احمد بن اسحاق قمی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص' به 'تونه‌ای، مجتبی، [[موعودنامه (کتاب)|موع...
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
جز (جایگزینی متن - 'مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص' به 'تونه‌ای، مجتبی، [[موعودنامه (کتاب)|موع...)
خط ۱۸: خط ۱۸:
* [[اشعریان]]، خاندانی عرب‌تبار از مردم قم بودند که به تشیع معروف بودند. از میان آن‌ها رجال و دانشمندان شیعی فراوانی برخاسته‌اند. این خاندان اصلا از اعراب قحطانی یمن بودند و چون جدّ اعلای ایشان به نام ادریه، هنگام زادن، سر پرمو داشت به "اشعر" -یعنی پرمو- شهرت یافت و این نام در فرزندان او ماند. نخستین کسی از اشعریان که به آیین [[اسلام]] درآمد، مالک بن عامر بود که در مدینه به حضور [[پیامبر خاتم|پیغمبر]] {{صل}} رسید و در اسلام، پایگاهی بلند یافت. از [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} روایاتی در مدح نیکان آن‌ها آمده است؛ از جمله: "خداوند، اشعریان را از خرد و کلان بیامرزد".  
* [[اشعریان]]، خاندانی عرب‌تبار از مردم قم بودند که به تشیع معروف بودند. از میان آن‌ها رجال و دانشمندان شیعی فراوانی برخاسته‌اند. این خاندان اصلا از اعراب قحطانی یمن بودند و چون جدّ اعلای ایشان به نام ادریه، هنگام زادن، سر پرمو داشت به "اشعر" -یعنی پرمو- شهرت یافت و این نام در فرزندان او ماند. نخستین کسی از اشعریان که به آیین [[اسلام]] درآمد، مالک بن عامر بود که در مدینه به حضور [[پیامبر خاتم|پیغمبر]] {{صل}} رسید و در اسلام، پایگاهی بلند یافت. از [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} روایاتی در مدح نیکان آن‌ها آمده است؛ از جمله: "خداوند، اشعریان را از خرد و کلان بیامرزد".  
* شمار [[محدثان اشعری]] چندان زیاد بوده که تعداد آنان را بیش از صد تن دانسته‌اند و بسیاری از ایشان، با حضرات [[ائمه]] {{عم}} در تماس بوده و بی‌واسطه از آن‌ها حدیث نقل می‌کرده‌اند؛ چنان که دوازده تن از فرزندان [[سعد بن عبد الله اشعری]]، در شمار راویان حدیث از [[امام صادق]] {{ع}} بوده‌اند<ref>معارف و معاریف، ج ۲، ص ۲۴۷. </ref>.  
* شمار [[محدثان اشعری]] چندان زیاد بوده که تعداد آنان را بیش از صد تن دانسته‌اند و بسیاری از ایشان، با حضرات [[ائمه]] {{عم}} در تماس بوده و بی‌واسطه از آن‌ها حدیث نقل می‌کرده‌اند؛ چنان که دوازده تن از فرزندان [[سعد بن عبد الله اشعری]]، در شمار راویان حدیث از [[امام صادق]] {{ع}} بوده‌اند<ref>معارف و معاریف، ج ۲، ص ۲۴۷. </ref>.  
* احمد بن اسحاق می‌گوید: به محضر [[امام عسکری|امام حسن عسکری]] {{ع}} مشرف شدم، می‌خواستم که از ایشان سؤال کنم که جانشین پس از آن امام همام {{ع}} کیست‌؟ بدون این‌که سؤال خود را مطرح کنم، حضرت {{ع}} خود فرمودند: ای احمد بن اسحاق! خداوند از زمان خلقت آدم {{ع}} تاکنون، زمین را از حجت خالی نگذاشته و تا [[قیامت]] نیز چنین خواهد بود تا به واسطه او بلا از اهل زمین دور مانده و باران نازل شود و زمین برکات خود را خارج کند. عرض کردم: ای فرزند [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]! امام و خلیفه بعد از شما کیست‌؟ آن‌گاه [[امام عسکری|امام حسن عسکری]] {{ع}} از جا برخاستند و وارد اطاقی شدند و در حالی که پسربچه‌ای را که سه سال بیشتر نداشت در آغوش داشتند، خارج شدند. در حالی که چهره آن طفل چون ماه شب چهارده می‌درخشید، فرمودند: ای احمد بن اسحاق! اگر نبود کرامتی که در نزد خدا و حجج الهی داشتی، فرزندم را به تو نشان نمی‌دادم. او همنام و هم‌کنیه [[پیامبر خاتم|رسول الله]] {{صل}} است و زمین را آن‌گاه که از ظلم و جور انباشته شده باشد، پر از عدل و داد می‌کند. ای احمد بن اسحاق! او در این امت مانند [[حضرت خضر]] {{ع}} و ذی القرنین می‌باشد. خداوند او را از دیده‌ها غایب می‌کند و هیچ‌کس غیر از آن‌ها که بر عقیده به امامت ثابتند و برای تعجیل در فرجش دعا می‌کنند، از مهلکه غیبت او رهایی نمی‌یابند.  عرض کردم: مولا جان! آیا علامتی هست که قلبم به آن اطمینان پیدا کند؟ در این هنگام آن پسربچه به زبان عربی فصیح گفت: من بقیة الله در زمین هستم و انتقام‌گیرنده از دشمنان خدا، پس بعد از این‌که به عینه مشاهده کردی، علامتی را جستجو مکن! آن روز خوشحال و شاد از محضر امام {{ع}} خارج شدم. فردا دوباره به حضور امام {{ع}} شرفیاب شدم و عرض کردم: ای فرزند [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} بسیار از آن‌چه به من ارزانی فرمودید، مسرور شدم. اما آن سنّت جاریه‌ای که فرمودید از خضر {{ع}} و ذی القرنین در ایشان موجود است، چیست‌؟ فرمودند: غیبت طولانی اوست. عرض کردم: مگر غیبت او باید طولانی شود؟ فرمودند: آری، قسم به خدا آن‌قدر طولانی که اکثر آن‌هایی که قائل به وجود او خواهند بود، از عقیده خود بازخواهند گشت و جز آن‌هایی که خداوند از آن‌ها به ولایت ما پیمان گرفته است و ایمان را در قلب‌شان تثبیت نموده است و آن‌ها را به روحی از ناحیه خویش تأیید فرموده، کسی در این اعتقاد باقی نمی‌ماند. ای احمد بن اسحاق! این امری است از امر خدا و سرّی است از اسرار خدا و غیبی است از غیب خدا. آن‌چه را که به تو دادم بگیر و پنهان دار و از شاکرین باش و فردای قیامت در اعلی علیین در کنار ما باش!<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۳ و ۲۴</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۷۵.</ref>.
* احمد بن اسحاق می‌گوید: به محضر [[امام عسکری|امام حسن عسکری]] {{ع}} مشرف شدم، می‌خواستم که از ایشان سؤال کنم که جانشین پس از آن امام همام {{ع}} کیست‌؟ بدون این‌که سؤال خود را مطرح کنم، حضرت {{ع}} خود فرمودند: ای احمد بن اسحاق! خداوند از زمان خلقت آدم {{ع}} تاکنون، زمین را از حجت خالی نگذاشته و تا [[قیامت]] نیز چنین خواهد بود تا به واسطه او بلا از اهل زمین دور مانده و باران نازل شود و زمین برکات خود را خارج کند. عرض کردم: ای فرزند [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]! امام و خلیفه بعد از شما کیست‌؟ آن‌گاه [[امام عسکری|امام حسن عسکری]] {{ع}} از جا برخاستند و وارد اطاقی شدند و در حالی که پسربچه‌ای را که سه سال بیشتر نداشت در آغوش داشتند، خارج شدند. در حالی که چهره آن طفل چون ماه شب چهارده می‌درخشید، فرمودند: ای احمد بن اسحاق! اگر نبود کرامتی که در نزد خدا و حجج الهی داشتی، فرزندم را به تو نشان نمی‌دادم. او همنام و هم‌کنیه [[پیامبر خاتم|رسول الله]] {{صل}} است و زمین را آن‌گاه که از ظلم و جور انباشته شده باشد، پر از عدل و داد می‌کند. ای احمد بن اسحاق! او در این امت مانند [[حضرت خضر]] {{ع}} و ذی القرنین می‌باشد. خداوند او را از دیده‌ها غایب می‌کند و هیچ‌کس غیر از آن‌ها که بر عقیده به امامت ثابتند و برای تعجیل در فرجش دعا می‌کنند، از مهلکه غیبت او رهایی نمی‌یابند.  عرض کردم: مولا جان! آیا علامتی هست که قلبم به آن اطمینان پیدا کند؟ در این هنگام آن پسربچه به زبان عربی فصیح گفت: من بقیة الله در زمین هستم و انتقام‌گیرنده از دشمنان خدا، پس بعد از این‌که به عینه مشاهده کردی، علامتی را جستجو مکن! آن روز خوشحال و شاد از محضر امام {{ع}} خارج شدم. فردا دوباره به حضور امام {{ع}} شرفیاب شدم و عرض کردم: ای فرزند [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} بسیار از آن‌چه به من ارزانی فرمودید، مسرور شدم. اما آن سنّت جاریه‌ای که فرمودید از خضر {{ع}} و ذی القرنین در ایشان موجود است، چیست‌؟ فرمودند: غیبت طولانی اوست. عرض کردم: مگر غیبت او باید طولانی شود؟ فرمودند: آری، قسم به خدا آن‌قدر طولانی که اکثر آن‌هایی که قائل به وجود او خواهند بود، از عقیده خود بازخواهند گشت و جز آن‌هایی که خداوند از آن‌ها به ولایت ما پیمان گرفته است و ایمان را در قلب‌شان تثبیت نموده است و آن‌ها را به روحی از ناحیه خویش تأیید فرموده، کسی در این اعتقاد باقی نمی‌ماند. ای احمد بن اسحاق! این امری است از امر خدا و سرّی است از اسرار خدا و غیبی است از غیب خدا. آن‌چه را که به تو دادم بگیر و پنهان دار و از شاکرین باش و فردای قیامت در اعلی علیین در کنار ما باش!<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۳ و ۲۴</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۷۵.</ref>.


==پرسش‌های وابسته==
==پرسش‌های وابسته==
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش