سیرهنویسی: تفاوت میان نسخهها
←وهب بن منبه و اخبار کتاب المبتدأ در آغاز سیرهها
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
==وهب بن منبه و اخبار کتاب المبتدأ در آغاز سیرهها== | ==وهب بن منبه و اخبار کتاب المبتدأ در آغاز سیرهها== | ||
{{اصلی|وهب بن منبه|کتاب المبتدأ}} | |||
آنچه بیش از همه از وهب مانده، اخبار مربوط به کتاب المبتدأ است که بیشتر از طریق همین نواده دختری او یعنی [[عبدالمنعم بن ادریس]] برجای مانده است: کمتر کسی است که وهب بن منبه (م ۱۱۰ در صنعاء) را نشناسد و نقلهای [[یهودی]] او را ندیده باشد. صدها بلکه بالغ بر هزار [[حدیث]] و مطلب از وی در کتابها نقل شده که غالب آنها درباره اخبار [[بنیاسرائیل]] و مسائلی است که به اصطلاح مربوط به کتاب المبتدأ یعنی اخبار [[انبیاء گذشته]]، [[تاریخ]] عالم از دید [[یهود]] و مسائلی از این قبیل است. این [[احادیث]] اساس نگرشهای [[جهانشناسی]] بسیاری از [[مسلمانان]] را تشکیل میدهد؛ چراکه بیشتر آنها در [[کتابهای حدیث]] وارد شده و به تدریج مبنایی برای [[دانش]] جهانشناسانه مسلمانان درآمده است. تاکنون درباره وهب بن منبه فراوان گفته و نوشتهاند ولی از تأثیر نقلهای او در [[فکر]] [[فلسفی]] مسلمانان که از [[فیلسوفان]] [[یونانی]] و [[ایرانی]] و [[هندی]] بیشتر بوده، کمتر بحث جدی شده است. از وهب بن منبه که بگذریم و اینکه او چه اندازه این جملات را نقل کرده و منبع او چه بوده نقش شخصی به نام [[عبدالمنعم بن ادریس بن سنان]] مهم است که بر اساس برخی نقلها دخترزاده وهب بن منبه خوانده شده و بسیاری از آنچه به وهب بن منبه منسوب است از طریق این عبدالمنعم [[روایت]] شده است. [[ذهبی]] نوشته است که او نود سال عمر کرد و به سال ۲۲۸ درگذشت. اصلش [[یمانی]] بود و افرادی چون [[ابن ابی الدنیا]] هم از او روایت دارند<ref>تاریخ الاسلام ذهبی، ج۱۶، ص٢٧١.</ref>. در «{{عربی|الایماء الی زوائد الامالی و الاجزاء}}» ص۸۳ از وی اینطور یاد شده است که «عبدالمنعم بن ادریس ابن بنت وهب [م ۲۲۸] و همانجا آمده که وی اخبار [[فتن]] را به نقل از وهب بن منبه از [[ابن عباس]] روایت کرده است. این [[روایات]] [[فتن]]، بخش عمدهاش یهودیات یا اسرائیلیاتی است که در [[روایات اسلامی]] وارد شده است. برای نمونه این [[روایت]]: «[[عبدالمنعم بن ادریس]] قال حدثنا ابی عن [[وهب بن منبه]] قال: و خراب افریقیه من قبل الاندلس»<ref>السنن الواردة فی الفتن، ج۴، ص٩١٩.</ref>. چنانکه در روایت دیگری خرابی [[یمن]] را از ملخ و [[سلطان]] دانسته است و در نقل دیگر خرابی [[اندلس]] را از «ریح» دانسته است، و عجایب دیگر که برای [[سرگرمی]] [[مسلمانان]] در طول قرون جالب بوده و در واقع [[دانش]] آنان را تشکیل داده است! [[بیهقی]] این را که عبدالمنعم فرزند دختر [[وهب بن منبه]] بوده یادآور شده و روایتی از همین طریق از [[ابن عباس]] آورده است<ref>شعب الایمان، ج۷، ص۲۲۹.</ref>. تعداد زیادی از این [[احادیث]] که گاه رنگ و بوی [[اخلاقی]] هم دارد، حکایاتی از [[عباد]] [[بنیاسرائیل]] است که در حلیة الاولیاء [[ابونعیم اصفهانی]] هم دیده میشود (برای نمونه: ۴ / ۴٢). به جز ابن عباس این نقلها گاه به نقل از وهب از [[ابوهریره]] نقل میشود مانند: «ان رجلا من یهوداتی النبی.»... تا آخر<ref>حلیة الأولیاء، ج۴، ص٨٠.</ref>. | آنچه بیش از همه از وهب مانده، اخبار مربوط به کتاب المبتدأ است که بیشتر از طریق همین نواده دختری او یعنی [[عبدالمنعم بن ادریس]] برجای مانده است: کمتر کسی است که وهب بن منبه (م ۱۱۰ در صنعاء) را نشناسد و نقلهای [[یهودی]] او را ندیده باشد. صدها بلکه بالغ بر هزار [[حدیث]] و مطلب از وی در کتابها نقل شده که غالب آنها درباره اخبار [[بنیاسرائیل]] و مسائلی است که به اصطلاح مربوط به کتاب المبتدأ یعنی اخبار [[انبیاء گذشته]]، [[تاریخ]] عالم از دید [[یهود]] و مسائلی از این قبیل است. این [[احادیث]] اساس نگرشهای [[جهانشناسی]] بسیاری از [[مسلمانان]] را تشکیل میدهد؛ چراکه بیشتر آنها در [[کتابهای حدیث]] وارد شده و به تدریج مبنایی برای [[دانش]] جهانشناسانه مسلمانان درآمده است. تاکنون درباره وهب بن منبه فراوان گفته و نوشتهاند ولی از تأثیر نقلهای او در [[فکر]] [[فلسفی]] مسلمانان که از [[فیلسوفان]] [[یونانی]] و [[ایرانی]] و [[هندی]] بیشتر بوده، کمتر بحث جدی شده است. از وهب بن منبه که بگذریم و اینکه او چه اندازه این جملات را نقل کرده و منبع او چه بوده نقش شخصی به نام [[عبدالمنعم بن ادریس بن سنان]] مهم است که بر اساس برخی نقلها دخترزاده وهب بن منبه خوانده شده و بسیاری از آنچه به وهب بن منبه منسوب است از طریق این عبدالمنعم [[روایت]] شده است. [[ذهبی]] نوشته است که او نود سال عمر کرد و به سال ۲۲۸ درگذشت. اصلش [[یمانی]] بود و افرادی چون [[ابن ابی الدنیا]] هم از او روایت دارند<ref>تاریخ الاسلام ذهبی، ج۱۶، ص٢٧١.</ref>. در «{{عربی|الایماء الی زوائد الامالی و الاجزاء}}» ص۸۳ از وی اینطور یاد شده است که «عبدالمنعم بن ادریس ابن بنت وهب [م ۲۲۸] و همانجا آمده که وی اخبار [[فتن]] را به نقل از وهب بن منبه از [[ابن عباس]] روایت کرده است. این [[روایات]] [[فتن]]، بخش عمدهاش یهودیات یا اسرائیلیاتی است که در [[روایات اسلامی]] وارد شده است. برای نمونه این [[روایت]]: «[[عبدالمنعم بن ادریس]] قال حدثنا ابی عن [[وهب بن منبه]] قال: و خراب افریقیه من قبل الاندلس»<ref>السنن الواردة فی الفتن، ج۴، ص٩١٩.</ref>. چنانکه در روایت دیگری خرابی [[یمن]] را از ملخ و [[سلطان]] دانسته است و در نقل دیگر خرابی [[اندلس]] را از «ریح» دانسته است، و عجایب دیگر که برای [[سرگرمی]] [[مسلمانان]] در طول قرون جالب بوده و در واقع [[دانش]] آنان را تشکیل داده است! [[بیهقی]] این را که عبدالمنعم فرزند دختر [[وهب بن منبه]] بوده یادآور شده و روایتی از همین طریق از [[ابن عباس]] آورده است<ref>شعب الایمان، ج۷، ص۲۲۹.</ref>. تعداد زیادی از این [[احادیث]] که گاه رنگ و بوی [[اخلاقی]] هم دارد، حکایاتی از [[عباد]] [[بنیاسرائیل]] است که در حلیة الاولیاء [[ابونعیم اصفهانی]] هم دیده میشود (برای نمونه: ۴ / ۴٢). به جز ابن عباس این نقلها گاه به نقل از وهب از [[ابوهریره]] نقل میشود مانند: «ان رجلا من یهوداتی النبی.»... تا آخر<ref>حلیة الأولیاء، ج۴، ص٨٠.</ref>. | ||