۳۳٬۷۵۱
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '﴾' به ' ') |
جز (جایگزینی متن - '{{عربی| {{متن قرآن' به '{{متن قرآن') |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*امروزه [[اسلام]] در برابر مکاتب مختلف و نظامهای برخاسته از آن مطرح است. در سایه نظاممندی است که برتری [[اسلام]] بر سایر الگوها نمایان میشود. آیه شریفه | *امروزه [[اسلام]] در برابر مکاتب مختلف و نظامهای برخاسته از آن مطرح است. در سایه نظاممندی است که برتری [[اسلام]] بر سایر الگوها نمایان میشود. آیه شریفه {{متن قرآن|وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ}} }}<ref>سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۳۹</ref>. بیانگر این حقیقت است که اگر نظاممندی در زندگی ما مورد توجه قرار گیرد الگوهای دیگر فرهنگها و تمدنها قدرت رقابت با [[اسلام]] را نخواهند داشت.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۴۶</ref>. | ||
*ضرورت نظامسازی، ضرورت پاسخ دادن [[دین]] است به مجموعه سؤالات ریز و درشت و بنیادی و اساسی انسان در عرصههای مختلف حیات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی. این ضرورت با تکیه زدن بر اریکه قدرت و رسیدن دین به حکومت، بیشتر میشود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]] ش ۸، ص ۴۶</ref> | *ضرورت نظامسازی، ضرورت پاسخ دادن [[دین]] است به مجموعه سؤالات ریز و درشت و بنیادی و اساسی انسان در عرصههای مختلف حیات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی. این ضرورت با تکیه زدن بر اریکه قدرت و رسیدن دین به حکومت، بیشتر میشود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]] ش ۸، ص ۴۶</ref> | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
==[[نظاممندی اسلام]]== | ==[[نظاممندی اسلام]]== | ||
*در [[اسلام]] هر یک از فرایض دارای یک نظام کامل است مثلاً: در نماز هماهنگی کامل در اجزای آن ملاحظه میشود که عبارت از: لزوم نظافت، وحدت با جماعت، خدا محوری، نظم، وقت شناسی، دست گیری از دیگران، مخالفت با شیطان، آرامش و پاکی از گناه است. در حج که یکی از عبادات دسته جمعی است نظم و هماهنگی در آن کاملاً مشهود است، نظیر نظافت در احرام، شیطان ستیزی، وحدت گرایی (در لباس، شعار، مکان) و وقت شناسی. در روزه نیز وحدت زمانی، عدالتخواهی، رسیدگی به فقرت و همدردی را ملاحظه میکند. | *در [[اسلام]] هر یک از فرایض دارای یک نظام کامل است مثلاً: در نماز هماهنگی کامل در اجزای آن ملاحظه میشود که عبارت از: لزوم نظافت، وحدت با جماعت، خدا محوری، نظم، وقت شناسی، دست گیری از دیگران، مخالفت با شیطان، آرامش و پاکی از گناه است. در حج که یکی از عبادات دسته جمعی است نظم و هماهنگی در آن کاملاً مشهود است، نظیر نظافت در احرام، شیطان ستیزی، وحدت گرایی (در لباس، شعار، مکان) و وقت شناسی. در روزه نیز وحدت زمانی، عدالتخواهی، رسیدگی به فقرت و همدردی را ملاحظه میکند. | ||
*در [[قرآن]] کریم از اینکه کسانی به خود اجازه دهند به برخی از دستورات دین که مطابق میل آنهاست عمل کنند و برخی دیگر را کنار بگذارند سخت انتقاد کرده و فرموده: | *در [[قرآن]] کریم از اینکه کسانی به خود اجازه دهند به برخی از دستورات دین که مطابق میل آنهاست عمل کنند و برخی دیگر را کنار بگذارند سخت انتقاد کرده و فرموده: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً}} }}<ref>«کسانى که به خدا و پیامبرانش کفر میورزند مىگویند ما به بعضى ایمان داریم و بعضى را انکار مىیکنیم ومىخواهند میان این [دو] راهى براى خود اختیار کنند.» سورۀ نساء، آیۀ ۱۵۰</ref> این امر حکایت میکند، کسانی که نظاممندی دین و یکپارچگی همه احکام را باور ندارند هر چند که برخی از احکام را باور داشته باشند، کافرند.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۲</ref> | ||
===[[نظاممندی دستورات اسلام]]=== | ===[[نظاممندی دستورات اسلام]]=== | ||
*نمونه اول: با معرفت دینی به عبودیت و با عبودیت به جامعه دینی میرسیم، معرفت دینی انسان را به عبودیت خدا و نفی عبودیت دیگران میرساند. عبودیت به معنای بندگی کردن، کنترل محرکها و نظارت بر حرکتها را میخواهد که نباید جز خدا محرکی داشته باشی و نباید حرکتی که منجر به رشد تو نمیشود، انجام دهی. این عبودیت بر انگیزههای طبیعی و غریزی و جمعی تأثیر میگذارد و عادتها را کنترل میکند و عادتهای جدید و اعمال تازه را پایهریزی میکند. عبودیت بر روابط انسان با خویش، اشیاء و افراد تأثیر میگذارد و آنها را جهت میدهد و این روابط به جامعه دینی منتهی میشود. عبودیت گذشته از انگیزههای درونی، آرمانها و اهداف، روابط و ارزشهای جدید را می سازد سپس به جمع راه مییابد و روابط اجتماع را بر اساس ، عدل و احسان استوار میسازد: | *نمونه اول: با معرفت دینی به عبودیت و با عبودیت به جامعه دینی میرسیم، معرفت دینی انسان را به عبودیت خدا و نفی عبودیت دیگران میرساند. عبودیت به معنای بندگی کردن، کنترل محرکها و نظارت بر حرکتها را میخواهد که نباید جز خدا محرکی داشته باشی و نباید حرکتی که منجر به رشد تو نمیشود، انجام دهی. این عبودیت بر انگیزههای طبیعی و غریزی و جمعی تأثیر میگذارد و عادتها را کنترل میکند و عادتهای جدید و اعمال تازه را پایهریزی میکند. عبودیت بر روابط انسان با خویش، اشیاء و افراد تأثیر میگذارد و آنها را جهت میدهد و این روابط به جامعه دینی منتهی میشود. عبودیت گذشته از انگیزههای درونی، آرمانها و اهداف، روابط و ارزشهای جدید را می سازد سپس به جمع راه مییابد و روابط اجتماع را بر اساس ، عدل و احسان استوار میسازد: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ}} }}<ref>سورۀ نحل، آیۀ ۹۰</ref> و همین است که خداوند پس از {{متن قرآن|لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ}} }} میفرماید: {{متن قرآن|وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ}} }}<ref>سورۀ بقره، آیۀ ۸۳</ref><ref>صفایی، علی، دین و نظامسازی</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۲</ref> | ||
*نمونه دوم: اقبال لاهوری مینویسد: "هدف اساسی قرآن بیدار کردن عالیترین آگاهی آدمی است تا روابط چند جانبه خود را با خدا و جهان فهم کند". مسئله [[اسلام]] در نتیجۀ مبارزه دو جانبه و در عین حال جاذبۀ دو جانبهای طرح شد که دو نیروی دین و تمدن عوامل آن بودند. همین مسئله در دوران نخستین مسیحیت نیز پیدا شده بود. نقطه اساسی در دین مسیحیت، یافتن یک پایۀ مستقلی برای زندگی نفسانی است که به گفته موسس این دین، بتواند تعالی پیدا کند، و این تعالی در نتیجه تأثیر نیروهای جهانی خارج از نفس نباشد، بلکه در نتیجه اکتشاف جهان تازهای در داخل نفس باشد، [[اسلام]] کاملاً با این بینش درونی موافق است و آن را با بصیرت دیگری تکمیل میکند، و آن اینکه روشنی جهان تازهای که به این صورت کشف شده چیزی بیرون از عالم ماده نیست بلکه در سراسر آن نفوذ و جریان دارد.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۲</ref> | *نمونه دوم: اقبال لاهوری مینویسد: "هدف اساسی قرآن بیدار کردن عالیترین آگاهی آدمی است تا روابط چند جانبه خود را با خدا و جهان فهم کند". مسئله [[اسلام]] در نتیجۀ مبارزه دو جانبه و در عین حال جاذبۀ دو جانبهای طرح شد که دو نیروی دین و تمدن عوامل آن بودند. همین مسئله در دوران نخستین مسیحیت نیز پیدا شده بود. نقطه اساسی در دین مسیحیت، یافتن یک پایۀ مستقلی برای زندگی نفسانی است که به گفته موسس این دین، بتواند تعالی پیدا کند، و این تعالی در نتیجه تأثیر نیروهای جهانی خارج از نفس نباشد، بلکه در نتیجه اکتشاف جهان تازهای در داخل نفس باشد، [[اسلام]] کاملاً با این بینش درونی موافق است و آن را با بصیرت دیگری تکمیل میکند، و آن اینکه روشنی جهان تازهای که به این صورت کشف شده چیزی بیرون از عالم ماده نیست بلکه در سراسر آن نفوذ و جریان دارد.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۲</ref> | ||
*در اسلام، فکری و واقعی، یا معنوی و مادی، دو نیروی مخالف نیستند که با هم سازگار نباشند. حیات جزء معنوی در این نیست که آدمی از جزء مادی و واقعی قطع علاقه کامل کند که این خود سبب خرد کردن کلیت اساسی زندگی و تبدیل آن به تعارضات دردناک میشود، بلکه در این است که جزء معنوی پیوسته در آن بکوشد که جزء مادی را بدان منظور در خدمت خود بگیرد که سر انجام آن را جذب کند و به صورت خود در آورد و تمام وجود آن را نورانی سازد. تعارض حاد میان شخص و شئ و میان عوامل ریاضی در خارج و عامل زیست شناختی در داخل، چیزی است که در مسیحیت اثر گذاشته بود. ولی [[اسلام]] با نظری به این تعارض مینگرد که میخواهد آن را از میان بردارد<ref>اقبال لاهوری، محمد، احیای فکر دینی در اسلام</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۳</ref> | *در اسلام، فکری و واقعی، یا معنوی و مادی، دو نیروی مخالف نیستند که با هم سازگار نباشند. حیات جزء معنوی در این نیست که آدمی از جزء مادی و واقعی قطع علاقه کامل کند که این خود سبب خرد کردن کلیت اساسی زندگی و تبدیل آن به تعارضات دردناک میشود، بلکه در این است که جزء معنوی پیوسته در آن بکوشد که جزء مادی را بدان منظور در خدمت خود بگیرد که سر انجام آن را جذب کند و به صورت خود در آورد و تمام وجود آن را نورانی سازد. تعارض حاد میان شخص و شئ و میان عوامل ریاضی در خارج و عامل زیست شناختی در داخل، چیزی است که در مسیحیت اثر گذاشته بود. ولی [[اسلام]] با نظری به این تعارض مینگرد که میخواهد آن را از میان بردارد<ref>اقبال لاهوری، محمد، احیای فکر دینی در اسلام</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۳</ref> | ||
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
===[[تعادل گرایی]]=== | ===[[تعادل گرایی]]=== | ||
*در یک نظام اداری وقتی روابط منطقی و منظم بین فعالیتهای واحدهای تابعه و نیازمندی و توقعات ارباب رجوع و ارزشهای جامعه باشد آن سازمان دارای تعادل است.<ref>زارعی متین، حسن، مبانی سازمان و مدیریت و رویکرد اقتضایی، ص ۵۷</ref> مدیریت نبوی یک مدیریت نظاممند و متعادل بوده یعنی در حالی که به درونگرایی و عبادت و ذکر اهمیت میدهد، از برون گرایی و اهتمام به امور جامعه، غفلت نمینماید. [[اسلام]] دینی میانه و معتدل است و لذا در هر کاری به اعتدال دستور داده است همانگونه که از کفر و شرک برحذر داشته و به عبادت و یکتاپرستی دستور داده است، هر چند که عبادت، تقرب خدا را به دنبال دارد اما با این حال عبادت هم اندازهای دارد و نباید آنقدر زیاد باشدکه به انسان صدمه وارد نماید. و این نکته به [[پیامبر]]{{صل}} گوشزد شده است چون ایشان آنقدر عبادت میکردند که پاهایشان متورم گردیده بود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۴</ref> | *در یک نظام اداری وقتی روابط منطقی و منظم بین فعالیتهای واحدهای تابعه و نیازمندی و توقعات ارباب رجوع و ارزشهای جامعه باشد آن سازمان دارای تعادل است.<ref>زارعی متین، حسن، مبانی سازمان و مدیریت و رویکرد اقتضایی، ص ۵۷</ref> مدیریت نبوی یک مدیریت نظاممند و متعادل بوده یعنی در حالی که به درونگرایی و عبادت و ذکر اهمیت میدهد، از برون گرایی و اهتمام به امور جامعه، غفلت نمینماید. [[اسلام]] دینی میانه و معتدل است و لذا در هر کاری به اعتدال دستور داده است همانگونه که از کفر و شرک برحذر داشته و به عبادت و یکتاپرستی دستور داده است، هر چند که عبادت، تقرب خدا را به دنبال دارد اما با این حال عبادت هم اندازهای دارد و نباید آنقدر زیاد باشدکه به انسان صدمه وارد نماید. و این نکته به [[پیامبر]]{{صل}} گوشزد شده است چون ایشان آنقدر عبادت میکردند که پاهایشان متورم گردیده بود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۴</ref> | ||
*فرهنگ اسلامی، انسانی میسازد که ارزشهای اخلاقیاش از کهکشانها شکوهمندتر است سیمای مسلمان راستین همگام با [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] را قرآن چنین توصیف کرده: | *فرهنگ اسلامی، انسانی میسازد که ارزشهای اخلاقیاش از کهکشانها شکوهمندتر است سیمای مسلمان راستین همگام با [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] را قرآن چنین توصیف کرده: {{متن قرآن|مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلا مِّنَ اللَّهِ}} }}<ref>«محمّد فرستاده خداست کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند، پیوسته آنان را در حال رکوع و سجود میبینی.»سورۀ فتح، آیۀ ۲۹</ref> [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] یارانش را به تعادل و میانهروی در گرایشهای بیرونی و درونی فرا خواند یعنی از یک طرف به جامعهگرایی، یگانگی و مهربانی در میان خود و شدت و جهاد در برابر مشرکان فرا خواند و از طرف دیگر به درون گرایی و عبادت الهی و رکوع و سجده و راز و نیاز فرا میخواند.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۲</ref> | ||
*خدمت به خلق نیز یکی از ارزشهای انسانی است و [[اسلام]] آن را صد در صد تأیید میکند اما عدهای این سخن را شعار خود قرار داده که عبادت به جز خدمت خلق نیست و با این سخن ارزش علم و جهاد و عبادت را نفی میکنند در حالی که اگر همه ارزشها منحصر در خدمت به خلق باشد آن گاه خلق خدا همانند مجموعهای از حیوانات میشوند که خدمت به آنها سیر کردن شکم آنهاست پس این یک دیدگاه افراطی است.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، انسان بر آستان دین، خلاصۀ مجموعه آثار، ص ۹۲</ref> [[اسلام]] سختگیری یهود و آسانگیری نصارا را در پیش نمیگیرد بلکه راه میانه را بر گزیده است انسان را به زهد و گوشهگیری نمیکشاند و از اباحیگری و اسراف هم باز میدارد [[اسلام]] مادیت و معنویت را با یکدیگر پیوند داده است فرد را جزئی از جامعه و جامعه را مجموعه افراد میداند [[اسلام]] فرد را قربانی جامعه و جامعه را قربانی فرد نمیکند انسان مسلمان نه خوشبین افراطی است نه بدبین و نا امید آن چنان که در اندیشه غربی سراغ داریم [[اسلام]] بدترین خطر را جدایی دین از سیاست و علم از عمل و باقی ماندن در علم بدون عمل میداند و همواره ایمان و عمل صالح را همراه یکدیگر ذکر کرده است<ref>جندی، انور، [[اسلام]] و جهان معاصر، ص ۱۹</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۵</ref> | *خدمت به خلق نیز یکی از ارزشهای انسانی است و [[اسلام]] آن را صد در صد تأیید میکند اما عدهای این سخن را شعار خود قرار داده که عبادت به جز خدمت خلق نیست و با این سخن ارزش علم و جهاد و عبادت را نفی میکنند در حالی که اگر همه ارزشها منحصر در خدمت به خلق باشد آن گاه خلق خدا همانند مجموعهای از حیوانات میشوند که خدمت به آنها سیر کردن شکم آنهاست پس این یک دیدگاه افراطی است.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، انسان بر آستان دین، خلاصۀ مجموعه آثار، ص ۹۲</ref> [[اسلام]] سختگیری یهود و آسانگیری نصارا را در پیش نمیگیرد بلکه راه میانه را بر گزیده است انسان را به زهد و گوشهگیری نمیکشاند و از اباحیگری و اسراف هم باز میدارد [[اسلام]] مادیت و معنویت را با یکدیگر پیوند داده است فرد را جزئی از جامعه و جامعه را مجموعه افراد میداند [[اسلام]] فرد را قربانی جامعه و جامعه را قربانی فرد نمیکند انسان مسلمان نه خوشبین افراطی است نه بدبین و نا امید آن چنان که در اندیشه غربی سراغ داریم [[اسلام]] بدترین خطر را جدایی دین از سیاست و علم از عمل و باقی ماندن در علم بدون عمل میداند و همواره ایمان و عمل صالح را همراه یکدیگر ذکر کرده است<ref>جندی، انور، [[اسلام]] و جهان معاصر، ص ۱۹</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۵</ref> | ||
===[[کارایی]]=== | ===[[کارایی]]=== | ||
*عبارت است از نرخ ستادهها به دادههای مورد استفاده که اگر هر چه ما از دادههای خود ستادههای بیشتری بدست آوریم در واقع کاراتر بودهایم. کارایی یعنی استفاده بهینه و مطلوب از دادهها یا با حداقل هزینه ستاده بیشتری بدست آوریم مدیریت [[پیامبر]] چنین بود که با نیروهای اندک خود بیشترین نتیجه را بدست میآورد. اینجاست که ایمان مردم کارایی فوق العاده خود را در صحنه اجتماع و نبرد نشان میدهد و به گفته قرآن یک مؤمن در مقابل ده کافر توان و نیروی مقاومت دارد و نیز یکصد تن بر یکهزار نفر پیروز میگردند: | *عبارت است از نرخ ستادهها به دادههای مورد استفاده که اگر هر چه ما از دادههای خود ستادههای بیشتری بدست آوریم در واقع کاراتر بودهایم. کارایی یعنی استفاده بهینه و مطلوب از دادهها یا با حداقل هزینه ستاده بیشتری بدست آوریم مدیریت [[پیامبر]] چنین بود که با نیروهای اندک خود بیشترین نتیجه را بدست میآورد. اینجاست که ایمان مردم کارایی فوق العاده خود را در صحنه اجتماع و نبرد نشان میدهد و به گفته قرآن یک مؤمن در مقابل ده کافر توان و نیروی مقاومت دارد و نیز یکصد تن بر یکهزار نفر پیروز میگردند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ}} }}<ref>سورۀ انفال، آیۀ ۶۵</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۶</ref> | ||
===[[نوآوری]]=== | ===[[نوآوری]]=== | ||
*نظامی به کمال میرسد که در آن نوآوری یعنی اصلاح و تجدید حیات به طور مستمر رخ دهد و خود را با استعدادهای جوان و افکار جدید تازه کند و در جریان آخرین پیشرفتها و دانشها قرار گیرد. | *نظامی به کمال میرسد که در آن نوآوری یعنی اصلاح و تجدید حیات به طور مستمر رخ دهد و خود را با استعدادهای جوان و افکار جدید تازه کند و در جریان آخرین پیشرفتها و دانشها قرار گیرد. | ||
#[[اصلاح نام ها]]: [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}} تصمیم گرفتند که نام یثرب را تغییر دهد. ایشان این تغییر نام را یک ضرورت روانی ـ اجتماعی تشخیص داد. نام یثرب که به معنای افساد و مذمّت بود به "طیبه" و پاکی تغییر دادند.<ref>حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج ۵، ص ۴۳</ref> قطعاً انتخاب اسم زیبایی مانند طیبه در القای روح امید و خوش بینی در دیدگاه یاران تأثیر بسزایی داشته است. تغییر نام یکی از اقدامات فرهنگی است که در انقلابهای عمیق اجتماعی صورت میگیرد.<ref>واقدی، ابن سعد کاتب، المغازی، ج ۲، ص ۱۲۴</ref> این گردهم آمدن و پیوستگی روحی جمعیت در تمامی مذاهب، به ویژه در مذاهب عالیه توحیدی، وجود دارد. اما در مورد اسلام، مسأله وحدت اجتماعی و به هم پیوستگی معنوی به نوع دیگر مطرح است.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش ۸، ص ۵۷]]</ref> | #[[اصلاح نام ها]]: [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}} تصمیم گرفتند که نام یثرب را تغییر دهد. ایشان این تغییر نام را یک ضرورت روانی ـ اجتماعی تشخیص داد. نام یثرب که به معنای افساد و مذمّت بود به "طیبه" و پاکی تغییر دادند.<ref>حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج ۵، ص ۴۳</ref> قطعاً انتخاب اسم زیبایی مانند طیبه در القای روح امید و خوش بینی در دیدگاه یاران تأثیر بسزایی داشته است. تغییر نام یکی از اقدامات فرهنگی است که در انقلابهای عمیق اجتماعی صورت میگیرد.<ref>واقدی، ابن سعد کاتب، المغازی، ج ۲، ص ۱۲۴</ref> این گردهم آمدن و پیوستگی روحی جمعیت در تمامی مذاهب، به ویژه در مذاهب عالیه توحیدی، وجود دارد. اما در مورد اسلام، مسأله وحدت اجتماعی و به هم پیوستگی معنوی به نوع دیگر مطرح است.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش ۸، ص ۵۷]]</ref> | ||
#[[اصلاح باورها]]: کانون اصلی فرهنگ اسلامی که [[پیامبر خاتم|پیامبر اعظم]] ایجاد کرد تغییر در لایههای اعتقادی بود که در جاهلیت فرهنگ بود، ولی [[اسلام]] جایگزین آن شد. در صدر [[اسلام]] نظام قبیلهای بود، هویت فرد به حوزه ارتباطات قبیلهای و عشیرهای او بود: | #[[اصلاح باورها]]: کانون اصلی فرهنگ اسلامی که [[پیامبر خاتم|پیامبر اعظم]] ایجاد کرد تغییر در لایههای اعتقادی بود که در جاهلیت فرهنگ بود، ولی [[اسلام]] جایگزین آن شد. در صدر [[اسلام]] نظام قبیلهای بود، هویت فرد به حوزه ارتباطات قبیلهای و عشیرهای او بود: {{متن قرآن|أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ}} }}<ref>سورۀ تکاثر، آیۀ ۱</ref> و قوانین نیز بر اساس قراردادهای قبیلهایی شکل میگرفت. آنجا ثار بود اینجا ثارالله شد، در جاهلیت علم الانساب بود [[اسلام]] علم الاسما آورد، آنجا برتری نزد قبیله، اینجا برتری نزد خدا، آنجا عصبیت و اینجا ایثار، قرآن میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ}} }}<ref>«و خویشان نزدیکت را هشدار ده» سورۀ شعراء، آیۀ ۲۱۴</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش ۸، ص ۵۸]]</ref> | ||
===[[تمایل به نظم]]=== | ===[[تمایل به نظم]]=== | ||
*کمال انسان وقتی است که همه استعدادهایش را به طور هماهنگ رشد دهد نه اینکه برخی را رشد داده و برخی را معطل گذارد، رشد استعدادهای انسان مانند رشد اندام یک کودک است به این معنا که رشد هماهنگ و کامل وقتی است که همه قسمتها باهم رشد کنند اگر تنها یکی از اعضای کودک مثلاً دست یا پای او رشد کند نمیتوان او را رشد یافته نامید قرآن تعبیر [[امام]] را برای ابراهیم به کار برده چون انسان کامل شد و در همه امتحانات موفق بیرون آمد غالباً افراد و جامعهها از راه گرایش به باطل به گمراهی کشیده نمیشوند بلکه از افراط در یک طرف نیز به فساد کشیده میشوند یعنی اگر انسان تنها در یک جهت گرایش پیدا کرد و سایر ارزشها را به فراموشی سپرد همانند کودکی میگردد که تنها یکی از اعضایش رشد کرده است. مثلاً اگر مسلمانی منحصر در مسجد رفتن و دعا خواندن شد و سایر ارزش ها فراموش گردید این فرد تعادل روحی خود را از دست میدهد از این رو وقتی به [[پیامبر]]{{صل}} خبر دادند که عدهای از اصحاب غرق در عبادت شده اند و زن و فرزند را رها کرده و به هیچ کاری نمیپردازند آن حضرت عصبانی شد و به مسجد تشریف آورد و به شدت با آن افراد به مخالفت پرداخت و فرمود کسانی که این کارها را پیش گرفته اند از [[سنت]] من خارجاند<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۱۱۳</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۹</ref> | *کمال انسان وقتی است که همه استعدادهایش را به طور هماهنگ رشد دهد نه اینکه برخی را رشد داده و برخی را معطل گذارد، رشد استعدادهای انسان مانند رشد اندام یک کودک است به این معنا که رشد هماهنگ و کامل وقتی است که همه قسمتها باهم رشد کنند اگر تنها یکی از اعضای کودک مثلاً دست یا پای او رشد کند نمیتوان او را رشد یافته نامید قرآن تعبیر [[امام]] را برای ابراهیم به کار برده چون انسان کامل شد و در همه امتحانات موفق بیرون آمد غالباً افراد و جامعهها از راه گرایش به باطل به گمراهی کشیده نمیشوند بلکه از افراط در یک طرف نیز به فساد کشیده میشوند یعنی اگر انسان تنها در یک جهت گرایش پیدا کرد و سایر ارزشها را به فراموشی سپرد همانند کودکی میگردد که تنها یکی از اعضایش رشد کرده است. مثلاً اگر مسلمانی منحصر در مسجد رفتن و دعا خواندن شد و سایر ارزش ها فراموش گردید این فرد تعادل روحی خود را از دست میدهد از این رو وقتی به [[پیامبر]]{{صل}} خبر دادند که عدهای از اصحاب غرق در عبادت شده اند و زن و فرزند را رها کرده و به هیچ کاری نمیپردازند آن حضرت عصبانی شد و به مسجد تشریف آورد و به شدت با آن افراد به مخالفت پرداخت و فرمود کسانی که این کارها را پیش گرفته اند از [[سنت]] من خارجاند<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۱۱۳</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۹</ref> | ||