آیه خیر البریة: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت حذف‌شده ،  چهارشنبهٔ ‏۲۰:۲۶
خط ۴۶: خط ۴۶:
بر اساس احادیثی که عالمان بزرگوار شیعه از اندیشمندان سنی نقل کرده‌اند، دلالت این آیۀ بر امامت حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} پس از رسول خدا{{صل}} روشن است؛ از این رو افراد متعصبی همچون ابن تیمیه و پیروان او مناقشاتی پیرامون استدلال عالمان شیعه مطرح ساخته‌اند که طرح و نقد آنها برای اتمام حجت لازم است. ابن تیمیه در نخستین گام به صحت روایت مطرح شده از سوی علّامه حلّی تردید می‌کند و در دو وجه ابتدایی، از وجوه متعدّدی که به عنوان شگرد خود در مجادله تراشیده است، می‌نویسد: پاسخ وجوهی دارد:  
بر اساس احادیثی که عالمان بزرگوار شیعه از اندیشمندان سنی نقل کرده‌اند، دلالت این آیۀ بر امامت حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} پس از رسول خدا{{صل}} روشن است؛ از این رو افراد متعصبی همچون ابن تیمیه و پیروان او مناقشاتی پیرامون استدلال عالمان شیعه مطرح ساخته‌اند که طرح و نقد آنها برای اتمام حجت لازم است. ابن تیمیه در نخستین گام به صحت روایت مطرح شده از سوی علّامه حلّی تردید می‌کند و در دو وجه ابتدایی، از وجوه متعدّدی که به عنوان شگرد خود در مجادله تراشیده است، می‌نویسد: پاسخ وجوهی دارد:  
# آنها مطالبۀ درستی نقل است در حالی که ما در دروغ بودن آن شک نداریم.  
# آنها مطالبۀ درستی نقل است در حالی که ما در دروغ بودن آن شک نداریم.  
# اینکه این حدیث به اتّفاق علما و اهل شناخت روایات در زمرۀ احادیث دروغین و ساختگی است<ref>منهاج السنة، ج7، ص187.<ref/>.
# اینکه این حدیث به اتّفاق علما و اهل شناخت روایات در زمرۀ احادیث دروغین و ساختگی است<ref>منهاج السنة، ج7، ص187.</ref>.


دنباله رو ابن تیمیه نیز در مناقشه به استدلال مرحوم شرف الدین می‌نویسد: «به صرف نقل این روایت از سوی ابن حجر در کتابش به معنای اعتراف او به نزول آیه دربارۀ ایشان نیست و در اینجا دو چیز عجیب است: یکی تعجب از عبدالحسین [مرحوم شرف الدین] و دیگری از ابن حجر! اما عجب از عبدالحسین اینکه او چشمان خود را بر سخن ابن حجر در آخر حدیث بسته است که گفته: «در آن کذّاب وجود دارد» و این چنین سخن وی را نادیده گرفته است. اما عجب از ابن حجر که وی این آیه را ضمن آیات نازل شده دربارۀ ایشان گرد آورده است، پس آیا او اعتقاد دارد که این‌چنین است‌؟ و اگر نظر او این است، پس فائدۀ سخن وی پس از روایتی که در تأیید آن ضمیمه کرده چیست که گفته: در آن کذاب وجود دارد؟»
دنباله رو ابن تیمیه نیز در مناقشه به استدلال سید شرف الدین می‌نویسد: «به صرف نقل این روایت از سوی ابن حجر در کتابش به معنای اعتراف او به نزول آیه دربارۀ ایشان نیست و در اینجا دو چیز عجیب است: یکی تعجب از عبدالحسین [مرحوم شرف الدین] و دیگری از ابن حجر! اما عجب از عبدالحسین اینکه او چشمان خود را بر سخن ابن حجر در آخر حدیث بسته است که گفته: «در آن کذّاب وجود دارد» و این چنین سخن وی را نادیده گرفته است. اما عجب از ابن حجر که وی این آیه را ضمن آیات نازل شده دربارۀ ایشان گرد آورده است، پس آیا او اعتقاد دارد که این‌چنین است‌؟ و اگر نظر او این است، پس فائدۀ سخن وی پس از روایتی که در تأیید آن ضمیمه کرده چیست که گفته: در آن کذاب وجود دارد؟»


در پاسخ به این سخن بیهوده و تناقض‌آمیز باید گفت که مرحوم شرف الدین، صرف نقل این روایت در کتاب ابن حجر را دلیلی بر صحت آن نزد ابن‌حجر ندانسته است، بلکه ایشان به روایات این حدیث از سوی فرد متعصبی همچون ابن حجر مکی استشهاد کرده است؛ چراکه ابن حجر این روایت را به عنوان شاهدی بر نزول آیۀ شریف دربارۀ اهل بیت{{عم}} آورده است. البته دنباله رو ابن تیمیه نیز متوجه این نکته است، از این رو از ابن حجر تعجب می‌کند. در نتیجه کلام وی تناقض دارد؛ یعنی در ابتدا می‌گوید صرف ذکر حدیث از سوی ابن حجر دلیل بر صحت آن نزد وی نیست، و در آخر با اظهار تعجب از ابن حجر می‌گوید: وی این آیه را در ضمن آیات نازل شده دربارۀ اهل بیت{{عم}} آورده و به این حدیث استشهاد کرده است.
در پاسخ به این سخن بیهوده و تناقض‌آمیز باید گفت که مرحوم شرف الدین، صرف نقل این روایت در کتاب ابن حجر را دلیلی بر صحت آن نزد ابن‌حجر ندانسته است، بلکه ایشان به روایات این حدیث از سوی فرد متعصبی همچون ابن حجر مکی استشهاد کرده است؛ چراکه ابن حجر این روایت را به عنوان شاهدی بر نزول آیۀ شریف دربارۀ اهل بیت{{عم}} آورده است. البته دنباله رو ابن تیمیه نیز متوجه این نکته است، از این رو از ابن حجر تعجب می‌کند. در نتیجه کلام وی تناقض دارد؛ یعنی در ابتدا می‌گوید صرف ذکر حدیث از سوی ابن حجر دلیل بر صحت آن نزد وی نیست، و در آخر با اظهار تعجب از ابن حجر می‌گوید: وی این آیه را در ضمن آیات نازل شده دربارۀ اهل بیت{{عم}} آورده و به این حدیث استشهاد کرده است.


نکته دیگر اینکه آمدن این حدیث در کتاب الصواعق المحرقة<ref>الصواعق المحرقة، ص161.<ref/> که به تصریح ابن حجر در مقدمۀ کتاب، در رد اعتقاد امامیه نگاشته شده است، دلالت می‌کند بر اینکه این روایت متفق علیه میان فریقین بوده و از هر دو طریق وارد شده است. در نتیجه وجود راوی کذّاب در میان یکی از اسناد این روایت، هیچ خللی در مقصود ابن حجر ایجاد نمی‌کند؛ از این رو ضمن اینکه از نظر وی، کذاب در میان راویان حدیث وجود دارد، امّا وی این حدیث را ـ که متفق علیه میان فریقین است ـ شاهدی بر نزول دربارۀ اهل بیت{{عم}} می‌داند، در نتیجه آن کسی که در اینجا دچار تناقض شده دنباله رو ابن تیمیه است نه ابن حجر مکّی. همچنین مرحوم سید شرف الدین نیز به درستی کلام ابن حجر را اعتراف به نزول آیه دربارۀ اهل بیت{{عم}} دانسته‌اند و آن را برای احتجاج در مقابل خصم کافی دانسته است و عجب از دنباله رو ابن تیمیه است که یا در درک مطلب، دچار مشکل شده و یا تجاهل می‌کند.
نکته دیگر اینکه آمدن این حدیث در کتاب الصواعق المحرقة<ref>الصواعق المحرقة، ص161.</ref> که به تصریح ابن حجر در مقدمۀ کتاب، در رد اعتقاد امامیه نگاشته شده است، دلالت می‌کند بر اینکه این روایت متفق علیه میان فریقین بوده و از هر دو طریق وارد شده است. در نتیجه وجود راوی کذّاب در میان یکی از اسناد این روایت، هیچ خللی در مقصود ابن حجر ایجاد نمی‌کند؛ از این رو ضمن اینکه از نظر وی، کذاب در میان راویان حدیث وجود دارد، امّا وی این حدیث را ـ که متفق علیه میان فریقین است ـ شاهدی بر نزول دربارۀ اهل بیت{{عم}} می‌داند، در نتیجه آن کسی که در اینجا دچار تناقض شده دنباله رو ابن تیمیه است نه ابن حجر مکّی. همچنین مرحوم سید شرف الدین نیز به درستی کلام ابن حجر را اعتراف به نزول آیه دربارۀ اهل بیت{{عم}} دانسته‌اند و آن را برای احتجاج در مقابل خصم کافی دانسته است و عجب از دنباله رو ابن تیمیه است که یا در درک مطلب، دچار مشکل شده و یا تجاهل می‌کند.


اما دربارۀ صحّت این روایت باید گفت که حدیث مورد استناد مرحوم علّامه و شرف الدین را جمعی از پیشوایان بزرگ و حفاظ مشهور اهل تسنن و در کتب معتبر روایت کرده‌اند و بر خلاف آنچه که ابن تیمیه پنداشته است، حدیث تنها از طریق ابونعیم روایت نشده تا بگوید به صرف نقل روایت توسط ابونعیم حجت نیست.
اما دربارۀ صحّت این روایت باید گفت که حدیث مورد استناد مرحوم علّامه و شرف الدین را جمعی از پیشوایان بزرگ و حفاظ مشهور اهل تسنن و در کتب معتبر روایت کرده‌اند و بر خلاف آنچه که ابن تیمیه پنداشته است، حدیث تنها از طریق ابونعیم روایت نشده تا بگوید به صرف نقل روایت توسط ابونعیم حجت نیست.


همین طور برخلاف ادّعای دنباله رو ابن تیمیه، عالمان شیعه هرگز صرف وجود خبری در یکی از منابع اهل تسنن را دلیل بر صحت آن خبر نمی‌دانند و لو آن خبر در کتاب مسلم و بخاری آمده باشد. عالمان بزرگوار شیعه به این حدیث استناد کرده‌اند؛ چراکه متفق علیه میان فریقین است و جمع بسیاری از اندیشمندان، حفاظ، حدیث پژوهان و مفسران سنی آن را در کتب خود روایت کرده‌اند و این حقیقتی است که با نگاهی به اسانید حدیث در کتب حدیثی و تفسیری اهل تسنن آشکار می‌شود. این حدیث از تعدادی از صحابه روایت شده است که از جمله می‌توان افراد زیر را نام برد:
همین طور برخلاف ادّعای دنباله رو ابن تیمیه، عالمان شیعه هرگز صرف وجود خبری در یکی از منابع اهل تسنن را دلیل بر صحت آن خبر نمی‌دانند و لو آن خبر در کتاب مسلم و بخاری آمده باشد. عالمان بزرگوار شیعه به این حدیث استناد کرده‌اند؛ چراکه متفق علیه میان فریقین است و جمع بسیاری از اندیشمندان، حفاظ، حدیث پژوهان و مفسران سنی آن را در کتب خود روایت کرده‌اند و این حقیقتی است که با نگاهی به اسانید حدیث در کتب حدیثی و تفسیری اهل تسنن آشکار می‌شود. این حدیث از تعدادی از صحابه روایت شده است که از جمله می‌توان افراد زیر را نام برد:
# حضرت مولی الموحدین أمیرالمؤمنین علی{{ع}}<ref>ر.ک: مجمع الزوائد، ج9، ص131؛ المعجم الأوسط، ج4، ص187؛ کنزالعمّال، ج13، ص156، ح36483؛ فتح القدیر، ج5، ص477؛ مناقب علی بن أبی‌ طالب وما نزل من القرآن فی علی، ص347، ح581؛ النهایة فی غریب الحدیث، ج4، ص106؛ لسان العرب، ج2، ص566؛ تفسیر آلوسی، ج30، ص207.<ref/
# حضرت مولی الموحدین أمیرالمؤمنین علی{{ع}}<ref>ر.ک: مجمع الزوائد، ج9، ص131؛ المعجم الأوسط، ج4، ص187؛ کنزالعمّال، ج13، ص156، ح36483؛ فتح القدیر، ج5، ص477؛ مناقب علی بن أبی‌ طالب وما نزل من القرآن فی علی، ص347، ح581؛ النهایة فی غریب الحدیث، ج4، ص106؛ لسان العرب، ج2، ص566؛ تفسیر آلوسی، ج30، ص207.</ref>؛
# جابر بن عبداللّه انصاری<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج2، ص462، ح1127 و 1129؛ الدرّالمنثور، ج6، ص379؛ فتح القدیر، ج5، ص477.<ref/
# جابر بن عبداللّه انصاری<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج2، ص462، ح1127 و 1129؛ الدرّالمنثور، ج6، ص379؛ فتح القدیر، ج5، ص477.</ref>؛
# ابن عباس<ref>ر.ک: الصواعق المحرقة، ص161؛ شواهد التنزیل، ج2، ص461، ح1126؛ الدرّالمنثور، ج6، ص379؛ فتح القدیر، ج5، ص477؛ تفسیر آلوسی، ج30، ص207؛ مناقب علی بن أبی ‌طالب وما نزل من القرآن فی علی، ص436-437؛ نظم دررالسمطین، ص92.<ref/
# ابن عباس<ref>ر.ک: الصواعق المحرقة، ص161؛ شواهد التنزیل، ج2، ص461، ح1126؛ الدرّالمنثور، ج6، ص379؛ فتح القدیر، ج5، ص477؛ تفسیر آلوسی، ج30، ص207؛ مناقب علی بن أبی ‌طالب وما نزل من القرآن فی علی، ص436-437؛ نظم دررالسمطین، ص92.</ref>؛
# بریده أسلمی<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج2، ص463 -464، ح1131.<ref/
# بریده أسلمی<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج2، ص463 -464، ح1131.</ref>؛
# أبو برزه أسلمی<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج2، ص463، ح1130.<ref/
# أبو برزه أسلمی<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج2، ص463، ح1130.</ref>؛
# أبوسعید خدری<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج2، ص471، ح1143؛ الدرّالمنثور، ج6، ص379؛ فتح القدیر، ج5، ص477.<ref/>.
# أبوسعید خدری<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج2، ص471، ح1143؛ الدرّالمنثور، ج6، ص379؛ فتح القدیر، ج5، ص477.</ref>.


این حدیث همچنین از حضرت امام محمّد باقر{{ع}} روایت شده است<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج2، ص465-466، ح1137.<ref/>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج6، ص177-181.</ref>
این حدیث همچنین از حضرت امام محمّد باقر{{ع}} روایت شده است<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج2، ص465-466، ح1137.<ref/>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج6، ص177-181.</ref>
۱۵٬۳۷۹

ویرایش