ورع: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:


==ورع و پارسایی اوج مرتبه تقوا و پرهیزکاری==
==ورع و پارسایی اوج مرتبه تقوا و پرهیزکاری==
واژه تقوا از «[[وقی]] - یقی - وقایه» به معنای [[حفظ]] مهار و نگه‌داشت از چیزی یا خطری است که می‌تواند با ترک چیزی یا عمل به چیزی اتفاق افتد. در [[فارسی]] آن را پرهیزکاری معنا کرده‌اند که البته به معنای اجتناب فقط نیست، بلکه همانند پرهیز غذایی به معنای ترک اموری همراه با انجام اموری دیگر است. از این روست که در [[قرآن]] [[تقوای الهی]] با انجام [[اوامر الهی]] در کنار [[نواهی الهی]] از سوی [[بندگان]] مطرح شده است.
واژه تقوا از «وقی - یقی - وقایه» به معنای [[حفظ]] مهار و نگه‌داشت از چیزی یا خطری است که می‌تواند با ترک چیزی یا عمل به چیزی اتفاق افتد. در [[فارسی]] آن را پرهیزکاری معنا کرده‌اند که البته به معنای اجتناب فقط نیست، بلکه همانند پرهیز غذایی به معنای ترک اموری همراه با انجام اموری دیگر است. از این روست که در [[قرآن]] [[تقوای الهی]] با انجام [[اوامر الهی]] در کنار [[نواهی الهی]] از سوی [[بندگان]] مطرح شده است.
البته از نظر قرآن، تقوای الهی دارای مراتب سه‌گانه اصلی است. [[خدا]] می‌فرماید: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند در آنچه خورده‌اند تا هنگامی که پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند سپس پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند آنگاه پرهیزگار باشند و نیکی ورزند گناهی بر آنان نیست و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد» سوره مائده، آیه ۹۳.</ref>.
البته از نظر قرآن، تقوای الهی دارای مراتب سه‌گانه اصلی است. [[خدا]] می‌فرماید: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند در آنچه خورده‌اند تا هنگامی که پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند سپس پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند آنگاه پرهیزگار باشند و نیکی ورزند گناهی بر آنان نیست و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد» سوره مائده، آیه ۹۳.</ref>.
از این [[آیه]] همچنین به دست می‌آید که پس از پایان سه مرتبه از مراتب [[ایمانی]] و تقوایی انسان به [[مقام احسان]] و [[محسنین]] می‌رسد. [[احسان]]، چنان که [[پیامبر]]{{صل}} فرموده، عبارت است از: {{متن حدیث|قَالَ جَبْرَئِيلُ:... يَا رَسُولَ اللَّهِ حَدِّثْنِي مَا الْإِحْسَانُ؟ قَالَ: الْإِحْسَانُ أَنْ تَعْمَلَ‏ لِلَّهِ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ}}<ref>بحارالانوار، ج۵۹، ص۲۶۰ و ۲۶۱؛ الدرالمنثور، سیوطی، ج۱، ص۹۳.</ref>؛ «[[جبرئیل]] گفت: ای [[رسول الله]]! درباره [[احسان]] برایم سخن بگو؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: احسان آن است که برای [[خداوند]] کار کنی گویی که تو [[خدا]] را می‌بینی. پس اگر خدا را نمی‌بینی، به [[راستی]] که خداوند تو را می‌بیند».
از این [[آیه]] همچنین به دست می‌آید که پس از پایان سه مرتبه از مراتب [[ایمانی]] و تقوایی انسان به [[مقام احسان]] و [[محسنین]] می‌رسد. [[احسان]]، چنان که [[پیامبر]]{{صل}} فرموده، عبارت است از: {{متن حدیث|قَالَ جَبْرَئِيلُ:... يَا رَسُولَ اللَّهِ حَدِّثْنِي مَا الْإِحْسَانُ؟ قَالَ: الْإِحْسَانُ أَنْ تَعْمَلَ‏ لِلَّهِ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ}}<ref>بحارالانوار، ج۵۹، ص۲۶۰ و ۲۶۱؛ الدرالمنثور، سیوطی، ج۱، ص۹۳.</ref>؛ «[[جبرئیل]] گفت: ای [[رسول الله]]! درباره [[احسان]] برایم سخن بگو؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: احسان آن است که برای [[خداوند]] کار کنی گویی که تو [[خدا]] را می‌بینی. پس اگر خدا را نمی‌بینی، به [[راستی]] که خداوند تو را می‌بیند».
خط ۱۶: خط ۱۶:
البته [[شیخ طبرسی]] در [[مجمع البیان]] در ذیل معنای احسان و [[محسن]] در [[قرآن]]، به جای «تعمل» واژه «[[تعبد]]» را آورده است و می‌نویسد: {{متن حدیث|رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْإِحْسَانِ؟ فَقَالَ: أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ}}<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۱۱۶؛ ذیل آیه ۱۱۳ سوره نساء؛ بحارالانوار، ج۷، ص۲۱۹.</ref>؛ «از پیامبر{{صل}} [[روایت]] شده که ایشان در پاسخ سؤال از احسان فرمود: اینکه خداوند را [[عبادت]] کنی گویی او را می‌بینی. پس اگر او را نمی‌بینی به تحقیق که او تو را می‌بیند».
البته [[شیخ طبرسی]] در [[مجمع البیان]] در ذیل معنای احسان و [[محسن]] در [[قرآن]]، به جای «تعمل» واژه «[[تعبد]]» را آورده است و می‌نویسد: {{متن حدیث|رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْإِحْسَانِ؟ فَقَالَ: أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ}}<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۱۱۶؛ ذیل آیه ۱۱۳ سوره نساء؛ بحارالانوار، ج۷، ص۲۱۹.</ref>؛ «از پیامبر{{صل}} [[روایت]] شده که ایشان در پاسخ سؤال از احسان فرمود: اینکه خداوند را [[عبادت]] کنی گویی او را می‌بینی. پس اگر او را نمی‌بینی به تحقیق که او تو را می‌بیند».
همچنین [[علامه مجلسی]] از کتاب مکارم‌الاخلاق نقل می‌کند که پیامبر{{صل}} در سفارشات خود به [[ابوذر غفاری]] فرمود: {{متن حدیث|يَا أَبَا ذَرٍّ! اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ، وَ اعْلَمْ أَنَّ أَوَّلَ عِبَادَةِ اللَّهِ الْمَعْرِفَةُ بِهِ}}<ref>مکارم اخلاق، ص۵۳۷؛ بحارالانوار، ج۷۷، ص۷۵ و ۷۶.</ref>؛ «ای [[ابوذر]]! خداوند را چنان عبادت کن که گویی او را می‌بینی. پس اگر او را نمی‌بینی بدان که او تو را می‌بیند و بدان که اول عبادت خداوند، [[معرفت]] به این مطلب است».
همچنین [[علامه مجلسی]] از کتاب مکارم‌الاخلاق نقل می‌کند که پیامبر{{صل}} در سفارشات خود به [[ابوذر غفاری]] فرمود: {{متن حدیث|يَا أَبَا ذَرٍّ! اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ، وَ اعْلَمْ أَنَّ أَوَّلَ عِبَادَةِ اللَّهِ الْمَعْرِفَةُ بِهِ}}<ref>مکارم اخلاق، ص۵۳۷؛ بحارالانوار، ج۷۷، ص۷۵ و ۷۶.</ref>؛ «ای [[ابوذر]]! خداوند را چنان عبادت کن که گویی او را می‌بینی. پس اگر او را نمی‌بینی بدان که او تو را می‌بیند و بدان که اول عبادت خداوند، [[معرفت]] به این مطلب است».
به هر حال، [[تقوای الهی]] دارای سه‌گانه‌ای است که از آن به تقوای عام، تقوای خاص و تقوای اخص تعبیر می‌شود. تقوای عام با [[عمل به واجبات]] و [[ترک محرمات]]، تقوای خاص با عمل به واجبات و [[مستحبات]] و ترک محرمات و مکروهات و نیز [[متشابهات]] و بلکه [[مباحات]] به دست نمی‌آید. این مرتبه سوم از تقوای الهی یا همان تقوای اخص در [[فرهنگ]] اصطلاحات [[اسلامی]] «ورع» می‌گویند که در [[فارسی]] به معنای [[پارسایی]] است؛ زیرا واژه ورع در لغت به معنای لگام زدن به [[حیوان]]، بازداشتن از چیزی چون آب، فاصله انداختن میان دو چیز، [[ترسو]]، [[ناتوان]] و [[ضعیف]] نگه‌داشتن است. از این رو می‌توان گفت که ورع با [[تقوا]] بلکه حتی با واژه [[عقل]] نوعی ترادف معنایی دارد هر چند تفاوت و فرق ظریفی و لطیفی میان هر یک از آنها است. [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} با بهره‌گیری از واژه «[[عقل]]» به تعریف از ورع می‌پردازد و می‌فرماید: {{متن حدیث|لَا مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ}}<ref>نهج‌البلاغه، صبحی صالح، ص۵۴۱.</ref>؛ «هیچ عقال و لگام بازدارنده‌ای نیک‌تر از ورع نیست».
به هر حال، [[تقوای الهی]] دارای سه‌گانه‌ای است که از آن به تقوای عام، تقوای خاص و تقوای اخص تعبیر می‌شود. تقوای عام با [[عمل به واجبات]] و [[ترک محرمات]]، تقوای خاص با عمل به واجبات و [[مستحبات]] و ترک محرمات و مکروهات و نیز [[متشابهات]] و بلکه [[مباحات]] به دست نمی‌آید. این مرتبه سوم از تقوای الهی یا همان تقوای اخص در [[فرهنگ]] اصطلاحات [[اسلامی]] «ورع» می‌گویند که در [[فارسی]] به معنای [[پارسایی]] است؛ زیرا واژه ورع در لغت به معنای لگام زدن به [[حیوان]]، بازداشتن از چیزی چون آب، فاصله انداختن میان دو چیز، [[ترسو]]، [[ناتوان]] و [[ضعیف]] نگه‌داشتن است. از این رو می‌توان گفت که ورع با [[تقوا]] بلکه حتی با واژه [[عقل]] نوعی ترادف معنایی دارد هر چند تفاوت و فرق ظریفی و لطیفی میان هر یک از آنها است. [[امیرمؤمنان امام علی]]{{ع}} با بهره‌گیری از واژه «[[عقل]]» به تعریف از ورع می‌پردازد و می‌فرماید: {{متن حدیث|لَا مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ}}<ref>نهج‌البلاغه، صبحی صالح، ص۵۴۱.</ref>؛ «هیچ عقال و لگام بازدارنده‌ای نیک‌تر از ورع نیست».
هرچند واژه «ورع» در [[قرآن]] به کار نرفته است، اما در [[فرهنگ اسلامی]] و [[روایات]] معصومان{{عم}} این واژه بسیار به کار گرفته شده است. در اصطلاح فرهنگ اسلامی، ورع نه تنها [[ترک محرمات]] و مکروهات، بلکه [[متشابهات]] است. امیرمؤمنان امام علی{{ع}} در تعریف مفهوم [[اسلامی]] ورع فرموده است: {{متن حدیث|الْوَرَعُ الْوُقُوفُ عِنْدَ الشُّبْهَةِ}}<ref>عیون الحکم و المواعظ، علی لیثی واسطی، ص۶۸.</ref>؛ «ورع و [[پرهیزکاری]] توقف در برابر [[شبهات]] است». یعنی ورع آن نیست که [[آدمی]] خود را از [[حرام]] [[یقینی]] باز دارد، بلکه آن است که در برابر [[شبهه]] نیز بایستد و مرتکب آن نشود.
هرچند واژه «ورع» در [[قرآن]] به کار نرفته است، اما در [[فرهنگ اسلامی]] و [[روایات]] معصومان{{عم}} این واژه بسیار به کار گرفته شده است. در اصطلاح فرهنگ اسلامی، ورع نه تنها [[ترک محرمات]] و مکروهات، بلکه [[متشابهات]] است. امیرمؤمنان امام علی{{ع}} در تعریف مفهوم [[اسلامی]] ورع فرموده است: {{متن حدیث|الْوَرَعُ الْوُقُوفُ عِنْدَ الشُّبْهَةِ}}<ref>عیون الحکم و المواعظ، علی لیثی واسطی، ص۶۸.</ref>؛ «ورع و [[پرهیزکاری]] توقف در برابر [[شبهات]] است». یعنی ورع آن نیست که [[آدمی]] خود را از [[حرام]] [[یقینی]] باز دارد، بلکه آن است که در برابر [[شبهه]] نیز بایستد و مرتکب آن نشود.
[[امام حسن عسکری]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|أَوْرَعُ النَّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ؛ أَعْبَدُ النَّاسِ مَنْ أَقَامَ عَلَى الْفَرَائِضِ؛ أَزْهَدُ النَّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرَامَ؛ أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ}}<ref>تحف العقول، ص۴۸۹.</ref>؛ «[[پارساترین]] [[مردم]] کسی است که نزد شبهه توقف کند، [[عابدترین]] مردم کسی است که [[واجبات]] را به پا دارد، [[زاهدترین]] مردم کسی است که حرام را ترک کند، پر تلاش‌ترین افراد کسی است که [[گناه]] را ترک کند».
[[امام حسن عسکری]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|أَوْرَعُ النَّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ؛ أَعْبَدُ النَّاسِ مَنْ أَقَامَ عَلَى الْفَرَائِضِ؛ أَزْهَدُ النَّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرَامَ؛ أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ}}<ref>تحف العقول، ص۴۸۹.</ref>؛ «[[پارساترین]] [[مردم]] کسی است که نزد شبهه توقف کند، [[عابدترین]] مردم کسی است که [[واجبات]] را به پا دارد، [[زاهدترین]] مردم کسی است که حرام را ترک کند، پر تلاش‌ترین افراد کسی است که [[گناه]] را ترک کند».
خط ۲۹: خط ۲۹:
[[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} نیز در این زمینه هشدار داده و می‌فرمایند: {{متن حدیث|فَمَنْ تَرَكَ الشُّبُهَاتِ نَجَا مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ أَخَذَ بِالشُّبُهَاتِ ارْتَكَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ هَلَكَ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُ}}<ref>الکافی، چاپ الاسلامیه، ج۱، ص۶۸.</ref>؛ «هر کس که شبهات را ترک کند، از [[محرمات]] [[نجات]] می‌یابد و هر کس که به شبهات اقدام کند مرتکب محرمات می‌شود و ندانسته هلاک و نابود می‌گردد».
[[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} نیز در این زمینه هشدار داده و می‌فرمایند: {{متن حدیث|فَمَنْ تَرَكَ الشُّبُهَاتِ نَجَا مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ أَخَذَ بِالشُّبُهَاتِ ارْتَكَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ هَلَكَ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُ}}<ref>الکافی، چاپ الاسلامیه، ج۱، ص۶۸.</ref>؛ «هر کس که شبهات را ترک کند، از [[محرمات]] [[نجات]] می‌یابد و هر کس که به شبهات اقدام کند مرتکب محرمات می‌شود و ندانسته هلاک و نابود می‌گردد».


پس از نظر [[آموزه‌های وحیانی اسلام]]، ورع و [[پارسایی]] همان مرتبه عالی [[تقوا]] است که در [[قرآن]] به عنوان «[[حق]] تقاته» از آن یاد شده است. [[خداوند متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند چنان که سزاوار پروا از اوست پروا کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۲.</ref>. در [[حقیقت]]، [[اهل]] ورع و [[پارسایی]] نهایت [[استطاعت]] خویش را به کار گرفتند تا آنچه [[خدا]] خواسته را انجام دهند و حتی از [[شبهات]] و بلکه برخی از [[مباحات]] که بستر نزدیکی به [[گناه]] و [[حرام]] را فراهم می‌آورد، مانند [[زیاده‌روی]] در [[شهوات]] جنسی و غیرجنسی و [[غضب]] و [[خشم]] [[پرهیز]] نمی‌کنند و به این [[فرمان الهی]] سر می‌نهند که می‌فرماید: {{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ}}<ref>«هر چه می‌توانید از خداوند پروا کنید» سوره تغابن، آیه ۱۶.</ref>.
پس از نظر [[آموزه‌های وحیانی اسلام]]، ورع و [[پارسایی]] همان مرتبه عالی [[تقوا]] است که در [[قرآن]] به عنوان «[[حق تقاته]]» از آن یاد شده است. [[خداوند متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند چنان که سزاوار پروا از اوست پروا کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۲.</ref>. در [[حقیقت]]، [[اهل]] ورع و [[پارسایی]] نهایت [[استطاعت]] خویش را به کار گرفتند تا آنچه [[خدا]] خواسته را انجام دهند و حتی از [[شبهات]] و بلکه برخی از [[مباحات]] که بستر نزدیکی به [[گناه]] و [[حرام]] را فراهم می‌آورد، مانند [[زیاده‌روی]] در [[شهوات]] جنسی و غیرجنسی و [[غضب]] و [[خشم]] [[پرهیز]] نمی‌کنند و به این [[فرمان الهی]] سر می‌نهند که می‌فرماید: {{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ}}<ref>«هر چه می‌توانید از خداوند پروا کنید» سوره تغابن، آیه ۱۶.</ref>.
البته برخی از [[مفسران]] ذیل [[آیه]] ۱۳۳ [[سوره نساء]] و آیه ۲ [[سوره بقره]]، گفته‌اند: [[تقوا]]، نقشه راه رسیدن به [[مقام قرب]] خدا، تابلوی راهنمای [[حرکت]] به سمت [[مقام]] «[[مشاهده]] و [[شهود]] [[قلبی]]»، و [[منزل]] گزیدن در جوار [[رضوان الهی]] است. کسانی که می‌خواهند به مرتبه اعلای [[مقام تقوا]] برسند، باید [[منازل]] و [[مر]]احلی را بگذرانند، تا به مرتبه عالی تقوا برسند. مرتبه نخست تقوا، [[ایمان]] و [[تسلیم]] است. مرتبه دوم مقام «[[توبه]]» است. مرتبه سوم دوری گزیدن از شبهات بوده که آن مقام «ورع» است<ref>البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، ابن عجیبه احمد بن محمد، ج۱، ص۵۷؛ کتاب التسهیل لعلوم التنزیل، ابن جزی غرناطی، تحقیق، ج۱، ص۶۹.</ref>.
البته برخی از [[مفسران]] ذیل [[آیه]] ۱۳۳ [[سوره نساء]] و آیه ۲ [[سوره بقره]]، گفته‌اند: [[تقوا]]، نقشه راه رسیدن به [[مقام قرب]] خدا، تابلوی راهنمای [[حرکت]] به سمت [[مقام]] «[[مشاهده]] و [[شهود]] [[قلبی]]»، و [[منزل]] گزیدن در جوار [[رضوان الهی]] است. کسانی که می‌خواهند به مرتبه اعلای [[مقام تقوا]] برسند، باید [[منازل]] و مراحلی را بگذرانند، تا به مرتبه عالی تقوا برسند. مرتبه نخست تقوا، [[ایمان]] و [[تسلیم]] است. مرتبه دوم مقام «[[توبه]]» است. مرتبه سوم دوری گزیدن از شبهات بوده که آن مقام «ورع» است<ref>البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، ابن عجیبه احمد بن محمد، ج۱، ص۵۷؛ کتاب التسهیل لعلوم التنزیل، ابن جزی غرناطی، تحقیق، ج۱، ص۶۹.</ref>.


باید توجه داشت که [[شبهه]] را شبهه نامیده‌اند؛ چراکه شبیه و همانند حق است و [[انسان]] [[توانایی]] تشخیص را در این موارد از دست می‌دهد. شبهات را باید [[برزخ]] میان [[حق و باطل]] دانست؛ زیرا نمادهایی از حق و باطل را با خود دارد و شخص را [[سرگردان]] و [[حیران]] می‌سازد.
باید توجه داشت که [[شبهه]] را شبهه نامیده‌اند؛ چراکه شبیه و همانند حق است و [[انسان]] [[توانایی]] تشخیص را در این موارد از دست می‌دهد. شبهات را باید [[برزخ]] میان [[حق و باطل]] دانست؛ زیرا نمادهایی از حق و باطل را با خود دارد و شخص را [[سرگردان]] و [[حیران]] می‌سازد.
۲۲۷٬۶۸۱

ویرایش