بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==اصول چهارگانه== | ==اصول چهارگانه== | ||
===همجهتی (همراستایی)=== | ===[[همجهتی]] (همراستایی)=== | ||
از جمله اصول حاکم بر [[نظام خدامحور]]، همجهتی، [[همراهی]] و همراستایی، یا هممسیر بودن اعضاست. بدان معنا که همه حرکتها و فعالیتها در یک جهت و در یک سو و در یک راستاست؛ به گونهای که همگی بازتابنده یک مفهوم کلی و مشترک هستند. | از جمله اصول حاکم بر [[نظام خدامحور]]، همجهتی، [[همراهی]] و همراستایی، یا هممسیر بودن اعضاست. بدان معنا که همه حرکتها و فعالیتها در یک جهت و در یک سو و در یک راستاست؛ به گونهای که همگی بازتابنده یک مفهوم کلی و مشترک هستند. | ||
[[انسان]] به دلیل اختیاری که دارد، میتواند یکی از دو جهت [[حق]] یا [[باطل]] را برگزیند و به رغم اینکه مخلوق است و از این حیث باید تابع بیچون و چرای [[خالق]] خود باشد، ولی بافت وجودی او به گونهای است که [[خداوند]] براساس [[فلسفه خلقت]] (که [[ابتلاء]] و [[آزمایش]] است) به او [[اجازه]] داده که نسبت به جهت حاکم بر [[رفتار]] و فعالیتهایش، خود تصمیم بگیرد. البته [[حکمت الهی]] ایجاب میکند که پیش از [[اختیار]]، راه [[نیک]] و بد به او فهمانده شود: {{متن قرآن|فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}<ref>«پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد» سوره شمس، آیه ۸.</ref> و ضمن [[آگاهی]] از آثار و پیامدهای انتخابی که میکند، در اخذ یکی از طرفین [[حق]] یا [[باطل]] [[آزاد]] باشد. اگرچه شایسته و سزاوار و هماهنگ با [[فطرت]]، آن است که [[شاکر]] [[نعمتهای الهی]] بوده و همان راهی را در پیش گیرد که انبیای عظام{{عم}}، به عنوان [[صراط مستقیم]]، برای او ترسیم کردهاند؛ اما در عین حال، وضعیت [[خلقت]] او به گونهای است که میتواند [[کفران]] کرده، و راه خلاف آن را برگزیند: {{متن قرآن|إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}}<ref>«ما به او راه را نشان دادهایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس» سوره انسان، آیه ۳.</ref>. اصل مهم [[حاکم]] بر [[سازمان]] [[خدامحور]]، آن است که اعضا همه در [[انتخاب]]، همسو و هم-جهتاند؛ یعنی [[اختیار]] آنها، [[وحدت]] دارد؛ همه به این نتیجه رسیدهاند که تنها جهتی که به [[قرب]] و کمال میرسد، گام نهادن در راهی است که از سوی [[وحی الهی]] ترسیم شده است؛ این بدان معنا است که شاکر بودن و قدم نهادن در [[وادی]] فطرت، آن هم {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>، [[خط مشی]] حاکم بر [[حرکت]] افراد و برقراری [[ارتباط با دیگران]] است.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۱۰.</ref> | [[انسان]] به دلیل اختیاری که دارد، میتواند یکی از دو جهت [[حق]] یا [[باطل]] را برگزیند و به رغم اینکه مخلوق است و از این حیث باید تابع بیچون و چرای [[خالق]] خود باشد، ولی بافت وجودی او به گونهای است که [[خداوند]] براساس [[فلسفه خلقت]] (که [[ابتلاء]] و [[آزمایش]] است) به او [[اجازه]] داده که نسبت به جهت حاکم بر [[رفتار]] و فعالیتهایش، خود تصمیم بگیرد. البته [[حکمت الهی]] ایجاب میکند که پیش از [[اختیار]]، راه [[نیک]] و بد به او فهمانده شود: {{متن قرآن|فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}<ref>«پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد» سوره شمس، آیه ۸.</ref> و ضمن [[آگاهی]] از آثار و پیامدهای انتخابی که میکند، در اخذ یکی از طرفین [[حق]] یا [[باطل]] [[آزاد]] باشد. اگرچه شایسته و سزاوار و هماهنگ با [[فطرت]]، آن است که [[شاکر]] [[نعمتهای الهی]] بوده و همان راهی را در پیش گیرد که انبیای عظام{{عم}}، به عنوان [[صراط مستقیم]]، برای او ترسیم کردهاند؛ اما در عین حال، وضعیت [[خلقت]] او به گونهای است که میتواند [[کفران]] کرده، و راه خلاف آن را برگزیند: {{متن قرآن|إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}}<ref>«ما به او راه را نشان دادهایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس» سوره انسان، آیه ۳.</ref>. اصل مهم [[حاکم]] بر [[سازمان]] [[خدامحور]]، آن است که اعضا همه در [[انتخاب]]، همسو و هم-جهتاند؛ یعنی [[اختیار]] آنها، [[وحدت]] دارد؛ همه به این نتیجه رسیدهاند که تنها جهتی که به [[قرب]] و کمال میرسد، گام نهادن در راهی است که از سوی [[وحی الهی]] ترسیم شده است؛ این بدان معنا است که شاکر بودن و قدم نهادن در [[وادی]] فطرت، آن هم {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>، [[خط مشی]] حاکم بر [[حرکت]] افراد و برقراری [[ارتباط با دیگران]] است.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۱۰.</ref> | ||
===همدلی (همدردی)=== | ===[[همدلی]] (همدردی)=== | ||
عامل بسیار مهم دیگر حاکم بر [[نظام خدامحور]]، «همدلی» است، همدلی، یعنی نزدیکی و یکی شدن [[دلها]]؛ [[قلب]] مرکز [[عواطف]]، [[احساسات]]، [[باورها]]، [[اعتقادات]] و انعکاس جهت انتخاب شده است. | عامل بسیار مهم دیگر حاکم بر [[نظام خدامحور]]، «همدلی» است، همدلی، یعنی نزدیکی و یکی شدن [[دلها]]؛ [[قلب]] مرکز [[عواطف]]، [[احساسات]]، [[باورها]]، [[اعتقادات]] و انعکاس جهت انتخاب شده است. | ||
«همجهتی» بر اساس محور [[حق]]، به این منجر میشود که قلبها، بتوانند بر مبنای واحدی به وحدت برسند. به سخن دیگر، نخستین جایی که انتخاب، جهتِ حق یا [[باطل]] خود را نشان میدهد و نخستین جلوهای که مییابد، «جلوه [[قلبی]]، [[روحی]] و روانی» است؛ یعنی اگر فردی محور حق یا باطل را انتخاب کرد، [[نظام]] قلبی، نظام حساسیتها، نظام [[حبّ]] و [[بغضها]]، نظام باورها، نظام اعتقادها و [[نظام روحی]] و روانی او، بر همین مبنا شکل میگیرد و درواقع مصداقی از نظام قلبی حق-محور، یا غیرخداگرایانه، تحقق مییابد. | «همجهتی» بر اساس محور [[حق]]، به این منجر میشود که قلبها، بتوانند بر مبنای واحدی به وحدت برسند. به سخن دیگر، نخستین جایی که انتخاب، جهتِ حق یا [[باطل]] خود را نشان میدهد و نخستین جلوهای که مییابد، «جلوه [[قلبی]]، [[روحی]] و روانی» است؛ یعنی اگر فردی محور حق یا باطل را انتخاب کرد، [[نظام]] قلبی، نظام حساسیتها، نظام [[حبّ]] و [[بغضها]]، نظام باورها، نظام اعتقادها و [[نظام روحی]] و روانی او، بر همین مبنا شکل میگیرد و درواقع مصداقی از نظام قلبی حق-محور، یا غیرخداگرایانه، تحقق مییابد. | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
[[تحکیم]] «[[همدلی]]» بر تداوم و استمرار [[روابط انسانی]] و [[فرهنگ]] [[حاکم]] بر [[جامعه]] [[خدامحور]]، بسیار مؤثر است. برای همدلی هر چه بیشتر، باید [[افعال]] [[قلبی]] خاصی صورت گیرند و نوعی خاص از [[مدیریت]] و اداره، تحقق یابد، که میتوان از آن به عنوان «مدیریت قلبی»یا «مدیریت بر مبنای [[دل]]» تعبیرکرد. ویژگیها و شاخصهای مدیریت بر مبنای دل را میتوان، در فرازهای مختلفی از [[نامه امام علی]]{{ع}} به [[مالک اشتر]]، ملاحظه کرد.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۱۱.</ref> | [[تحکیم]] «[[همدلی]]» بر تداوم و استمرار [[روابط انسانی]] و [[فرهنگ]] [[حاکم]] بر [[جامعه]] [[خدامحور]]، بسیار مؤثر است. برای همدلی هر چه بیشتر، باید [[افعال]] [[قلبی]] خاصی صورت گیرند و نوعی خاص از [[مدیریت]] و اداره، تحقق یابد، که میتوان از آن به عنوان «مدیریت قلبی»یا «مدیریت بر مبنای [[دل]]» تعبیرکرد. ویژگیها و شاخصهای مدیریت بر مبنای دل را میتوان، در فرازهای مختلفی از [[نامه امام علی]]{{ع}} به [[مالک اشتر]]، ملاحظه کرد.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۱۱.</ref> | ||
===همفکری (هماندیشی- همرأیی)=== | ===[[همفکری]] (هماندیشی- همرأیی)=== | ||
از آنجا که [[انسانها]] همیشه [[تمایل]] دارند آنچه را که در دلشان است، بروز دهند و جلوههای عینی آن را آشکار سازند، صرف «همدلی» برای تحقق یک [[نظام خدامحور]] و ارتباط درست با [[مردم]] کافی نیست، بلکه آن «همدلی» باید به «همفکری» بینجامد. [[افکار]] و اندیشههای حاکم بر [[رفتار]] [[زمامدار]]، براساس «همجهتی» و «همدلی» حاکم بر آن، سمت و سو گرفته و هماهنگ با آن صورت میگیرند؛ به سخن دیگر، انسانها آنگونه میاندیشند که [[باور]] دارند؛ یعنی میان مکنونات قلبی و افکار، لزوماً باید نوعی [[هماهنگی]] وجود داشته باشد؛ کسی که میان [[عقاید]] و [[ارزشها]] و [[فکر]] و [[اندیشه]] او [[تعارض]] وجود دارد، نمیتواند [[اعتدال]] داشته باشد. ویژگیها و شاخصهای همفکری هم در فرازهایی از [[نامه ۵۳]] [[امام علی]]{{ع}} به چشم میخورد.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۱۱.</ref> | از آنجا که [[انسانها]] همیشه [[تمایل]] دارند آنچه را که در دلشان است، بروز دهند و جلوههای عینی آن را آشکار سازند، صرف «همدلی» برای تحقق یک [[نظام خدامحور]] و ارتباط درست با [[مردم]] کافی نیست، بلکه آن «همدلی» باید به «همفکری» بینجامد. [[افکار]] و اندیشههای حاکم بر [[رفتار]] [[زمامدار]]، براساس «همجهتی» و «همدلی» حاکم بر آن، سمت و سو گرفته و هماهنگ با آن صورت میگیرند؛ به سخن دیگر، انسانها آنگونه میاندیشند که [[باور]] دارند؛ یعنی میان مکنونات قلبی و افکار، لزوماً باید نوعی [[هماهنگی]] وجود داشته باشد؛ کسی که میان [[عقاید]] و [[ارزشها]] و [[فکر]] و [[اندیشه]] او [[تعارض]] وجود دارد، نمیتواند [[اعتدال]] داشته باشد. ویژگیها و شاخصهای همفکری هم در فرازهایی از [[نامه ۵۳]] [[امام علی]]{{ع}} به چشم میخورد.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۱۱.</ref> | ||
===همکاری (همیاری)=== | ===[[همکاری]] (همیاری)=== | ||
همفکری، زمانی میتواند به تحقق روابط انسانی و مبتنی بر فرهنگ خدامحور منجر شود که خود اساس شکلگیری همکاری، همیاری و [[تعاون]] افراد و اعضا، براساس [[تقوا]] شود. درواقع انسانها، براساس باورهای خود، میاندیشند و براساس افکار و اندیشه خود عمل میکنند. همجهتی، ترسیم کننده راه است. همدلی، استقرار جهت است، همفکری جریان و [[پویایی]] جهت را هموار میکند و همکاری، به آن عینیت میبخشد. به سخن دیگر، در نظام خدامحور باید میان افعال و رفتار اعضا، میان [[اندیشهها]] و افکار آنها و میان ارزشها و عقاید آنها هماهنگی و تناسب وجود داشته باشد و محور این هماهنگی هم تقوا و [[حرکت]] در مسیر [[تقرب الهی]] است. هرگونه [[ناهماهنگی]] میان این عناصر، موجب بیتعادلی و در نتیجه [[انفعال]] خواهد بود. فرازهای متعددی، در [[عهدنامه]] [[امام علی]]{{ع}} به این امر اشاره دارند.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۱۲.</ref> | همفکری، زمانی میتواند به تحقق روابط انسانی و مبتنی بر فرهنگ خدامحور منجر شود که خود اساس شکلگیری همکاری، همیاری و [[تعاون]] افراد و اعضا، براساس [[تقوا]] شود. درواقع انسانها، براساس باورهای خود، میاندیشند و براساس افکار و اندیشه خود عمل میکنند. همجهتی، ترسیم کننده راه است. همدلی، استقرار جهت است، همفکری جریان و [[پویایی]] جهت را هموار میکند و همکاری، به آن عینیت میبخشد. به سخن دیگر، در نظام خدامحور باید میان افعال و رفتار اعضا، میان [[اندیشهها]] و افکار آنها و میان ارزشها و عقاید آنها هماهنگی و تناسب وجود داشته باشد و محور این هماهنگی هم تقوا و [[حرکت]] در مسیر [[تقرب الهی]] است. هرگونه [[ناهماهنگی]] میان این عناصر، موجب بیتعادلی و در نتیجه [[انفعال]] خواهد بود. فرازهای متعددی، در [[عهدنامه]] [[امام علی]]{{ع}} به این امر اشاره دارند.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۱۲.</ref> | ||