۳۳٬۷۵۱
ویرایش
جز (حذف پیوند از عنوان منبعشناسی جامع مهدویت توسط ربات) |
جز (جایگزینی متن - '﴿' به ' ') |
||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
::::::بلی آنها اشخاصی هستند فوق العاده در همان عصر ظهور نه فوق العاده همه اعصار، وجود آنان چنان است که در عصر مقارن ظهور خواهد بود نه اینکه ظهور چنان باشد که موقوف به وجود ایشان باشد. | ::::::بلی آنها اشخاصی هستند فوق العاده در همان عصر ظهور نه فوق العاده همه اعصار، وجود آنان چنان است که در عصر مقارن ظهور خواهد بود نه اینکه ظهور چنان باشد که موقوف به وجود ایشان باشد. | ||
::::::از اخبار میتوان استفاده کرد که ایشان چنان نیستند که سرآمد همه اهل زمانها و دورانها باشند. مفضل به [[حضرت صادق]] {{ع}} عرض کرد: "قربانت شوم مؤمنی در روی زمین غیر ایشان نیست؟" فرمود: "چرا ولکن ایشان قوام و نجباء و قضاة و حکام و فقهاء در دین هستند". و فرمود: "عدد ایشان و شهرها و محلههاشان در کتابی نوشته شده و محفوظ است"<ref>دلائل الامامة، ص ۵۵۴، ح ۵۲۶.</ref>. و خواهد آمد که آن حضرت در کوفه نطقی خواهد کرد و آن سیصد و سیزده نفر از دور او پراکنده میشوند و ایشان را شکی عارض میشود، باز دوباره برمیگردند، پس چنان نیستند که هیچ کس مانند ایشان نباشد. | ::::::از اخبار میتوان استفاده کرد که ایشان چنان نیستند که سرآمد همه اهل زمانها و دورانها باشند. مفضل به [[حضرت صادق]] {{ع}} عرض کرد: "قربانت شوم مؤمنی در روی زمین غیر ایشان نیست؟" فرمود: "چرا ولکن ایشان قوام و نجباء و قضاة و حکام و فقهاء در دین هستند". و فرمود: "عدد ایشان و شهرها و محلههاشان در کتابی نوشته شده و محفوظ است"<ref>دلائل الامامة، ص ۵۵۴، ح ۵۲۶.</ref>. و خواهد آمد که آن حضرت در کوفه نطقی خواهد کرد و آن سیصد و سیزده نفر از دور او پراکنده میشوند و ایشان را شکی عارض میشود، باز دوباره برمیگردند، پس چنان نیستند که هیچ کس مانند ایشان نباشد. | ||
:::::*'''تصریح [[ائمه]] {{عم}} به سیصد و سیزده تن و ده هزار''': اخبار دراینباره بهخصوص درباره سیصد و سیزده تن بسیار است ولیکن بهقدر حاجت اشاره میرود، حضرت جواد {{ع}} فرمود: "جمع میشوند به نزد اصحاب او به عدد اهل بدر سیصد و سیزده تن، و این است قول خداوند: {{عربی| | :::::*'''تصریح [[ائمه]] {{عم}} به سیصد و سیزده تن و ده هزار''': اخبار دراینباره بهخصوص درباره سیصد و سیزده تن بسیار است ولیکن بهقدر حاجت اشاره میرود، حضرت جواد {{ع}} فرمود: "جمع میشوند به نزد اصحاب او به عدد اهل بدر سیصد و سیزده تن، و این است قول خداوند: {{عربی| {{متن قرآن|أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}﴾}}<ref>بقره، ۱۴۸.</ref>. "هرکجا باشید خداوند شما را جمیعا میآورد، زیراکه او بر هر چیز قادر است". فرمود: "هرگاه این عده از اهل زمین به نزد او جمع شوند امر خود را ظاهر کند، پس چون عقد تکمیل شود (یعنی عدد معهود) و آن ده هزار است خروج کند به إذن خداوند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۱، ۱۵۷، ح ۴.</ref>. و فرمود: "برای قائم گنجهایی است نه از طلا و نه از نقره، اسبهایی است قوی هیکل و مردانی است با علامت، خداوند ایشان را از شهرهای دور جمع میکند به عدد اهل بدر سیصد و سیزده تن و با آن حضرت صحیفهای است مهرشده که در وی شماره اصحاب او با اسامیشان و شهرهاشان و طبایعشان و زیشان و کنیه و لقبشان مسطور است، مردانی هستند رنجکش و با جدیت در طاعت او"<ref>عیون اخبار الرضا، ج ۱، ۶۳، ح ۲۹.</ref>. | ||
::::::[[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "هرگاه خارج شود پشت خود را به کعبه دهد و سیصد و سیزده تن جمع شوند و اول چیزی که بگوید این است: {{عربی| | ::::::[[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "هرگاه خارج شود پشت خود را به کعبه دهد و سیصد و سیزده تن جمع شوند و اول چیزی که بگوید این است: {{عربی| {{متن قرآن|بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref>هود، ۸۶.</ref> پس بگوید: منم بقیة الله، پس هرگاه جمع شود به سوی او عقد و او ده هزار است خروج کند<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۱۹۲، ح ۲۴.</ref>. مردی از اهل کوفه از [[حضرت صادق]] {{ع}} پرسید: "چهقدر با قائم خروج خواهند کرد؟ مردم میگویند به عدد اهل بدر است سیصد و سیزده تن. | ||
::::::فرمود: خروج نمیکند مگر در اولی قوة (صاحبان قوت) و اولی قوة کمتر از ده هزار نیست"<ref>اثباة الهداة، ج ۳، ۴۹۱، ح ۲۳۴.</ref>. و نیز فرمود: "خروج نمیکند تا اینکه حلقه تمام شود. | ::::::فرمود: خروج نمیکند مگر در اولی قوة (صاحبان قوت) و اولی قوة کمتر از ده هزار نیست"<ref>اثباة الهداة، ج ۳، ۴۹۱، ح ۲۳۴.</ref>. و نیز فرمود: "خروج نمیکند تا اینکه حلقه تمام شود. | ||
::::::[[ابو بصیر]] پرسید: حلقه چهقدر است؟ فرمود: ده هزار"<ref>کمال الدین، ج۲، ۶۵۴، ح ۲۰.</ref>. آیا ده هزار بهعلاوه سیصد و سیزده تن است یا با آنها ده هزار است؟ معلوم نیست. ولی ظاهر این است که بهعلاوه باشد و مخفی نماند که دوازده نفر از آن سیصد و سیزده تن نقبای آن حضرتاند به عدد نقبای بنی اسرائیل و یکی از آنها علمدار خواهد بود و خواهد آمد که علمدار شعیب بن صالح است. | ::::::[[ابو بصیر]] پرسید: حلقه چهقدر است؟ فرمود: ده هزار"<ref>کمال الدین، ج۲، ۶۵۴، ح ۲۰.</ref>. آیا ده هزار بهعلاوه سیصد و سیزده تن است یا با آنها ده هزار است؟ معلوم نیست. ولی ظاهر این است که بهعلاوه باشد و مخفی نماند که دوازده نفر از آن سیصد و سیزده تن نقبای آن حضرتاند به عدد نقبای بنی اسرائیل و یکی از آنها علمدار خواهد بود و خواهد آمد که علمدار شعیب بن صالح است. | ||
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
:::::*'''بیشتر ایشان جوانند و بر شمشیرهاشان نوشته است''': [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "در بین اینکه جوانان شیعه در بالای بامهای خود در خوابند، ناگهان به نزد صاحب خود در یک شب بدون مواعده حاضر میشوند، پس صبح میکنند در مکه"<ref>غیبت نعمانی، ص ۲۱۵.</ref>. [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: "اصحاب مهدی {{ع}} جوانهایند، پیر و کامل در میان ایشان نیست مگر مانند سرمه در چشم یا نمک در توشه- و نمک در توشه، کمترین توشه است-"<ref>غیبت طوسی، ص ۴۷۶، ح ۵۰۱.</ref>. ولی ظاهر این حدیث عام است اختصاص به سیصد و سیزده تن ندارد، [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "بر شمشیر هریک اسم او و نسب او نوشته است"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۵۶، ح ۱۲۱.</ref>. و نیز فرمود: "بر شمشیر هریک کلمهای است که هزار کلمه از وی گشوده میشود"<ref>غیبت نعمانی، ص ۲۱۴.</ref>. شاید این شمشیرها شمشیرهایی است که برای قتال نازل میشود، چنانچه آن حضرت فرمود: "هرگاه قائم قیام کند شمشیرهای قتال نازل شود، بر هر شمشیر اسم مرد و اسم پدر او باشد"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۵۶، ح ۱۲۱.</ref>. | :::::*'''بیشتر ایشان جوانند و بر شمشیرهاشان نوشته است''': [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "در بین اینکه جوانان شیعه در بالای بامهای خود در خوابند، ناگهان به نزد صاحب خود در یک شب بدون مواعده حاضر میشوند، پس صبح میکنند در مکه"<ref>غیبت نعمانی، ص ۲۱۵.</ref>. [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرمود: "اصحاب مهدی {{ع}} جوانهایند، پیر و کامل در میان ایشان نیست مگر مانند سرمه در چشم یا نمک در توشه- و نمک در توشه، کمترین توشه است-"<ref>غیبت طوسی، ص ۴۷۶، ح ۵۰۱.</ref>. ولی ظاهر این حدیث عام است اختصاص به سیصد و سیزده تن ندارد، [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "بر شمشیر هریک اسم او و نسب او نوشته است"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۵۶، ح ۱۲۱.</ref>. و نیز فرمود: "بر شمشیر هریک کلمهای است که هزار کلمه از وی گشوده میشود"<ref>غیبت نعمانی، ص ۲۱۴.</ref>. شاید این شمشیرها شمشیرهایی است که برای قتال نازل میشود، چنانچه آن حضرت فرمود: "هرگاه قائم قیام کند شمشیرهای قتال نازل شود، بر هر شمشیر اسم مرد و اسم پدر او باشد"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۵۶، ح ۱۲۱.</ref>. | ||
:::::*'''صفات اصحاب قائم {{ع}} در قوت و عزم''': این صفات که ذکر میشود اختصاص به سیصد و سیزده تن ندارد، گرچه در ایشان قویتر و شدیدتر است و شاید در این حدیث که کلمه اصحاب دارد اختصاص به ایشان داشته باشد ولی باز هم جزمی نیست. [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "گویا اصحاب قائم {{ع}} را میبینم در حالتی که احاطه کردهاند مابین مشرق و مغرب را، هیچ چیز نیست مگر اینکه مطیع ایشان است، حتی درندگان زمین و پرندگان درنده، همهچیز طالب رضای ایشان است، حتی اینکه زمین بر زمین فخر میکند و میگوید: امروز مردی از اصحاب قائم {{ع}} از من عبور کرد"<ref>بحارالانوار، ج ۵، ۳۲۷، ح ۴۳.</ref>. | :::::*'''صفات اصحاب قائم {{ع}} در قوت و عزم''': این صفات که ذکر میشود اختصاص به سیصد و سیزده تن ندارد، گرچه در ایشان قویتر و شدیدتر است و شاید در این حدیث که کلمه اصحاب دارد اختصاص به ایشان داشته باشد ولی باز هم جزمی نیست. [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "گویا اصحاب قائم {{ع}} را میبینم در حالتی که احاطه کردهاند مابین مشرق و مغرب را، هیچ چیز نیست مگر اینکه مطیع ایشان است، حتی درندگان زمین و پرندگان درنده، همهچیز طالب رضای ایشان است، حتی اینکه زمین بر زمین فخر میکند و میگوید: امروز مردی از اصحاب قائم {{ع}} از من عبور کرد"<ref>بحارالانوار، ج ۵، ۳۲۷، ح ۴۳.</ref>. | ||
::::::[[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "لوط که میگفت: {{عربی| | ::::::[[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "لوط که میگفت: {{عربی| {{متن قرآن|لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ}}﴾}}<ref>هود، ۸۰.</ref> "ای کاش برای من بر شما قوتی میبود یا به رکن محکمی میپیوستم این را نمیگفت جز اینکه قوت قائم {{ع}} را تمنی میکرد و یاد نمیکرد مگر اصحاب او را. به تحقیق که به هر مردی از ایشان قوت چهل مرد داده میشود و قلب او سختتر است از پاره آهن، اگر به کوههای آهنین گذر کنند آنها را پاره کنند، شمشیرهای خود را باز نگیرند تا اینکه خداوند عز و جل راضی شود"<ref>منتخب الاثر، ص ۶۱۳، ح ۱.</ref>. | ||
::::::و اما اخبار دیگر بهنحو عموم است و برای همه یاران آن حضرت است، حضرت زین العابدین {{ع}} فرمود: "هرگاه قائم ما قیام کند خداوند از شیعیان آفت و مرض را ببرد و دلهای ایشان را مانند پارههای آهن سازد و به هر مردی از ایشان قوت چهل مرد دهد و ایشان حکام زمین و بلند رتبهها خواهند بود"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۱۷، ح ۱۲.</ref>. | ::::::و اما اخبار دیگر بهنحو عموم است و برای همه یاران آن حضرت است، حضرت زین العابدین {{ع}} فرمود: "هرگاه قائم ما قیام کند خداوند از شیعیان آفت و مرض را ببرد و دلهای ایشان را مانند پارههای آهن سازد و به هر مردی از ایشان قوت چهل مرد دهد و ایشان حکام زمین و بلند رتبهها خواهند بود"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۱۷، ح ۱۲.</ref>. | ||
::::::[[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "هرگاه امر ما واقع شود و مهدی ما بیاید هر مرد از شیعیان ما جریتر از شیر و سریعتر از نیزه خواهد بود، دشمن خود را به پای خود لگدکوب میکند و به دست خود میزند و این در نزد نزول رحمت خدا و فرج او است بر بندگان"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۱۸، ح ۱۷.</ref>. و نیز فرمود: "هرکسی از صاحبان آفت و مرض قائم اهل بیت را درک کند صحت یابد و هر صاحب ضعفی قوی شود"<ref>همان ۵۲، ۳۳۵، ح ۶۸.</ref>. | ::::::[[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "هرگاه امر ما واقع شود و مهدی ما بیاید هر مرد از شیعیان ما جریتر از شیر و سریعتر از نیزه خواهد بود، دشمن خود را به پای خود لگدکوب میکند و به دست خود میزند و این در نزد نزول رحمت خدا و فرج او است بر بندگان"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۱۸، ح ۱۷.</ref>. و نیز فرمود: "هرکسی از صاحبان آفت و مرض قائم اهل بیت را درک کند صحت یابد و هر صاحب ضعفی قوی شود"<ref>همان ۵۲، ۳۳۵، ح ۶۸.</ref>. | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
::::::فرمود: "آیا شما راضی نیستید که دشمنان شما بعضی، بعضی را بکشند و شماها در خانهها خود ایمن هستید، بدان که چون آن هنگام شود به هر مردی از شما قوت چهل مرد داده شود و دلهای شما مانند پارههای آهن محکم گردد، اگر بر کوهها بزنید کوهها را بشکافید و شماها قوام زمین و خزینهداران زمین خواهید بود"<ref>روضه کافی، ص ۲۳۳، ح ۴۴۹.</ref>. این اخبار چنانکه میبینی عام است برای همه یاران، بلکه برای همه شیعیان حتی بعد از زمان جنگ. {{عربی|""جعلنا الله ان شاء الله من شیعتهم و رزقنا ایام دولتهم و وفقنا لنصرتهم""}}. | ::::::فرمود: "آیا شما راضی نیستید که دشمنان شما بعضی، بعضی را بکشند و شماها در خانهها خود ایمن هستید، بدان که چون آن هنگام شود به هر مردی از شما قوت چهل مرد داده شود و دلهای شما مانند پارههای آهن محکم گردد، اگر بر کوهها بزنید کوهها را بشکافید و شماها قوام زمین و خزینهداران زمین خواهید بود"<ref>روضه کافی، ص ۲۳۳، ح ۴۴۹.</ref>. این اخبار چنانکه میبینی عام است برای همه یاران، بلکه برای همه شیعیان حتی بعد از زمان جنگ. {{عربی|""جعلنا الله ان شاء الله من شیعتهم و رزقنا ایام دولتهم و وفقنا لنصرتهم""}}. | ||
:::::*'''خضوع و طاعت و بندگی ایشان با سایر صفات''': [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "برای آن حضرت مردانی است که گویا دلهای ایشان پارههای آهن است، هیچگاه در آن دلها شکی در ذات خدا نیامده و مخلوط به شک نگشته، از سنگ محکمتر و سختتر هستند، اگر بر کوهها حمله کنند کوهها را از بین ببرند، با رایات خود به هیچ شهری رو نیاورند مگر اینکه او را خراب کنند، گویا بر اسبهای ایشان عقاب سوار است پس خود را بر زین اسب امام {{ع}} میمالند و به این عمل تبرک میجویند و بر گرد او احاطه میکنند و بر اطراف او میچرخند تا او را به جان خود در جنگها حفظ کنند و آنچه او اراده کند پیش دستی کنند و به او وانگذارند، و مراد او را کفایت کنند. در میان ایشان مردانی است که شب را نمیخوابند، ایشان را در نمازشان ناله و زمزمه است مانند آواز زنبور عسل در کندوی خود، شبها را بر روی پاهای خود به عبادت میگذرانند و صبح میکنند بر بالای اسبان، در شبها چون راهب هستند و در روزها چون شیر، در مقام اطاعت و فرمانبری از امام {{ع}}، مطیعتر از کنیز برای آقای خود. | :::::*'''خضوع و طاعت و بندگی ایشان با سایر صفات''': [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "برای آن حضرت مردانی است که گویا دلهای ایشان پارههای آهن است، هیچگاه در آن دلها شکی در ذات خدا نیامده و مخلوط به شک نگشته، از سنگ محکمتر و سختتر هستند، اگر بر کوهها حمله کنند کوهها را از بین ببرند، با رایات خود به هیچ شهری رو نیاورند مگر اینکه او را خراب کنند، گویا بر اسبهای ایشان عقاب سوار است پس خود را بر زین اسب امام {{ع}} میمالند و به این عمل تبرک میجویند و بر گرد او احاطه میکنند و بر اطراف او میچرخند تا او را به جان خود در جنگها حفظ کنند و آنچه او اراده کند پیش دستی کنند و به او وانگذارند، و مراد او را کفایت کنند. در میان ایشان مردانی است که شب را نمیخوابند، ایشان را در نمازشان ناله و زمزمه است مانند آواز زنبور عسل در کندوی خود، شبها را بر روی پاهای خود به عبادت میگذرانند و صبح میکنند بر بالای اسبان، در شبها چون راهب هستند و در روزها چون شیر، در مقام اطاعت و فرمانبری از امام {{ع}}، مطیعتر از کنیز برای آقای خود. | ||
::::::دلهای ایشان مانند چراغ، گویا آن دلها قندیلهایی است از روشنی و مع ذلک ایشان از خشیت خدا در بیم و ترسند و در دعا درخواست شهادت میکنند و تمنا میکنند که در راه خدا کشته شوند، شعار ایشان {{عربی|""یا لثارات الحسین""}} است (ای خونخواهان حسین) هرگاه به راه افتند رعب در جلو ایشان بهقدر مسیر یک ماه حرکت کند، خداوند، امام را به ایشان نصرت خواهد کرد"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۲۹۶.</ref>. و نیز آن حضرت فرمود: "گویا نظر میکنم به قائم و اصحاب او در نجف، اصحاب او در برابر او چنان به حال خضوع و سکوتند که گویا مرغ بر سر ایشان نشسته، میبینم که زاد و توشههاشان تمام گشته و جامههاشان کهنه شده، اثر سجود بر پیشانیهاشان ظاهر است، در روز چون شیرند و در شب چون راهب، گویا دلهای ایشان پاره آهن است، به هر مردی از ایشان قوت چهل مرد داده میشود، هیچ فردی از ایشان نمیکشد مگر کافر یا منافق را، خداوند در کتاب خود ایشان را به "توسم" وصف کرده فرموده: {{عربی| | ::::::دلهای ایشان مانند چراغ، گویا آن دلها قندیلهایی است از روشنی و مع ذلک ایشان از خشیت خدا در بیم و ترسند و در دعا درخواست شهادت میکنند و تمنا میکنند که در راه خدا کشته شوند، شعار ایشان {{عربی|""یا لثارات الحسین""}} است (ای خونخواهان حسین) هرگاه به راه افتند رعب در جلو ایشان بهقدر مسیر یک ماه حرکت کند، خداوند، امام را به ایشان نصرت خواهد کرد"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۲۹۶.</ref>. و نیز آن حضرت فرمود: "گویا نظر میکنم به قائم و اصحاب او در نجف، اصحاب او در برابر او چنان به حال خضوع و سکوتند که گویا مرغ بر سر ایشان نشسته، میبینم که زاد و توشههاشان تمام گشته و جامههاشان کهنه شده، اثر سجود بر پیشانیهاشان ظاهر است، در روز چون شیرند و در شب چون راهب، گویا دلهای ایشان پاره آهن است، به هر مردی از ایشان قوت چهل مرد داده میشود، هیچ فردی از ایشان نمیکشد مگر کافر یا منافق را، خداوند در کتاب خود ایشان را به "توسم" وصف کرده فرموده: {{عربی| {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ}}﴾}}<ref>-، حجر، ۷۵.</ref> یعنی ایشان اهل تفرس و صاحب فراستند، (پس به فراست خود مؤمن را از مشرک و منافق میشناسند، پس نمیکشند مگر مشرکان منافق را)"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۸۶، ح ۲۰۲.</ref>. | ||
::::::[[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "آن حضرت سیصد و سیزده تن را به آفاق زمین میفرستد و دست بر پشت و سینههای ایشان میکشد پس در هیچ قضاوتی عاجز نمیمانند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۴۵، ح ۹۱.</ref>. | ::::::[[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "آن حضرت سیصد و سیزده تن را به آفاق زمین میفرستد و دست بر پشت و سینههای ایشان میکشد پس در هیچ قضاوتی عاجز نمیمانند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۴۵، ح ۹۱.</ref>. | ||
::::::حضرت صاحب الامر {{ع}} به علی بن ابراهیم بن مهزیار فرمود: "پدرم فرمود: گویا میبینم تو را که بیرقهای زرد و علمهای سفید بر اطراف تو به حرکت آمده و پرچمها میوزد در مابین حطیم و زمزم و گویا میبینم که بیعتهای پشت سر یکدیگر و صفای ولایت و دوستی بر تو منتظم گشته مانند منتظم شدن درها در رشتهها و میبینم دست دادن کفها را به تو برای بیعت در اطراف حجر الاسود، همه به ساحت تو ملتجی گشته، از جماعتی که خداوند ایشان را بیرون آورده و آفریده از طینت طاهره ولایت و تربت نفیسه، دلهای ایشان مقدس و منزه گشته از چرک نفاق و مهذب شده از پلیدی شقاق (مخالفتورزی) طبعهای ایشان برای دین نرم، و خوهای ایشان از دشمنی ورزیدن خشن، روهای ایشان برای قبول باز، فطرت ایشان برای فضل شکفته و درخشنده، دیانت دارند به دین حق و اهل حق، پس چون ارکان ایشان محکم شود و بنیان ایشان قوام پیدا کند، از هم شکافته و پاره شود طبقات امتها به سبب اجتماع و تکاثر ایشان، هنگامی که بیعت و تبعیت کنند تو را در سایه درخت عظیمی که شاخههای او بر اطراف دریاچه طبریه آویزان شده و سایه افکنده (در آنجاست که سفیانی کشته میشود) پس در آن وقت صبح حق تلألؤ کند و تاریکی باطل منجلی شود و خداوند طغیان را به سبب تو بشکند و خرد سازد و معالم ایمان را برگرداند"<ref>کمال الدین، ج۲، ۴۴۹، ح ۱۹.</ref>. | ::::::حضرت صاحب الامر {{ع}} به علی بن ابراهیم بن مهزیار فرمود: "پدرم فرمود: گویا میبینم تو را که بیرقهای زرد و علمهای سفید بر اطراف تو به حرکت آمده و پرچمها میوزد در مابین حطیم و زمزم و گویا میبینم که بیعتهای پشت سر یکدیگر و صفای ولایت و دوستی بر تو منتظم گشته مانند منتظم شدن درها در رشتهها و میبینم دست دادن کفها را به تو برای بیعت در اطراف حجر الاسود، همه به ساحت تو ملتجی گشته، از جماعتی که خداوند ایشان را بیرون آورده و آفریده از طینت طاهره ولایت و تربت نفیسه، دلهای ایشان مقدس و منزه گشته از چرک نفاق و مهذب شده از پلیدی شقاق (مخالفتورزی) طبعهای ایشان برای دین نرم، و خوهای ایشان از دشمنی ورزیدن خشن، روهای ایشان برای قبول باز، فطرت ایشان برای فضل شکفته و درخشنده، دیانت دارند به دین حق و اهل حق، پس چون ارکان ایشان محکم شود و بنیان ایشان قوام پیدا کند، از هم شکافته و پاره شود طبقات امتها به سبب اجتماع و تکاثر ایشان، هنگامی که بیعت و تبعیت کنند تو را در سایه درخت عظیمی که شاخههای او بر اطراف دریاچه طبریه آویزان شده و سایه افکنده (در آنجاست که سفیانی کشته میشود) پس در آن وقت صبح حق تلألؤ کند و تاریکی باطل منجلی شود و خداوند طغیان را به سبب تو بشکند و خرد سازد و معالم ایمان را برگرداند"<ref>کمال الدین، ج۲، ۴۴۹، ح ۱۹.</ref>. | ||