پرش به محتوا

ولایت: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۰ مارس ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن' به '{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن' به '{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن')
خط ۳۲: خط ۳۲:
==ولایت تشریعی خداوند==
==ولایت تشریعی خداوند==
*ولایت تشریعی عبارت است از تصرف در نفوس و اموال و افعال انسانها توسط کسی که حق این تصرف را دارد.  
*ولایت تشریعی عبارت است از تصرف در نفوس و اموال و افعال انسانها توسط کسی که حق این تصرف را دارد.  
*خداوند بواسطه ولایت تشریعی که بر مردم دارد، امر دین مردم را تشریع کرده و آنها را هدایت و ارشاد می‏‌کند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}﴾}}<ref> آیا به جای او سرورانی (را به پرستش) گرفتند؟ اما خداوند است که سرور (راستین) است و او مردگان را زنده می‌گرداند و او بر هر کاری تواناست؛ سوره شوری، آیه: ۹.</ref>.
*خداوند بواسطه ولایت تشریعی که بر مردم دارد، امر دین مردم را تشریع کرده و آنها را هدایت و ارشاد می‏‌کند{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}﴾}}<ref> آیا به جای او سرورانی (را به پرستش) گرفتند؟ اما خداوند است که سرور (راستین) است و او مردگان را زنده می‌گرداند و او بر هر کاری تواناست؛ سوره شوری، آیه: ۹.</ref>.
*اما تحقق ولایت تشریعی خدا و کسی که حق ولایت تشریعی را دارا است، مشروط به پذیرش ولایت و حق سرپرستی آنان توسط مردم است؛ چون ولایت تشریعی، با طبیعت‏ یا اشیای خارجی سر و کار ندارد بلکه مربوط به افعال و رفتار انسانها است، انسانی که دارای آزادی و اختیار است؛ یعنی ولایت تشریعی در ظرف اختیار مکلف اعمال می‏شود و قبول و پذیرش اختیاری مولی علیه شرط تحقق این ولایت است.  
*اما تحقق ولایت تشریعی خدا و کسی که حق ولایت تشریعی را دارا است، مشروط به پذیرش ولایت و حق سرپرستی آنان توسط مردم است؛ چون ولایت تشریعی، با طبیعت‏ یا اشیای خارجی سر و کار ندارد بلکه مربوط به افعال و رفتار انسانها است، انسانی که دارای آزادی و اختیار است؛ یعنی ولایت تشریعی در ظرف اختیار مکلف اعمال می‏شود و قبول و پذیرش اختیاری مولی علیه شرط تحقق این ولایت است.  
*البته این بدان معنا نیست که خداوند سرپرست مردمی که او را نپذیرفتند نیست؛ چون او اصالتا حق سرپرستی بر همه مردم را دارد و همه را ملزم به پذیرش ولایت‏ خود کرده است اما این سرپرستی را در ظرف اختیار انسان اعمال می‏کند نه تکوین؛ از این رو، حق حاکمیت ‏خدا با آزادی انسانها منافات ندارد؛ زیرا انسانها در پذیرش ولایت‏ خداوند مختارند؛ همچنانکه راه گمراهی نیز به روی آنان گشوده است<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص:۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref>.  
*البته این بدان معنا نیست که خداوند سرپرست مردمی که او را نپذیرفتند نیست؛ چون او اصالتا حق سرپرستی بر همه مردم را دارد و همه را ملزم به پذیرش ولایت‏ خود کرده است اما این سرپرستی را در ظرف اختیار انسان اعمال می‏کند نه تکوین؛ از این رو، حق حاکمیت ‏خدا با آزادی انسانها منافات ندارد؛ زیرا انسانها در پذیرش ولایت‏ خداوند مختارند؛ همچنانکه راه گمراهی نیز به روی آنان گشوده است<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص:۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref>.  


==نقش ولایت در [[اسلام]]==
==نقش ولایت در [[اسلام]]==
*یکی از [[ارکان اسلام]]، ولایت است که [[حقیقت اسلام]] با آن کامل و تمام می‌گردد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا }}﴾}}<ref>امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم؛ سوره مائده، آیه: ۳.</ref> این آیه که درباره واقعه غدیر است ولایت را عامل کمال و تمام دین می‌داند. واژه "کمال" در مواردی به‌کار می‌رود که مجموعه‌ای دارای اجزای مختلف باشد و هر جزء آن اثری خاص داشته باشد و پیدا شدن همه اجزای مقصود و غرض اصلی از مجموعه پیدا می‌شود؛ مانند آیه شریفه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ}}﴾}}<ref> سوره بقره، آیه:۱۸۵.</ref> در مقابل، واژه "تمام" در مواردی است که اجزا به‌صورت جدا اثری ندارد و با جمع همه آنها اثر مورد نظر یافت می‌شود؛ نظیر آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ }}﴾}}<ref> سوره بقره، آیه: ۱۸۷.</ref> بر‌ اساس آیه ۳ سوره مائده ولایت همانند سایر ارکان اسلام در کمال این دین نقش دارد و بدون آن این مجموعه ناقص است. از سوی دیگر اسلام به‌عنوان نعمت الهی هنگامی اثر واقعی خود را می‌یابد که همراه ولایت باشد و به بیان دیگر، اسلام بدون ولایت در حقیقت اسلام نیست<ref>المیزان، ج‌۵، ص‌۱۷۹‌ـ‌۱۸۱.</ref>. سرّ اهمیت ولایت هنگامی آشکار می‌گردد که به شئون گوناگون دین اسلام ـ‌ که دارای ابعاد اجتماعی و عمومی، آن هم در سطح جهانی و در همه زمانهاست‌ ـ توجه کنیم. با نگاهی به وقایع تاریخ‌ اسلام پس از رحلت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و اهمال مسئله ولایت از سوی مسلمانان و مشکلات و آسیب‌هایی که از این ناحیه به جامعه اسلامی رسید اهمیت این مسئله روشن‌تر می‌گردد. به عقیده [[علامه طباطبایی]] ولایت همچون سایر اصول و فروع اسلام با فطرت هماهنگ است و ولایت و انتصاب شخصی برای اداره امور جامعه از بدیهیات فطرت است که هیچ اجتماعی در هیچ شرایطی از آن بی‌نیاز نیست<ref>المیزان، ج‌۶، ص‌۴۸.</ref>. این وظیفه و امر مهم در زمان حیات [[رسول اکرم]]{{صل}} بر عهده خود آن حضرت بود. انتصاب والی، اعزام مبلغ و مأمور مالیاتی و دیگر شئون ولایت از اموری است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به عنوان ولی امر مسلمانان عهده‌دار اداره آن بودند<ref>المیزان، ص‌۴۹.</ref>. به عقیده شیعه پس از [[رسول‌ اکرم]]{{صل}}، [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} برای این مقام برگزیده شده‌اند و پس از ایشان ۱۱‌ نفر از اولاد گرامی ایشان برای این مقام تعیین گردیده‌اند<ref>المیزان، ج‌۵، ص‌۱۷۶‌ـ‌۱۸۱.</ref> شیعه برای اثبات این عقیده خود در برابر [[اهل سنت]] که این حقیقت را نمی‌پذیرند، به دلایل عقلی و نیز آیات قرآن و اخبار متواتر که از طریق شیعه و سنی نقل شده تمسک جسته‌اند<ref>المیزان، ص‌۱۶۷‌ـ‌۲۰۱.</ref><ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص:۲۳۷ - ۲۶۰.</ref>.
*یکی از [[ارکان اسلام]]، ولایت است که [[حقیقت اسلام]] با آن کامل و تمام می‌گردد:{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا }}﴾}}<ref>امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم؛ سوره مائده، آیه: ۳.</ref> این آیه که درباره واقعه غدیر است ولایت را عامل کمال و تمام دین می‌داند. واژه "کمال" در مواردی به‌کار می‌رود که مجموعه‌ای دارای اجزای مختلف باشد و هر جزء آن اثری خاص داشته باشد و پیدا شدن همه اجزای مقصود و غرض اصلی از مجموعه پیدا می‌شود؛ مانند آیه شریفه {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ}}﴾}}<ref> سوره بقره، آیه:۱۸۵.</ref> در مقابل، واژه "تمام" در مواردی است که اجزا به‌صورت جدا اثری ندارد و با جمع همه آنها اثر مورد نظر یافت می‌شود؛ نظیر آیه {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ }}﴾}}<ref> سوره بقره، آیه: ۱۸۷.</ref> بر‌ اساس آیه ۳ سوره مائده ولایت همانند سایر ارکان اسلام در کمال این دین نقش دارد و بدون آن این مجموعه ناقص است. از سوی دیگر اسلام به‌عنوان نعمت الهی هنگامی اثر واقعی خود را می‌یابد که همراه ولایت باشد و به بیان دیگر، اسلام بدون ولایت در حقیقت اسلام نیست<ref>المیزان، ج‌۵، ص‌۱۷۹‌ـ‌۱۸۱.</ref>. سرّ اهمیت ولایت هنگامی آشکار می‌گردد که به شئون گوناگون دین اسلام ـ‌ که دارای ابعاد اجتماعی و عمومی، آن هم در سطح جهانی و در همه زمانهاست‌ ـ توجه کنیم. با نگاهی به وقایع تاریخ‌ اسلام پس از رحلت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و اهمال مسئله ولایت از سوی مسلمانان و مشکلات و آسیب‌هایی که از این ناحیه به جامعه اسلامی رسید اهمیت این مسئله روشن‌تر می‌گردد. به عقیده [[علامه طباطبایی]] ولایت همچون سایر اصول و فروع اسلام با فطرت هماهنگ است و ولایت و انتصاب شخصی برای اداره امور جامعه از بدیهیات فطرت است که هیچ اجتماعی در هیچ شرایطی از آن بی‌نیاز نیست<ref>المیزان، ج‌۶، ص‌۴۸.</ref>. این وظیفه و امر مهم در زمان حیات [[رسول اکرم]]{{صل}} بر عهده خود آن حضرت بود. انتصاب والی، اعزام مبلغ و مأمور مالیاتی و دیگر شئون ولایت از اموری است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به عنوان ولی امر مسلمانان عهده‌دار اداره آن بودند<ref>المیزان، ص‌۴۹.</ref>. به عقیده شیعه پس از [[رسول‌ اکرم]]{{صل}}، [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} برای این مقام برگزیده شده‌اند و پس از ایشان ۱۱‌ نفر از اولاد گرامی ایشان برای این مقام تعیین گردیده‌اند<ref>المیزان، ج‌۵، ص‌۱۷۶‌ـ‌۱۸۱.</ref> شیعه برای اثبات این عقیده خود در برابر [[اهل سنت]] که این حقیقت را نمی‌پذیرند، به دلایل عقلی و نیز آیات قرآن و اخبار متواتر که از طریق شیعه و سنی نقل شده تمسک جسته‌اند<ref>المیزان، ص‌۱۶۷‌ـ‌۲۰۱.</ref><ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص:۲۳۷ - ۲۶۰.</ref>.
*در روایاتی متعدد از [[شیعه]] و [[اهل سنت]] برای اسلام ارکان دیگری نیز ذکر شده است. روایات [[اهل سنت]] غالباً به ۵ رکن اشاره دارد: توحید، برپایی نماز، پرداخت زکات، روزه ماه رمضان و حجّ<ref>صحیح البخاری، ج‌۱، ص‌۹‌ـ‌۱۰؛ صحیح مسلم، ج‌۱، ص‌۴۵.</ref> و در بعضی از روایات شهادت به رسالت [[نبی‌ اکرم]]{{صل}} در کنار شهادت به وحدانیت خدا ذکر شده است<ref>صحیح البخاری، ج‌۱، ص‌۱۰.</ref> در برخی از روایات شیعه نیز ارکان اسلام همین ۵‌ رکن شمرده شده<ref>الکافی، ج‌۲، ص‌۳۱.</ref> و در غالب روایاتی که از [[اهل بیت]]{{صل}} نقل شده عنصر "ولایت" از ارکان و مهم‌ترین آنها دانسته شده است: {{عربی|اندازه=150%|" وَ لَمْ‏ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ‏ بِالْوَلَايَة‏‏‏"}}<ref>الکافی، ص‌۱۸.</ref> در حدیثی ولایت به منزله کلید و راه ورود به دیگر ارکان معرفی شده<ref>الکافی، ص‌۱۸.</ref>، و اسلام بدون ولایت، اسلام تهی از حقیقت شمرده شده است. در برخی از روایات در مقام بیان فرق بین ولایت و دیگر ارکان گفته شده: در برخی حالات ممکن است رخصت در ترک سایر ارکان یعنی نماز، زکات، روزه و حجّ پیدا شود؛ ولی در ترک ولایت هیچ‌گاه رخصت پیدا‌ نمی‌شود<ref>بحارالانوار، ج‌۶۵، ص‌۳۷۶.</ref>. در برخی روایات افزون بر ذکر ولایت به‌ صورت کلی، ولایت هر یک از [[امامان‌ معصوم]]{{عم}} به تفصیل مطرح شده‌ است<ref>بحارالانوار، ج‌۶۶، ص‌۲.</ref> در برخی دیگر پس از ذکر ولایت گفته شده که بدون اعتقاد به آن، مرگ انسان مرگ جاهلی است<ref>الکافی، ج۱، ص۳۷۷؛ بحارالانوار، ج۶۵، ص۳۸۷.</ref><ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص:۲۳۷ - ۲۶۰.</ref>.
*در روایاتی متعدد از [[شیعه]] و [[اهل سنت]] برای اسلام ارکان دیگری نیز ذکر شده است. روایات [[اهل سنت]] غالباً به ۵ رکن اشاره دارد: توحید، برپایی نماز، پرداخت زکات، روزه ماه رمضان و حجّ<ref>صحیح البخاری، ج‌۱، ص‌۹‌ـ‌۱۰؛ صحیح مسلم، ج‌۱، ص‌۴۵.</ref> و در بعضی از روایات شهادت به رسالت [[نبی‌ اکرم]]{{صل}} در کنار شهادت به وحدانیت خدا ذکر شده است<ref>صحیح البخاری، ج‌۱، ص‌۱۰.</ref> در برخی از روایات شیعه نیز ارکان اسلام همین ۵‌ رکن شمرده شده<ref>الکافی، ج‌۲، ص‌۳۱.</ref> و در غالب روایاتی که از [[اهل بیت]]{{صل}} نقل شده عنصر "ولایت" از ارکان و مهم‌ترین آنها دانسته شده است: {{عربی|اندازه=150%|" وَ لَمْ‏ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ‏ بِالْوَلَايَة‏‏‏"}}<ref>الکافی، ص‌۱۸.</ref> در حدیثی ولایت به منزله کلید و راه ورود به دیگر ارکان معرفی شده<ref>الکافی، ص‌۱۸.</ref>، و اسلام بدون ولایت، اسلام تهی از حقیقت شمرده شده است. در برخی از روایات در مقام بیان فرق بین ولایت و دیگر ارکان گفته شده: در برخی حالات ممکن است رخصت در ترک سایر ارکان یعنی نماز، زکات، روزه و حجّ پیدا شود؛ ولی در ترک ولایت هیچ‌گاه رخصت پیدا‌ نمی‌شود<ref>بحارالانوار، ج‌۶۵، ص‌۳۷۶.</ref>. در برخی روایات افزون بر ذکر ولایت به‌ صورت کلی، ولایت هر یک از [[امامان‌ معصوم]]{{عم}} به تفصیل مطرح شده‌ است<ref>بحارالانوار، ج‌۶۶، ص‌۲.</ref> در برخی دیگر پس از ذکر ولایت گفته شده که بدون اعتقاد به آن، مرگ انسان مرگ جاهلی است<ref>الکافی، ج۱، ص۳۷۷؛ بحارالانوار، ج۶۵، ص۳۸۷.</ref><ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص:۲۳۷ - ۲۶۰.</ref>.