بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
{{متن حدیث|نَحْنُ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ، وَ مَحَطُّ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلَائِكَةِ، وَ مَعَادِنُ الْعِلْمِ، وَ يَنَابِيعُ الْحُكْمِ، نَاصِرُنَا وَ مُحِبُّنَا يَنْتَظِرُ الرَّحْمَةَ، وَ عَدُوُّنَا وَ مُبْغِضُنَا يَنْتَظِرُ السَّطْوَةَ}}. | {{متن حدیث|نَحْنُ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ، وَ مَحَطُّ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلَائِكَةِ، وَ مَعَادِنُ الْعِلْمِ، وَ يَنَابِيعُ الْحُكْمِ، نَاصِرُنَا وَ مُحِبُّنَا يَنْتَظِرُ الرَّحْمَةَ، وَ عَدُوُّنَا وَ مُبْغِضُنَا يَنْتَظِرُ السَّطْوَةَ}}. | ||
«ما از [[درخت]] سرسبز رسالتیم و از [[جایگاه رسالت]] و [[محل آمد و شد فرشتگان]] برخاستیم، ما معدنهای دانش و چشمهسارهای [[حکمت الهی]] هستیم. | «ما از [[درخت]] سرسبز رسالتیم و از [[جایگاه رسالت]] و [[محل آمد و شد فرشتگان]] برخاستیم، ما معدنهای دانش و چشمهسارهای [[حکمت الهی]] هستیم. | ||
[[یاران]] و [[دوستان]] ما در [[انتظار]] [[رحمت]] پروردگارند و [[دشمنان]] و [[کینهتوزان]] ما در انتظار [[کیفر]] و [[لعنت]] [[خداوند]] به سر میبرند».<ref>[[ | [[یاران]] و [[دوستان]] ما در [[انتظار]] [[رحمت]] پروردگارند و [[دشمنان]] و [[کینهتوزان]] ما در انتظار [[کیفر]] و [[لعنت]] [[خداوند]] به سر میبرند».<ref>[[عزتالله فرشادفر|فرشادفر، عزتالله]]، [[امامت در نهج البلاغه (کتاب)|امامت در نهج البلاغه]]، ص ۲۳.</ref> | ||
==امام حجت خدا و پرچم هدایت== | ==امام حجت خدا و پرچم هدایت== | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
همانطور که در این حدیث گرانقدر دیده میشود پیامبر برای [[جلوگیری از انحراف امت]]، پس از خود، آنها را به دو اصل و اساس سفارش میکند یکی کتاب خدا و دیگری [[امامان حق]]. سپس [[پیامبر]] میفرماید که نه از اینها عقب مانید و نه از اینها پیشی گیرید که در هر صورت به [[هلاکت]] و نیستی دچار میشوید. | همانطور که در این حدیث گرانقدر دیده میشود پیامبر برای [[جلوگیری از انحراف امت]]، پس از خود، آنها را به دو اصل و اساس سفارش میکند یکی کتاب خدا و دیگری [[امامان حق]]. سپس [[پیامبر]] میفرماید که نه از اینها عقب مانید و نه از اینها پیشی گیرید که در هر صورت به [[هلاکت]] و نیستی دچار میشوید. | ||
بدین صورت میتوان [[جایگاه امام]] در [[عقاید]] [[شیعی]] را همان محور و [[حجت]] بودن [[امام]] دانست اما ما برای آنکه از زوایای مختلف این حجت بودن را بررسی کنیم مسئله را تحت دو عنوان [[ولایت تشریعی]] و [[ولایت تکوینی]] ادامه خواهیم داد. | بدین صورت میتوان [[جایگاه امام]] در [[عقاید]] [[شیعی]] را همان محور و [[حجت]] بودن [[امام]] دانست اما ما برای آنکه از زوایای مختلف این حجت بودن را بررسی کنیم مسئله را تحت دو عنوان [[ولایت تشریعی]] و [[ولایت تکوینی]] ادامه خواهیم داد. | ||
در اینجا لازم است مختصری پیرامون معنای [[ولایت]] مطالبی بیان شود.<ref>[[ | در اینجا لازم است مختصری پیرامون معنای [[ولایت]] مطالبی بیان شود.<ref>[[عزتالله فرشادفر|فرشادفر، عزتالله]]، [[امامت در نهج البلاغه (کتاب)|امامت در نهج البلاغه]]، ص ۲۴.</ref> | ||
===[[ولایت تشریعی]]=== | ===[[ولایت تشریعی]]=== | ||
| خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
{{متن حدیث|لَا دِينَ لِمَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَايَةِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَيْسَ مِنَ اللَّهِ وَ لَا عَتْبَ عَلَى مَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَايَةِ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِ}} و بر اساس این نظام عالی [[الهی]] [[مقدس]] و [[منزه]] است که شیعه در عصر حاضر او امر [[حکام]] [[شرعی]] و [[فقهای عادل]] و علمای عامل را [[واجب الاطاعه]] دانسته و [[مطیع]] [[فرمان]] و فرمانبر آنها است، و [[اطاعت]] آنان را [[رمز]] [[تشیع]] و نشانه [[ولایت]] و [[تسلیم]] و [[ایمان]] خود به [[نظام امامت]] و [[بیزاری]] از [[نظامات]] دیگر میداند و تخطی از این [[نظام]] و [[مخالفت احکام]] آن را [[استخفاف]] به [[حکم خدا]] میشمارد. | {{متن حدیث|لَا دِينَ لِمَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَايَةِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَيْسَ مِنَ اللَّهِ وَ لَا عَتْبَ عَلَى مَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَايَةِ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِ}} و بر اساس این نظام عالی [[الهی]] [[مقدس]] و [[منزه]] است که شیعه در عصر حاضر او امر [[حکام]] [[شرعی]] و [[فقهای عادل]] و علمای عامل را [[واجب الاطاعه]] دانسته و [[مطیع]] [[فرمان]] و فرمانبر آنها است، و [[اطاعت]] آنان را [[رمز]] [[تشیع]] و نشانه [[ولایت]] و [[تسلیم]] و [[ایمان]] خود به [[نظام امامت]] و [[بیزاری]] از [[نظامات]] دیگر میداند و تخطی از این [[نظام]] و [[مخالفت احکام]] آن را [[استخفاف]] به [[حکم خدا]] میشمارد. | ||
خلاصه [[کلام]] این است که [[ولایت پیغمبر]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} بر [[اموال]] و [[نفوس]] و امور [[مردم]] و [[ریاست]] آنها بر جمیع [[شئون]] عمومی [[دین]] و [[دنیا]] از جانب [[خدا]] مسلم و مورد هیچگونه شبههای نیست و از [[آیات کریمه قرآن]]، مثل [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد» سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref> و آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> و آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref> استفاده میشود.<ref>[[ | خلاصه [[کلام]] این است که [[ولایت پیغمبر]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} بر [[اموال]] و [[نفوس]] و امور [[مردم]] و [[ریاست]] آنها بر جمیع [[شئون]] عمومی [[دین]] و [[دنیا]] از جانب [[خدا]] مسلم و مورد هیچگونه شبههای نیست و از [[آیات کریمه قرآن]]، مثل [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد» سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref> و آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> و آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref> استفاده میشود.<ref>[[عزتالله فرشادفر|فرشادفر، عزتالله]]، [[امامت در نهج البلاغه (کتاب)|امامت در نهج البلاغه]]، ص ۲۶.</ref> | ||
==رهبری سیاسی و حکومتی امام در جامعه== | ==رهبری سیاسی و حکومتی امام در جامعه== | ||
| خط ۱۰۳: | خط ۱۰۳: | ||
و درست در همین رابطه است که دین خدا و امت اسلامی بهطور کامل زمانی تحقق مییابد که [[امام]] آخرین یعنی حضرت [[حجه بن الحسن صاحب الزمان]]{{ع}} [[پس از ظهور]] قدرت ظاهری یابد یعنی [[حاکمیت سیاسی]] [[اختیار]] کند تمامی [[احکام]] و دستورات و فرامین را به [[اجرا]] در آورد. | و درست در همین رابطه است که دین خدا و امت اسلامی بهطور کامل زمانی تحقق مییابد که [[امام]] آخرین یعنی حضرت [[حجه بن الحسن صاحب الزمان]]{{ع}} [[پس از ظهور]] قدرت ظاهری یابد یعنی [[حاکمیت سیاسی]] [[اختیار]] کند تمامی [[احکام]] و دستورات و فرامین را به [[اجرا]] در آورد. | ||
و باز درست همین نکته است که [[امام خمینی]] (ره) در کتاب «[[ولایت فقیه]]» آن را از مهمترین وسائل [[حفظ دین]] و عملی ساختن [[حکم خدا]] در [[زمین]] میداند، یعنی [[اقامه حکومت اسلامی]] و از بین بردن [[حکومت طاغوت]]. و به همین جهت است که امام خمینی (ره) در همین کتاب این نکته را یادآور میشوند که اگر میخواهید [[طاغوت]] برود و [[حکومت اسلامی]] جای آن را بگیرد از [[امامت]] [[ولایت]] به معنای صحیح و کامل آن هر چه بیشتر سخن بگوئید.<ref>[[ | و باز درست همین نکته است که [[امام خمینی]] (ره) در کتاب «[[ولایت فقیه]]» آن را از مهمترین وسائل [[حفظ دین]] و عملی ساختن [[حکم خدا]] در [[زمین]] میداند، یعنی [[اقامه حکومت اسلامی]] و از بین بردن [[حکومت طاغوت]]. و به همین جهت است که امام خمینی (ره) در همین کتاب این نکته را یادآور میشوند که اگر میخواهید [[طاغوت]] برود و [[حکومت اسلامی]] جای آن را بگیرد از [[امامت]] [[ولایت]] به معنای صحیح و کامل آن هر چه بیشتر سخن بگوئید.<ref>[[عزتالله فرشادفر|فرشادفر، عزتالله]]، [[امامت در نهج البلاغه (کتاب)|امامت در نهج البلاغه]]، ص ۳۱.</ref> | ||
==امام «الگوی» امت== | ==امام «الگوی» امت== | ||
| خط ۱۲۳: | خط ۱۲۳: | ||
انسان زمانی که میبیند تمامی آرمانهایش در وجود انسانی بهنام «امام» تبلور یافته است در میان [[امت]] و در این [[حرکت]] [[احساس]] گرمی و نزدیکی میکند احساس میکند، نه تنها، یله و رها نیست، بلکه تنها به بیان [[خوبیها]] و راهها بسنده نشده است، بلکه [[سرمشق زندگی]] را در پیش پایش قرار داده و گفتهاند ای طفل ببین «شدن» را اینگونه آغاز کن. | انسان زمانی که میبیند تمامی آرمانهایش در وجود انسانی بهنام «امام» تبلور یافته است در میان [[امت]] و در این [[حرکت]] [[احساس]] گرمی و نزدیکی میکند احساس میکند، نه تنها، یله و رها نیست، بلکه تنها به بیان [[خوبیها]] و راهها بسنده نشده است، بلکه [[سرمشق زندگی]] را در پیش پایش قرار داده و گفتهاند ای طفل ببین «شدن» را اینگونه آغاز کن. | ||
[[یاران]] [[پاک]] و صادق [[امامان]] اینگونه بودند در هر زمینهای پاسخ را در [[نحوه برخورد]] امامان با آن مسائل میجستند و بهراستی دلباخته و شیفته آنان میگشتند و خلاصه آنکه در راهی قدم میگذاشتند که در کرانههای دوردست آن امامان را منزلگاه بود. | [[یاران]] [[پاک]] و صادق [[امامان]] اینگونه بودند در هر زمینهای پاسخ را در [[نحوه برخورد]] امامان با آن مسائل میجستند و بهراستی دلباخته و شیفته آنان میگشتند و خلاصه آنکه در راهی قدم میگذاشتند که در کرانههای دوردست آن امامان را منزلگاه بود. | ||
[[کلام]] خود را در این قسمت به داستانی از [[سلمان]] پاک به پایان میبریم که در گذر از نخلستانی به همراه علی{{ع}} از آن دو جز یک اثر پای باقی نماند یعنی ای علی تو حتی در [[راه رفتن]] ساده، و پای از پای [[الگو]] و اسوه من هستی. این چنین باد [[پیروی]] کردن و اسوه قرار دادن [[امام]].<ref>[[ | [[کلام]] خود را در این قسمت به داستانی از [[سلمان]] پاک به پایان میبریم که در گذر از نخلستانی به همراه علی{{ع}} از آن دو جز یک اثر پای باقی نماند یعنی ای علی تو حتی در [[راه رفتن]] ساده، و پای از پای [[الگو]] و اسوه من هستی. این چنین باد [[پیروی]] کردن و اسوه قرار دادن [[امام]].<ref>[[عزتالله فرشادفر|فرشادفر، عزتالله]]، [[امامت در نهج البلاغه (کتاب)|امامت در نهج البلاغه]]، ص ۳۴.</ref> | ||
==امام بیان کننده قرآن و معارف اسلامی== | ==امام بیان کننده قرآن و معارف اسلامی== | ||
| خط ۱۵۹: | خط ۱۵۹: | ||
{{متن حدیث|... إِنَّ الْأَنْبِيَاءَ وَ الْأَئِمَّةَ يُوَفِّقُهُمُ اللَّهُ وَ يُؤْتِيهِمْ مِنْ مَخْزُونِ عِلْمِهِ وَ حِكَمِهِ مَا لَا يُؤْتِيهِ غَيْرَهُمْ فَيَكُونُ عِلْمُهُمْ فَوْقَ عِلْمِ أَهْلِ الزَّمَانِ...}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۸۳.</ref> | {{متن حدیث|... إِنَّ الْأَنْبِيَاءَ وَ الْأَئِمَّةَ يُوَفِّقُهُمُ اللَّهُ وَ يُؤْتِيهِمْ مِنْ مَخْزُونِ عِلْمِهِ وَ حِكَمِهِ مَا لَا يُؤْتِيهِ غَيْرَهُمْ فَيَكُونُ عِلْمُهُمْ فَوْقَ عِلْمِ أَهْلِ الزَّمَانِ...}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۸۳.</ref> | ||
«... [[خداوند]] پیامبران و [[پیشوایان]] را موفق گردانیده است و به ایشان از [[گنجینه علم]] و حکمتش آنچه را که به غیر ایشان نداده، ارزانی داشته است، پس علم ایشان [[برتر]] از [[علم]] تمامی [[اهل]] زمانشان میباشد.».. | «... [[خداوند]] پیامبران و [[پیشوایان]] را موفق گردانیده است و به ایشان از [[گنجینه علم]] و حکمتش آنچه را که به غیر ایشان نداده، ارزانی داشته است، پس علم ایشان [[برتر]] از [[علم]] تمامی [[اهل]] زمانشان میباشد.».. | ||
[[تاریخ اسلام]] بهترین [[شاهد]] و [[گواه]] این مدعاست که چگونه معلم قرار ندادن امامان برحق بزرگترین تفرقهها و فاجعهآمیزترین نتایج را نه فقط برای [[امت اسلام]] بلکه برای [[بشریت]] به بار آورده است. این همه گروهها و دستهها و این همه [[تفاسیر]] مختلف و ضد و نقیض از [[قرآن]] و این همه تحلیلهای متضاد از [[حرکتهای اجتماعی]] و درست یا غلط بودن آنها همه و همه از یک آبشخور به جریان افتاده است و آن بریدن و جدا گشتن از خطی است که [[خداوند]] برای [[هدایت امت]] ترسیم کرده است که همان [[خط]] [[ولایت]] و [[امامت]] باشد.<ref>[[ | [[تاریخ اسلام]] بهترین [[شاهد]] و [[گواه]] این مدعاست که چگونه معلم قرار ندادن امامان برحق بزرگترین تفرقهها و فاجعهآمیزترین نتایج را نه فقط برای [[امت اسلام]] بلکه برای [[بشریت]] به بار آورده است. این همه گروهها و دستهها و این همه [[تفاسیر]] مختلف و ضد و نقیض از [[قرآن]] و این همه تحلیلهای متضاد از [[حرکتهای اجتماعی]] و درست یا غلط بودن آنها همه و همه از یک آبشخور به جریان افتاده است و آن بریدن و جدا گشتن از خطی است که [[خداوند]] برای [[هدایت امت]] ترسیم کرده است که همان [[خط]] [[ولایت]] و [[امامت]] باشد.<ref>[[عزتالله فرشادفر|فرشادفر، عزتالله]]، [[امامت در نهج البلاغه (کتاب)|امامت در نهج البلاغه]]، ص ۳۷.</ref> | ||
===[[ولایت تکوینی]]=== | ===[[ولایت تکوینی]]=== | ||
| خط ۱۸۱: | خط ۱۸۱: | ||
حال که تا حدودی با این مفاهیم آشنا شدیم، میگوئیم از آنجا که [[امامان]] [[بندگان]] کامل و [[خالص]] [[خدا]] هستند و مهمترین ویژگی آنها هم همین است این [[مقامات]] را تا حد [[اعلی]] دارا میباشند یعنی نه تنها بر خود بلکه بر [[جهان]] باذن خدا [[تسلط]] و [[تصرف]] دارند. | حال که تا حدودی با این مفاهیم آشنا شدیم، میگوئیم از آنجا که [[امامان]] [[بندگان]] کامل و [[خالص]] [[خدا]] هستند و مهمترین ویژگی آنها هم همین است این [[مقامات]] را تا حد [[اعلی]] دارا میباشند یعنی نه تنها بر خود بلکه بر [[جهان]] باذن خدا [[تسلط]] و [[تصرف]] دارند. | ||
در آخر یادآوری این نکته ضروری است که بعضی از افراد که [[روح]] [[توحید]] را [[درک]] نکردهاند گفتهاند اگر این مقامات را برای امامان قائل شویم اینها با [[قدرت خدا]] و اینکه تمام نیروها به خدا برمیگردد منافات دارد، در حالی که اصلاً اینگونه نیست؛ زیرا اولاً تمام این قدرتها و مقامات را خود خداوند به امامان [[تفویض]] کرده است و در طول قدرت خودش میباشد، و درواقع [[امام]] در مقابل خدا و نسبت به او [[فقیر]] کامل است و [[بنده]] صرف میباشد و جالب این است که همین مقامات درست از راه [[بندگی]] هر چه بیشتر و خالصتر بهدست میآید و به [[راستی]] امامان بندگان خالص و کامل خدا هستند؛ و تمامی این قدرتها و [[علمها]] و [[کمالات]] امامان در تحت [[سلطه]] و [[مالکیت]] و [[علم]] وقدرت بینهایت خدا میباشد نه در مقابل آن. و ثانیاً یکی از [[سنتهای الهی]] در [[نظام خلقت]] این است که برای انجام کارهای مختلف وسایل و ابزار خاصی را قرار داده است. مثلاً آیا [[ملائکه]] که [[تدبیر]] و تقسیم امور میکنند، و یا [[خورشید]] که بر ما [[نور]] و انژری میفشاند و یا [[زمین]] که گاهواره ماست و هزاران هزار وسیله و ابزار دیگر که هر کدام برای موجودات امکاناتی را فراهم کردهاند، اینها با [[مالکیت]] و [[قدرت خدا]] و [[یگانگی]] او در تضاد هستند؟ هرگز. و اینگونه است [[ولایت تکوینی]] [[امامان]]. و جالب این است که چه این امور کوچکتر و چه [[قدرت]] امامان در کلیه مسائل [[تکوینی]] و [[خلقت]] همه و همه به [[اذن خدا]] میباشد. این معنا را در [[کلام]] عمیق و پربار {{متن حدیث|لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ}} میبینیم. یعنی هیچ نیرو و قدرتی نیست مگر «به [[اراده]]» [[خدا]] و تمامی قوت و قدرت امامان هم «اراده» خداست یعنی از جانب اوست. و در تحت خواست او انجام میگیرد، و درواقع [[ولایت تصرف]] یا تکوینی امامان، خود نظامی است که [[خداوند]] برای برپایی ممکنات ([[جهان تکوین]]) [[طرحریزی]] کرده است، و خود حقیقتی است از [[حقایق]] بیپایان هستی.<ref>[[ | در آخر یادآوری این نکته ضروری است که بعضی از افراد که [[روح]] [[توحید]] را [[درک]] نکردهاند گفتهاند اگر این مقامات را برای امامان قائل شویم اینها با [[قدرت خدا]] و اینکه تمام نیروها به خدا برمیگردد منافات دارد، در حالی که اصلاً اینگونه نیست؛ زیرا اولاً تمام این قدرتها و مقامات را خود خداوند به امامان [[تفویض]] کرده است و در طول قدرت خودش میباشد، و درواقع [[امام]] در مقابل خدا و نسبت به او [[فقیر]] کامل است و [[بنده]] صرف میباشد و جالب این است که همین مقامات درست از راه [[بندگی]] هر چه بیشتر و خالصتر بهدست میآید و به [[راستی]] امامان بندگان خالص و کامل خدا هستند؛ و تمامی این قدرتها و [[علمها]] و [[کمالات]] امامان در تحت [[سلطه]] و [[مالکیت]] و [[علم]] وقدرت بینهایت خدا میباشد نه در مقابل آن. و ثانیاً یکی از [[سنتهای الهی]] در [[نظام خلقت]] این است که برای انجام کارهای مختلف وسایل و ابزار خاصی را قرار داده است. مثلاً آیا [[ملائکه]] که [[تدبیر]] و تقسیم امور میکنند، و یا [[خورشید]] که بر ما [[نور]] و انژری میفشاند و یا [[زمین]] که گاهواره ماست و هزاران هزار وسیله و ابزار دیگر که هر کدام برای موجودات امکاناتی را فراهم کردهاند، اینها با [[مالکیت]] و [[قدرت خدا]] و [[یگانگی]] او در تضاد هستند؟ هرگز. و اینگونه است [[ولایت تکوینی]] [[امامان]]. و جالب این است که چه این امور کوچکتر و چه [[قدرت]] امامان در کلیه مسائل [[تکوینی]] و [[خلقت]] همه و همه به [[اذن خدا]] میباشد. این معنا را در [[کلام]] عمیق و پربار {{متن حدیث|لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ}} میبینیم. یعنی هیچ نیرو و قدرتی نیست مگر «به [[اراده]]» [[خدا]] و تمامی قوت و قدرت امامان هم «اراده» خداست یعنی از جانب اوست. و در تحت خواست او انجام میگیرد، و درواقع [[ولایت تصرف]] یا تکوینی امامان، خود نظامی است که [[خداوند]] برای برپایی ممکنات ([[جهان تکوین]]) [[طرحریزی]] کرده است، و خود حقیقتی است از [[حقایق]] بیپایان هستی.<ref>[[عزتالله فرشادفر|فرشادفر، عزتالله]]، [[امامت در نهج البلاغه (کتاب)|امامت در نهج البلاغه]]، ص ۴۰.</ref> | ||
===درجات [[ولایت تکوینی]]=== | ===درجات [[ولایت تکوینی]]=== | ||
| خط ۲۲۱: | خط ۲۲۱: | ||
{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً، وَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا، وَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا، قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا، وَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ إِمَاماً. فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ هَذِهِ الْأَشْيَاءَ - وَ قَبَضَ يَدَهُ - قَالَ لَهُ: يَا إِبْرَاهِيمُ! {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>}}<ref>کافی، ج۱، ص۱۷۵، ح۲.</ref>. | {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً، وَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا، وَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا، قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا، وَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ إِمَاماً. فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ هَذِهِ الْأَشْيَاءَ - وَ قَبَضَ يَدَهُ - قَالَ لَهُ: يَا إِبْرَاهِيمُ! {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>}}<ref>کافی، ج۱، ص۱۷۵، ح۲.</ref>. | ||
«[[خداوند]] ابراهیم را [[بنده]] خویش خواند پیش از آنکه او را [[مقام نبوت]] بخشد، و مقام نبوت داد پیش از آنکه او را به [[رسالت]] برگزیند، و [[مقام رسالت]] بخشید پیش از آنکه او را [[خلیل]] و [[دوست]] خود بداند. و دوست خویش گردانید پیش از آنکه به او [[مقام امامت]] عطا کند. | «[[خداوند]] ابراهیم را [[بنده]] خویش خواند پیش از آنکه او را [[مقام نبوت]] بخشد، و مقام نبوت داد پیش از آنکه او را به [[رسالت]] برگزیند، و [[مقام رسالت]] بخشید پیش از آنکه او را [[خلیل]] و [[دوست]] خود بداند. و دوست خویش گردانید پیش از آنکه به او [[مقام امامت]] عطا کند. | ||
پس وقتی [[[خداوند متعال]]] همه این مراتب کمال را برای او فراهم نمود، [[[خطاب]] به او] گفت: «ای ابراهیم! من تو را پیشوای مردم قرار دادم».<ref>[[ | پس وقتی [[[خداوند متعال]]] همه این مراتب کمال را برای او فراهم نمود، [[[خطاب]] به او] گفت: «ای ابراهیم! من تو را پیشوای مردم قرار دادم».<ref>[[عزتالله فرشادفر|فرشادفر، عزتالله]]، [[امامت در نهج البلاغه (کتاب)|امامت در نهج البلاغه]]، ص ۴۴.</ref> | ||
===[[فلسفه]] [[ولایت تکوینی]]=== | ===[[فلسفه]] [[ولایت تکوینی]]=== | ||
| خط ۲۲۸: | خط ۲۲۸: | ||
#روایاتی که [[انسان]] را در [[تکامل معنوی]] خود به رهبری باطنی امام، نیازمند میداند. | #روایاتی که [[انسان]] را در [[تکامل معنوی]] خود به رهبری باطنی امام، نیازمند میداند. | ||
#روایاتی که بقای نظام[[ زمین]] را بدون بقای امام، محال میداند. | #روایاتی که بقای نظام[[ زمین]] را بدون بقای امام، محال میداند. | ||
#روایاتی که بیانگر نقش ویژه امام در بقای نظام در [[جهان هستی]] است.<ref>[[ | #روایاتی که بیانگر نقش ویژه امام در بقای نظام در [[جهان هستی]] است.<ref>[[عزتالله فرشادفر|فرشادفر، عزتالله]]، [[امامت در نهج البلاغه (کتاب)|امامت در نهج البلاغه]]، ص ۴۸.</ref> | ||
===[[نقش امام]] در [[هدایت باطنی]][[ انسان]]=== | ===[[نقش امام]] در [[هدایت باطنی]][[ انسان]]=== | ||
| خط ۲۶۵: | خط ۲۶۵: | ||
[[رسول اکرم]]{{صل}} فرمود: | [[رسول اکرم]]{{صل}} فرمود: | ||
{{متن حدیث|وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً لَوْ أَنَّ رَجُلًا لَقِيَ اللَّهَ بِعَمَلِ سَبْعِينَ نَبِيّاً ثُمَّ لَمْ يَأْتِ بِوَلَايَةِ أُولِي الْأَمْرِ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ مَا قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَرْفاً وَ لَا عَدْلًا}}<ref>أمالی مفید، ص۱۱۵، ح۸.</ref>؛ | {{متن حدیث|وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً لَوْ أَنَّ رَجُلًا لَقِيَ اللَّهَ بِعَمَلِ سَبْعِينَ نَبِيّاً ثُمَّ لَمْ يَأْتِ بِوَلَايَةِ أُولِي الْأَمْرِ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ مَا قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَرْفاً وَ لَا عَدْلًا}}<ref>أمالی مفید، ص۱۱۵، ح۸.</ref>؛ | ||
«[[سوگند]] به آنکه مرا به [[پیامبری]] برانگیخت، اگر کسی با عمل هفتاد [[پیامبر]]، به بارگاه [[حق]] درآید، اما [[ولایت اهل بیت]] را به همراه نیاورد، [[خداوند]] هیچ عمل [[واجب]] و مستحبی را از او نخواهد پذیرفت».<ref>[[ | «[[سوگند]] به آنکه مرا به [[پیامبری]] برانگیخت، اگر کسی با عمل هفتاد [[پیامبر]]، به بارگاه [[حق]] درآید، اما [[ولایت اهل بیت]] را به همراه نیاورد، [[خداوند]] هیچ عمل [[واجب]] و مستحبی را از او نخواهد پذیرفت».<ref>[[عزتالله فرشادفر|فرشادفر، عزتالله]]، [[امامت در نهج البلاغه (کتاب)|امامت در نهج البلاغه]]، ص ۴۹.</ref> | ||
==ارایه اعمال امت به امام== | ==ارایه اعمال امت به امام== | ||
| خط ۲۷۹: | خط ۲۷۹: | ||
{{متن حدیث|وَ اللَّهِ إِنِّي لَأَعْرِضُ أَعْمَالَهُمْ عَلَى اللَّهِ فِي كُلِّ يَوْمٍ}}<ref>بحار الانوار، ج۲۳، ص۳۴۹، ح۵۶، به نقل از بصائر الدرجات، ص۴۳۰، ح۱۱، در بصائر چنین آمده: فقال{{ع}}: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ إِنِّي لَتُعْرَضُ عَلَيَّ فِي كُلِّ يَوْمٍ أَعْمَالُهُمْ}} وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۲، ح۷.</ref>. | {{متن حدیث|وَ اللَّهِ إِنِّي لَأَعْرِضُ أَعْمَالَهُمْ عَلَى اللَّهِ فِي كُلِّ يَوْمٍ}}<ref>بحار الانوار، ج۲۳، ص۳۴۹، ح۵۶، به نقل از بصائر الدرجات، ص۴۳۰، ح۱۱، در بصائر چنین آمده: فقال{{ع}}: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ إِنِّي لَتُعْرَضُ عَلَيَّ فِي كُلِّ يَوْمٍ أَعْمَالُهُمْ}} وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۲، ح۷.</ref>. | ||
به [[خدا]] [[سوگند]] من هر روز اعمالشان را بر [[خداوند]] عرضه میکنم. | به [[خدا]] [[سوگند]] من هر روز اعمالشان را بر [[خداوند]] عرضه میکنم. | ||
از این [[روایت]] درمییابیم که افزون بر [[نظارت]] امام بر [[اعمال امت]]، [[وساطت]] او نیز در افاضاتی که از سوی [[خداوند متعال]]، بر [[بنده]] وظیفهشناس میرسد، کارساز است. بدین لحاظ میتوان گفت؛ در این روایت [[رهبری]] [[باطنی]] امام در نظارت بر اعمال امت به روشنی قابل [[درک]] است.<ref>[[ | از این [[روایت]] درمییابیم که افزون بر [[نظارت]] امام بر [[اعمال امت]]، [[وساطت]] او نیز در افاضاتی که از سوی [[خداوند متعال]]، بر [[بنده]] وظیفهشناس میرسد، کارساز است. بدین لحاظ میتوان گفت؛ در این روایت [[رهبری]] [[باطنی]] امام در نظارت بر اعمال امت به روشنی قابل [[درک]] است.<ref>[[عزتالله فرشادفر|فرشادفر، عزتالله]]، [[امامت در نهج البلاغه (کتاب)|امامت در نهج البلاغه]]، ص ۵۳.</ref> | ||
==نقش امام در نظام زمین== | ==نقش امام در نظام زمین== | ||
| خط ۲۸۷: | خط ۲۸۷: | ||
{{متن حدیث|لَوْ أَنَّ الْإِمَامَ رُفِعَ مِنَ الْأَرْضِ سَاعَةً لَمَاجَتْ بِأَهْلِهَا كَمَا يَمُوجُ الْبَحْرُ بِأَهْلِهِ}}<ref>کافی، ج۱، ص۱۷۹، ح۱۲، {{عربی|بَابُ أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ}}.</ref> | {{متن حدیث|لَوْ أَنَّ الْإِمَامَ رُفِعَ مِنَ الْأَرْضِ سَاعَةً لَمَاجَتْ بِأَهْلِهَا كَمَا يَمُوجُ الْبَحْرُ بِأَهْلِهِ}}<ref>کافی، ج۱، ص۱۷۹، ح۱۲، {{عربی|بَابُ أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ}}.</ref> | ||
اگر [[امام]] لحظهای در [[زمین]] نباشد زمین [[اهل]] خود را زیر و رو میکند آنگونه که موجهای دریا، دریانوردان آن را در خود فرو میبرند. | اگر [[امام]] لحظهای در [[زمین]] نباشد زمین [[اهل]] خود را زیر و رو میکند آنگونه که موجهای دریا، دریانوردان آن را در خود فرو میبرند. | ||
[[حسن بن علی الوشاء]] میگوید: از [[امام رضا]]{{ع}} پرسیدم: آیا زمین بدون امام پابر جای میماند؟ فرمود: نه، گفتم: برای ما [[روایت]] شده که زمین بدون امام پا بر جای نماند مگر اینکه [[خداوند متعال]] بر [[بندگان]] خود [[خشم]] گیرد. فرمود: در این هنگام زمین باقی نمیماند و فرو میریزد<ref>کافی، ج۱، ص۱۷۹، ح۱۳.</ref>.<ref>[[ | [[حسن بن علی الوشاء]] میگوید: از [[امام رضا]]{{ع}} پرسیدم: آیا زمین بدون امام پابر جای میماند؟ فرمود: نه، گفتم: برای ما [[روایت]] شده که زمین بدون امام پا بر جای نماند مگر اینکه [[خداوند متعال]] بر [[بندگان]] خود [[خشم]] گیرد. فرمود: در این هنگام زمین باقی نمیماند و فرو میریزد<ref>کافی، ج۱، ص۱۷۹، ح۱۳.</ref>.<ref>[[عزتالله فرشادفر|فرشادفر، عزتالله]]، [[امامت در نهج البلاغه (کتاب)|امامت در نهج البلاغه]]، ص ۵۴.</ref> | ||
==نقش امام در نظام جهان هستی== | ==نقش امام در نظام جهان هستی== | ||
| خط ۲۹۷: | خط ۲۹۷: | ||
{{متن حدیث|... لَوْ لَمْ يَكُنْ مِنْ خَلْقِي فِي الْأَرْضِ فِيمَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَاحِدٌ مَعَ إِمَامٍ عَادِلٍ لَاسْتَغْنَيْتُ بِعِبَادَتِهِمَا عَنْ جَمِيعِ مَا خَلَقْتُ فِي أَرْضِي وَ لَقَامَتْ سَبْعُ سَمَاوَاتٍ وَ أَرَضِينَ بِهِمَا...}}<ref>کافی، ج۲، ص۳۵۰؛ بحار الانوار، ج۷۵، ص۱۵۲، ح۲۲؛ ج۶۷، ص۱۴۹، ح۹.</ref>. | {{متن حدیث|... لَوْ لَمْ يَكُنْ مِنْ خَلْقِي فِي الْأَرْضِ فِيمَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَاحِدٌ مَعَ إِمَامٍ عَادِلٍ لَاسْتَغْنَيْتُ بِعِبَادَتِهِمَا عَنْ جَمِيعِ مَا خَلَقْتُ فِي أَرْضِي وَ لَقَامَتْ سَبْعُ سَمَاوَاتٍ وَ أَرَضِينَ بِهِمَا...}}<ref>کافی، ج۲، ص۳۵۰؛ بحار الانوار، ج۷۵، ص۱۵۲، ح۲۲؛ ج۶۷، ص۱۴۹، ح۹.</ref>. | ||
اگر در سراسر [[زمین]] از میان آفریدههایم کسی نباشد جز یک [[باایمان]] به همراه امامی [[عادل]]، با [[عبادت]] این دو از هر آنچه روی زمین آفریدهام بینیازم و [[هفت آسمان]] و [هفت]زمین به خاطر این دو نفر برپا میماند. | اگر در سراسر [[زمین]] از میان آفریدههایم کسی نباشد جز یک [[باایمان]] به همراه امامی [[عادل]]، با [[عبادت]] این دو از هر آنچه روی زمین آفریدهام بینیازم و [[هفت آسمان]] و [هفت]زمین به خاطر این دو نفر برپا میماند. | ||
بدین بیان روشن میشود که [[فلسفه امامت]] از دیدگاه [[اهل بیت]]{{عم}} منحصر به [[زمان حضور امام]] و [[رهبری]] [[علمی]]، [[اخلاقی]] و [[سیاسی]] او نیست، بلکه [[امامت]] دو [[فلسفه]] دیگر نیز دارد، یکی: رهبری [[باطنی]] [[جامعه]] و دیگر: [[حفظ]] [[نظام هستی]]. از اینرو، [[پیروان اهل بیت]]{{عم}} بر این باورند که در عصر حاضر [[نظام]] [[جهان]] وابسته به [[حیات]] دوازدهمین [[امام از اهل بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} میباشد. ایشان هماکنون زنده است و انسانهای شایسته، از [[برکات]] رهبری باطنی او بهرهمند میباشند. {{عربی|عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ وَ جَعَلَنَا مِنْ أَعْوَانِهِ وَ أَنْصَارِهِ}}...<ref>[[ | بدین بیان روشن میشود که [[فلسفه امامت]] از دیدگاه [[اهل بیت]]{{عم}} منحصر به [[زمان حضور امام]] و [[رهبری]] [[علمی]]، [[اخلاقی]] و [[سیاسی]] او نیست، بلکه [[امامت]] دو [[فلسفه]] دیگر نیز دارد، یکی: رهبری [[باطنی]] [[جامعه]] و دیگر: [[حفظ]] [[نظام هستی]]. از اینرو، [[پیروان اهل بیت]]{{عم}} بر این باورند که در عصر حاضر [[نظام]] [[جهان]] وابسته به [[حیات]] دوازدهمین [[امام از اهل بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} میباشد. ایشان هماکنون زنده است و انسانهای شایسته، از [[برکات]] رهبری باطنی او بهرهمند میباشند. {{عربی|عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ وَ جَعَلَنَا مِنْ أَعْوَانِهِ وَ أَنْصَارِهِ}}...<ref>[[عزتالله فرشادفر|فرشادفر، عزتالله]]، [[امامت در نهج البلاغه (کتاب)|امامت در نهج البلاغه]]، ص ۵۵.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:11716.jpg|22px]] [[ | # [[پرونده:11716.jpg|22px]] [[عزتالله فرشادفر|فرشادفر، عزتالله]]، [[امامت در نهج البلاغه (کتاب)|'''امامت در نهج البلاغه''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||