سیره‌نویسی و سیره‌نگاران: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۲۸: خط ۲۲۸:


مجلدات اخر طبقات، بیش از همه شرح حال و از نظر [[علم رجال]] منبعی برای [[ارزیابی]] [[راویان]] و [[قضاوت]] درباره آن<ref>همان، ص۲۳۷.</ref>ها به عنوان [[ثقه]] و غیر ثقه و یا داشتن [[مشکلات]] دیگر از نظر [[فراموشی]] و جز اینهاست. اینکه فلان شخص «{{عربی|کان شیخا قلیل الحدیث}}»، یا «{{عربی|کان ثقة قلیل الحدیث}}»، یا «{{عربی|کان ثقة صالح الحدیث}}»، و تعابیری مانند اینها فراوان دارد. طبقات، نخست بار در لیدن در نُه مجلد به چاپ رسید. مجلدات یک، دو، سه، چهار، هفت و نه، هر کدام در دو جزء مرتب شده است. پس از آن چاپ دیگری با مقدمه [[احسان]] عباس توسط دار صادر بیروت چاپ شد که از لحاظ مقدار چاپ شده و داشتن [[نقص]] تفاوتی با چاپ لیدن ندارد. هر دوی این چاپ‌ها ناقص بوده و در ۱۴۰۸ بخشی از طبقات که شامل [[تابعین مدنی]] از ربع طبقه سوم تا نیمه طبقه ششم بود به چاپ رسید<ref>مدینه، مکتبة العلوم والحکم.</ref>. پس از آن شرح حال [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} توسط استاد مرحوم [[سید عبدالعزیز طباطبائی]] در مجله تراثنا (شماره ۱۰ و ۱۱) چاپ شد. انتشارات دارالکتب العلمیه بیروت چاپ جدیدی را از طبقات ارائه داد که مشتمل بر جزء [[متمم]] زیاد محمد منصور نیز بود. در سال ١۴١۴ محمد بن صامل السلیمی، قسمت دیگری از بخش چاپ ناشده طبقات را که شامل شرح حال طبقه پنجم [[صحابه]] بود در دو مجلد به چاپ رساند. مجلد اول شرح حال [[اولاد]] عباس و [[حسنین]]{{عم}} است و مجلد دوم نیز [[عبدالله بن زبیر]] و شماری دیگر<ref>طائف مکتبة الصدیق، ١۴١۴.</ref>. السلیمی نوشته است که بخش الطبقة الرابعة من [[الصحابه]] را [[دوست]] او [[عبدالعزیز]] السلومی تحقیق کرده است. کتاب طبقات توسط استاد [[محمود مهدوی دامغانی]] به [[فارسی]] [[ترجمه]] شده است.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۱۲۸.</ref>
مجلدات اخر طبقات، بیش از همه شرح حال و از نظر [[علم رجال]] منبعی برای [[ارزیابی]] [[راویان]] و [[قضاوت]] درباره آن<ref>همان، ص۲۳۷.</ref>ها به عنوان [[ثقه]] و غیر ثقه و یا داشتن [[مشکلات]] دیگر از نظر [[فراموشی]] و جز اینهاست. اینکه فلان شخص «{{عربی|کان شیخا قلیل الحدیث}}»، یا «{{عربی|کان ثقة قلیل الحدیث}}»، یا «{{عربی|کان ثقة صالح الحدیث}}»، و تعابیری مانند اینها فراوان دارد. طبقات، نخست بار در لیدن در نُه مجلد به چاپ رسید. مجلدات یک، دو، سه، چهار، هفت و نه، هر کدام در دو جزء مرتب شده است. پس از آن چاپ دیگری با مقدمه [[احسان]] عباس توسط دار صادر بیروت چاپ شد که از لحاظ مقدار چاپ شده و داشتن [[نقص]] تفاوتی با چاپ لیدن ندارد. هر دوی این چاپ‌ها ناقص بوده و در ۱۴۰۸ بخشی از طبقات که شامل [[تابعین مدنی]] از ربع طبقه سوم تا نیمه طبقه ششم بود به چاپ رسید<ref>مدینه، مکتبة العلوم والحکم.</ref>. پس از آن شرح حال [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} توسط استاد مرحوم [[سید عبدالعزیز طباطبائی]] در مجله تراثنا (شماره ۱۰ و ۱۱) چاپ شد. انتشارات دارالکتب العلمیه بیروت چاپ جدیدی را از طبقات ارائه داد که مشتمل بر جزء [[متمم]] زیاد محمد منصور نیز بود. در سال ١۴١۴ محمد بن صامل السلیمی، قسمت دیگری از بخش چاپ ناشده طبقات را که شامل شرح حال طبقه پنجم [[صحابه]] بود در دو مجلد به چاپ رساند. مجلد اول شرح حال [[اولاد]] عباس و [[حسنین]]{{عم}} است و مجلد دوم نیز [[عبدالله بن زبیر]] و شماری دیگر<ref>طائف مکتبة الصدیق، ١۴١۴.</ref>. السلیمی نوشته است که بخش الطبقة الرابعة من [[الصحابه]] را [[دوست]] او [[عبدالعزیز]] السلومی تحقیق کرده است. کتاب طبقات توسط استاد [[محمود مهدوی دامغانی]] به [[فارسی]] [[ترجمه]] شده است.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۱۲۸.</ref>
===[[عبدالرزاق صنعانی]] و [[سیره نبوی]]===
[[عبدالرزاق بن همام صنعانی حمیری]] (١٢۶-۲۱۱) از [[موالی]] [[حمیر]] از محدثانی است که در نیمه دوم [[قرن دوم هجری]] و دهه نخست [[قرن سوم]] دست به گردآوری گسترده [[روایات پیامبر]]{{صل}} و آثار [[صحابه]] پرداخت. وی در [[صنعا]] به [[دنیا]] آمد و در همان [[شهر]] [[تربیت]] شد و همانجا اقامت گزید. طبعا مانند بسیاری از [[محدثان]] به شهرهای مختلف نیز [[سفر]] کرد. پدرش [[همام]] نیز [[راوی حدیث]] بوده که علی‌القاعده او سبب تربیت وی در این مسیر بوده است. [[مشایخ]] وی شامل شمار زیادی از محدثان برجسته [[قرن دوم]] است که برخی در [[روایت]] [[اخبار]] [[سیره]] و [[تاریخ]] فعال هستند. از آن جمله می‌توان به [[معمر بن راشد]] (م ۱۵۳) اشاره کرد که برای عبدالرزاق تا اندازه‌ای در [[حکم]] [[واقدی]] برای [[محمد بن سعد]] است.
حجم وسیع معلومات وی سبب شده است تا به رغم علائق [[شیعی]] که دارد، به خصوص تنفری که نسبت به معاویه از خود نشان می‌داد باز هم مورد [[احترام]] نسل‌های [[محدث]] بعدی باشد. کتابش با عنوان [[المصنف]] در یازده مجلد یکی از پرحجم‌ترین آثار [[حدیثی]] است که از این دوره برجای مانده است. کتاب یاد شده به طور عمده در باب [[احادیث]] [[فقهی]] و موارد مشابه است اما بخش قابل توجهی از این اثر به [[روایات]] [[تاریخی]] اختصاص دارد که قسمتی متمرکز و بسیاری نیز در ابواب مختلف پراکنده است.
از وی به جز المصنف، کتاب الامالی نیز برجای مانده که البته ناقص است. همچنین کتاب [[تفسیر القرآن]] او نیز برجای مانده که تصحیح و منتشر شده است.
بخشی از مجلد پنجم المصنف، شامل کتاب [[المغازی]] است که شامل صفحات ۳۱۳ تا ۴٩٢ می‌شود. بیشترین روایات این بخش از معمر بن راشد (۳۱ روایت) و [[ابن جریج]] (۲۷ روایت) است و جمعا یک صد روایت در باب [[مغازی]] در این کتاب نقل شده است. روایاتی هم از [[سفیان بن عیینه]] و [[سفیان الثوری]] در این بخش هست. متن این [[احادیث]] در کتاب المرویات التاریخیه فی کتاب [[المصنف]] صص ١۶٧ تا ٢٠۶ آورده است. فراوانی نقل‌های [[مغازی]] از معمر سبب شده است که در واقع آن را مغازی [[معمر بن راشد]] بدانند. شاید اگر به همین ترتیب پیش برویم، باید آن را مغازی [[ابن شهاب زهری]] بدانیم و این به خاطر فراوانی نقل‌های معمر از [[زهری]] است. پس از آن نیز [[اخبار]] نقل شده در [[المصنف]] درباره دوره [[خلفا]] از [[سقیفه]] تا [[جنگ جمل]] ارائه شده است. باید توجه داشت که مجلدات مختلف مصنف به رغم آن‌که اختصاص به [[فقه]] دارد، به دلیل اشتمال آنها بر آثار و [[اقوال صحابه]] و گزارش [[رفتار]] آنها ارائه دهنده بخش مهمی از [[تاریخ دین]] و [[مذهب]] و فقه است. زاویه‌ای که باید مورد توجه قرار گرفته و بر اساس آن تحقیقات کیفی نگاشته شود. درباره [[مغازی]] عبدالرزاق مقاله‌ای هم توسط موتسکی نوشته شده که اختصاص به بررسی اسناد آن دارد. (آینه [[پژوهش]] شماره ۱۸۵، مقاله بررسی اسناد مصنف).<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۱۳۴.</ref>
===[[شیرویه بن شهدار بن شیرویه دیلمی]] (۴۴۵-۵٠٩)===
این دانشمند [[ایرانی]] و [[شافعی مذهب]] [[اهل همدان]] که [[تاریخی]] هم درباره [[شهر]] خود و [[عالمان]] آن داشته و از آن مطالبی باز مانده به نوعی در کار [[سیره‌نویسی]] بنیانگذار یا ادامه دهنده مکتبی در سیره‌نویسی است که نمونه آن را پس از وی نزد [[ابوسعد خرگوشی]] و کتاب [[شرف]] النبی او [[شاهد]] هستیم. وی نیز همانند ابوسعد خرگوشی کتابی در [[خواب]] دارد. و اما کتاب ریاض الاُنس لعقلاء الإنس از نظر [[نگارش]] و نگاه موضوعی به اخبار [[سیره]] تا اندازه‌ای شبیه سبک شرف النبی [[خرگوشی]] است که بخش بزرگی از کتاب خود را به صورت موضوعی به [[رسول]]{{صل}} اختصاص می‌دهند.
بخش‌های اول کتاب، [[نسب]] رسول، [[اسماء]] آن حضرت، صفة النبی، [[اخلاق]] النبی، و ویژگی‌های دیگر آمده (ص ۱۲۰-٢٣۴)، آنگاه وارد سیره شده، [[سیر]] تاریخی را به [[اجمال]] تا آخرین رویداد [[حجةالوداع]] آورده است (ص ۲۸۲) سپس باز به صورت موضوعی، از [[ازدواج]]، [[اولاد]]، کتّاب، [[موالی]]، سلاح‌ها، لباس‌ها و بحث کرده، با ذکر [[وفات]] و سقیفه و یاد از [[فضائل]] آن حضرت بحث سیره را تمام کرده است (ص ۳۷۰). آنگاه [[تاریخ خلفا]] آغاز شده که تا مستظهر بالله ادامه یافته است. کتاب با یک خاتمه پایان یافته است. (ص ۴٨١).
اثر یاد شده در سال ۲۰۰۷ به عنوان [[پایان‌نامه]] ارشد در [[دانشگاه]] قاهره تصحیح و به شکل مناسبی (در ۵٢۶ ص)منتشر شده است. مصحح مقدمه مفصلی درباره [[روزگار]] وی، زندگینامه و تألیفات او نوشته که بسیار مبسوط است. او اشاره به برخی از تألیفات دیگر وی درباره [[پیامبر]]{{صل}} دارد که از آن جمله مجموعه معروف [[حدیثی]] او الفردوس است که بارها چاپ شده است. آثار دیگر او [[کتاب مناقب]] النبی، [[فضائل]] النبی و [[معجزات]] النبی است که باز نشان از [[گرایش]] وی به [[سیره‌نگاری]] دارد. از نظر [[محدثان]] [[سنی]] [[سختگیری]] مانند [[ابن تیمیه]]، و به رغم آن‌که وی در مقدمه الفردوس از شیوع [[احادیث]] بی‌سند و قصه‌ای [[گلایه]] کرده و گفته است که می‌خواهد کتابی مشتمل بر [[احادیث صحیح]] ارائه دهد، مورد [[انتقاد]] قرار گرفته است<ref>ریاض الانس، مقدمه، ص۵۸.</ref>. در واقع، [[شیرویه]]، نوعی گرایش [[صوفیانه]] دارد که ضمناً متمایل به بیان خواب‌ها - به [[پیروی]] از [[احمد بن حنبل]] هم - هست و همین امر سبب شده است تا علاقه و علقه کسانی مانند ابن تیمیه به او کم باشد.
کتاب ریاض الانس، در [[سیره نبوی]] و [[تاریخ]] خلفاست اما به دلیل آنکه بیش از دو سوم کتاب در [[سیره]] است آن را در این بخش یاد کردیم. بخش اخیر کتاب را باید در [[ادبیات]] تاریخ خلفا‌نگاری آورد که در این زمینه هم این اثر کتابی با [[ارزش]] است. مصحح گفته است که شیرویه، کتاب «اوجر السیر» ابن فاس لغوی را به طور کامل در این کتاب درج کرده است. (ص ٩۵). کتاب بر اساس تنها نسخه برجای مانده از آن در قاهره با تاریخ [[کتابت]] ۵٨۵، منتشر شده است.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۱۳۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۹۴۰

ویرایش