پرش به محتوا

نهضت‌های پس از عاشورا: تفاوت میان نسخه‌ها

(۸ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۶: خط ۱۶:
=== نهضت توابین ===
=== نهضت توابین ===
{{اصلی|قیام توابین}}
{{اصلی|قیام توابین}}
«توابین» [[لقب]] گروهی از [[شیعیان کوفه]] است که به [[خون‌خواهی]] [[شهدای کربلا]] [[قیام]] کردند. [[سلیمان بن صرد خزاعی]] را که از [[اصحاب پیامبر]] به شمار می‌‌رفت و از چهره‌های بارز [[شیعه]] بود به [[ریاست]] [[برگزیده]]، در [[خانه]] او گرد آمدند و هم [[پیمان]] شدند تا دست به قیام علیه [[امویان]] بزنند. آغاز تصمیمشان در سال ۶۱ هجری بود، لکن [[زمان]] [[نهضت]] را در سال ۶۵ هجری قرار دادند. در این مدّت، با جذب افراد به گروه خویش و تهیّه [[سلاح]] و فراهم کردن امکانات نهضت، پس از مدّتی [[سازماندهی]] مخفیانه، سرانجام با جمعیتی ۴۰۰۰ نفری قیام کردند و با [[شعار]] «[[یا لثارات الحسین]]»، عازم [[نخیله]] شدند تا از آنجا به سوی [[شام]] حرکت کنند. شروع قیام آنان را در عصر [[مروان بن حکم]]، [[روز]] چهارشنبه بیست و دوّم [[ربیع الثانی]] گفته‌اند<ref>انصار الحسین، شمس الدین، ص۲۰۵.</ref>.
بر سر [[تربت سید الشهدا]] {{ع}} رفتند و پس از [[زیارت]] [[قبر]] حسین {{ع}} و گریه‌ها و ناله‌ها قیام خود را شروع کردند<ref>ثوره الحسین، شمس الدین، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۱۳۰.</ref>
سلیمان و یارانش به سرعت حرکت کردند تا به «[[عین‌الورده]]» رسیدند و در [[غرب]] آن مستقر شدند. پس از سه [[روز]] سپاه شام به نزدیکی «عین الورده» رسید و بعد از چند روز جنگ و کشته شدن بسیاری از توابین و بازگشت آنان به کوفه خاتمه یافت<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۱۸۷ ـ ۲۰۶.</ref>.


=== نهضت مختار ===
=== نهضت مختار ===
{{اصلی|قیام مختار}}
{{اصلی|قیام مختار}}
مختار فرزند [[ابوعبید ثقفی]] در [[سال اول هجرت]] متولد شد؛ پدرش ابوعبید از بزرگان [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} و مادر مختار، [[دومه دختر وهب بن عمر]] است. مختار مردی [[شجاع]] و دارای [[عقلی]] وافر و در پاسخ دادن حاضر جواب بود، او دارای [[خصال]] پسندیده و بسیار با [[سخاوت]] بود و استعدادی داشت که امور را با [[فراست]] و زیرکی به آسانی [[درک]] می‌کرد<ref>مقتل الحسین مقرم، ص۱۴۷.</ref>.
از [[روایات]] و [[اخبار]] استفاده می‌شود که حرکت و [[قیام]] مختار مورد [[رضایت]] [[ائمه]] {{عم}} بوده است؛ زیرا اگر قیام او مورد رضایت ائمه {{عم}} نبود هرگز بر او رحمت نمی‌فرستادند و از کارهای او به [[نیکی]] یاد نمی‌کردند و از خدا برای او جزای خیر طلب نمی‌نمودند.
مدائنی نقل کرده است که: [[مختار بن ابی عبید]] شب چهارشنبه ۱۴ [[روز]] مانده به آخر ماه ربیع الآخر سال ۶۶ در کوفه خروج کرد و مردم با او بر چهار چیز بیعت کردند: [[کتاب خدا]]؛ [[سنت رسول خدا]] {{صل}}؛ خونخواهی حسین و اهل بیت {{عم}} و [[دفاع]] از [[ضعیفان]]<ref>تجارب الامم، ج۲، ص۱۲۴.</ref>.
مختار دستور داد در کوفه ندا کنند تا [[یاران]] و [[اصحاب]] او جمع شوند، و برخی [[شعار]] «[[یالثارات الحسین]]» سر دادند؛ آنگاه مختار [[سلاح]] به تن کرد و [[ابراهیم بن مالک]] را برای مقابله با نیروهای عبدالله بن مطیع [[والی کوفه]] فرستاد. عبدالله بن مطیع گروه زیادی را برای جلوگیری از ورود آنان به کوفه اعزام کرد و خود [[خطبه]] خواند و [[مردم]] را ترغیب کرد که برای مقابله با سپاهیان مختار به پا خیزند. اما این تلاش‌ها مؤثر واقع نشد و مختار و سپاهیانش وارد [[شهر کوفه]] شدند.
[[عمرو بن حجاج زبیدی]] با دو هزار سوار سر راه سپاهیان مختار را گرفت و [[شمر بن ذی الجوشن]] با دو هزار سوار دیگر برای مقابله با آنان آمدند، ولی نتوانستند از حرکت ابراهیم بن مالک اشتر به سوی [[دار الاماره]] جلوگیری کنند.
[[ابراهیم]] به سپاهیانش فرمان داد که به سوی مقصدی که داشتند یعنی محاصره دار الاماره پیش بروند<ref>البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۹۱ - ۲۹۵.</ref>.
ابراهیم همچنان به مقابله و [[مبارزه]] با سپاهیان عبدالله بن مطیع ادامه داد و آنان را تار و مار کرد تا به دار الاماره - که عبدالله بن مطیع در آنجا مستقر بود - رسید و آن را محاصره کرد، و سه [[روز]] در محاصره [[سپاه]] ابراهیم بن مالک اشتر بود.
هنگامی که عده‌ای از اشراف کوفه فرار کردند، گروهی از آنان نزد [[مصعب بن زبیر]] ـ که از طرف برادرش [[عبدالله بن زبیر]] امیر عراق بود ـ رفتند و او را ترغیب کردند که با مختار بجنگد.
چون این خبر به مختار رسید با سپاهیانش بیرون آمد، پس دو [[سپاه]] در «المذار» با یکدیگر روبه‎رو شدند؛ مختار پس از مدتی [[جنگیدن]] کشته شد<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص۲۰۷ ـ ۲۳۸.</ref>.


=== قیام ابن زبیر ===
=== قیام ابن زبیر ===
{{اصلی|شورش عبدالله بن زبیر}}
{{اصلی|شورش عبدالله بن زبیر}}
[[عبدالله بن زبیر بن عوام]] فردی جاه‌طلب و ظاهرالصلاح بود و از معدود کسانی بود که با یزید [[بیعت]] نکرده بود؛ همان امری - عدم [[بیعت با یزید]] - که معاویه با تشخیص صحیح خود درباره [[شخصیت]] عبدالله بن زبیر پیش از مرگش در نصیحتی به یزید گوشزد کرده بود: «او ([[ابن زبیر]]) همانند اسب (اسبی که در حال یورتمه رفتن است) و سوسمار است. اگر او را دیدی، میخکوبش کن، مگر اینکه از تو [[صلح]] بخواهد، پس از او بپذیر و تا می‌‌توانی جلوی [[خونریزی]] قومت را بگیر»<ref>طبری، تاریخ الرسل والملوک، ج۵، ص۳۲۲-۳۲۳.</ref> و در جایی دیگر نیز خطاب به یزید پیرامون وی باز هم گفت: «... او کسی است که مانند شیر، آماده حمله به توست و چنان روباه با تو [[نیرنگ]] می‌‌کند و اگر فرصتی بیابد، حمله می‌‌کند، او عبدالله بن زبیر است. اگر چنین کرد و به او دست یافتی، قطعه‌قطعه‌اش کن»<ref>طبری، تاریخ الرسل والملوک، ج۵، ص۳۲۲-۳۲۳.</ref>.
عبدالله بن زبیر پس از مرگ معاویه، اندکی پیش از حرکت [[حسین بن علی]]{{ع}} به سوی [[مکه]]، به این [[شهر]] گریخت و در آنجا سرگرم فعالیت‌های سیاسی شد. پس از [[شهادت امام حسین]]{{ع}} چون رقیبی در [[حجاز]] نداشت، طرفدارانی پیدا کرد و خود را [[خلیفه]] خواند. یزید تا آخر عمر نتوانست او را [[شکست]] بدهد و او تا سال ۷۳ همچنان در مکه [[پرچم]] [[حکومت]] را در دست داشت. عبدالله، حجاز، [[عراق]]، [[مصر]] و قسمتی از شرق [[اسلامی]] را [[مطیع]] خود ساخت و قلمرو حکومت [[جانشینان]] یزید تنها به [[شام]] و پاره‌ای از مناطق دیگر محدود شد. بنابراین از سال ۶۱ تا ۷۳ قمری، دو خلیفه در دو منطقه از [[کشور اسلامی]] [[حکمرانی]] می‌‌کردند.
با [[اطاعت]] [[مردم]] مکه از [[فرماندهی]] واحد، یعنی عبدالله بن زبیر و پیوستن [[دشمنان]] [[حکومت اموی]]، نظیر خوارج و [[رهبر]] [[شیعی]]، مختار بن ابی عبید ثقفی به او، [[مقاومت]] سختی صورت گرفت<ref>[[فاطمه سادات آقا سید محمد قاری|آقا سید محمد قاری، فاطمه سادات]]، [[سیره امام سجاد در برخورد با سلاطین اموی (مقاله)|سیره امام سجاد در برخورد با سلاطین اموی]]، ص ۱۵۴.</ref>.
در همان روزهایی که سپاه شام [[مسجد الحرام]] را محاصره کرده و با عبدالله بن زبیر می‌جنگیدند تیری نزد عبدالله بن زبیر از سپاه شام پرتاب شد که بر آن نوشته شده بود: [[یزید بن معاویه]] هلاک شد. پس قدرت ابن زبیر بالا گرفت و همه با او بیعت کردند مگر [[اهل]] [[اردن]].
بعد از کشته شدن [[مصعب بن زبیر]] مردم عراق با [[عبدالملک بن مروان]] [[بیعت]] کردند و او در ماه [[ذیقعده]] [[سال]] ۷۲ لشکری به سوی مکه گسیل داشت و بعد از نبردی ابن زبیر کشته شد و این جریان در هفدهم [[جمادی الاولی]] [[سال]] ۷۳ اتفاق افتاد<ref>الامامة و السیاسه، ج۲، ص۲۳.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص ۲۵۴.</ref>


=== جنبش زید بن علی ===
=== جنبش زید بن علی ===
{{اصلی|قیام زید}}
{{اصلی|قیام زید}}
[[زید]] [[فرزند]] [[امام سجاد]] {{ع}} و شیعۀ [[امامیه]] و از حیث [[علم]]، [[زهد]]، [[ورع]]، [[شجاعت]] و [[دیانت]] از بزرگان [[اهل بیت]] {{ع}} و از شاگردان و راویان حدیث پدر و برادرش [[امام باقر]] {{ع}} بوده است و در [[کمالات]] [[علمی]] و [[معنوی]]، [[ائمه]] {{ع}} را بر خود [[برتر]] می‌‌دانست. [[زید]] [[خلفای اموی]] را بر [[حق]] نمی‌‎دانست بنابراین پس از [[شهادت امام حسین]] {{ع}} علیه آنان [[قیام]] کرد و به طرف [[کوفه]] رفته و به [[همراهی]] چهار هزار نفر با [[حاکم]] [[عراق]] ([[یوسف بن عمر]]) به [[جنگ]] برخاست، کار [[زید]] در [[کوفه]] ده ماه طول کشید تا اینکه به [[دستور]] [[هشام بن عبد الملک]] [[اموی]] به دار آویخته شد. سرش را به [[دمشق]] نزد هشام و از آنجا به [[مدینه]] بردند. [[قیام]] [[زید]] هیچ‌‎گاه در جهت کنار گذاشتن [[امامان معصوم]] {{ع}} و [[غصب خلافت]] ایشان نبوده و پیدایش فرقه‌‎ای به نام زیدیه از سر [[غلو]] و [[افراط]] دربارۀ وی بوده است؛ همان‎گونه که چنین گرایش‎‎هایی دربارۀ [[امام علی بن ابی‌طالب]] {{ع}}، [[محمد حنفیه]] و [[اسماعیل بن جعفر]] نیز دیده می‌‌شود<ref>ر.ک: [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۱ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ص۱۰۴ـ ۱۰۵؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره سیاسی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۱۴ ـ ۲۶۲.</ref>.


=== قیام یحیی بن زید ===
=== قیام یحیی بن زید ===
خط ۳۱: خط ۵۹:
=== قیام مردم خراسان ===
=== قیام مردم خراسان ===
{{اصلی|قیام مردم خراسان}}
{{اصلی|قیام مردم خراسان}}
یکی از نهضت‌هایی که با بهره‌گیری و استناد به [[نهضت امام حسین]] {{ع}} شکل گرفت و با [[شعار]] [[خونخواهی]] [[امام]] {{ع}} و [[زید بن علی]] و [[یحیی بن زید]] آغاز شد، قیام مردم خراسان با هماهنگی [[عباسیان]] است که به طور اختصار به آن اشاره می‌کنیم:
در سال ۱۱۸ [[بکیر بن هامان]] شخصی را به نام [[عماد بن یزید]] به [[خراسان]] فرستاد که والی [[پیروان]] عباسیان باشد، او به «مرو» رفت و نام «خِداش» بر خود نهاد و [[مردم]] را به [[محمد بن علی بن عبدالله بن عباس]] [[دعوت]] کرد و گروهی از مردم او را [[اطاعت]] کرده و از او [[پیروی]] نمودند.
[[ابن قتیبه]] نقل کرده است: [[شیعیان]] پس از [[صلح امام حسن]] {{ع}} مخفیانه با [[محمد بن حنفیه]] [[بیعت]] کردند، محمد بن حنفیه نیز بیعت آنان را پذیرفت و بر [[شیعیان]] هر ناحیه‌ای شخصی را تعیین کرد؛ او هنگام [[وفات]]، فرزندش عبدالله را [[جانشین]] خود کرد.
چون این خبر به [[سلیمان بن عبدالملک]] رسید او را‌ طلبید و دستور داد در مسیر راه او گروهی بایستند و با آن‎ها آب‌های مسمومی بود.
سلیمان به او گفت: به من خبر رسیده که [[شیعه]] با تو به [[خلافت]] [[بیعت]] کردند. عبدالله گفت: خبر نادرستی به تو داده‌اند. وقتی از نزد سلیمان بیرون آمد هوا گرم و او [[تشنه]] بود، پس مردی به او شیر عرضه کرد او از آن شیر خورد و [[مسموم]] شد، چون [[احساس]] کرد که سم در بدنش اثر گذاشته است به طرف بلده‌ای به نام «حمیمه»<ref>نام محلی از توابع عمان در اطراف شام و محل نزول بنی العباس بوده است. (معجم البلدان، ج۲، ص۳۰۷)</ref> از بلاد «بلقاء» [[شام]] رفت، در آنجا گروهی از [[عباسیان]] بودند، پس بر [[محمد بن علی بن عبدالله بن عباس]] وارد شد و او را از مسموم شدن خود باخبر کرد و به او گفت: امر [[مردم]] را پس از خود به تو واگذار می‌کنم و تلاش کن که خلافت را به دست آوری. او گروهی از شیعه را [[گواه]] گرفت، سپس از [[دنیا]] رفت.
محمد بن علی بن عبدالله بن عباس همچنان شیعه را به خود [[دعوت]] می‌نمود تا اینکه از دنیا رفت؛ او در هنگام وفات، [[محمد بن ابراهیم]] را به عنوان [[امیر]] شیعه تعیین کرد و او را پس از پدرش صاحب دعوت قرار داد<ref>الامامة و السیاسه، ج۲، ص۱۰۸.</ref>.
در سال ۱۲۷ [[سلیمان بن کثیر]] و [[لاهز بن قریظ]] و قحطبه به [[مکه]] آمدند و با [[ابراهیم بن محمد]] [[ملاقات]] کرده و بیست هزار دینار و دویست هزار درهم و چیزهای فراوان دیگری به او دادند؛ [[ابو مسلم]] نیز با آنان بود.
سلیمان به ابراهیم گفت: این شخص (یعنی ابو مسلم) مولای ([[غلام]]) شما می‌باشد.
[[ابراهیم]] به [[ابوسلمه]] نامه نوشت و او را [[مأمور]] کرد که امر اصحابش را عهده‌دار شود، و برای [[مردم]] [[خراسان]] نامه نوشت و از آنان خواست که از [[ابو سلمه]] [[اطاعت]] کنند و امر او را بپذیرند و [[خمس]] و سایر اموالی که نزد آنان می‌باشند به او دهند<ref>کامل ابن اثیر، ج۵، ص۳۳۹.</ref>.
زمینه قیام ابو مسلم را چند عامل مهم فراهم کرد که به برخی از آنها اشاره شد مثل این که [[نصر بن سیار]] در [[خراسان]] [[قبیله]] مُضَر را بر قبیله یمان [[برتری]] و ترجیح داد و آنان را بر پست‌های مهم گماشت و این باعث [[خشم]] [[یمانی‌ها]] بر او گردید و ...<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص۳۰۱ ـ ۳۱۳.</ref>.


== نهضت‌های دوران عباسیان ==
== نهضت‌های دوران عباسیان ==
خط ۵۴: خط ۹۴:
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100834.jpg|22px]] [[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|'''نهضت‌های پس از عاشورا''']]
# [[پرونده:1100834.jpg|22px]] [[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|'''نهضت‌های پس از عاشورا''']]
# [[پرونده:IM010851.jpg|22px]] [[فاطمه سادات آقا سید محمد قاری|آقا سید محمد قاری، فاطمه سادات]]، [[سیره امام سجاد در برخورد با سلاطین اموی (مقاله)|'''سیره امام سجاد در برخورد با سلاطین اموی''']]
# [[پرونده:1100520.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره سیاسی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|'''سیره سیاسی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه''']]
# [[پرونده:136861.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۱ (کتاب)|'''درسنامه مهدویت''']]
# [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']]
# [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
۱۳۳٬۶۱۷

ویرایش