۳۳٬۷۵۱
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن' به '{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن') |
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|' به '{{عربی|') |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
==رویکرد تعیینی و تفضیلی در مصداق شناسی آیه== | ==رویکرد تعیینی و تفضیلی در مصداق شناسی آیه== | ||
*روایاتی را که در آنها [[اهل بیت]]{{عم}} مصداق آیه معرفی شدهاند، به واسطه تفاوت رویکرد میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۴.</ref>: | *روایاتی را که در آنها [[اهل بیت]]{{عم}} مصداق آیه معرفی شدهاند، به واسطه تفاوت رویکرد میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۴.</ref>: | ||
#'''رویکرد تعیینی:''' در این دسته از روایات صرفاً مصداقشناسی شده و توضیح مؤثری نیامده است. در این روایات گاه به شخص [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} و گاه به مجموع [[ائمه]]{{عم}} اشاره شده است. برای نمونه [[امام باقر]]{{ع}} در حدیثی جدشان [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} را مصداق آیه برشمردهاند: {{عربی | #'''رویکرد تعیینی:''' در این دسته از روایات صرفاً مصداقشناسی شده و توضیح مؤثری نیامده است. در این روایات گاه به شخص [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} و گاه به مجموع [[ائمه]]{{عم}} اشاره شده است. برای نمونه [[امام باقر]]{{ع}} در حدیثی جدشان [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} را مصداق آیه برشمردهاند: {{عربی|« قَالَ هُوَ عَلِيُ بْنُ أَبِي طَالِب{{ع}}»}} <ref>صفار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۱۳، ح۴.</ref> و در فرمایش دیگری مصادیق آیه را تعمیم داده و کل [[ائمه]]{{عم}} را مشمول آن دانستهاند: {{عربی|« قَالَ إِيَّانَا عَنَى وَ عَلِيٌ{{ع}} أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَيْرُنَا بَعْدَ النَّبِي{{صل}}»}}<ref>کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۲۹، ح۶.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۴.</ref>. | ||
#'''رویکرد تفضیلی:''' این روایات اغلب آیه آخر سوره رعد را در مقایسه با آیه ۴۰ سوره نمل بیان کردهاند. به دیگر سخن در مقام بیان افضلیتِ {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} بر من عنده علم من الکتاب بودهاند. طبق این آیه و در راستای اجابت تقاضای سلیمان مبنی بر احضار تخت بلقیس و پس از اعلام آمادگی عفریت جن، این بار از میان طایفه انس کسی اعلام آمادگی کرد که پیش از چشم بر هم زدنی تخت مورد نظر را حاضر میکرد. طبق روایات این فرد، شخصی غیر از خود سلیمان، و نامش [[آصف بن برخیا]] بوده است <ref>طبرسی، ۱۳۷۲، ج۷، ص۲۲۳.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۵.</ref>. | #'''رویکرد تفضیلی:''' این روایات اغلب آیه آخر سوره رعد را در مقایسه با آیه ۴۰ سوره نمل بیان کردهاند. به دیگر سخن در مقام بیان افضلیتِ {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} بر من عنده علم من الکتاب بودهاند. طبق این آیه و در راستای اجابت تقاضای سلیمان مبنی بر احضار تخت بلقیس و پس از اعلام آمادگی عفریت جن، این بار از میان طایفه انس کسی اعلام آمادگی کرد که پیش از چشم بر هم زدنی تخت مورد نظر را حاضر میکرد. طبق روایات این فرد، شخصی غیر از خود سلیمان، و نامش [[آصف بن برخیا]] بوده است <ref>طبرسی، ۱۳۷۲، ج۷، ص۲۲۳.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۵.</ref>. | ||
*در این آیه منشأ قدرت مشخص است و خداوند آن را علم فی الجمله به الکتاب معرفی میکند؛ به گونهای که دارنده آن میتواند به جای شنیدن صدا و دیدن تصویر، خود اشیا و موجودات را جابه جا کند. در این آیه، [[آصف بن برخیا]] فعل را به خودش مستند کرد و مهمتر آنکه فعل ادعایی محقق شد؛ به گونهای که سلیمان آن تخت را دید {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ}}﴾}} <ref> و چون (سلیمان) آن (اورنگ) را نزد خود پای برجا دید ؛ سوره نمل، آیه: ۴۰.</ref> و شکرگزاری کرد {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ }}﴾}} <ref> این از بخشش (های) پروردگار من است تا بیازمایدم که سپاس میگزارم یا ناسپاسی میکنم؛ سوره نمل، آیه: ۴۰.</ref>. عبارت {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي}}﴾}} خود گواه این است که در عین انتساب حقیقی و غیرمجازی فعل به فاعل، این قدرت استقلالی نبوده و به تبع اراده و فضل خدا شکل گرفته و لذا هیچ منافاتی با توحید افعالی ندارد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۵.</ref>. | *در این آیه منشأ قدرت مشخص است و خداوند آن را علم فی الجمله به الکتاب معرفی میکند؛ به گونهای که دارنده آن میتواند به جای شنیدن صدا و دیدن تصویر، خود اشیا و موجودات را جابه جا کند. در این آیه، [[آصف بن برخیا]] فعل را به خودش مستند کرد و مهمتر آنکه فعل ادعایی محقق شد؛ به گونهای که سلیمان آن تخت را دید {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ}}﴾}} <ref> و چون (سلیمان) آن (اورنگ) را نزد خود پای برجا دید ؛ سوره نمل، آیه: ۴۰.</ref> و شکرگزاری کرد {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ }}﴾}} <ref> این از بخشش (های) پروردگار من است تا بیازمایدم که سپاس میگزارم یا ناسپاسی میکنم؛ سوره نمل، آیه: ۴۰.</ref>. عبارت {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي}}﴾}} خود گواه این است که در عین انتساب حقیقی و غیرمجازی فعل به فاعل، این قدرت استقلالی نبوده و به تبع اراده و فضل خدا شکل گرفته و لذا هیچ منافاتی با توحید افعالی ندارد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۵.</ref>. | ||
*در مقایسه این دو آیه در نگاه نخست، به نظر میرسد که این افضلیت بیشتر از حیث علمی مدنظر بوده است تا فعلی؛ یعنی در جهت اثبات افضلیت [[امامان]]{{عم}} اعلمیت آنها برجسته و کانون توجه بوده است تا اقدر بودن آنها در تصرف تکوینی. از همین رو در بیان مصداق {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} تصریح کردهاند که {{عربی | *در مقایسه این دو آیه در نگاه نخست، به نظر میرسد که این افضلیت بیشتر از حیث علمی مدنظر بوده است تا فعلی؛ یعنی در جهت اثبات افضلیت [[امامان]]{{عم}} اعلمیت آنها برجسته و کانون توجه بوده است تا اقدر بودن آنها در تصرف تکوینی. از همین رو در بیان مصداق {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} تصریح کردهاند که {{عربی|« قَالَ نَزَلَتْ فِي عَلِيٍّ {{ع}} إِنَّهُ عَالِمُ هَذِهِ الْأُمَّةِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} »}} <ref>مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۳۵، ص۴۳۲، ح۱۱؛ صفار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۱۶، ح۱۷و۱۸.</ref>. همچنین در برخی روایات در میان قلمروهای مختلف دانش، [[علم غیب]] [[ائمه]]{{عم}} به طور خاص کانون توجه قرار گرفته است. در روایتی [[سلیمان بن سدیر]] نقل میکند که [[امام صادق]]{{ع}} در مجلسی عمومی فرمودند: تعجب است از قومی که فکر میکنند ما [[علم غیب]] میدانیم و حال آن که [[علم غیب]] را تنها خدا میداند. من قصد تنبیه کنیزم را کردهام اما نمیدانم کجاست و در کدام یک از اتاقهای منزل مخفی شده است. سلیمان میگوید پس از اینکه حضرت از مجلس عمومی خارج، و وارد خانه شدند، به حضرت عرضه داشتم که ما میدانیم که شما علم کثیر میدانید... حضرت فرمودند: ای سلیمان! آیا قرآن میخوانی؟ عرض کردم: آری، قرائت میکنم. فرمودند: آیا در میان آیاتی که قرائت کردهای آیه {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ}}﴾}} <ref> آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم؛ سوره نمل، آیه: ۴۰.</ref>را هم خواندهای؟. گفتم: آری خواندهام. فرمودند: آیا میدانی آن مرد که بود و بهره او از علم الکتاب چقدر بود؟. حضرت ادامه دادند که مقدار علم او از علم الکتاب به اندازه قطرهای از در دریای اخضر بوده است. گفتم: چه بسیار کم است این اندازه؟ فرمودند: چه بسیار است که خدای عزوجل او را منسوب به آن علمی کرده است که من به تو خبر میدهم؛ ای سدیر آیا در آنچه از قرآن خواندی این آیه را خواندی: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} <ref> بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه: ۴۳.</ref> گفتم: آن را خواندهام. فرمودند: کسی که همه علم الکتاب را دارد با فهمتر است یا کسی که جزئی از آن را دارد؟. گفتم: آنکه علم همه کتاب را دارد با فهمتر است. آن گاه با دست خود اشاره به سینه خود کردند و فرمودند: به خدا علم کتاب نزد ماست، به خدا همهاش نزد ماست <ref>صفار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۱۳، ح۳؛ کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۵۷، ح۳.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۵.</ref>. | ||
==علیت معرفت به علم الکتاب در تصرف تکوینی== | ==علیت معرفت به علم الکتاب در تصرف تکوینی== | ||
*مقدمه ضروری دیگر آن است که اثبات کنیم تصرف تکوینی حاصل علم به کتاب است. در این میان توجه به روایاتی که با رویکرد تفضیلی و مقایسه آیه {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} با آیه ۴۰ سوره نمل من عنده علم من الکتاب صادر شدهاند، بسیار راه گشاست. بر این اساس مصاحب [[حضرت سلیمان]]{{ع}} بهرهمندی فی الجمله از {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} داشت و به واسطه آن، قدرت بر تصرف تکوینی پیدا کرد. پس به طریق اولی [[امام علی]]{{ع}} و دیگر [[اهل بیت]]{{عم}} که مصداقیت آنها پیشتر ثابت شد و بالجمله از {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} بهرهمندند دارای وساطت فاعلی هستند. این حیث اگرچه مراد ما در این قسمت است، خود نیاز به اثبات دو پیش فرض دیگر دارد و آن اینکه اولاً مصاحب [[حضرت سلیمان]]{{ع}} به سبب دارا بودن {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} قدرت تصرف یافته باشد و نه چیز دیگر؛ ثانیاً مراد از کتاب در هر دو جمله {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} و {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} یکسان باشد؛ چه اینکه لفظ کتاب در خود قرآن دارای مصادیق متعددی است و هیچ بعدی ندارد که در این دو آیه به دو معنای متفاوت به کار رفته باشد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۶.</ref>. | *مقدمه ضروری دیگر آن است که اثبات کنیم تصرف تکوینی حاصل علم به کتاب است. در این میان توجه به روایاتی که با رویکرد تفضیلی و مقایسه آیه {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} با آیه ۴۰ سوره نمل من عنده علم من الکتاب صادر شدهاند، بسیار راه گشاست. بر این اساس مصاحب [[حضرت سلیمان]]{{ع}} بهرهمندی فی الجمله از {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} داشت و به واسطه آن، قدرت بر تصرف تکوینی پیدا کرد. پس به طریق اولی [[امام علی]]{{ع}} و دیگر [[اهل بیت]]{{عم}} که مصداقیت آنها پیشتر ثابت شد و بالجمله از {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} بهرهمندند دارای وساطت فاعلی هستند. این حیث اگرچه مراد ما در این قسمت است، خود نیاز به اثبات دو پیش فرض دیگر دارد و آن اینکه اولاً مصاحب [[حضرت سلیمان]]{{ع}} به سبب دارا بودن {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} قدرت تصرف یافته باشد و نه چیز دیگر؛ ثانیاً مراد از کتاب در هر دو جمله {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} و {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}} یکسان باشد؛ چه اینکه لفظ کتاب در خود قرآن دارای مصادیق متعددی است و هیچ بعدی ندارد که در این دو آیه به دو معنای متفاوت به کار رفته باشد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۶.</ref>. | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
*علم [[حضرت عیسی]]{{ع}} به دو حرف به تنهایی موجب شد که او قادر بر احیای اموات و شفای امراض باشد. پس به طریق اولی کسانی که علم بیشتری دارند از قدرت تکوینی والاتری نیز برخودارند <ref>(صفار، ج۱، ص۲۰۸، ح۳.</ref>. در برخی احادیث دیگر به بیانی متفاوت بر نکته پیش گفته تأکید شده است و میتوان این نتیجه را به دست آورد که اسمای اعظم نه لفظ صرف، بلکه حقایقی هستند که در صفات و فضایل وجودی مانند علم و عبادت جلوه گری میکنند و کسی که به این اسما احاطه دارد، همه این فضایل را داراست. از این رو [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: کسی که میخواهد علم آدم، سلم نوح، حلم ابراهیم، زیرکی موسی و زهد داوود را بنگرد به [[امام علی|علی بن ابی طالب]] نظر کند <ref>صدوق، ج۱، ص۲۵و۲۶.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۲.</ref>. | *علم [[حضرت عیسی]]{{ع}} به دو حرف به تنهایی موجب شد که او قادر بر احیای اموات و شفای امراض باشد. پس به طریق اولی کسانی که علم بیشتری دارند از قدرت تکوینی والاتری نیز برخودارند <ref>(صفار، ج۱، ص۲۰۸، ح۳.</ref>. در برخی احادیث دیگر به بیانی متفاوت بر نکته پیش گفته تأکید شده است و میتوان این نتیجه را به دست آورد که اسمای اعظم نه لفظ صرف، بلکه حقایقی هستند که در صفات و فضایل وجودی مانند علم و عبادت جلوه گری میکنند و کسی که به این اسما احاطه دارد، همه این فضایل را داراست. از این رو [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: کسی که میخواهد علم آدم، سلم نوح، حلم ابراهیم، زیرکی موسی و زهد داوود را بنگرد به [[امام علی|علی بن ابی طالب]] نظر کند <ref>صدوق، ج۱، ص۲۵و۲۶.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۲.</ref>. | ||
*بر پایه روایات پیش گفته اولاً معجزات و خوارق عادات انبیا معلول ذخیره و سرمایه آنان از [[اسم اعظم]] دانسته شده و ثانیاً افضلیت [[پیامبر|پیامبر خاتم]]{{صل}} بر دیگر انبیای الهی به دارایی عظیم حضرتش از این منبع مستند گشته است؛ به گونهای که از میان ۷۳ حرف، [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[اهل بیت]] او از قسمت اعظم آن، یعنی ۷۲ حرف آگاهاند. گرچه درباره حقیقت [[اسم اعظم]] اقوالی چند وجود دارد، میتوان آنها را در یک تقسیم کلی بر دو دسته دانی و عالی دانست. مرادمان از تفاسیر دانی تفاسیر و اقوالی هستند که [[اسم اعظم]] الهی را اسمی لفظی میدانند که همانند دیگر الفاظ به کار برده میشود. این نظریه عرفی راز تأثیرگذاری [[اسم اعظم]] را ترکیب نامتعارف حروف آن مانند حروف مقطعه قرآن میداند که این غیرعادی بودن موجب پدیدار شدن اثاری غیر عادی میشود <ref>محمدی گیلانی، ۱۳۷۶، ص۱۹.</ref>؛ این در حالی است که طبق قاعده علیت باید میان علت و معلول سنخیت وجود داشته باشد و رابطه الفاظ و معانی آنها صرفاً رابطهای اعتباری و قراردادی است<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۲.</ref>. | *بر پایه روایات پیش گفته اولاً معجزات و خوارق عادات انبیا معلول ذخیره و سرمایه آنان از [[اسم اعظم]] دانسته شده و ثانیاً افضلیت [[پیامبر|پیامبر خاتم]]{{صل}} بر دیگر انبیای الهی به دارایی عظیم حضرتش از این منبع مستند گشته است؛ به گونهای که از میان ۷۳ حرف، [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[اهل بیت]] او از قسمت اعظم آن، یعنی ۷۲ حرف آگاهاند. گرچه درباره حقیقت [[اسم اعظم]] اقوالی چند وجود دارد، میتوان آنها را در یک تقسیم کلی بر دو دسته دانی و عالی دانست. مرادمان از تفاسیر دانی تفاسیر و اقوالی هستند که [[اسم اعظم]] الهی را اسمی لفظی میدانند که همانند دیگر الفاظ به کار برده میشود. این نظریه عرفی راز تأثیرگذاری [[اسم اعظم]] را ترکیب نامتعارف حروف آن مانند حروف مقطعه قرآن میداند که این غیرعادی بودن موجب پدیدار شدن اثاری غیر عادی میشود <ref>محمدی گیلانی، ۱۳۷۶، ص۱۹.</ref>؛ این در حالی است که طبق قاعده علیت باید میان علت و معلول سنخیت وجود داشته باشد و رابطه الفاظ و معانی آنها صرفاً رابطهای اعتباری و قراردادی است<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۲.</ref>. | ||
*از این روی باید گفت [[اسم اعظم]] مقامی است که شخص با دست یا زیدن به آن قدرت تصرف در هستی را مییابد. درست به همین سبب است که [[اسم اعظم]] گاهی بر اسمای تکوینی خداوند اطلاق میشود که در این مقام میتوان از روایات و ادعیه [[اهل بیت]] هم مدد گرفت و بدانها استشهاد کرد. در روایات سخن از اسمیاست که ارکان هرچیزی را فرا گرفته و {{عربی | *از این روی باید گفت [[اسم اعظم]] مقامی است که شخص با دست یا زیدن به آن قدرت تصرف در هستی را مییابد. درست به همین سبب است که [[اسم اعظم]] گاهی بر اسمای تکوینی خداوند اطلاق میشود که در این مقام میتوان از روایات و ادعیه [[اهل بیت]] هم مدد گرفت و بدانها استشهاد کرد. در روایات سخن از اسمیاست که ارکان هرچیزی را فرا گرفته و {{عربی|« بِأَسْمَائِكَ الَّتِي مَلَأَتْ أَرْكَانَ كُلِ شَيْء»}} <ref>ابن طاووس، ۱۳۳۰ق، ص۵۴۲.</ref> و با آن عرش آفریده شده است {{عربی|«و باسمک التی خلقت به عرشک »}}<ref>طوسی، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۹۴.</ref> و یا رشته کوهها افراشته و یا بهشت و دوزخ آفریده شده است {{عربی|«اسئلک باسمک الذی خلقت به رضوان»}} <ref>کفعمی، ۱۴۱۸ق، ص۴۱۸.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۳.</ref>. | ||
*روشن است که در آفرینش زمین و کوهها سخن از لفظ عربی و غیر آن نیست. بر این اساس [[اسم اعظم]] نه یک لفظ و مفهوم، بلکه مقامیاست که شخص با وصول به آن حتی اگر لفظی هم به کار نبرد، به صرف اراده میتواند در عالم تصرف تکوینی کند. طبق این نگاه، [[اسم اعظم]] حقیقتی است که از دیگر حقایق، عظیمتر است. وقتی منظور از [[اسم اعظم]] نه صرف لفظ بلکه یک واقعیت و حقیقت باشد، طبیعتاً بحث مظهریت هم مطرح میشود؛ یعنی با توجه به ذومراتب بودن این مقامات، هر انسانی ولو غیر معصوم با سعه وجودی خویش میتواند به برخی از آنها دست یابد. با توجه به خواص [[اسم اعظم]] الهی و اینکه انسان کامل مصداق [[اسم اعظم]] است میتوان نتیجه گرفت که محدوده فعالیت انسان کامل به سبب دانستن و متخلق شدن به [[اسم اعظم]] از دیگر موجودات بیشتر است و بدین سبب است که ولایت او عمومیت دارد و همه موجودات را دربرمیگیرد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۳.</ref>. | *روشن است که در آفرینش زمین و کوهها سخن از لفظ عربی و غیر آن نیست. بر این اساس [[اسم اعظم]] نه یک لفظ و مفهوم، بلکه مقامیاست که شخص با وصول به آن حتی اگر لفظی هم به کار نبرد، به صرف اراده میتواند در عالم تصرف تکوینی کند. طبق این نگاه، [[اسم اعظم]] حقیقتی است که از دیگر حقایق، عظیمتر است. وقتی منظور از [[اسم اعظم]] نه صرف لفظ بلکه یک واقعیت و حقیقت باشد، طبیعتاً بحث مظهریت هم مطرح میشود؛ یعنی با توجه به ذومراتب بودن این مقامات، هر انسانی ولو غیر معصوم با سعه وجودی خویش میتواند به برخی از آنها دست یابد. با توجه به خواص [[اسم اعظم]] الهی و اینکه انسان کامل مصداق [[اسم اعظم]] است میتوان نتیجه گرفت که محدوده فعالیت انسان کامل به سبب دانستن و متخلق شدن به [[اسم اعظم]] از دیگر موجودات بیشتر است و بدین سبب است که ولایت او عمومیت دارد و همه موجودات را دربرمیگیرد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۳.</ref>. | ||
*برخی مانند [[قاضی سعید قمی]] معتقدند که [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} حتی به اسم مستأثر خدا نیز رسیدهاند و آن حضرت در شب معراج به همه مراتب وجودی که تفصیل ظهور این اسم است واصل شده است؛ چنان که فرمود: برایم با خدا وقتی است که هیچ ملک مقرب یا پیامبری با من نیست <ref>قاضی سعید قمی، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۱۷۱.</ref>. کوتاه سخن اینکه تعبیر [[اسم اعظم]] در ذیل این آیات اشاره به حقیقت معنای کتاب و [[لوح محفوظ]] الهی است که هر کس به اندازه وجود سعی خویش به آن دست مییابد و قدرت تصرف تکوینی پیدا میکند<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۳.</ref>. | *برخی مانند [[قاضی سعید قمی]] معتقدند که [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} حتی به اسم مستأثر خدا نیز رسیدهاند و آن حضرت در شب معراج به همه مراتب وجودی که تفصیل ظهور این اسم است واصل شده است؛ چنان که فرمود: برایم با خدا وقتی است که هیچ ملک مقرب یا پیامبری با من نیست <ref>قاضی سعید قمی، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۱۷۱.</ref>. کوتاه سخن اینکه تعبیر [[اسم اعظم]] در ذیل این آیات اشاره به حقیقت معنای کتاب و [[لوح محفوظ]] الهی است که هر کس به اندازه وجود سعی خویش به آن دست مییابد و قدرت تصرف تکوینی پیدا میکند<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۳.</ref>. | ||