نسب سفیانی چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - ' بطور ' به ' بهطور '
جز (جایگزینی متن - ' بطور ' به ' بهطور ') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
|||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
[[پرونده:151956.jpg|بندانگشتی|100px|right|[[علی کورانی]]]] | [[پرونده:151956.jpg|بندانگشتی|100px|right|[[علی کورانی]]]] | ||
::::::[[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[علی کورانی]]'''، در کتاب ''«[[عصر ظهور ۱ (کتاب)|عصر ظهور]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::[[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[علی کورانی]]'''، در کتاب ''«[[عصر ظهور ۱ (کتاب)|عصر ظهور]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«بین [[دانشمندان]] اسلامی اتفاقنظر است که وجه تسمیه او به [[سفیانی]] به خاطر نسبت داشتن با [[ابو سفیان]] است، چرا که وی از تبار [[ابو سفیان]] بشمار میآید، همانگونه که فرزند زن جگرخوار نیز میباشد به علت نسبت وی با جدهاش هند زن [[ابو سفیان]] که در [[جنگ احد]] وقتی حمزه [[سید الشهداء]] به [[شهادت]] رسید هند کوشید تا جگر حمزه را از فرط [[کینه]] بدندان بکشد. از [[امیر مؤمنان]] [[علی]] {{ع}} [[نقل]] شده است که فرمود: "فرزند هند جگرخوار از وادی یابس (دره خشک) [[خروج]] میکند. او مردی است چهارشانه و بدقیافه، دارای سری بزرگ، بر صورت او اثر آبله پیداست وقتی او را میبینی پنداری که یک چشم دارد، نامش [[عثمان]] و پدرش عیینه (عنبسه- نسخه بدل) است او از فرزندان [[ابو سفیان]] است وارد سرزمین قرار و معین (با [[آرامش]] و آبی گوارا) میشود و بر بالای [[منبر]] آنجا قرار میگیرد"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۵.</ref>. میان [[شیعه]] معروف است که او از اولاد [[عنبسه]] پسر [[ابو سفیان]] است و شاید ازاینرو آن را عیینه دانستهاند که کلمه عیینه در [[روایت]] با [[عنبسه]] اشتباه شده است. و در روایتی دیگر که [[شیخ طوسی]] آن را [[روایت]] کرده است وی را از فرزندان عتبه پسر [[ابو سفیان]] یاد میکند<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۳.</ref>. و فرزندان [[ابو سفیان]] پنج نفرند: عتبه، [[معاویه]]، [[یزید]]، [[عنبسه]] و حنظله. ولی در یکی از نامههای [[امیر مؤمنان]] {{ع}} به [[معاویه]]، | ::::::«بین [[دانشمندان]] اسلامی اتفاقنظر است که وجه تسمیه او به [[سفیانی]] به خاطر نسبت داشتن با [[ابو سفیان]] است، چرا که وی از تبار [[ابو سفیان]] بشمار میآید، همانگونه که فرزند زن جگرخوار نیز میباشد به علت نسبت وی با جدهاش هند زن [[ابو سفیان]] که در [[جنگ احد]] وقتی حمزه [[سید الشهداء]] به [[شهادت]] رسید هند کوشید تا جگر حمزه را از فرط [[کینه]] بدندان بکشد. از [[امیر مؤمنان]] [[علی]] {{ع}} [[نقل]] شده است که فرمود: "فرزند هند جگرخوار از وادی یابس (دره خشک) [[خروج]] میکند. او مردی است چهارشانه و بدقیافه، دارای سری بزرگ، بر صورت او اثر آبله پیداست وقتی او را میبینی پنداری که یک چشم دارد، نامش [[عثمان]] و پدرش عیینه (عنبسه- نسخه بدل) است او از فرزندان [[ابو سفیان]] است وارد سرزمین قرار و معین (با [[آرامش]] و آبی گوارا) میشود و بر بالای [[منبر]] آنجا قرار میگیرد"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۵.</ref>. میان [[شیعه]] معروف است که او از اولاد [[عنبسه]] پسر [[ابو سفیان]] است و شاید ازاینرو آن را عیینه دانستهاند که کلمه عیینه در [[روایت]] با [[عنبسه]] اشتباه شده است. و در روایتی دیگر که [[شیخ طوسی]] آن را [[روایت]] کرده است وی را از فرزندان عتبه پسر [[ابو سفیان]] یاد میکند<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۳.</ref>. و فرزندان [[ابو سفیان]] پنج نفرند: عتبه، [[معاویه]]، [[یزید]]، [[عنبسه]] و حنظله. ولی در یکی از نامههای [[امیر مؤمنان]] {{ع}} به [[معاویه]]، بهطور صریح آمده است که [[سفیانی]] از فرزندان [[معاویه]] است. "ای [[معاویه]]، مردی از فرزندان تو، بدخوی و [[ملعون]] و سبک مغز و [[ستمکار]] و واژگون [[دل]] و سختگیر و عصبانی است. [[خداوند]] [[رحمت]] و مهر را از [[قلب]] او برده است دائیهای او همچون سگ خونآشاماند. گوئیا من، هماینک او را میبینم اگر میخواستم او را نام میبردم و توصیف میکردم که او پسری چند ساله است، لشکری به سوی [[مدینه]] گسیل میدارد. آنها وارد [[مدینه]] میشوند و بیش از اندازه دست به کشتار و فحشاء میزنند در این حال مردی [[پاک]] و [[پرهیزکار]] از آنها فرار میکند، کسی که [[زمین]] را از عدلوداد سرشار خواهد ساخت همانگونه که از [[ظلم]] و [[ستم]] لبریز شده است و من نام او را میدانم و میدانم که در آن روز چندسال دارد و نشانهاش چیست". | ||
::::::از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] شده است که فرمود: "او از فرزندان خالد پسر [[یزید]] پسر [[ابو سفیان]] است"<ref>نسخه خطی ابن حماد، ص ۷۵.</ref>. و ممکن است جدش [[عنبسه]] یا عتبه یا عیینه یا [[یزید]] از نسل [[معاویه]] پسر [[ابو سفیان]] باشد که در این صورت اشتباه، برطرف میشود. | ::::::از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] شده است که فرمود: "او از فرزندان خالد پسر [[یزید]] پسر [[ابو سفیان]] است"<ref>نسخه خطی ابن حماد، ص ۷۵.</ref>. و ممکن است جدش [[عنبسه]] یا عتبه یا عیینه یا [[یزید]] از نسل [[معاویه]] پسر [[ابو سفیان]] باشد که در این صورت اشتباه، برطرف میشود. | ||
::::::و مشهور نزد علمای [[سنت]] این است که نام وی [[عبد الله]] است و در نسخه خطی ابن حماد ص ۷۴ نامش [[عبد الله]] پسر [[یزید]] است و نیز در روایتی از منابع ما نام او [[عبد الله]] آمده است<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۸.</ref> ولی همچنانکه گفتیم، مشهور این است که نام او [[عثمان]] است»<ref>[[علی کورانی|کورانی، علی]]، [[عصر ظهور ۱ (کتاب)|عصر ظهور]]، ص:۱۱۲.</ref>. | ::::::و مشهور نزد علمای [[سنت]] این است که نام وی [[عبد الله]] است و در نسخه خطی ابن حماد ص ۷۴ نامش [[عبد الله]] پسر [[یزید]] است و نیز در روایتی از منابع ما نام او [[عبد الله]] آمده است<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۸.</ref> ولی همچنانکه گفتیم، مشهور این است که نام او [[عثمان]] است»<ref>[[علی کورانی|کورانی، علی]]، [[عصر ظهور ۱ (کتاب)|عصر ظهور]]، ص:۱۱۲.</ref>. | ||