پرش به محتوا

رقیه دختر امام علی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = فرزندان امام علی | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = فرزندان امام علی | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط  = }}


== مقدمه ==
== آشنایی اجمالی ==
[[رقیه]] دختر [[امام علی]]، [[همسر]] [[مسلم بن عقیل]] و لقبش [[ام کلثوم]] بود. او با دو پسرش به نام‌های [[عبدالله بن مسلم بن عقیل]] و [[محمد بن مسلم بن عقیل]] و دخترش همراه [[امام]] به [[کربلا]] آمد. پسرانش در کربلا به [[شهادت]] رسیدند.
 
برخی از [[مقاتل]] و مورخان، عبدالله را اولین [[شهید]] [[بنی هاشم]] دانسته‌اند<ref>الفتوح، ج۵، ص۲۵۲؛ ابن‌شهرآشوب، المناقب، ج۴، ص۱۱۴؛ خوارزمی، مقتل الحسین، ج۲، ص۲۶.</ref>، ولی بیشتر بر این باورند که او پس از [[علی اکبر]] به شهادت رسیده است. بنا به [[نقلی]] نام دخترش عاتکه و هفت ساله بود. بعضی دیگر نام او را حمیده و سن او را یازده سال دانسته‌اند. نقل شده در بین راه کربلا آنگاه که خبر شهادت مسلم به [[امام حسین]] {{ع}} رسید، آن حضرت او را بر زانوی خود نشاند و دست نوازش بر سرش کشید و فرمود: من پدرت و دخترانم خواهرانت هستند. در این لحظه صدای [[گریه]] او و دیگر فرزندان مسلم بلند شد و فریاد: {{متن حدیث|وا مسلما و وا ابن عقیلاه}}، سر دادند. [[روز عاشورا]] هنگام هجوم [[لشکریان]] به خیمه‌ها این دختر در زیردست و پای مهاجمان به شهادت رسید<ref>ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۵۵؛ اعلام الوری، ص۲۰۴؛ وسیلة الدارین، ص۲۹۷.</ref>.<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص:۲۱۷-۲۱۸.</ref>
 
==رقیه==
رقیه مکنی به [[ام‌کلثوم]] صغری است. مادرش [[صهباء]] مکنی به [[ام‌حبیب دختر ربیعه]] تغلبیه است. وی از [[زنان]] دانشمند و [[شجاع]] عصر خود بود که در [[خاندان عصمت و طهارت]]{{عم}} [[رشد]] کرده بود. او [[معارف دینی]] را از پدر و [[برادران]] [[بزرگوار]] خود آموخت.
رقیه مکنی به [[ام‌کلثوم]] صغری است. مادرش [[صهباء]] مکنی به [[ام‌حبیب دختر ربیعه]] تغلبیه است. وی از [[زنان]] دانشمند و [[شجاع]] عصر خود بود که در [[خاندان عصمت و طهارت]]{{عم}} [[رشد]] کرده بود. او [[معارف دینی]] را از پدر و [[برادران]] [[بزرگوار]] خود آموخت.
رقیه با پسرعمویش [[مسلم بن عقیل]]، [[سفیر]] [[امام حسین]]{{ع}} در [[کوفه]] و از مشاهیر [[تابعین]] و بزرگان و اشراف [[بنی‌هاشم]] [[ازدواج]] کرد و سه پسر به نام‌های عبدالله، علی و محمد و دختری به نام [[حمیده]] از او متولد شد<ref>المعارف، ص۲۰۴؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۳۲۸؛ اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۳۹۷؛ مقتل امیرالمؤمنین ص۱۴۷؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۲۳۶.</ref>.
رقیه با پسرعمویش [[مسلم بن عقیل]]، [[سفیر]] [[امام حسین]]{{ع}} در [[کوفه]] و از مشاهیر [[تابعین]] و بزرگان و اشراف [[بنی‌هاشم]] [[ازدواج]] کرد و سه پسر به نام‌های عبدالله، علی و محمد و دختری به نام حمیده از او متولد شد<ref>المعارف، ص۲۰۴؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۳۲۸؛ اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۳۹۷؛ مقتل امیرالمؤمنین ص۱۴۷؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۲۳۶.</ref>.
رقیه به همراه [[فرزندان]] و سایر برادران خود از [[مدینه]] تا [[کربلا]] از ملتزمان رکاب امام حسین{{ع}} بودند. دو فرزندش عبدالله و محمد در رکاب دایی بزرگوار خود به [[شهادت]] رسیدند<ref>ر.ک: المعارف، ص۲۰۴؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۳۲۸؛ اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۳۹۷؛ ک: کتاب نسب قریش، ص۴۵؛ المحبر، ص۵۶؛ تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۱۴۵؛ المعارف، ص۲۰۴؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۶۸؛ مقاتل الطالبیین، ص۹۲؛ رجال طوسی، ص۸۰؛ شرح الاخبار، ص۱۹۵؛ لباب الانساب والالقاب و الاعقاب، ج۱، ص۳۳۹.</ref>.
رقیه به همراه [[فرزندان]] و سایر برادران خود از [[مدینه]] تا [[کربلا]] از ملتزمان رکاب امام حسین{{ع}} بودند. دو فرزندش عبدالله و محمد در رکاب دایی بزرگوار خود به [[شهادت]] رسیدند<ref>ر.ک: المعارف، ص۲۰۴؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۳۲۸؛ اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۳۹۷؛ ک: کتاب نسب قریش، ص۴۵؛ المحبر، ص۵۶؛ تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۱۴۵؛ المعارف، ص۲۰۴؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۶۸؛ مقاتل الطالبیین، ص۹۲؛ رجال طوسی، ص۸۰؛ شرح الاخبار، ص۱۹۵؛ لباب الانساب والالقاب و الاعقاب، ج۱، ص۳۳۹.</ref>.
عبدالله و محمد از [[جوانان]] [[جنگجو]] و [[دلیر]] بنی‌هاشم بودند که در کربلا سیزده و چهارده سال سن داشتند<ref>ر.ک: مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۷، ص۱۸۷؛ لباب الانساب والالقاب والاعقاب، ج۱، ص۴۰۲؛ تنقیح المقال، ص۲۰۲.</ref>.
عبدالله و محمد از [[جوانان]] [[جنگجو]] و دلیر بنی‌هاشم بودند که در کربلا سیزده و چهارده سال سن داشتند<ref>ر.ک: مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۷، ص۱۸۷؛ لباب الانساب والالقاب والاعقاب، ج۱، ص۴۰۲؛ تنقیح المقال، ص۲۰۲.</ref>.


رقیه همراه دیگر [[اسرا]] به کوفه و [[شام]] و سپس به مدینه بازگشت. طیفوری در کتاب بلاغات النساء خطبه‌ای ذکر نموده که ام‌کلثوم صغری در کوفه ایراد نمود و با [[خطبه حضرت زینب]]{{س}} که [[سید بن طاووس]] در اللهوف ثبت نموده است [[اختلاف]] دارد. سید بن طاووس نیز [[خطبه]] مستقل دومی را ذکر نموده و تصریح می‌کند که ام‌کلثوم [[دختر امیرالمؤمنین]] با صدای گریه‌آلود بر [[مردم کوفه]] خواند:
رقیه همراه دیگر اسرا به کوفه و [[شام]] و سپس به مدینه بازگشت. طیفوری در کتاب بلاغات النساء خطبه‌ای ذکر نموده که ام‌کلثوم صغری در کوفه ایراد نمود و با خطبه حضرت زینب{{س}} که [[سید بن طاووس]] در اللهوف ثبت نموده است [[اختلاف]] دارد. سید بن طاووس نیز [[خطبه]] مستقل دومی را ذکر نموده و تصریح می‌کند که ام‌کلثوم دختر امیرالمؤمنین با صدای گریه‌آلود بر [[مردم کوفه]] خواند: {{متن حدیث|يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ سَوْأَةً لَكُمْ مَا لَكُمْ خَذَلْتُمْ حُسَيْناً وَ قَتَلْتُمُوهُ وَ انْتَهَبْتُمْ أَمْوَالَهُ وَ وَرِثْتُمُوهُ وَ سَبَيْتُمْ نِسَاءَهُ وَ نَكَبْتُمُوهُ فَتَبّاً لَكُمْ وَ سُحْقاً وَيْلَكُمْ أَ تَدْرُونَ أَيَّ دَوَاهٍ دَهَتْكُمْ وَ أَيَّ وِزْرٍ عَلَى ظُهُورِكُمْ حَمَلْتُمْ وَ أَيَّ دِمَاءٍ سَفَكْتُمُوهَا وَ أَيَّ كَرِيمَةٍ أَصَبْتُمُوهَا وَ أَيَّ صِبْيَةٍ سَلَبْتُمُوهَا وَ أَيَّ أَمْوَالٍ انْتَهَبْتُمُوهَا قَتَلْتُمْ خَيْرَ رِجَالاتٍ بَعْدَ النَّبِيِّ{{صل}} وَ نُزِعَتِ الرَّحْمَةُ مِنْ قُلُوبِكُمْ أَلَا حِزْبُ اللَّهِ هُمُ الْفَائِزُونَ وَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخاسِرُونَ}}؛ «ای [[اهل کوفه]]! [[بدا]] به حالتان، چه شد شما را که از [[یاری]] برادرم حسین{{ع}} دست شستید و او را کشتید و دست به تاراج اموالش گشوده، آنها را به [[ارث]] بردید و زنانش را [[اسیر]] کرده به مصیبتش کشاندید، نابود باشید. وای بر شما چه جنایاتی را مرتکب شده، چه گناهی را بر دوش خود بار کرده، چه [[خون‌ها]] ریخته، چه [[زنان]] مکرّمه را [[خرد]] کرده و اسیر نموده، چه جامگانی را از [[دختران]] به یغما بردید و چه اموالی را به [[غارت]] بردید؟ بهترین مردان بعد از [[پیامبر]] را کشتید. [[رحمت]] از دل‌هایتان رخت بربسته است، هان، [[حزب خدا]] غالب و حزب شیطان زیانکارند».
{{متن حدیث|يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ سَوْأَةً لَكُمْ مَا لَكُمْ خَذَلْتُمْ حُسَيْناً وَ قَتَلْتُمُوهُ وَ انْتَهَبْتُمْ أَمْوَالَهُ وَ وَرِثْتُمُوهُ وَ سَبَيْتُمْ نِسَاءَهُ وَ نَكَبْتُمُوهُ فَتَبّاً لَكُمْ وَ سُحْقاً وَيْلَكُمْ أَ تَدْرُونَ أَيَّ دَوَاهٍ دَهَتْكُمْ وَ أَيَّ وِزْرٍ عَلَى ظُهُورِكُمْ حَمَلْتُمْ وَ أَيَّ دِمَاءٍ سَفَكْتُمُوهَا وَ أَيَّ كَرِيمَةٍ أَصَبْتُمُوهَا وَ أَيَّ صِبْيَةٍ سَلَبْتُمُوهَا وَ أَيَّ أَمْوَالٍ انْتَهَبْتُمُوهَا قَتَلْتُمْ خَيْرَ رِجَالاتٍ بَعْدَ النَّبِيِّ{{صل}} وَ نُزِعَتِ الرَّحْمَةُ مِنْ قُلُوبِكُمْ أَلَا حِزْبُ اللَّهِ هُمُ الْفَائِزُونَ وَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخاسِرُونَ}}؛ «ای [[اهل کوفه]]! [[بدا]] به حالتان، چه شد شما را که از [[یاری]] برادرم حسین{{ع}} دست شستید و او را کشتید و دست به تاراج اموالش گشوده، آنها را به [[ارث]] بردید و زنانش را [[اسیر]] کرده به مصیبتش کشاندید، نابود باشید. وای بر شما چه جنایاتی را مرتکب شده، چه گناهی را بر دوش خود بار کرده، چه [[خون‌ها]] ریخته، چه [[زنان]] مکرّمه را [[خرد]] کرده و اسیر نموده، چه جامگانی را از [[دختران]] به یغما بردید و چه اموالی را به [[غارت]] بردید؟ بهترین مردان بعد از [[پیامبر]] را کشتید. [[رحمت]] از دل‌هایتان رخت بربسته است، هان، [[حزب خدا]] غالب و [[حزب شیطان]] زیانکارند».
سپس اشعاری خواند:
سپس اشعاری خواند:
{{عربی|قَتَلْتُمْ أَخِي صَبْراً فَوَيْلٌ لِأُمِّكُمْ *** سَتُجْزَوْنَ نَاراً حَرُّهَا يَتَوَقَّدُ
{{عربی|قَتَلْتُمْ أَخِي صَبْراً فَوَيْلٌ لِأُمِّكُمْ *** سَتُجْزَوْنَ نَاراً حَرُّهَا يَتَوَقَّدُ
خط ۲۴: خط ۱۸:
و من هماره در زندگی‌ام بر برادرم می‌گریم، بر کسی که بهتر از همه بعد از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بود.
و من هماره در زندگی‌ام بر برادرم می‌گریم، بر کسی که بهتر از همه بعد از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بود.
[[اشک]] جوشان چون [[باران]] که همواره بر گونه‌ای جاری است و خشکی نگیرد.
[[اشک]] جوشان چون [[باران]] که همواره بر گونه‌ای جاری است و خشکی نگیرد.
[[راوی]] گوید: بعد از این سخنان [[ضجه]] [[مردم]] با بانگ [[گریه]] بلند شد، زنان موی پریشان کرده خاک بر سر ریخته، چهره‌ها را خراشیده، تپانچه بر گونه‌ها زده و ناله‌ها را به واویلا برداشتند، مردان نیز سخت گریسته، ریش خود را می‌کندند و چنان آن [[روز]] جمعیتی گریان از [[زن]] و مرد دیده نشد<ref>ر.ک: اللهوف، ص۱۵۴-۱۵۶.</ref>.
راوی گوید: بعد از این سخنان [[ضجه]] [[مردم]] با بانگ [[گریه]] بلند شد، زنان موی پریشان کرده خاک بر سر ریخته، چهره‌ها را خراشیده، تپانچه بر گونه‌ها زده و ناله‌ها را به واویلا برداشتند، مردان نیز سخت گریسته، ریش خود را می‌کندند و چنان آن [[روز]] جمعیتی گریان از [[زن]] و مرد دیده نشد<ref>ر.ک: اللهوف، ص۱۵۴-۱۵۶.</ref>.
درباره سال [[وفات]] و [[محل دفن]] وی گزارشی در [[منابع تاریخی]] وجود ندارد. اگر مدفون [[قریه]] راویه [[شام]] [[ام‌کلثوم]] باشد چنان‌که به حسب نقل ابن‌جبیر و [[یاقوت حموی]] و ابن‌عساکر روشن است، پس باید ام‌کلثوم صغری [[همسر]] [[مسلم بن عقیل]] باشد که بعد از درگذشت [[زینب]]{{س}} و [[شهادت مسلم بن عقیل]] با [[عبدالله بن جعفر طیار]] [[ازدواج]] کرد. در این صورت آمدن او به شام و درگذشتش در قریه راویه هرچند امکان دارد، ولی عادتاً این مسأله بعید است. البته اگر نسبت [[قبر]] به ام‌کلثوم درست باشد. چنانچه گفته شد ما سندی در دست نداریم که [[صحت]] آن را برساند. هرچند دلیل بر نادرستی آن نیز پیدا نیست<ref>أعیان الشیعه، ج۷، ص۱۴۰-۱۴۱.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۹۹.</ref>
 
درباره سال [[وفات]] و [[محل دفن]] وی گزارشی در منابع تاریخی وجود ندارد. اگر مدفون [[قریه]] راویه [[شام]] [[ام‌کلثوم]] باشد چنان‌که به حسب نقل ابن‌جبیر و [[یاقوت حموی]] و ابن‌عساکر روشن است، پس باید ام‌کلثوم صغری [[همسر]] [[مسلم بن عقیل]] باشد که بعد از درگذشت [[زینب]]{{س}} و [[شهادت مسلم بن عقیل]] با [[عبدالله بن جعفر طیار]] [[ازدواج]] کرد. در این صورت آمدن او به شام و درگذشتش در قریه راویه هرچند امکان دارد، ولی عادتاً این مسأله بعید است. البته اگر نسبت [[قبر]] به ام‌کلثوم درست باشد. چنانچه گفته شد ما سندی در دست نداریم که صحت آن را برساند. هرچند دلیل بر نادرستی آن نیز پیدا نیست<ref>أعیان الشیعه، ج۷، ص۱۴۰-۱۴۱.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۹۹؛ [[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص۲۱۷-۲۱۸.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۳۴٬۳۳۱

ویرایش