۳۳٬۷۵۱
ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{ولایت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; fo...» ایجاد کرد) |
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن' به '{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن') |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
==[[امام]] و مسئله [[حج]]== | ==[[امام]] و مسئله [[حج]]== | ||
*با نگاهی اجمالی به مجموعه آموزههای دین مبین اسلام میتوان به این نتیجه رسید که اهمیت مسئله اتحاد و وحدت میان مسلمانان بسیار مورد تأكيد خداوند متعال بوده است. ازاینرو اموری همچون نماز جمعه، نماز جماعت، صله ارحام، نیکی به همسایگان و... که موجب همبستگی میان مسلمانان میشود، اهمیتی دو چندان دارد. از جمله اموری که همبستگی مسلمانان جهان را با خود به دنبال دارد، مسئله حج است. وجوب حج بر مستطیع از ضروریات دین اسلام است که انکار آن موجب خروج از دین میشود؛ این مدعا از قرآن کریم نیز استفاده میشود: {{عربی|اندازه= | *با نگاهی اجمالی به مجموعه آموزههای دین مبین اسلام میتوان به این نتیجه رسید که اهمیت مسئله اتحاد و وحدت میان مسلمانان بسیار مورد تأكيد خداوند متعال بوده است. ازاینرو اموری همچون نماز جمعه، نماز جماعت، صله ارحام، نیکی به همسایگان و... که موجب همبستگی میان مسلمانان میشود، اهمیتی دو چندان دارد. از جمله اموری که همبستگی مسلمانان جهان را با خود به دنبال دارد، مسئله حج است. وجوب حج بر مستطیع از ضروریات دین اسلام است که انکار آن موجب خروج از دین میشود؛ این مدعا از قرآن کریم نیز استفاده میشود: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّه غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}﴾}}.<ref>آلعمران (۳)، ۹۷.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} نیز در روایتی صحیح فرمودند: "هرکس از دنیا برود و بدون حاجت ضروری، یا بیماری و یا منع سلطان، حج بهجا نیاورده باشد، چنین کسی هنگام مرگ، به یهودیت یا نصرانیت از دنیا خواهد رفت".<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۲۶۸.</ref> اهمیت مسئله حج در مکتب انسانساز اسلام چنان است که [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی صحیح فرمودند: «اگر مردم حج را رها کردند، بر امام واجب است، که چه بخواهند و چه نخواهند، آنها را به انجام حج وادار کند؛ چراکه این خانه برای حج ساخته شده است».<ref>همان، ص۲۷۲.</ref> ایشان در روایت صحیح دیگری نیز میفرماید که اگر مردم برای رفتن به مکه از نظر مالی در تنگنا بودند، بر امام لازم است تا از بیتالمال مسلمانان آنها را تأمین کند.<ref>همان.</ref> بنابر این دو حدیث معتبر، امام باید اهتمامی جدی نسبت به برگزاری مسئله حج داشته باشد و نگذارد که این فریضه الهی تعطیل شود.<ref>البته به نظر میرسد مقصود از امام در اینگونه روایات، خصوص امام معصوم نیست؛ بلکه مطلق زمامداران جامعه اسلامی (از جمله امام معصوم) موظف به بزرگداشت مسئله حج هستند.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] صفحه۲۷۲ تا ۲۷۴.</ref> | ||
==[[امام]] و امر [[جهاد]]== | ==[[امام]] و امر [[جهاد]]== | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
*روشن است که برای یافتن حقیقت در این مسئله باید روایات معتبر<ref>به دلیل رعایت اختصار، از نقل روایاتی که به لحاظ سندی مخدوشاند، چشمپوشی کردهایم. برای دیدن مجموعه روایات، ر.ک: محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشيعة، ج۱۵، ص۴۴-۵۰. گفتنی است محقق معاصر، آیت الله خویی عمده دلیل کسانی را که به اعتبار اذن معصوم در مشروعیت جهاد قایلاند، تنها دو دلیل میداند که یکی از آنها به لحاظ سندی مخدوش است و دیگری به لحاظ دلالی سید ابوالقاسم موسوی خویی، منهاج الصالحين، ج۱، ص۳۶۵ و ۳۶۶).</ref> و مورد استناد بررسی شوند. با ملاحظه مجموع روایات به نظر میرسد برخی روایات بهطور مطلق مشروعیت جهاد را مشروط به حضور و اذن معصوم{{ع}} دانستهاند. در میان آنها یک روایت صحیح وجود دارد. براساس این روایت، از [[امام رضا]]{{ع}} درباره جهاد با سرزمین قزوین که هممرز با ممالک اسلامی بود و نیز جهاد با سرزمین دیلم که دشمن مسلمانان بود، پرسیده شد؛ امام{{ع}} بیآنکه پاسخی روشن به پرسش بدهند، فرمودند: {{عربی|اندازه=155%|"عَلَيْكُمْ بِهَذَا الْبَيْتِ فَحُجُّوه"}}؛ «بر شما باد حج خانه خدا». آنگاه که برای بار دوم از ایشان پرسیده شد، امام{{ع}} با تکرار پاسخ پیشین فرمودند: {{عربی|اندازه=155%|"أَ مَا يَرْضَى أَحَدُكُمْ أَنْ يَكُونَ فِي بَيْتِهِ يُنْفِقُ عَلَى عِيَالِهِ يَنْتَظِرُ أَمْرَنَا، فَإِنْ أَدْرَكَهُ كَانَ كَمَنْ شَهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} بَدْراً، وَ إِنْ مَاتَ مُنْتَظِراً لِأَمْرِنَا كَانَ كَمَنْ كَانَ مَعَ قَائِمِنَا{{ع}} هَكَذَا فِي فُسْطَاطِهِ"}}. امام{{ع}} نظریه عدم مشروعيت جهاد را تأیید کردند.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۲۶۰ و ج۵، ص۲۲ و ۲۳.</ref> | *روشن است که برای یافتن حقیقت در این مسئله باید روایات معتبر<ref>به دلیل رعایت اختصار، از نقل روایاتی که به لحاظ سندی مخدوشاند، چشمپوشی کردهایم. برای دیدن مجموعه روایات، ر.ک: محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشيعة، ج۱۵، ص۴۴-۵۰. گفتنی است محقق معاصر، آیت الله خویی عمده دلیل کسانی را که به اعتبار اذن معصوم در مشروعیت جهاد قایلاند، تنها دو دلیل میداند که یکی از آنها به لحاظ سندی مخدوش است و دیگری به لحاظ دلالی سید ابوالقاسم موسوی خویی، منهاج الصالحين، ج۱، ص۳۶۵ و ۳۶۶).</ref> و مورد استناد بررسی شوند. با ملاحظه مجموع روایات به نظر میرسد برخی روایات بهطور مطلق مشروعیت جهاد را مشروط به حضور و اذن معصوم{{ع}} دانستهاند. در میان آنها یک روایت صحیح وجود دارد. براساس این روایت، از [[امام رضا]]{{ع}} درباره جهاد با سرزمین قزوین که هممرز با ممالک اسلامی بود و نیز جهاد با سرزمین دیلم که دشمن مسلمانان بود، پرسیده شد؛ امام{{ع}} بیآنکه پاسخی روشن به پرسش بدهند، فرمودند: {{عربی|اندازه=155%|"عَلَيْكُمْ بِهَذَا الْبَيْتِ فَحُجُّوه"}}؛ «بر شما باد حج خانه خدا». آنگاه که برای بار دوم از ایشان پرسیده شد، امام{{ع}} با تکرار پاسخ پیشین فرمودند: {{عربی|اندازه=155%|"أَ مَا يَرْضَى أَحَدُكُمْ أَنْ يَكُونَ فِي بَيْتِهِ يُنْفِقُ عَلَى عِيَالِهِ يَنْتَظِرُ أَمْرَنَا، فَإِنْ أَدْرَكَهُ كَانَ كَمَنْ شَهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} بَدْراً، وَ إِنْ مَاتَ مُنْتَظِراً لِأَمْرِنَا كَانَ كَمَنْ كَانَ مَعَ قَائِمِنَا{{ع}} هَكَذَا فِي فُسْطَاطِهِ"}}. امام{{ع}} نظریه عدم مشروعيت جهاد را تأیید کردند.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۲۶۰ و ج۵، ص۲۲ و ۲۳.</ref> | ||
دلالت این حدیث بر لزوم اذن امام{{ع}} اینگونه است که پرسشگر در عصر ائمه جور زندگی میکرده و پرسش وی، از جواز جهاد در چنین برههای از زمان است. اینکه امام بهطور مستقیم پاسخ نمیدهد، اشاره به عدم جواز جهاد در این وضع است. در ادامه نیز که این حکم را تا عصر ظهور امام زمان{{ع}} استمرار میدهد، دلیل بر آن است که حتی اگر در عصر غیبت امام{{ع}}، حکومتی حقطلب با پیشوایی عادل نیز تشکیل شود، حکم یادشده پابرجاست. نتیجه آنکه جهاد ابتدایی بدون حضور و اذن معصوم نه تنها واجب نیست، بلکه حرام نیز هست.<ref>برای تفصیل بیشتر، ر.ک: محمد مؤمن قمی، کلمات سديدة فی مسائل جديدة، ص۳۴۰ و ۳۴۱.</ref> | دلالت این حدیث بر لزوم اذن امام{{ع}} اینگونه است که پرسشگر در عصر ائمه جور زندگی میکرده و پرسش وی، از جواز جهاد در چنین برههای از زمان است. اینکه امام بهطور مستقیم پاسخ نمیدهد، اشاره به عدم جواز جهاد در این وضع است. در ادامه نیز که این حکم را تا عصر ظهور امام زمان{{ع}} استمرار میدهد، دلیل بر آن است که حتی اگر در عصر غیبت امام{{ع}}، حکومتی حقطلب با پیشوایی عادل نیز تشکیل شود، حکم یادشده پابرجاست. نتیجه آنکه جهاد ابتدایی بدون حضور و اذن معصوم نه تنها واجب نیست، بلکه حرام نیز هست.<ref>برای تفصیل بیشتر، ر.ک: محمد مؤمن قمی، کلمات سديدة فی مسائل جديدة، ص۳۴۰ و ۳۴۱.</ref> | ||
برخی دیگر از روایات نیز از عدم مشروطیت جواز جهاد به حضور و اذن معصوم{{ع}} خبر دادهاند. صریحترین روایت دراینباره موثقه سماعه است. سماعه از [[امام صادق]]{{ع}} نقل میکند که عَبّاد بصْری در مسیر مکه، [[امام سجاد]]{{ع}} را دید و به ایشان عرض کرد که شما سختی جهاد را رها کرده، به آسانی حج روی آوردهاید؛ در حالی که خداوند متعال میفرماید: {{عربی|اندازه= | برخی دیگر از روایات نیز از عدم مشروطیت جواز جهاد به حضور و اذن معصوم{{ع}} خبر دادهاند. صریحترین روایت دراینباره موثقه سماعه است. سماعه از [[امام صادق]]{{ع}} نقل میکند که عَبّاد بصْری در مسیر مکه، [[امام سجاد]]{{ع}} را دید و به ایشان عرض کرد که شما سختی جهاد را رها کرده، به آسانی حج روی آوردهاید؛ در حالی که خداوند متعال میفرماید: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ...}}﴾}}.<ref>توبه (۹)، ۱۱۱.</ref> امام{{ع}} فرمودند: آیه را تا آخر بخوان که فرمود: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}.<ref>توبه (۹)، ۱۱۲.</ref> آنگاه فرمود: «اگر چنین کسانی را یافتیم، جهاد در رکاب آنها از حج برتر است».<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۲۲؛ علی بن ابراهیم قمی، تفسير القمی، ج۱، ص۳۰۶؛ احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۳۱۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشيعة، ج۱۵، ص۴۶.</ref> | ||
در نگاه نخست، ظاهر این حدیث بیان میکند که جهادگران باید متصف به اوصافی ویژه باشند. اما به نظر میرسد چنین شرطی برای جهاد وجود ندارد؛ زیرا ممکن است هیچگاه تمام جهادگران این اوصاف را نداشته باشند. بنابراین، مقصود امام، متصدیان امر جهاد است؛ بدین معنا که مشروعیت جهاد به آن است که متصدیان امر جهاد صفاتی خاص داشته باشند که همگی در عنوان «مؤمن حقیقی» جمعشدنی است. بنابراین حضور یا اذن امام، شرط مشروعیت جهاد نیست. در بررسی حدیث اول، میتوان گفت حکم صادرشده در این حدیث میتواند یک حکم موقت و مربوط به دوره زمانی خاصی باشد. شاهد این مدعا آن است که مسئله مرزبانی در سیاق جهاد آمده است و میدانیم که مرزبانی در هر حالتی و هر زمانی لازم است؛ پس روشن است که اگر نسبت به مسئله مرزبانی هم گفته میشود که باید معصوم{{ع}} حضور داشته باشد یا اذن بدهد، نشانگر این نکته است که بهطور موقت، مصلحت چنین اقتضایی داشته است. بنابراین، حدیث نخست به لحاظ دلالی نمیتواند متوقف بودن جواز دفاع بر حضور یا اذن معصوم{{ع}} را اثبات کند.<ref>سیدابوالقاسم موسوی خویی، منهاج الصالحين، ج۱، ص۳۶۵.</ref> اما به نظر میرسد حدیث دوم به لحاظ دلالی تام بوده، براساس آن، جهاد ابتدایی متوقف بر اذن امام معصوم{{ع}} نیست؛ مگر آنکه گفته شود امام{{ع}} در این حدیث به دنبال پاسخ اصلی نیست؛ زیرا سؤالکننده به امامت و عصمت ایشان معتقد نبوده تا امام بخواهد بگوید که جهاد، مشروط به اذن امام معصوم{{ع}} است.<ref>برخی محققان این ایراد را پاسخ دادهاند. البته به نظر میرسد پاسخ دادهشده وافی به مقصود نیست (محمد مؤمن قمی، کلمات سديدة فی مسائل جديدة، ص۳۴۹ و ۳۵۰).</ref> در این صورت باز هم از طریق اصل برائت میتوان گفت جهاد ابتدایی مشروط به اذن معصوم نیست؛ زیرا عملاً دلیلی محکم بر وجوب آن اقامه نشده است، و دلیلی نیز بر تحریم جهاد ابتدایی بدون اذن امام نداریم؛ پس اباحه آن اثبات میشود.<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] صفحه۲۷۶ تا ۲۷۹.</ref> | در نگاه نخست، ظاهر این حدیث بیان میکند که جهادگران باید متصف به اوصافی ویژه باشند. اما به نظر میرسد چنین شرطی برای جهاد وجود ندارد؛ زیرا ممکن است هیچگاه تمام جهادگران این اوصاف را نداشته باشند. بنابراین، مقصود امام، متصدیان امر جهاد است؛ بدین معنا که مشروعیت جهاد به آن است که متصدیان امر جهاد صفاتی خاص داشته باشند که همگی در عنوان «مؤمن حقیقی» جمعشدنی است. بنابراین حضور یا اذن امام، شرط مشروعیت جهاد نیست. در بررسی حدیث اول، میتوان گفت حکم صادرشده در این حدیث میتواند یک حکم موقت و مربوط به دوره زمانی خاصی باشد. شاهد این مدعا آن است که مسئله مرزبانی در سیاق جهاد آمده است و میدانیم که مرزبانی در هر حالتی و هر زمانی لازم است؛ پس روشن است که اگر نسبت به مسئله مرزبانی هم گفته میشود که باید معصوم{{ع}} حضور داشته باشد یا اذن بدهد، نشانگر این نکته است که بهطور موقت، مصلحت چنین اقتضایی داشته است. بنابراین، حدیث نخست به لحاظ دلالی نمیتواند متوقف بودن جواز دفاع بر حضور یا اذن معصوم{{ع}} را اثبات کند.<ref>سیدابوالقاسم موسوی خویی، منهاج الصالحين، ج۱، ص۳۶۵.</ref> اما به نظر میرسد حدیث دوم به لحاظ دلالی تام بوده، براساس آن، جهاد ابتدایی متوقف بر اذن امام معصوم{{ع}} نیست؛ مگر آنکه گفته شود امام{{ع}} در این حدیث به دنبال پاسخ اصلی نیست؛ زیرا سؤالکننده به امامت و عصمت ایشان معتقد نبوده تا امام بخواهد بگوید که جهاد، مشروط به اذن امام معصوم{{ع}} است.<ref>برخی محققان این ایراد را پاسخ دادهاند. البته به نظر میرسد پاسخ دادهشده وافی به مقصود نیست (محمد مؤمن قمی، کلمات سديدة فی مسائل جديدة، ص۳۴۹ و ۳۵۰).</ref> در این صورت باز هم از طریق اصل برائت میتوان گفت جهاد ابتدایی مشروط به اذن معصوم نیست؛ زیرا عملاً دلیلی محکم بر وجوب آن اقامه نشده است، و دلیلی نیز بر تحریم جهاد ابتدایی بدون اذن امام نداریم؛ پس اباحه آن اثبات میشود.<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] صفحه۲۷۶ تا ۲۷۹.</ref> | ||
==[[قضاوت]]== | ==[[قضاوت]]== | ||
جنگها، خونریزیها، کشتارهای کوچک و بزرگ، دعواهای خانوادگی و... بخشی از رویدادهای دنیا، و آشکارا بیانگر این حقیقتاند که انسانها به دلیل داشتن قوه اختیار و نیز غرایز و تمایلات گوناگون، گاه با همنوع خود اختلاف پیدا میکنند، و هرکدام برای خود حقوقی قایلاند و به گاهِ اختلاف، دیگری را محکوم میکنند. وجود قانون و کسانی که توانایی فهم و استنباط صحیح آن را داشته باشند، از ضروریات هر جامعه بشری است. بیگمان خداوند متعال نیز که انسان را آفریده، نیازهای فردی و اجتماعی او را بهتر از هر کسی میداند. برنامه خداوند برای تکامل بشر، بهگونهای است که التزام عملی به آن موجب جلوگیری از بسیاری اختلافات کوچک و بزرگ است. با وجود این، خداوند حکیم با شناخت انسان، قوانینی را بهطور ویژه برای رفع خصومتها نیز تشریع کرده است. بهترین قانون برای رفع خصومت میان انسانها همان قانونی است که خداوند متعال شارع آن است؛ همو که انسان را آفریده و میشناسد. ازاینروست که قرآن کریم، پیامبرش را ملزم میکند تا براساس آنچه بر او نازل کرده، قضاوت کند: {{عربی|اندازه= | جنگها، خونریزیها، کشتارهای کوچک و بزرگ، دعواهای خانوادگی و... بخشی از رویدادهای دنیا، و آشکارا بیانگر این حقیقتاند که انسانها به دلیل داشتن قوه اختیار و نیز غرایز و تمایلات گوناگون، گاه با همنوع خود اختلاف پیدا میکنند، و هرکدام برای خود حقوقی قایلاند و به گاهِ اختلاف، دیگری را محکوم میکنند. وجود قانون و کسانی که توانایی فهم و استنباط صحیح آن را داشته باشند، از ضروریات هر جامعه بشری است. بیگمان خداوند متعال نیز که انسان را آفریده، نیازهای فردی و اجتماعی او را بهتر از هر کسی میداند. برنامه خداوند برای تکامل بشر، بهگونهای است که التزام عملی به آن موجب جلوگیری از بسیاری اختلافات کوچک و بزرگ است. با وجود این، خداوند حکیم با شناخت انسان، قوانینی را بهطور ویژه برای رفع خصومتها نیز تشریع کرده است. بهترین قانون برای رفع خصومت میان انسانها همان قانونی است که خداوند متعال شارع آن است؛ همو که انسان را آفریده و میشناسد. ازاینروست که قرآن کریم، پیامبرش را ملزم میکند تا براساس آنچه بر او نازل کرده، قضاوت کند: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ...}}﴾}}.<ref>«و این کتاب [قرآن] را بهحق بر تو نازل کردیم؛ در حالی که کتب پیشین را تصدیق میکند و حافظ و نگاهبان آنهاست. پس بر طبق احکامی که خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن...» (مائده، ۴۸).</ref> قرآن کریم و روایات پیشوایان دین، آکنده از احکامی قضایی است که برای رفع خصومت میان انسانها تعبیه شده است. روشن است این گمان که صِرف وجود همین احکام برای روشن شدن تکلیف اختلافات پیشآمده کافی است، نادرست خواهد بود؛ چه، در این صورت، هر کسی در اختلاف خود با دیگران، با مراجعه به آن قوانین مدعی استحقاق حق برای خود میشود؛ چنانکه این حق برای طرف مقابل او نیز محفوظ است. با توجه به چنین حقیقتی، اختلافات در اغلب موارد حل نخواهد شد. ازاینرو عقل نیز وجود کسانی را که متصدی امر قضاوت میان انسانها بوده، براساس قوانین به حکم میان ایشان بپردازند، به خوبی درک میکند. چنین افرادی همان قاضیانی هستند که اسلام برای آنها شرایطی خاص در نظر گرفته است که پرداختن به آنها از چهارچوب این نوشتار خارج است. در این نوشتار به دنبال آن هستیم تا با استفاده از آیات قرآن و روایات این مدعا را اثبات کنیم که امامان معصوم{{عم}} چنین شأنی را داشتهاند. | ||
چنین شأنی را میتوان از دو طریق اثبات کرد: | چنین شأنی را میتوان از دو طریق اثبات کرد: | ||
#[[قضاوت به عنوان شأنی از شئون حاکم اسلامی]]؛ | #[[قضاوت به عنوان شأنی از شئون حاکم اسلامی]]؛ | ||