پرش به محتوا

سیره‌نویسی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۴: خط ۱۴:
آنچه به عنوان [[سیره‌نگاری]] در باره شخص [[پیامبر]]{{صل}} مطرح است، علی‌القاعده باید [[الگوبرداری]] از آیاتی باشد که در [[قرآن]] درباره [[انبیاء]] آمده است. [[پیامبران در قرآن]]، به لحاظ ویژگی‌های شخصی مورد [[ستایش]] قرار گرفته و ضمن آن‌که برخوردشان با امتشان مد نظر است، بر [[اخلاقیات]] و خصوصیات [[علمی]] و [[عبادی]] و... آنها تأکید شده است. البته سیره‌نویسی تحت تأثیر تاریخ [[عربی]] قدیم یا همان [[ایام العرب]] بود و به همین دلیل [[مغازی]] به سبک و [[سیاق]] ایام العرب قبل از [[اسلام]] نوشته شد. به علاوه [[دانش]] [[نسب‌شناسی]] هم در آن تأثیر زیادی داشت. با این حال باید گفت که مواد آن به هر شکلی [[انتخاب]] شده باشد صورت قضیه جنبه [[دینی]] با ویژگی‌های [[تاریخ‌نویسی]] [[قرآنی]] داشت. قرآن در یک نگاه، تاریخ [[اقوام]] را بر محور پیامبرشان و حتی با نام او می‌شناسانَد. این روش، افزون بر اینکه محور اصلی را [[دین]] می‌داند اهمیت [[انبیا]] را نیز نشان می‌دهد. ازاین‌رو [[اصحاب پیامبر]]{{صل}}، از همان آغاز به [[سیره]] و شرح حال پیامبر{{صل}} توجه پیدا کرده و در شرح زندگانی و ویژگی‌های آن حضرت، خاطراتی را [[حفظ]] و نقل کردند. بعدها این نوع سیره‌نگاری، به شکل جزئی‌تری درباره [[خلفا]]، [[سلاطین]] و [[علما]] و حتی سایر طبقات نیز در شکل شرح‌حال‌نویسی رایج گردید.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۳۷.</ref>
آنچه به عنوان [[سیره‌نگاری]] در باره شخص [[پیامبر]]{{صل}} مطرح است، علی‌القاعده باید [[الگوبرداری]] از آیاتی باشد که در [[قرآن]] درباره [[انبیاء]] آمده است. [[پیامبران در قرآن]]، به لحاظ ویژگی‌های شخصی مورد [[ستایش]] قرار گرفته و ضمن آن‌که برخوردشان با امتشان مد نظر است، بر [[اخلاقیات]] و خصوصیات [[علمی]] و [[عبادی]] و... آنها تأکید شده است. البته سیره‌نویسی تحت تأثیر تاریخ [[عربی]] قدیم یا همان [[ایام العرب]] بود و به همین دلیل [[مغازی]] به سبک و [[سیاق]] ایام العرب قبل از [[اسلام]] نوشته شد. به علاوه [[دانش]] [[نسب‌شناسی]] هم در آن تأثیر زیادی داشت. با این حال باید گفت که مواد آن به هر شکلی [[انتخاب]] شده باشد صورت قضیه جنبه [[دینی]] با ویژگی‌های [[تاریخ‌نویسی]] [[قرآنی]] داشت. قرآن در یک نگاه، تاریخ [[اقوام]] را بر محور پیامبرشان و حتی با نام او می‌شناسانَد. این روش، افزون بر اینکه محور اصلی را [[دین]] می‌داند اهمیت [[انبیا]] را نیز نشان می‌دهد. ازاین‌رو [[اصحاب پیامبر]]{{صل}}، از همان آغاز به [[سیره]] و شرح حال پیامبر{{صل}} توجه پیدا کرده و در شرح زندگانی و ویژگی‌های آن حضرت، خاطراتی را [[حفظ]] و نقل کردند. بعدها این نوع سیره‌نگاری، به شکل جزئی‌تری درباره [[خلفا]]، [[سلاطین]] و [[علما]] و حتی سایر طبقات نیز در شکل شرح‌حال‌نویسی رایج گردید.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۳۷.</ref>


==اصول [[سیره نبوی]] و [[تکامل]] آن در قرن‌های اول و دوم‌==
==دلائل‌نگاری==
شکی نیست که اقوال و [[اعمال]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اهمیت بسیار زیادی در [[زمان]] [[حیات]] و به خصوص بعد از وفاتش داشته است و این اهمیت باعث [[عنایت ویژه]] به تدوین [[سیره]] و [[احادیث]] وارد شده از سوی آن حضرت{{صل}} گردیده است. در این زمینه عده‌ای تنها به تدوین [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} پرداختند و عده‌ای حوادث دیگر را هم نقل کردند که مورّخ به معنای عام هستند.<ref>[[محمد هادی یوسفی غروی|یوسفی غروی، محمد هادی]]، [[تاریخ تحقیقی اسلام ج۱ (کتاب)|تاریخ تحقیقی اسلام]]، ج۱، ص ٢١.</ref>
{{اصلی|دلائل‌نگاری}}
«دلائل‌نگاری» به لحاظ [[تاریخی]]، امری متأخر از [[سیره‌نویسی]] است. این مسأله از آن روست که از زمانی ویژه بحث از [[دلایل]] موضوعیت یافت و [[اخبار]] آن گردآوری شد. اگر [[هدف]] از [[سیره نبوی]]، بحث از [[شناخت پیامبر]]{{صل}} بود، بحث از دلائل، برای [[اثبات نبوت]] بود و این هم مربوط به زمانی بود که [[شبهات]] زیادی در ارتباط با [[اسلام]] و اصل [[نبوت]] مطرح گردید. برای [[پاسخگویی]] به این شبهات، [[اهل حدیث]]، [[احادیث]] [[دلائل النبوه]] را گردآوری کردند و [[فیلسوفان مسلمان]] هم کتاب‌های دلائل را به سبک [[فلسفی]] و [[کلامی]] نوشتند. در این باره اندکی تفصیلی‌تر سخن می‌گوییم.
نگاهی [[قرآنی]] به نبوت از زاویه دلایل اثبات نبوت مختلف است. بخش مهمی از آن مربوط به [[حضرت موسی]]{{ع}} است که [[معجزه]] را اسباب اثبات نبوت دانسته است. درباره [[حضرت عیسی]]{{ع}} نیز چنین است، یعنی اثبات نبوت وی را در گرو [[حرف زدن]] در [[کودکی]] و برخی دیگر از [[معجزات]] او دانسته است. اما نسبت به سایر [[انبیاء]] تفاوت‌هایی وجود دارد. نوح{{ع}} به رغم دشواری‌هایی که درباره پذیرشش توسط [[مردم]] دارد، معجزه‌ای از خود نشان نمی‌دهد. ظاهراً آنچه درباره کشتی رخ داد [[عذاب]] بود نه معجزه اثبات نبوت، هرچند برای نسل‌های بعدی آن نتیجه را داشت. درباره [[حضرت سلیمان]]{{ع}} هم بحث اثبات نبوت در میان نیست، هرچند [[کارهای خارق‌العاده]] که نوعی استثناء در [[پادشاهی]] همراه با [[قدرت]] خاص [[الهی]] است، در کار هست. نسبت به برخی از انبیای دیگر همچنین است.
 
درباره [[حضرت محمد]]{{صل}} نیز [[داستان]] چنین است که هرچند [[کفار]] و [[مشرکان]] درخواست معجزه صریح دارند، آن حضرت آنان را به [[قرآن]] حواله می‌دهد، به طوری که در قرآن یک اقدام [[خارق عادت]] مثل [[زنده کردن مرده]] یا معجزاتی [[شبیه ]]معجزه حضرت موسی{{ع}} برای [[پیامبر]] ما گزارش نشده است. آنچه برای اثبات نبوت برای حضرت محمد{{صل}} در قرآن آمده، درخواست ارائه آیاتی مانند [[قرآن]] است که در چند مورد صریحاً آمده است. این روشی بود که قرآن درباره عرب‌های [[مکه]] در پیش گرفت و حتی با [[اصرار]] آنها برای انجام کارهای خارج [[عادت]]، بر اساس آنچه در قرآن تصریح شده، [[پیامبر]]{{صل}} کاری از آن دست انجام نداد و در پاسخ، باز هم طبق [[آیات قرآن]] فرمود که این امور دست خداست. پاسخ‌های دیگری هم در آن [[آیات]] داده شده است.
به نظر می‌رسد آنچه از زاویه [[دینی]] توانست [[اسلام]] را پذیرفتنی کند، [[آموزه‌های قرآنی]] در درجه اول و طرح خود قرآن به عنوان یک [[معجزه]] بود. نوع نگاه قرآن به مسائل، و زبان بیان آن، [[جاذبه]] ویژه‌ای داشت و نه تنها برای [[عرب‌ها]] بلکه برای بسیاری از [[اقوام]] دیگر هم که در [[قرن اول]] با اسلام روبرو شدند، اسلام [[جذابیت]] [[قرآنی]] خود را داشت. البته [[اسلام آوردن]] آنان هم تدریجی بود و آنها زیر [[سلطه]] یک [[دولت نیرومند]] که توانسته بود [[دولت ساسانی]] را نابود و [[دولت]] بیزنطی را از [[شامات]] و شمال [[آفریقا]] بیرون کند قرار داشتند.
اینکه آیا در قرن اول چه نوع شبهاتی درباره [[نبوت]] وجود داشته و دارد و چه پاسخ‌هایی داده شده در کتاب‌هایی چون «معالم النبوة» از [[آیت‌الله سبحانی]] مورد بررسی و مرور قرار گرفته و شاید همچنان نیازمند بحث بیشتر باشد. تکیه قرآن، علاوه بر اصل قرآن، روی [[اعترافات]] موجود در [[کتاب‌های آسمانی]] پیشین درباره خبر [[نبوت حضرت محمد]]{{صل}} نیز هست، بحثی که بعدها [[مسلمانان]] روی آن کار فراوانی کردند و بخشی از کتاب‌های [[دلائل النبوه]] نیز همان‌هاست. مسلمانان در آثاری که در [[اثبات نبوت]] نوشتند آثاری مانند اعلام النبوه رازی یا... علی بن ربن طبری به این عبارت فراوان پرداختند، مسأله‌ای که تا این اواخر نیز ادامه یافته است.
 
به هر حال و در مقابل موج شبهاتی که درباره نبوت رد قرن‌های سوم و چهارم در [[دنیای اسلام]] مطرح شد، بحث مسأله اثبات نبوت یک دغدغه [[کلامی]] برای مسلمانان بود؛ چراکه به هر حال اشکالاتی در این زمینه در اذهان غیر مسلمانان و حتی مسلمانان وجود داشته و آنان در پی [[درک]] بهتر نبوت و دریافت ادله‌ای برای [[اثبات نبوت پیامبر]]{{صل}} بوده‌اند. برای [[شناخت]] این قبیل اشکالات لازم است تا اطلاعات ریزتری از اوضاع [[فکری]] و [[فرهنگی]] [[عراق]] و [[شام]] و مناطق دیگر داشته باشیم و دریابیم که [[نبوت]] در اذهان آنها چگونه می‌شده و چه اشکالاتی نسبت به آن از سوی نامسلمانان بروز کرده است.
اما اینکه چرا سراغ [[دلایل]] یعنی اخباری رفتند که وجهی از بعد غیر عادی [[سیره نبوی]] را نشان می‌داد، توجه به این نکته هم مهم است که به احتمال در اذهان [[مردم]] میان [[معجزات پیامبران]] بزرگی چون [[موسی]] و [[عیسی]]{{عم}} با [[حضرت محمد]]{{صل}} نوعی مقایسه می‌شده است. این مقایسه که با مرور بر [[قرآن]] هم پدید می‌آمده تفاوت آنان را در داشتن [[معجزه]] به رخ می‌کشیده است. در قرآن موسی و عیسی با دستانی پر از معجزه اما حضرت محمد{{صل}} ابراز می‌کند که انجام این قبیل کارها دست خداست و او قرآن را آورده است. به هر روی بحث در باره شکل‌گیری مباحث مربوط به [[اثبات نبوت]] از آغاز تا قرون بعدی در زمینه‌های مختلف می‌تواند دنبال شود اما اکنون و در اینجا [[پرسش]] این است که پروژه مزبور در [[سیره‌نویسی]] و مسیری که در سیره‌ها در حوزه پیامبر‌شناسی{{صل}} دنبال شده چگونه بوده است؟ [[پیگیری]] این بحث در سیره‌نویسی و همینطور [[علم حدیث]] زمینه مشترکی دارد که همزمان باید مورد توجه قرار گیرد.
از کهن‌ترین اصطلاحات در این باره تعبیر «علامات النبوة» یا «اعلام النبوه» یا «[[دلائل النبوة]]» است. این [[نشانه‌ها]] می‌توانست مصادیق مختلفی از چهره ظاهری [[پیامبر]]، علامتی روی کتف، [[علائم ظهور]] آن حضرت در [[تورات]] و جز آن [[اخبار غیبی]]، [[کارهای خارق‌العاده]] باشد و به تدریج معنای وسیع‌تری پیدا کرده باشد.
 
به طور کلی به نظر می‌رسد دو زمینه سبب شده است تا [[روایات]] [[دلائل النبوه]] که شامل رخدادهای شگفت به عنوان [[زمینه ظهور]] حضرت ([[ارهاصات]])، انجام [[خوارق عادت]] به دست خود آن [[بزرگوار]]، [[غیب‌گویی]] و [[اخبار]] از [[مغیبات]] توسط ایشان و جز اینها می‌شود، مورد توجه قرار گیرد. نخست همین مقایسه میان [[نبوت]] [[انبیای سابق]] با حضرت محمد{{صل}} که [[مسلمانان]] را متمایل به این امر می‌ساخت که قطعا مواردی از این دست در سیره نبوی هم هست که باید روی آن کار کنند. دوم اینکه نفس [[پیامبری]] امری است که به هر روی با عالم بالا در تماس است و روشن است که لازمه آن در اذهان عمومی این است که او کارهایی می‌تواند انجام دهد که دیگران [[قادر]] به انجام آن نیستند به‌ویژه وقتی [[مشایخ]] در [[ادیان]] مختلف، قادر به انجام کارهایی هستند که از آنها با عنوان [[کرامات]] یاد می‌شود. به طور [[طبیعی]] بر [[پیامبر]] هم باید مانند آنها یافت شود. موارد اندکی هم از [[جاهلیت]] به عنوان [[اخبار]] شگفت، نقش عوامل نامرئی، حضور [[شیطان]] در برخی از [[تصمیم‌گیری‌ها]]، نداهای [[غیبی]] و مواردی از این قبیل داریم که می‌توانسته روی ذهنیت [[مسلمانان]] تأثیر گذاشته باشد. در چنین شرایطی [[عوام]] از [[عرب]] و [[عجم]] که در معرض [[اسلام]] قرار گرفته‌اند [[تمایل]] خاصی داشتند تا با شنیدن این قبیل اخبار شگفت با [[اطمینان قلبی]] بیشتری [[نبوت]] را بپذیرند آنان نه [[فرصت]] نه توان، و زمینه [[درک]] [[علمی]] [[قرآن]] را دارند تا تصور کنند که آیا می‌توان مثل آن آورد یا خیر. این همان چیزی شد که ده‌ها اثر در این باره نگاشته شود و در نهایت به تألیف دو اثر دایره المعارفی مانند [[دلائل النبوه]] [[بیهقی]] و [[ابونعیم اصفهانی]] منجر شود.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۱۴۱.</ref>


==سیره‌نویسی پیش از ابن اسحاق==
==سیره‌نویسی پیش از ابن اسحاق==
۲۲۷٬۶۲۸

ویرایش