جز
جایگزینی متن - 'خدامراد]]،فرهنگنامه' به 'خدامراد، [[فرهنگنامه'
جز (جایگزینی متن - 'خدامراد]]،فرهنگنامه' به 'خدامراد، [[فرهنگنامه') |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
*[[غلام احمد خان قادیانی]]، حدود چهل سالگی کتاب مذهبی خود را که "براهین احمدیه" نام دارد منتشر کرد که با استقبال مردم روبه رو شد. حدود پنجاه سالگی به دعوت بشارت خود پرداخت و ادعا کرد از جانب خدا به او [[وحی]] میرسد و اجازه دارد بیعت بپذیرد. در سال ۱۰۹۴ م خود را [[حضرت مسیح|مسیح]]، [[امام مهدی|مهدی موعود]] و تاراکریشنا خواند<ref>ر.ک: محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص ۳۹</ref>. | *[[غلام احمد خان قادیانی]]، حدود چهل سالگی کتاب مذهبی خود را که "براهین احمدیه" نام دارد منتشر کرد که با استقبال مردم روبه رو شد. حدود پنجاه سالگی به دعوت بشارت خود پرداخت و ادعا کرد از جانب خدا به او [[وحی]] میرسد و اجازه دارد بیعت بپذیرد. در سال ۱۰۹۴ م خود را [[حضرت مسیح|مسیح]]، [[امام مهدی|مهدی موعود]] و تاراکریشنا خواند<ref>ر.ک: محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص ۳۹</ref>. | ||
*او در اصول، با اعتقادهای اسلامی موافق بود؛ ولی به جمع بین مسیحیت و مهدویت اعتقاد داشت و خود را [[امام مهدی|مهدی موعود]] و مظهر [[حضرت عیسی|عیسی]] و [[پیامبر خاتم|حضرت محمد]] میدانست. در نظر [[غلام احمد خان قادیانی]]، [[حضرت عیسی]]{{ع}} پس از خاکسپاری از گور برون آمد؛ در کشمیر اقامت گزید و در ۱۲۰ سالگی در شهر سرینگر وفات یافت. | *او در اصول، با اعتقادهای اسلامی موافق بود؛ ولی به جمع بین مسیحیت و مهدویت اعتقاد داشت و خود را [[امام مهدی|مهدی موعود]] و مظهر [[حضرت عیسی|عیسی]] و [[پیامبر خاتم|حضرت محمد]] میدانست. در نظر [[غلام احمد خان قادیانی]]، [[حضرت عیسی]]{{ع}} پس از خاکسپاری از گور برون آمد؛ در کشمیر اقامت گزید و در ۱۲۰ سالگی در شهر سرینگر وفات یافت. | ||
*[[غلام احمد خان قادیانی]]، جهاد با شمشیر را حتی بر ضد دشمنان اسلام حرام میدانست و مسالمت و صلح را شعار خود میشمرد. بدین سبب طرفدار دولت بریتانیا شد و به تدریج پیروانش در لاهور، ایالت پنجاب و ربوه فزونی یافتند. آنها بیمارستان و مدرسههای بسیاری پدید آوردند و با کارهایی چنین، شمار طرفداران خویش را فزونی بخشیدند. پس از مرگ [[غلام احمد خان قادیانی]]، پیروانش به تدریج به فرقههای گوناگون تقسیم شدند<ref> ر.ک: شهرستانی، ملل و نحل، ملحقات آخر جلد دوم</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۳۴۴ - ۳۴۵.</ref>. | *[[غلام احمد خان قادیانی]]، جهاد با شمشیر را حتی بر ضد دشمنان اسلام حرام میدانست و مسالمت و صلح را شعار خود میشمرد. بدین سبب طرفدار دولت بریتانیا شد و به تدریج پیروانش در لاهور، ایالت پنجاب و ربوه فزونی یافتند. آنها بیمارستان و مدرسههای بسیاری پدید آوردند و با کارهایی چنین، شمار طرفداران خویش را فزونی بخشیدند. پس از مرگ [[غلام احمد خان قادیانی]]، پیروانش به تدریج به فرقههای گوناگون تقسیم شدند<ref> ر.ک: شهرستانی، ملل و نحل، ملحقات آخر جلد دوم</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۳۴۴ - ۳۴۵.</ref>. | ||
==احمدیه در موعودنامه== | ==احمدیه در موعودنامه== | ||
*یکی از [[فرق]] [[مبتدعه]] است که [[میرزا غلام احمد قادیانی]] آن را بنیان نهاد. وی دعوی نمود که [[مهدی موعود]] و مظهر [[رجعت]]، [[مسیح]] است. سپس در روز چهارم مارس ۱۸۸۹ م ادعا کرد که وحی بر او نازل شده و پیامبر است. چون مردی عالم و زباندان بود، جمعی از مردم قادیان به او گرویدند و با او [[بیعت]] کردند. پیروان این مذهب تازه را قادیانی یا میرزائی و بهطوری که خودشان مینویسند "احمدی" نام نهادند. بعدها این فرقه، دو گروه شدند که مجموع پیروان مذهب احمدی از دو گروه، از یک میلیون متجاوز است که بیشتر در پنجاب و بمبئی و افغانستان و عربستان و ایران و مصر سکونت دارند<ref>معارف و معاریف، ج ۱، ص ۶۰۷. </ref><ref>[[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۴۱.</ref>. | *یکی از [[فرق]] [[مبتدعه]] است که [[میرزا غلام احمد قادیانی]] آن را بنیان نهاد. وی دعوی نمود که [[مهدی موعود]] و مظهر [[رجعت]]، [[مسیح]] است. سپس در روز چهارم مارس ۱۸۸۹ م ادعا کرد که وحی بر او نازل شده و پیامبر است. چون مردی عالم و زباندان بود، جمعی از مردم قادیان به او گرویدند و با او [[بیعت]] کردند. پیروان این مذهب تازه را قادیانی یا میرزائی و بهطوری که خودشان مینویسند "احمدی" نام نهادند. بعدها این فرقه، دو گروه شدند که مجموع پیروان مذهب احمدی از دو گروه، از یک میلیون متجاوز است که بیشتر در پنجاب و بمبئی و افغانستان و عربستان و ایران و مصر سکونت دارند<ref>معارف و معاریف، ج ۱، ص ۶۰۷. </ref><ref>[[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۴۱.</ref>. | ||