۳۳٬۷۵۱
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '﴾' به ' ') |
جز (جایگزینی متن - '{{عربی| {{متن قرآن' به '{{متن قرآن') |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
==اعجاز و جهت اعجاز به چه معناست؟== | ==اعجاز و جهت اعجاز به چه معناست؟== | ||
*اعجاز مصدر باب افعال از ریشه "ع ـ ج ـ ز" به معنای ناتوان ساختن یا ناتوان یافتن کسی یا چیزی بهکار رفته <ref>مفردات، ص۵۴۷؛ لسان العرب، ج۹، ص۵۸، «عجز».</ref> و در قرآن کریم به معنای نخست آمده است: | *اعجاز مصدر باب افعال از ریشه "ع ـ ج ـ ز" به معنای ناتوان ساختن یا ناتوان یافتن کسی یا چیزی بهکار رفته <ref>مفردات، ص۵۴۷؛ لسان العرب، ج۹، ص۵۸، «عجز».</ref> و در قرآن کریم به معنای نخست آمده است: {{متن قرآن|وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ }} }}<ref> و شما به ستوه آورندهی خداوند نیستید؛ سوره انعام، آیه:۱۳۴.</ref><ref>[[سید محمود دشتی|دشتی، سید محمود]]، [[غلام علی عزیزی|عزیزی، غلام علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۳، ص: ۵۵۸.</ref>. | ||
*واژه معجزه، اسم فاعل ماده "عجز" از باب افعال به معنای ناتوانکننده است <ref> [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۱۸۱.</ref>. معجزه عمل خارق عادتی را گویند که انجام آن از قدرت افراد عادی بیرون بوده و تنها به اتکای یک نیروی مافوق طبیعی امکانپذیر است. معجزه عملی است از طرف مدعی [[نبوت]] و دارای برخی شرایط و خصوصیات و نشانهای روشن و دلیلی آشکار است بر صدق ادعای آورنده آن<ref> [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۱۸۱.</ref>. | *واژه معجزه، اسم فاعل ماده "عجز" از باب افعال به معنای ناتوانکننده است <ref> [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۱۸۱.</ref>. معجزه عمل خارق عادتی را گویند که انجام آن از قدرت افراد عادی بیرون بوده و تنها به اتکای یک نیروی مافوق طبیعی امکانپذیر است. معجزه عملی است از طرف مدعی [[نبوت]] و دارای برخی شرایط و خصوصیات و نشانهای روشن و دلیلی آشکار است بر صدق ادعای آورنده آن<ref> [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۱۸۱.</ref>. | ||
* جهت اعجاز به معنای جنبه ای که این عمل خارق العاده در آن تحقق یافته است. | * جهت اعجاز به معنای جنبه ای که این عمل خارق العاده در آن تحقق یافته است. | ||
==وجوه و جهات اعجاز قرآن== | ==وجوه و جهات اعجاز قرآن== | ||
*معجزه بودن یک چیز به دلایل مختلف ظاهری و معنوی آن برمی گردد؛ حال معجزه بودن قرآن را چه به معنای بالاتر بودن از توان بشری تفسیر نماییم و چه آن را ناتوانی در آوردن امر مقدور بدانیم، در هر صورت اصل [[معجزه]] بودنش ثابت است: | *معجزه بودن یک چیز به دلایل مختلف ظاهری و معنوی آن برمی گردد؛ حال معجزه بودن قرآن را چه به معنای بالاتر بودن از توان بشری تفسیر نماییم و چه آن را ناتوانی در آوردن امر مقدور بدانیم، در هر صورت اصل [[معجزه]] بودنش ثابت است: {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ}} }}<ref> یا میگویند (پیامبر) آن را بربافته است، بگو: اگر راست میگویید سورهای همگون آن بیاورید و هر کس جز خداوند را میتوانید فرا خوانید؛ سوره یونس، آیه:۳۸.</ref>. قرآن از جهات مختلف مانند بلاغت، علمی بودن، خبرهای غیبی، اتقان در تشریع، قانون گذاری، عظمت و منطقی بودن معارف و از جهت آورندۀ آن، [[معجزه]] است. | ||
* عدهای معتقدند تمامی سورههای قرآن و حتی کوچکترین سورهاش در تمامی وجوه و ابعاد معجزه است و برای اثبات آن چنین استدلال میکنند: اگر تحدیهای قرآن عام نبوده و تنها در خصوص بلاغت و فصاحت یا عظمت اسلوب آن بود، باید فقط عربهای خالص دوره جاهلیت مخاطب آن بودند در حالی که انس و جن طرف مقابل تحدی هستند<ref>سوره اسراء، آیه:۸۸.</ref> و این که خداوند نفرموده کتابِ فصیح همانند قرآن بیاورید و یا کتابِ مشتمل بر چنین معارفی بیاورید، میفهماند، قرآن از هر جهت که ممکن باشد، برتر است نه از یک یا دو جهت <ref>المیزان، ج۱، ص ۶۱ و ۵۹.</ref><ref>[[محمد رضا بهدار|بهدار، محمد رضا]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۵۴.</ref>. | * عدهای معتقدند تمامی سورههای قرآن و حتی کوچکترین سورهاش در تمامی وجوه و ابعاد معجزه است و برای اثبات آن چنین استدلال میکنند: اگر تحدیهای قرآن عام نبوده و تنها در خصوص بلاغت و فصاحت یا عظمت اسلوب آن بود، باید فقط عربهای خالص دوره جاهلیت مخاطب آن بودند در حالی که انس و جن طرف مقابل تحدی هستند<ref>سوره اسراء، آیه:۸۸.</ref> و این که خداوند نفرموده کتابِ فصیح همانند قرآن بیاورید و یا کتابِ مشتمل بر چنین معارفی بیاورید، میفهماند، قرآن از هر جهت که ممکن باشد، برتر است نه از یک یا دو جهت <ref>المیزان، ج۱، ص ۶۱ و ۵۹.</ref><ref>[[محمد رضا بهدار|بهدار، محمد رضا]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۵۴.</ref>. | ||
*اگر چه معجزه بودن قرآن کریم مورد اجماع تمامی مذاهب اسلامی است، ولی در ابعاد معجزه بودن آن وجوه متفاوتی بیان شده که میتوان آنها را در هشت وجه خلاصه کرد<ref>[[محمد رضا بهدار|بهدار، محمد رضا]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۵۴.</ref>. <ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۱۱ - ۲۲۰.</ref>: | *اگر چه معجزه بودن قرآن کریم مورد اجماع تمامی مذاهب اسلامی است، ولی در ابعاد معجزه بودن آن وجوه متفاوتی بیان شده که میتوان آنها را در هشت وجه خلاصه کرد<ref>[[محمد رضا بهدار|بهدار، محمد رضا]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۵۴.</ref>. <ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۱۱ - ۲۲۰.</ref>: | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
# [[اعجاز قرآن]] از نظر بیان [[قصص پیامبران|قصص]] و [[تاریخ پیامبران]]. | # [[اعجاز قرآن]] از نظر بیان [[قصص پیامبران|قصص]] و [[تاریخ پیامبران]]. | ||
*به استناد آیاتی که از هم آوردی سخن به میان آورده ما بهطور یقین درمییابیم که قرآن خود را معجزه و فراتر از حد توان بشر دانسته است. بدین روی، در کنار فراخوانی به مبارزه با ارائه گفتاری نظیر همه قرآن یا همسان با ده یا یک سوره آن، بر عدم امکان تحقق این امر تأکید کرده است. در آنجا که میفرماید: | *به استناد آیاتی که از هم آوردی سخن به میان آورده ما بهطور یقین درمییابیم که قرآن خود را معجزه و فراتر از حد توان بشر دانسته است. بدین روی، در کنار فراخوانی به مبارزه با ارائه گفتاری نظیر همه قرآن یا همسان با ده یا یک سوره آن، بر عدم امکان تحقق این امر تأکید کرده است. در آنجا که میفرماید: {{متن قرآن|وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ*فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ}} }}<ref>یقره، آیات ۲۳ و ۲۴</ref> با صرفنظر از این امر پرسش مهم در این زمینه آن است که قرآن چه امتیازات و ویژگیهای فوق بشری خو را مدنظر قرار داده و معتقد است که دیگران از آوردن نظیر آن عاجزند؟ آنچه در این بین ارائه میشود در حقیقت ناظر به وجوه اعجاز قرآن است. اندیشمندان مسلمان از دیرباز این امر را موردتوجه قرار داده و کوشیدهاند افقهای مختلف اعجاز قرآن را مورد بازکاوی قرار دهند. در سایه این تحقیقات به نظر میرسد که میتوان پنج وجه برای اعجاز قرآن برشمرد: اعجاز بیانی؛ اعجاز معارفی؛ اعجاز علمی؛ اعجاز تشریعی؛ اعجاز اخلاقی. آنچه در این بین اهمیت دارد توجه به این نکته است که: مسئله اعجاز قرآن را از دو جنبه باید بحث کرد، یکی جنبه زیبایی و هنری و دیگری جنبه علمی و فکری. جنبه زیبایی و هنری مربوط به لفظ قرآن یعنی همان عبارات قرآن است، اما جنبه علمی و فکری، آن مربوط به معنویتهای قرآن است، ربطی به لفظ و ظاهر قرآن ندارد. مثلاً درباره توحید و خدا بحث کرده، و مسائلی که مربوط به خدا و ماوراء طبیعت است در قرآن آمده است<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص ۵۴۶.</ref> به این معنا که باید قرآن را بر پایه دو عنصر لفظ و معنا استوار دانست و پذیرفت که برخی از وجوه اعجاز نظیر اعجاز بیانی بیشتر از آنکه مربوط به متن و معنای قرآن باشد، ناظر به لفظ قرآن است. اما سایر وجوه اعجاز قرآن، به معنا و درونمایه این کتاب آسمانی مربوط میشود. از اعجاز متنی و محتوایی قرآن میتوان به اعجاز علمی تفکری تعبیر کرد و مدعی شد که: جنبه علمی و فکری، مربوط به معنویهای قرآن است. ربطی به لفظ و ظاهر آن ندارد. مثلاً درباره توحید و خدا بحث کرده است و مسائل که مربوط به خدا و ماوراء طبیعت است در قرآن آمده است<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص ۵۴۷.</ref> اینک مناسب است به اجمال این وجوه را موردبررسی قرار دهیم<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]]، [[چلچراغ حکمت ج۲۲ (کتاب)|قرآنشناسی، چلچراغ حکمت ج۲۲]]، ص: ۵۰.</ref>. | ||
==نخست: فصاحت و بلاغت== | ==نخست: فصاحت و بلاغت== | ||