[ابن مردویه]]؛ [[ابن عساکر]]؛ [[ابونعیم اصفهانی]]؛ [[سیوطی]] و دیگرانی که از آنها در ابتدای مدخل نام برده شد. حال [[پرسش]] این است که آیا [[اهل تسنن]] می‌پذیرند که این حُفّاظ و حدیث پژوهان مشهور می‌دانستند که حدیث مورد بحث از زشت‌ترین دروغ‌هایی است که به [[پیامبر]]{{صل}} نسبت داده شده است و با این حال آن را در کتب خود روایت کرده‌اند؟ اگر پاسخ این سؤال مثبت باشد،[[ثابت]] می‌شود که پایه‌های اعتقادی اهل تسنن بسیار سست و بی‌اعتبار است و اگر پاسخ منفی باشد معلوم می‌شود که ابن تیمیه براساس [[عادت]] خویش برای [[کتمان]] [[حقیقت]] از هیچ [[افتراء]] و بهتانی ابا ندارد. به علاوه این [[حدیث شریف]] در کتب معتبر [[اهل سنت]] از حضرت [[امام]] محمّد [[باقر]]{{ع}} نیز روایت شده و در کتب معتبر [[شیعه]] نیز آمده است؛ بنابراین، حدیث فوق متفقٌ علیه میان [[فریقین]] است و در [[صحت]] آن و [[درستی]] [[احتجاج]] به آن هیچ تردیدی وجود ندارد.
#وجه دوم مناقشۀ ابن تیمیه نیز نشان از [[جهالت]] یا [[عناد]] وی با حقیقت دارد؛ زیرا [[کودکی]] [[ابن عباس]] در ایام [[زندگی]] [[شریف]] [[رسول خدا]]{{صل}} در [[مکه]] هیچ منافاتی با [[صحت]] این [[حدیث]] ندارد؛ زیرا اولاً قبول [[روایت]] [[ابن عباس]] در [[کودکی]] از نظر [[اندیشمندان]] و صاحب‌نظران بزرگ [[سنی]] هیچ اشکالی ندارد، و ثانیاً در این [[حدیث]] زمانی برای [[صدور حدیث]] معین نشده و ممکن است این جریان در [[مکه]]، پس از [[فتح مکه]] اتّفاق افتاده باشد.
#وجه سوم نیز پوچ‌تر از وجه سوم است،؛ چراکه اولاً [[تکرار]] [[دعا]] و درخواست از [[خداوند]] برای تداوم و استمرار فضل و [[عطای الهی]] نه تنها اشکالی ندارد، بلکه امری [[پسندیده]] است، و ثانیاً تکرار این [[دعا]] حکمت‌هایی دارد که از آن جمله می‌توان به یادآوری قراردادن [[مقام وزارت]] از سوی [[خدا]] برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} اشاره کرد.
#اما اشکال چهارم وی که مدعی است در این حدیث، به درخواست شراکت امام علی{{ع}} در امر [[نبوت]] تصریح شده، ادّعایی بی‌اساس و بهتانی عظیم است؛ زیرا هرگز کسی نگفته است که [[پیامبر خدا]]، از خداوند برای امیرالمؤمنین{{ع}} چنین درخواستی کرده است و این تنها پندار [[ باطل]] و به دور از [[خرد]] [[ابن تیمیه]] است. براساس حدیث [[ابن عباس]] که هم در متون [[حدیثی]] [[شیعه]] و هم در منابع [[اهل تسنن]] آمده است و خود ابن تیمیه نیز به آن اشاره می‌کند، [[خداوند سبحان]] در پاسخ به درخواست [[رسول خدا]]{{صل}}، آیۀ {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref> را نازل فرمود و این نشان می‌دهد که به رغم [[گمان]] [[باطل]] ابن تیمیه، مراد از شراکت در امر، شراکت در [[ولایت]] و [[سرپرستی]] امور [[مردم]] است نه شراکت در نبوت و [[رسالت]]. چنانکه بر اساس حدیث منزلت، [[هارون]] علاوه برداشتن [[مقام نبوت]]، خلیفۀ [[حضرت موسی]]{{ع}} نیز بوده است و [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} هم به [[حکم]] [[حدیث منزلت]] و نیز حدیث مورد بحث، [[خلیفه رسول خدا]]{{صل}} است و چون امر سرپرستی و [[پیشوایی]] مردم به دست رسول خدا{{صل}} بوده است، [[وزیر]] ایشان نیز در این امر خطیر باید او را [[یاری]] کند و بار [[مسئولیت]] او را به دوش بکشد و پس از ایشان، این [[وظیفه]] مهم را بر عهده بگیرد. پس این [[حدیث]] [[نص در امامت]] است، نه [[نص]] در [[نبوت]] و بر همین اساس است که [[رسول خدا]]{{صل}} در [[حدیث شریف]] [[منزلت]] تصریح فرموده است که: {{متن حدیث|أنت منّی بمنزلة هارون من موسی إلّاأنّه لانبیّ بعدی}}. در نتیجه، آنچه [[ابن تیمیه]] در وجه پنجم ادّعا کرده است، [[بهتان]] و ادّعایی بی‌اساس است و در این [[حدیث]] هیچ تصریحی بر شراکت [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در امر [[نبوت]] و [[رسالت]] وجود ندارد و این نکته، برای [[اهل]] [[فهم]] بسیار روشن است!<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۰۸-۲۰۶.</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
۱۵٬۴۸۱

ویرایش