خشوع: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = فضیلت اخلاقی | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[خشوع در قرآن]] - [[خشوع در حدیث]] - [[خشوع در نهج البلاغه]] - [[خشوع در معارف دعا و زیارات]] - [[خشوع در عرفان اسلامی]] - [[خشوع در معارف و سیره علوی]] - [[خشوع در معارف و سیره سجادی]] - [[خشوع در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = فضیلت اخلاقی | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[خشوع در قرآن]] - [[خشوع در حدیث]] - [[خشوع در نهج البلاغه]] - [[خشوع در معارف دعا و زیارات]] - [[خشوع در عرفان اسلامی]] - [[خشوع در معارف و سیره علوی]] - [[خشوع در معارف و سیره سجادی]] - [[خشوع در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
| خط ۱۱: | خط ۱۰: | ||
== پیشینه == | == پیشینه == | ||
در طول [[تاریخ]] [[بشر]]، [[انسانها]] در چارچوب آداب و رسوم و [[عقاید]] مختلف در برابر [[معبود]] خود، خضوع و کرنش میکردند<ref>توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۱۳–۱۴.</ref> که در این میان، میتوان به [[ادیان]] [[بودایی]] و چینی اشاره کرد<ref>هینلز، راهنمای ادیان زنده، ۱/۶۷۸–۶۷۷ و ۷۷۴.</ref>. [[یهودیان]] بر [[خضوع]] در برابر [[پروردگار]] تأکید کردهاند<ref>کتاب مقدس، خروج، ب ۱۰، ۳؛ کتاب دوم تواریخ ایام، ب ۳۰، ۸.</ref> و از خضوع تمام [[اولاد]] [[داوود]]{{ع}} در برابر [[سلیمان]]{{ع}} یاد کردهاند<ref>کتاب مقدس، کتاب اول تواریخ ایام، ب ۲۹، ۲۴.</ref>. در | در طول [[تاریخ]] [[بشر]]، [[انسانها]] در چارچوب آداب و رسوم و [[عقاید]] مختلف در برابر [[معبود]] خود، خضوع و کرنش میکردند<ref>توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۱۳–۱۴.</ref> که در این میان، میتوان به [[ادیان]] [[بودایی]] و چینی اشاره کرد<ref>هینلز، راهنمای ادیان زنده، ۱/۶۷۸–۶۷۷ و ۷۷۴.</ref>. [[یهودیان]] بر [[خضوع]] در برابر [[پروردگار]] تأکید کردهاند<ref>کتاب مقدس، خروج، ب ۱۰، ۳؛ کتاب دوم تواریخ ایام، ب ۳۰، ۸.</ref> و از خضوع تمام [[اولاد]] [[داوود]]{{ع}} در برابر [[سلیمان]]{{ع}} یاد کردهاند<ref>کتاب مقدس، کتاب اول تواریخ ایام، ب ۲۹، ۲۴.</ref>. در عهد جدید، دستور خضوع در برابر پروردگار<ref>کتاب اول تواریخ ایام، افسسیان، ب ۵، ۲۱.</ref> و رؤسای [[روحانی]]<ref>کتاب مقدس، نامه به عبرانیها، ب ۱۳، ۱۷.</ref>، همچنین خضوع [[زنان]] در برابر همسرانشان<ref>کتاب مقدس، افسسیان، ب ۵، ۲۲.</ref> و خدمتکاران در برابر سرورانشان<ref>نامه اول پطرس، ب۲، ۱۸.</ref> آمده است. در [[قرآن کریم]] بر خضوع و خشوع در پیشگاه [[خداوند]] تأکید شده است؛ چنانچه برای کسانی که در پیشگاه [[خدا]] و پیامبرش{{صل}} [[خاضع]] هستند، [[رزق]] کریمانه آماده میشود<ref>سوره احزاب، آیه ۳۱.</ref><ref>طباطبایی، المیزان، ۱۶/۳۰۸.</ref>؛ همچنین یکی از صفات [[مؤمنان]] [[رستگار]]، خشوع آنان در [[نماز]] است {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}<ref>«بیگمان مؤمنان رستگارند همانان که در نماز خویش فروتنند» سوره مؤمنون، آیه 1-2.</ref> در منابع روایی نیز [[روایات]] فراوانی دربارۀ اهمیت و [[فضیلت]] خضوع و خشوع در برابر [[خداوند متعال]] آمده است<ref>ابنماجه، سنن ابنماجه، ۱/۳۳۱؛ کلینی، الکافی، ۳/۳۰۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۵/۴۷۳ و ۶/۱۸۱.</ref>. | ||
اهل معرفت در بحث منازل از خضوع و خشوع سخن گفتهاند<ref>تلمسانی، شرح منازل السائرین، ۱/۱۳۱.</ref>. بعضی، خضوع برای خداوند را در ظاهر و [[باطن]] لازم دانستهاند<ref>ابنعربی، الفتوحات المکیه، ۱/۴۳۷.</ref> و خشوع را در [[مقامات]] [[عرفانی]]، یکی از منازل [[اهل]] [[سلوک]] معرفی کردهاند<ref>انصاری، منازل السائرین، ۴۹ و ۵۲.</ref>. علمای اخلاق نیز خضوع و خشوع را از [[فضایل اخلاقی]]<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۲/۲۶۷؛ غزالی، مجموعة رسائل، ۱۲۲ و ۱۴۹؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۱/۳۴۹.</ref> و از اموری میدانند که در [[حقیقت]] و [[روح]] نماز مؤثرند<ref>نراقی، معراج السعاده، ۸۴۴.</ref>.<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[خضوع و خشوع (مقاله)| مقاله «خضوع و خشوع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۱۵۹-۱۶۵.</ref> | |||
== خشوع در قرآن == | == خشوع در قرآن == | ||
| خط ۲۳: | خط ۲۲: | ||
از آنجا که ماهیت برخی [[عبادات]] چون [[سجده]] نوعی خضوع است<ref>ابوحیان، البحر المحیط، ۱/۵۷۳.</ref>، بنابراین از برخی [[آیات]]<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ}}؛ «آیا درنیافتهای که هر کس در آسمانها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم به خداوند سجده میبرند؟ و بر بسیاری (با خودداری از سجده) عذاب سزاوار گشته است؛ و کسی را که خداوند خوار دارد هیچ کس گرامی نخواهد داشت؛ بیگمان خداوند آنچه بخواهد انجام میدهد» سوره حج، آیه ۱۸.</ref> برداشت میشود خضوع، دو قسم [[تکوینی]] و [[تشریعی]] دارد؛ به این معنا که افزون بر [[نظام]] [[تشریع]] که در آن، موجودات دارای [[عقل]]، مکلّف به خضوع در برابر حضرت حقاند، در [[نظام تکوین]] نیز همه موجودات ـ اعم از [[عاقل]] و غیر عاقل ـ در برابر [[آفریدگار]] [[خاضع]] و ساجدند<ref>فصلت، ۱۱؛ رعد، ۱۵؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴/۳۵۹–۳۶۰.</ref>. | از آنجا که ماهیت برخی [[عبادات]] چون [[سجده]] نوعی خضوع است<ref>ابوحیان، البحر المحیط، ۱/۵۷۳.</ref>، بنابراین از برخی [[آیات]]<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ}}؛ «آیا درنیافتهای که هر کس در آسمانها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم به خداوند سجده میبرند؟ و بر بسیاری (با خودداری از سجده) عذاب سزاوار گشته است؛ و کسی را که خداوند خوار دارد هیچ کس گرامی نخواهد داشت؛ بیگمان خداوند آنچه بخواهد انجام میدهد» سوره حج، آیه ۱۸.</ref> برداشت میشود خضوع، دو قسم [[تکوینی]] و [[تشریعی]] دارد؛ به این معنا که افزون بر [[نظام]] [[تشریع]] که در آن، موجودات دارای [[عقل]]، مکلّف به خضوع در برابر حضرت حقاند، در [[نظام تکوین]] نیز همه موجودات ـ اعم از [[عاقل]] و غیر عاقل ـ در برابر [[آفریدگار]] [[خاضع]] و ساجدند<ref>فصلت، ۱۱؛ رعد، ۱۵؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴/۳۵۹–۳۶۰.</ref>. | ||
خضوع به اعتبار دیگری، به خضوع [[ممدوح]] و مذموم تقسیم میشود. خضوع ممدوح، خضوع در برابر حق و [[حقیقت]] و خضوع [[بنده]] در برابر خداوند و خضوع [[مکلف]] در برابر [[پیامبر]]{{ع}}، [[امام]]{{ع}}، [[عالمان]] و [[فقها]]، در | خضوع به اعتبار دیگری، به خضوع [[ممدوح]] و مذموم تقسیم میشود. خضوع ممدوح، خضوع در برابر حق و [[حقیقت]] و خضوع [[بنده]] در برابر خداوند و خضوع [[مکلف]] در برابر [[پیامبر]]{{ع}}، [[امام]]{{ع}}، [[عالمان]] و [[فقها]]، در دوران غیبت است<ref>نراقی، معراج السعاده، ۱۰۶ و ۳۰۵.</ref> و [[خضوع]] مذموم، خضوع در برابر [[ستمکاران]] است؛ چنانکه در برخی [[روایات]]، خضوع در برابر [[ظالم]] نکوهش شده است<ref>کلینی، الکافی، ۵/۱۰۵؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۷/۱۸۵.</ref>. خضوع در برابر [[پروردگار]] مورد ترغیب و توجه [[معصومان]]{{ع}} بوده است؛ چنانکه در [[دعاها]] و [[مناجات]] خود با خضوع و خشوع حوایج خود را از [[خداوند]] طلب میکردند<ref>کلینی، الکافی، ۲/۵۹۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ۹۱/۳۸۵.</ref>. علمای اخلاق نیز خضوع در برابر پروردگار و [[بندگان]] [[مؤمن]] را خضوع [[ممدوح]] و خضوع در برابر [[ظالمان]] را خضوع و خشوع مذموم شمردهاند<ref>نراقی، معراج السعاده، ۲۹۶–۲۹۸؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۶/۲۱۹–۲۲۶.</ref>.<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[خضوع و خشوع (مقاله)| مقاله «خضوع و خشوع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۱۵۹-۱۶۵.</ref> | ||
== اسباب خشوع == | == اسباب خشوع == | ||
[[قرآن کریم]] با [[عتاب]] مؤمنانی که قلبهایشان سخت و از خشوع خالی است<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۱.</ref> میفرماید: آیا برای کسانی که [[ایمان]] آوردهاند هنگام آن نرسیده که دلهایشان به [[یاد خدا]] و آن حقی که نازل شده است [[خاشع]] شود<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ ٱلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَـٰسِقُونَ}}؛ «آیا هنگام آن نرسیده است که دلهای مؤمنان از یاد خداوند و از آنچه از سوی حق فرو فرستاده شده است فروتنی یابد و مانند کسانی نباشند که پیش از این به آنان کتاب (آسمانی) دادند اما روزگار بر آنان به درازا کشید و دلهاشان سخت شد و بسیاری از آنان بزهکار بودند؟» سوره حدید، آیه ۱۶.</ref> [[مفسران]] «[[حق]] نازل شده» را [[قرآن کریم]] دانستهاند<ref>زاد المسیر، ج ۷، ص۳۰۵؛ تفسیر الجلالین، ص۲۲۱؛ التفسیر المظهری، ج ۹، ص۱۹۷.</ref>. از این [[آیه]] بر میآید که یاد [[الهی]] و قرآن کریم میتوانند در [[دل]] [[مؤمنان]] خشوع ایجاد کنند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۱.</ref>. برخی مقدّم شدن یاد خدا بر [[قرآن]] را از این جهت دانستهاند که خشوع تنها با [[ذکر خدا]] به دست میآید و حاصل شدن آن، هنگام شنیدن [[آیات قرآن]] نیز به جهت اشتمال [[آیات الهی]] بر [[ذکر الهی]] است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۴۶۱.</ref>. برخی از ذکر خدا در آیه یادشده را نیز قرآن کریم دانستهاند، پس از دو خصوصیت قرآن یاد شده است که هر یک مایه حصول خشوع در دل [[مؤمن]] میشود<ref>التحریر و التنویر، ج ۲۷، ص۳۹۱؛ الکشاف، ج ۴، ص۶۴؛ التفسیر الکاشف، ج ۷، ص۲۴۸.</ref>. | [[قرآن کریم]] با [[عتاب]] مؤمنانی که قلبهایشان سخت و از خشوع خالی است<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۱.</ref> میفرماید: آیا برای کسانی که [[ایمان]] آوردهاند هنگام آن نرسیده که دلهایشان به [[یاد خدا]] و آن حقی که نازل شده است [[خاشع]] شود<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ ٱلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَـٰسِقُونَ}}؛ «آیا هنگام آن نرسیده است که دلهای مؤمنان از یاد خداوند و از آنچه از سوی حق فرو فرستاده شده است فروتنی یابد و مانند کسانی نباشند که پیش از این به آنان کتاب (آسمانی) دادند اما روزگار بر آنان به درازا کشید و دلهاشان سخت شد و بسیاری از آنان بزهکار بودند؟» سوره حدید، آیه ۱۶.</ref> [[مفسران]] «[[حق]] نازل شده» را [[قرآن کریم]] دانستهاند<ref>زاد المسیر، ج ۷، ص۳۰۵؛ تفسیر الجلالین، ص۲۲۱؛ التفسیر المظهری، ج ۹، ص۱۹۷.</ref>. از این [[آیه]] بر میآید که یاد [[الهی]] و قرآن کریم میتوانند در [[دل]] [[مؤمنان]] خشوع ایجاد کنند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۱.</ref>. برخی مقدّم شدن یاد خدا بر [[قرآن]] را از این جهت دانستهاند که خشوع تنها با [[ذکر خدا]] به دست میآید و حاصل شدن آن، هنگام شنیدن [[آیات قرآن]] نیز به جهت اشتمال [[آیات الهی]] بر [[ذکر الهی]] است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۴۶۱.</ref>. برخی از ذکر خدا در آیه یادشده را نیز قرآن کریم دانستهاند، پس از دو خصوصیت قرآن یاد شده است که هر یک مایه حصول خشوع در دل [[مؤمن]] میشود<ref>التحریر و التنویر، ج ۲۷، ص۳۹۱؛ الکشاف، ج ۴، ص۶۴؛ التفسیر الکاشف، ج ۷، ص۲۴۸.</ref>. | ||
بر اساس [[آیات]] ۱۰۷ و ۱۰۹ [[اسراء]]، شنیدن [[قرآن]]<ref>الصافی، ج ۳، ص۲۲۷؛ روح المعانی، ج ۱۵، ص۱۸۹؛ التحریر والتنویر، ج ۱۵، ص۲۳۵.</ref> بر خشوع صاحبان [[علم]] میافزاید<ref>{{متن قرآن|قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا * وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا * وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}؛ «بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بیگمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش دادهاند خوانده شود به سجده با روی بر زمین میافتند * و میگویند: پاکا که پروردگار ماست، به راستی وعده پروردگار ما انجام یافتنی است * و با روی بر زمین میافتند، میگریند و (قرآن) بر فروتنی آنان میافزاید» سوره اسراء، آیه ۱۰۷-۱۰۹.</ref>؛ همچنین بر پایه روایتی، | بر اساس [[آیات]] ۱۰۷ و ۱۰۹ [[اسراء]]، شنیدن [[قرآن]]<ref>الصافی، ج ۳، ص۲۲۷؛ روح المعانی، ج ۱۵، ص۱۸۹؛ التحریر والتنویر، ج ۱۵، ص۲۳۵.</ref> بر خشوع صاحبان [[علم]] میافزاید<ref>{{متن قرآن|قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا * وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا * وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}؛ «بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بیگمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش دادهاند خوانده شود به سجده با روی بر زمین میافتند * و میگویند: پاکا که پروردگار ماست، به راستی وعده پروردگار ما انجام یافتنی است * و با روی بر زمین میافتند، میگریند و (قرآن) بر فروتنی آنان میافزاید» سوره اسراء، آیه ۱۰۷-۱۰۹.</ref>؛ همچنین بر پایه روایتی، شایستهترین [[انسانها]] به خشوع در پنهان و آشکار، حامل [[قرآن]] است<ref>الکافی، ج ۲، ص۶۰۴.</ref>. از آیاتی دیگر برداشت میشود که [[علم]] و [[معرفت]] و [[شناخت]] مبدأ و معاد، عامل تحقق خشوع در [[قلب]] است، چنان که بر اساس آیهای کسانی که به آنان علم و معرفت داده شده است، هنگام [[تلاوت آیات]] [[الهی]] بر آنها، حالت خشوع یافته و با صورت به [[سجده]] میافتند<ref>{{متن قرآن|قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا}}؛ «بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بیگمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش دادهاند خوانده شود به سجده با روی بر زمین میافتند» سوره اسراء، آیه ۱۰۷.</ref> و طبق [[آیات]] ۴۵ ـ ۴۶ بقره حالت خشوع، از آنِ کسانی است که به دیدار با پروردگارشان و بازگشت به سوی او [[باور]] دارند<ref>{{متن قرآن|وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ * ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَـٰقُوا۟ رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَٰجِعُونَ}}؛ «از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بیگمان این کار جز بر فروتنان دشوار است * همان کسان که میدانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز میگردند» سوره بقره، آیه ۴۵-۴۶.</ref>.<ref>اخلاق در قرآن، ج ۱، ص۴۱۴ـ ۴۱۶.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[خشوع (مقاله)|مقاله «خشوع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص ۱۳۳.</ref> | ||
بعضی علمای اخلاق، راههای دستیابی [[خضوع]] را [[همنشینی]] با [[اهل تقوا]] و [[صلاح]] و بهره بردن از [[سیره]] آنها در خضوع و [[تواضع]] میدانند<ref>نراقی، جامع السعادات، ۱/۱۵۱.</ref>. برخی دیگر راه رسیدن خضوع و خشوع ـ بهویژه در [[نماز]] ـ را [[تحصیل علم]] و [[ایمان]] به عظمت و جلال [[حق]] میداند<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۱۳.</ref> و [[معتقد]] است اگر [[انسان]] به قلب خود بفهماند که موجودات دیگر نیز مانند او [[ناتوان]] و نیازمند هستند و از خود قدرتی ندارند تا نیاز او را برآورده سازند، در برابر آنها خضوع نمیکند و تنها در برابر [[خداوند]] [[خاضع]] خواهد بود<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۲۵۶.</ref>. نماز و تکرار آن را یکی از اسبابی میداند که موجب پیدایش ملکه خضوع است<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۴۹۶.</ref>؛ این امر نیازمند تمرین، [[ریاضت]] و جدیت، بهویژه در نماز است<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۱۴–۱۵.</ref>. ایشان [[شکر]] و [[قدردانی]] از [[منعم]] [[حقیقی]] ـ [[خداوند متعال]] ـ را راه دیگری برای خضوع و خشوع قلب میداند<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۳۴۳.</ref>.<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[خضوع و خشوع (مقاله)| مقاله «خضوع و خشوع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۱۵۹-۱۶۵.</ref> | بعضی علمای اخلاق، راههای دستیابی [[خضوع]] را [[همنشینی]] با [[اهل تقوا]] و [[صلاح]] و بهره بردن از [[سیره]] آنها در خضوع و [[تواضع]] میدانند<ref>نراقی، جامع السعادات، ۱/۱۵۱.</ref>. برخی دیگر راه رسیدن خضوع و خشوع ـ بهویژه در [[نماز]] ـ را [[تحصیل علم]] و [[ایمان]] به عظمت و جلال [[حق]] میداند<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۱۳.</ref> و [[معتقد]] است اگر [[انسان]] به قلب خود بفهماند که موجودات دیگر نیز مانند او [[ناتوان]] و نیازمند هستند و از خود قدرتی ندارند تا نیاز او را برآورده سازند، در برابر آنها خضوع نمیکند و تنها در برابر [[خداوند]] [[خاضع]] خواهد بود<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۲۵۶.</ref>. نماز و تکرار آن را یکی از اسبابی میداند که موجب پیدایش ملکه خضوع است<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۴۹۶.</ref>؛ این امر نیازمند تمرین، [[ریاضت]] و جدیت، بهویژه در نماز است<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۱۴–۱۵.</ref>. ایشان [[شکر]] و [[قدردانی]] از [[منعم]] [[حقیقی]] ـ [[خداوند متعال]] ـ را راه دیگری برای خضوع و خشوع قلب میداند<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۳۴۳.</ref>.<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[خضوع و خشوع (مقاله)| مقاله «خضوع و خشوع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۱۵۹-۱۶۵.</ref> | ||
== موانع == | == موانع == | ||
بعضی [[اندیشمندان اسلامی]]، [[پیروی از هوای نفس]] را از موانع خضوع<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۹/۱۹۵.</ref> و [[قساوت قلب]] را مانع خشوع دانستهاند<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۹/۱۶۱.</ref>. یکی از موانع خضوع [[خودبینی]] و [[خودخواهی]] میداند که موجب میشود انسان از خضوع در برابر اولیای او سر باز زند<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۰/۱۵۵.</ref>؛ همچنانکه علت عدم خضوع [[شیطان]] در برابر [[آدم]]{{ع}} نیز [[خودبینی]] و [[خودخواهی]] او بود<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۲۱۴.</ref>. اگر [[انسان]] [[مطیع]] [[شهوات]] و [[هواهای نفسانی]] شود و تحت [[سلطه]] آنها قرار گیرد، در برابر آنها [[خاضع]] شده، [[اطاعت]] آنها را بر [[اطاعت خداوند]] مقدم میدارد<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۲۵۵.</ref>. توجه به [[دنیا]] و زینتهای آن موجب [[قساوت قلب]] و عدم | بعضی [[اندیشمندان اسلامی]]، [[پیروی از هوای نفس]] را از موانع خضوع<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۹/۱۹۵.</ref> و [[قساوت قلب]] را مانع خشوع دانستهاند<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۹/۱۶۱.</ref>. یکی از موانع خضوع [[خودبینی]] و [[خودخواهی]] میداند که موجب میشود انسان از خضوع در برابر اولیای او سر باز زند<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۰/۱۵۵.</ref>؛ همچنانکه علت عدم خضوع [[شیطان]] در برابر [[آدم]]{{ع}} نیز [[خودبینی]] و [[خودخواهی]] او بود<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۲۱۴.</ref>. اگر [[انسان]] [[مطیع]] [[شهوات]] و [[هواهای نفسانی]] شود و تحت [[سلطه]] آنها قرار گیرد، در برابر آنها [[خاضع]] شده، [[اطاعت]] آنها را بر [[اطاعت خداوند]] مقدم میدارد<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۲۵۵.</ref>. توجه به [[دنیا]] و زینتهای آن موجب [[قساوت قلب]] و عدم خشوع آن در برابر [[خداوند]] و موعظههای [[قرآنی]] است<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۱۰۸–۱۰۹.</ref>.<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[خضوع و خشوع (مقاله)| مقاله «خضوع و خشوع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۱۵۹-۱۶۵.</ref> | ||
== آثار و [[نشانهها]] == | == آثار و [[نشانهها]] == | ||
| خط ۴۷: | خط ۴۶: | ||
# رام شدن بدن و دل برای خداوند<ref>دیلمی، ارشاد القلوب، ۱/۱۱۴–۱۱۵.</ref>. | # رام شدن بدن و دل برای خداوند<ref>دیلمی، ارشاد القلوب، ۱/۱۱۴–۱۱۵.</ref>. | ||
[[ورع]] و [[تقوا]] از نشانههای | [[ورع]] و [[تقوا]] از نشانههای خشوع است و اظهار خشوعی که با [[ورع]] همراه نباشد، نوعی [[ریا]] و [[نفاق]] محسوب میشود<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۳۷۷.</ref>. [[خضوع]] در برابر [[اهل]] [[دنیا]] منافی خضوع در برابر [[خداوند]] است و نشانه کسی که ادعای خضوع [[قلبی]] در برابر خداوند دارد، عدم خضوع در برابر دیگران است<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۱۶۱.</ref>.<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[خضوع و خشوع (مقاله)| مقاله «خضوع و خشوع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۱۵۹-۱۶۵.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||