۳۳٬۷۵۱
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '{{عربی| {{متن قرآن' به '{{متن قرآن') |
جز (جایگزینی متن - '}} }}' به '}}') |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
==علم الکتاب چیست؟== | ==علم الکتاب چیست؟== | ||
*علم الکتاب یکی دیگر از علومی است که احتمال دارد به دانشی کامل و جامع برای برگزیدگان خداوند اشاره داشته باشد. مهمترین آیات مرتبط با این موضوع عبارتند از: {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ | *علم الکتاب یکی دیگر از علومی است که احتمال دارد به دانشی کامل و جامع برای برگزیدگان خداوند اشاره داشته باشد. مهمترین آیات مرتبط با این موضوع عبارتند از: {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ}} <ref> آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم و چون سلیمان آن اورنگ را نزد خود پای برجا دید گفت: این از بخششهای پروردگار من است تا بیازمایدم که سپاس میگزارم یا ناسپاسی میکنم و هر که سپاس گزارد تنها به سود خویش گزارده است و هر که ناسپاسی کند بیگمان پروردگار من بینیازی ارجمند است؛ سوره نمل، آیه ۴۰.</ref> و {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ }} <ref> و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه ۴۳.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B5%D8%AD%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه (پایاننامه)]</ref> | ||
==علم الکتاب در آیه ۴۰ سوره نمل== | ==علم الکتاب در آیه ۴۰ سوره نمل== | ||
*داستان هُدهُد، ملکه سبا و ایمان آوردن او به خداوند متعال و پیامبرش [[حضرت سلیمان]]{{ع}}، بخشهایی از داستان [[حضرت سلیمان]]{{ع}} است که در قرآن کریم به آن اشاره شده است. در این داستان آمده است که سلیمان نبی{{ع}} در جمع بزرگان دربار خود فرمود: {{متن قرآن|قَالَ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ | *داستان هُدهُد، ملکه سبا و ایمان آوردن او به خداوند متعال و پیامبرش [[حضرت سلیمان]]{{ع}}، بخشهایی از داستان [[حضرت سلیمان]]{{ع}} است که در قرآن کریم به آن اشاره شده است. در این داستان آمده است که سلیمان نبی{{ع}} در جمع بزرگان دربار خود فرمود: {{متن قرآن|قَالَ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ}}<ref>«ای بزرگان! کدام یک از شما تخت او بلقیس، ملکه سرزمین سبا را برای من میآورد پیش از آنکه به حال تسلیم نزد من آیند؟». سوره نمل آیه ۳۸.</ref> {{متن قرآن|قَالَ عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ}}<ref>«یکی از قدرتمندترین جنّیان گفت: من آن را نزد تو میآورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی و من نسبت به این امر، توانا و امینم». سوره نمل، آیه۳۹.</ref> {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ}}<ref>«در این هنگام فردی که دانشی از کتاب نزد او بود گفت: پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد، و [[حضرت سلیمان]]{{ع}} در همان لحظه آن تخت را مقابل خود مشاهده کرد»، سوره نمل، آیه۴۰.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B5%D8%AD%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه (پایاننامه)]</ref> | ||
*بیتردید آن فرد از قدرت و توانی شگرفی برخوردار بوده که توانسته است تخت بزرگ بلقیس را از سرزمین سبا در چشم برهم زدنی جابجا کرده و نزد آن حضرت حاضر کند. روشن است که این قدرت و توان، جسمانی نبوده است؛ زیرا ایشان برای این کار حرکت نکرد و تخت را خود به آن جا حمل نکرد؛ علاوه بر آن که حمل چنان تختی کار یک نفر و یک لحظه نبود؛ بلکه به تعدادی افراد قوی، وسایل و زمانی طولانی نیاز داشت. قرآن کریم انجام دهنده این کار را صاحب دانشی از کتاب معرفی میکند: {{متن قرآن|الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ | *بیتردید آن فرد از قدرت و توانی شگرفی برخوردار بوده که توانسته است تخت بزرگ بلقیس را از سرزمین سبا در چشم برهم زدنی جابجا کرده و نزد آن حضرت حاضر کند. روشن است که این قدرت و توان، جسمانی نبوده است؛ زیرا ایشان برای این کار حرکت نکرد و تخت را خود به آن جا حمل نکرد؛ علاوه بر آن که حمل چنان تختی کار یک نفر و یک لحظه نبود؛ بلکه به تعدادی افراد قوی، وسایل و زمانی طولانی نیاز داشت. قرآن کریم انجام دهنده این کار را صاحب دانشی از کتاب معرفی میکند: {{متن قرآن|الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ}}. این توصیف قرآن از ایشان و به دنبال آن نقل توانایی او در جابجایی تخت بلقیس نشان دهنده آن است که این دانش، علت توانمندی او بر این کار بوده است.<ref>مفسران نیز همین نکته را از این تعبیر قرآنی برداشت کردهاند. ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۳۶۳؛ تفسیر نمونه، ج۱۵، ص۴۶۹؛ من هدى القرآن، ج۹، ص۱۹۳؛ تفسیر آسان، ج۱۵، ص۶۸؛ مفاتیح الغیب، ج۲۴، ص۵۵۷؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۳، ص۳۶۷؛ التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج، ج۱۹، ص۳۰۳ و...</ref> پس توانایی خارقالعاده او منسوب به دانشی است که خداوند از آن به عنوان {{متن قرآن|عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ}} یاد کرده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B5%D8%AD%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه (پایاننامه)]</ref> | ||
*از مهمترین آیاتی که در تبیین مقام [[اهل بیت]]{{عم}} به آن استدلال شده است. آیه ۴۳ سوره رعد است که به سبب ذکر کلمه علم الکتاب در آن بدین نام مشهور شده است: {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ | *از مهمترین آیاتی که در تبیین مقام [[اهل بیت]]{{عم}} به آن استدلال شده است. آیه ۴۳ سوره رعد است که به سبب ذکر کلمه علم الکتاب در آن بدین نام مشهور شده است: {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} <ref> و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه: ۴۳.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۳.</ref>. | ||
*از لحاظ ادبی، کلمه علم مصدر است و مصدر مضاف "علم الکتاب" مفید عموم است. همچنین مفرد محلی به "ال" نیز دلالت بر عموم دارد. پس از دو جهت لفظ علم الکتاب دلالت بر عموم دارد. در نتیجه استفاده میشود که جماعتی وجود دارند که از کل کتاب و تفاصیل آن آگاهاند<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۳.</ref>. | *از لحاظ ادبی، کلمه علم مصدر است و مصدر مضاف "علم الکتاب" مفید عموم است. همچنین مفرد محلی به "ال" نیز دلالت بر عموم دارد. پس از دو جهت لفظ علم الکتاب دلالت بر عموم دارد. در نتیجه استفاده میشود که جماعتی وجود دارند که از کل کتاب و تفاصیل آن آگاهاند<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۳.</ref>. | ||
*در این آیه شریفه در برابر انکار رسالت [[پیامبر|نبی اکرم]]{{صل}} از سوی کافران، افزون بر خداوند، {{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ | *در این آیه شریفه در برابر انکار رسالت [[پیامبر|نبی اکرم]]{{صل}} از سوی کافران، افزون بر خداوند، {{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} نیز به منزله شاهد معرفی شده است. علاوه بر این دو در آیات دیگری از قرآن کریم راسخان در علم از اهل کتاب {{متن قرآن|لَّكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أُوْلَئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا}} <ref> امّا استواران در دانش از آنان و آن مؤمنان بدانچه بر تو و آنچه پیش از تو فرو فرستاده شده است، ایمان میآورند و برپادارندگان نماز و دهندگان زکات و مؤمنان به خدا و روز واپسین؛ به آنان زودا که پاداشی سترگ دهیم؛ سوره نساء، آیه: ۱۶۲.</ref> و فرشتگان {{متن قرآن|لَّكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنزَلَ إِلَيْكَ أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا }} <ref> کافران به درستی کتاب تو گواهی نمیدهند لیکن، خداوند به (درستی) آنچه بر تو فرو فرستاده است، گواهی میدهد؛ با دانش خود فرو فرستاده است؛ و فرشتگان گواهی میدهند و خداوند، گواه، بس.؛ سوره نساء، آیه: ۱۶۶.</ref> نیز شاهدان رسالت [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} معرفی شدهاند. تفاسیر روایی با ذکر روایات پرشمار، مصداق {{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} را [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}} معرفی کردهاند <ref>عیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص۲۲۰و ۲۲۱؛ بحرانی، ۱۳۷۴، ج۳، ص۲۷۲ـ۲۷۷.</ref>. و برخی کتب حدیث باب خاصی را در این باره گشودهاند <ref>صفار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۱۲؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۳۵، ص۲۴۹.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۳.</ref>. | ||
*در میان منابع چهارگانه شیعی نیز دو حدیث درباره مدعای شیعیان در کتاب الکافی وارد شده است <ref>کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۲۹، ح۶ و ص۲۵۷، ح۳.</ref> همچنین از دیرباز در کتب کلامی چه با رویکرد حدیثی و چه با رویکرد عقلی و نقلی این آیه از فضایل [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} شمرده <ref>اربلی، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۳۱۲؛ حلی، ۱۹۸۲م، ص۱۸۹و۲۰۶.</ref>. و روایات ذیل آن بازگو شده است. در راستای مصداقیابی این آیه به [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}}، موارد دیگری در قرآن کریم نیز مصداق کلمه شاهد، [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} معرفی شده است <ref>ر.ک: مجلسی، ۱۴۰۳ ق، ج۳۵، ص۳۸۶، باب انه صلوات الله علیه الشهید والشاهد والمشهود.</ref> با این همه دلالت آیه بر وساطت فاعلی [[اهل بیت]]{{عم}}، مبتنی بر تبیین و اثبات مقدماتی است<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۳.</ref>. | *در میان منابع چهارگانه شیعی نیز دو حدیث درباره مدعای شیعیان در کتاب الکافی وارد شده است <ref>کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۲۹، ح۶ و ص۲۵۷، ح۳.</ref> همچنین از دیرباز در کتب کلامی چه با رویکرد حدیثی و چه با رویکرد عقلی و نقلی این آیه از فضایل [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} شمرده <ref>اربلی، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۳۱۲؛ حلی، ۱۹۸۲م، ص۱۸۹و۲۰۶.</ref>. و روایات ذیل آن بازگو شده است. در راستای مصداقیابی این آیه به [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}}، موارد دیگری در قرآن کریم نیز مصداق کلمه شاهد، [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} معرفی شده است <ref>ر.ک: مجلسی، ۱۴۰۳ ق، ج۳۵، ص۳۸۶، باب انه صلوات الله علیه الشهید والشاهد والمشهود.</ref> با این همه دلالت آیه بر وساطت فاعلی [[اهل بیت]]{{عم}}، مبتنی بر تبیین و اثبات مقدماتی است<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۳.</ref>. | ||
==[[اهل بیت]]{{عم}} مصداق قطعی آیه== | ==[[اهل بیت]]{{عم}} مصداق قطعی آیه== | ||
*برای اثبات اینکه مصداق منحصر و یا مصداق بارز {{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ | *برای اثبات اینکه مصداق منحصر و یا مصداق بارز {{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} [[امام علی|علی]]{{ع}} است، نخستین مقدمه لازم و ضروری است؛ چه اینکه اگر از حیث مصداقی دلیلی بر این امر وجود نداشته باشد، حتی اگر آیه مفید شأنی تکوینی باشد، این امر درباره [[اهل بیت]]{{عم}} مصداق نمییابد. درباره مصداق {{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} سه قول نقل شده است<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۴.</ref>: | ||
#قول کسانی که بر پایه برخی شواهد معتقدند مراد از {{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ | #قول کسانی که بر پایه برخی شواهد معتقدند مراد از {{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} خود خداوند است<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۴.</ref>. | ||
#بر پایه این قول که در میان اهل تسنن مشهورتر از اقوال دیگر است، مقصود از {{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ | #بر پایه این قول که در میان اهل تسنن مشهورتر از اقوال دیگر است، مقصود از {{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} را مؤمنان مسیحی و یهودی از قبیل [[عبدالله سلام]] و [[سلمان فارسی]] است<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۴.</ref>. | ||
#این قول که از آن شیعه امامیه است، [[امام علی|امام علی بن ابی طالب]]{{ع}} و پس از آن [[ائمه]]{{عم}} را مصداق این آیه میداند <ref>طبرسی، ۱۳۷۲، ج۶، ص۴۶۲.</ref>. تفاسیر شیعی دو قول نخست را به تفصیل نقد کرده و آنها را ناسازگار با ظاهر آیه، مکی بودن سوره و دیگر شواهد برشمردهاند <ref>طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۳۸۵.</ref>. با توجه به مشهور بودن این مطالب در میان مخاطبان نیازی به تکرار آنها در این مجال نیست و لذا مصداق بودن [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} در این آیه را امری اثبات شده میدانیم<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۴.</ref>. | #این قول که از آن شیعه امامیه است، [[امام علی|امام علی بن ابی طالب]]{{ع}} و پس از آن [[ائمه]]{{عم}} را مصداق این آیه میداند <ref>طبرسی، ۱۳۷۲، ج۶، ص۴۶۲.</ref>. تفاسیر شیعی دو قول نخست را به تفصیل نقد کرده و آنها را ناسازگار با ظاهر آیه، مکی بودن سوره و دیگر شواهد برشمردهاند <ref>طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۳۸۵.</ref>. با توجه به مشهور بودن این مطالب در میان مخاطبان نیازی به تکرار آنها در این مجال نیست و لذا مصداق بودن [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} در این آیه را امری اثبات شده میدانیم<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۴.</ref>. | ||
==رویکرد تعیینی و تفضیلی در مصداق شناسی آیه== | ==رویکرد تعیینی و تفضیلی در مصداق شناسی آیه== | ||
*روایاتی را که در آنها [[اهل بیت]]{{عم}} مصداق آیه معرفی شدهاند، به واسطه تفاوت رویکرد میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۴.</ref>: | *روایاتی را که در آنها [[اهل بیت]]{{عم}} مصداق آیه معرفی شدهاند، به واسطه تفاوت رویکرد میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۴.</ref>: | ||
#'''رویکرد تعیینی:''' در این دسته از روایات صرفاً مصداقشناسی شده و توضیح مؤثری نیامده است. در این روایات گاه به شخص [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} و گاه به مجموع [[ائمه]]{{عم}} اشاره شده است. برای نمونه [[امام باقر]]{{ع}} در حدیثی جدشان [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} را مصداق آیه برشمردهاند: {{عربی|« قَالَ هُوَ عَلِيُ بْنُ أَبِي طَالِب{{ع}}»}} <ref>صفار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۱۳، ح۴.</ref> و در فرمایش دیگری مصادیق آیه را تعمیم داده و کل [[ائمه]]{{عم}} را مشمول آن دانستهاند: {{عربی|« قَالَ إِيَّانَا عَنَى وَ عَلِيٌ{{ع}} أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَيْرُنَا بَعْدَ النَّبِي{{صل}}»}}<ref>کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۲۹، ح۶.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۴.</ref>. | #'''رویکرد تعیینی:''' در این دسته از روایات صرفاً مصداقشناسی شده و توضیح مؤثری نیامده است. در این روایات گاه به شخص [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} و گاه به مجموع [[ائمه]]{{عم}} اشاره شده است. برای نمونه [[امام باقر]]{{ع}} در حدیثی جدشان [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} را مصداق آیه برشمردهاند: {{عربی|« قَالَ هُوَ عَلِيُ بْنُ أَبِي طَالِب{{ع}}»}} <ref>صفار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۱۳، ح۴.</ref> و در فرمایش دیگری مصادیق آیه را تعمیم داده و کل [[ائمه]]{{عم}} را مشمول آن دانستهاند: {{عربی|« قَالَ إِيَّانَا عَنَى وَ عَلِيٌ{{ع}} أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَيْرُنَا بَعْدَ النَّبِي{{صل}}»}}<ref>کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۲۹، ح۶.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۴.</ref>. | ||
#'''رویکرد تفضیلی:''' این روایات اغلب آیه آخر سوره رعد را در مقایسه با آیه ۴۰ سوره نمل بیان کردهاند. به دیگر سخن در مقام بیان افضلیتِ {{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ | #'''رویکرد تفضیلی:''' این روایات اغلب آیه آخر سوره رعد را در مقایسه با آیه ۴۰ سوره نمل بیان کردهاند. به دیگر سخن در مقام بیان افضلیتِ {{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} بر من عنده علم من الکتاب بودهاند. طبق این آیه و در راستای اجابت تقاضای سلیمان مبنی بر احضار تخت بلقیس و پس از اعلام آمادگی عفریت جن، این بار از میان طایفه انس کسی اعلام آمادگی کرد که پیش از چشم بر هم زدنی تخت مورد نظر را حاضر میکرد. طبق روایات این فرد، شخصی غیر از خود سلیمان، و نامش [[آصف بن برخیا]] بوده است <ref>طبرسی، ۱۳۷۲، ج۷، ص۲۲۳.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۵.</ref>. | ||
*در این آیه منشأ قدرت مشخص است و خداوند آن را علم فی الجمله به الکتاب معرفی میکند؛ به گونهای که دارنده آن میتواند به جای شنیدن صدا و دیدن تصویر، خود اشیا و موجودات را جابه جا کند. در این آیه، [[آصف بن برخیا]] فعل را به خودش مستند کرد و مهمتر آنکه فعل ادعایی محقق شد؛ به گونهای که سلیمان آن تخت را دید {{متن قرآن|فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ | *در این آیه منشأ قدرت مشخص است و خداوند آن را علم فی الجمله به الکتاب معرفی میکند؛ به گونهای که دارنده آن میتواند به جای شنیدن صدا و دیدن تصویر، خود اشیا و موجودات را جابه جا کند. در این آیه، [[آصف بن برخیا]] فعل را به خودش مستند کرد و مهمتر آنکه فعل ادعایی محقق شد؛ به گونهای که سلیمان آن تخت را دید {{متن قرآن|فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ}} <ref> و چون (سلیمان) آن (اورنگ) را نزد خود پای برجا دید؛ سوره نمل، آیه: ۴۰.</ref> و شکرگزاری کرد {{متن قرآن|هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ }} <ref> این از بخشش (های) پروردگار من است تا بیازمایدم که سپاس میگزارم یا ناسپاسی میکنم؛ سوره نمل، آیه: ۴۰.</ref>. عبارت {{متن قرآن|هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي}} خود گواه این است که در عین انتساب حقیقی و غیرمجازی فعل به فاعل، این قدرت استقلالی نبوده و به تبع اراده و فضل خدا شکل گرفته و لذا هیچ منافاتی با توحید افعالی ندارد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۵.</ref>. | ||
*در مقایسه این دو آیه در نگاه نخست، به نظر میرسد که این افضلیت بیشتر از حیث علمی مدنظر بوده است تا فعلی؛ یعنی در جهت اثبات افضلیت [[امامان]]{{عم}} اعلمیت آنها برجسته و کانون توجه بوده است تا اقدر بودن آنها در تصرف تکوینی. از همین رو در بیان مصداق {{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ | *در مقایسه این دو آیه در نگاه نخست، به نظر میرسد که این افضلیت بیشتر از حیث علمی مدنظر بوده است تا فعلی؛ یعنی در جهت اثبات افضلیت [[امامان]]{{عم}} اعلمیت آنها برجسته و کانون توجه بوده است تا اقدر بودن آنها در تصرف تکوینی. از همین رو در بیان مصداق {{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} تصریح کردهاند که {{عربی|« قَالَ نَزَلَتْ فِي عَلِيٍّ {{ع}} إِنَّهُ عَالِمُ هَذِهِ الْأُمَّةِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} »}} <ref>مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۳۵، ص۴۳۲، ح۱۱؛ صفار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۱۶، ح۱۷و۱۸.</ref>. همچنین در برخی روایات در میان قلمروهای مختلف دانش، [[علم غیب]] [[ائمه]]{{عم}} به طور خاص کانون توجه قرار گرفته است. در روایتی [[سلیمان بن سدیر]] نقل میکند که [[امام صادق]]{{ع}} در مجلسی عمومی فرمودند: تعجب است از قومی که فکر میکنند ما [[علم غیب]] میدانیم و حال آن که [[علم غیب]] را تنها خدا میداند. من قصد تنبیه کنیزم را کردهام اما نمیدانم کجاست و در کدام یک از اتاقهای منزل مخفی شده است. سلیمان میگوید پس از اینکه حضرت از مجلس عمومی خارج، و وارد خانه شدند، به حضرت عرضه داشتم که ما میدانیم که شما علم کثیر میدانید... حضرت فرمودند: ای سلیمان! آیا قرآن میخوانی؟ عرض کردم: آری، قرائت میکنم. فرمودند: آیا در میان آیاتی که قرائت کردهای آیه {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ}} <ref> آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم؛ سوره نمل، آیه: ۴۰.</ref>را هم خواندهای؟. گفتم: آری خواندهام. فرمودند: آیا میدانی آن مرد که بود و بهره او از علم الکتاب چقدر بود؟. حضرت ادامه دادند که مقدار علم او از علم الکتاب به اندازه قطرهای از در دریای اخضر بوده است. گفتم: چه بسیار کم است این اندازه؟ فرمودند: چه بسیار است که خدای عزوجل او را منسوب به آن علمی کرده است که من به تو خبر میدهم؛ ای سدیر آیا در آنچه از قرآن خواندی این آیه را خواندی: {{متن قرآن|قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} <ref> بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه: ۴۳.</ref> گفتم: آن را خواندهام. فرمودند: کسی که همه علم الکتاب را دارد با فهمتر است یا کسی که جزئی از آن را دارد؟. گفتم: آنکه علم همه کتاب را دارد با فهمتر است. آن گاه با دست خود اشاره به سینه خود کردند و فرمودند: به خدا علم کتاب نزد ماست، به خدا همهاش نزد ماست <ref>صفار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۱۳، ح۳؛ کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۵۷، ح۳.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۵.</ref>. | ||
==علیت معرفت به علم الکتاب در تصرف تکوینی== | ==علیت معرفت به علم الکتاب در تصرف تکوینی== | ||
*مقدمه ضروری دیگر آن است که اثبات کنیم تصرف تکوینی حاصل علم به کتاب است. در این میان توجه به روایاتی که با رویکرد تفضیلی و مقایسه آیه {{متن قرآن|عِلْمُ الْكِتَابِ | *مقدمه ضروری دیگر آن است که اثبات کنیم تصرف تکوینی حاصل علم به کتاب است. در این میان توجه به روایاتی که با رویکرد تفضیلی و مقایسه آیه {{متن قرآن|عِلْمُ الْكِتَابِ}} با آیه ۴۰ سوره نمل من عنده علم من الکتاب صادر شدهاند، بسیار راه گشاست. بر این اساس مصاحب [[حضرت سلیمان]]{{ع}} بهرهمندی فی الجمله از {{متن قرآن|عِلْمُ الْكِتَابِ}} داشت و به واسطه آن، قدرت بر تصرف تکوینی پیدا کرد. پس به طریق اولی [[امام علی]]{{ع}} و دیگر [[اهل بیت]]{{عم}} که مصداقیت آنها پیشتر ثابت شد و بالجمله از {{متن قرآن|عِلْمُ الْكِتَابِ}} بهرهمندند دارای وساطت فاعلی هستند. این حیث اگرچه مراد ما در این قسمت است، خود نیاز به اثبات دو پیش فرض دیگر دارد و آن اینکه اولاً مصاحب [[حضرت سلیمان]]{{ع}} به سبب دارا بودن {{متن قرآن|عِلْمُ الْكِتَابِ}} قدرت تصرف یافته باشد و نه چیز دیگر؛ ثانیاً مراد از کتاب در هر دو جمله {{متن قرآن|مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} و {{متن قرآن|وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} یکسان باشد؛ چه اینکه لفظ کتاب در خود قرآن دارای مصادیق متعددی است و هیچ بعدی ندارد که در این دو آیه به دو معنای متفاوت به کار رفته باشد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۶.</ref>. | ||
*درباره نکته نخست باید گفت ازآنجاکه تعلیق حکم بر وصف، مشعر به علیت است، لذا میتوان قدرت مصاحب [[حضرت سلمیان]]{{ع}} را مستند به دارا بودن علم به کتاب دانست. یادآوری این نکته ادبی ازاین رو، رواست که برخی مانند برقعی تشکیک کردهاند که این وصف صرفاً برای تفکیک انس از عفریت من الجن است که در آیه قبلش بدان اشاره شده است. به دیگر سخن، خداوند با این وصف میخواسته صرفاً بگوید نفر دوم نه جن، بلکه انسان بوده است <ref>برقعی، بی تا، ص۹۰.</ref>. در توضیح این اصطلاح باید گفت: اگر کسی بگوید به احمد احترام بگذار، جای این پرسش وجود دارد که چرا احترام کنم؟ اما اگر بگوید: به عالم احترام بگذار، دیگر جایی برای چرا باقی نمیماند؛ زیرا معنای این جمله آن است که او را به سبب علمش محترم بدار<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۶.</ref>. | *درباره نکته نخست باید گفت ازآنجاکه تعلیق حکم بر وصف، مشعر به علیت است، لذا میتوان قدرت مصاحب [[حضرت سلمیان]]{{ع}} را مستند به دارا بودن علم به کتاب دانست. یادآوری این نکته ادبی ازاین رو، رواست که برخی مانند برقعی تشکیک کردهاند که این وصف صرفاً برای تفکیک انس از عفریت من الجن است که در آیه قبلش بدان اشاره شده است. به دیگر سخن، خداوند با این وصف میخواسته صرفاً بگوید نفر دوم نه جن، بلکه انسان بوده است <ref>برقعی، بی تا، ص۹۰.</ref>. در توضیح این اصطلاح باید گفت: اگر کسی بگوید به احمد احترام بگذار، جای این پرسش وجود دارد که چرا احترام کنم؟ اما اگر بگوید: به عالم احترام بگذار، دیگر جایی برای چرا باقی نمیماند؛ زیرا معنای این جمله آن است که او را به سبب علمش محترم بدار<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۶.</ref>. | ||
*بنابراین معنای تعلیق حکم بر وصف این است که این حکم، با در نظر گرفتن وصف مزبور در کلام صادر شده است و به وجود آن بستگی دارد که اگر آن وصف زایل شود، حکم موردنظر نیز رفع خواهد شد. درباره پیش فرض دوم و اثبات اینکه منظور از کتاب در هر دو آیه {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ | *بنابراین معنای تعلیق حکم بر وصف این است که این حکم، با در نظر گرفتن وصف مزبور در کلام صادر شده است و به وجود آن بستگی دارد که اگر آن وصف زایل شود، حکم موردنظر نیز رفع خواهد شد. درباره پیش فرض دوم و اثبات اینکه منظور از کتاب در هر دو آیه {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ }} و {{متن قرآن|وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} مشترک و همسان است، باید نخست استعمالات این کلمه را در مصحف شریف رصد کنیم. کلمه کتاب در خود قرآن کریم کاربردهای گوناگونی دارد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۶.</ref>: | ||
*الف) مجموعهای که مشتمل بر قوانین و مقررات وحیانی باشد. این مجموعهها را انبیای اولوالعزم و انبیای صاحب شریعت اعم از نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و [[پیامبر|حضرت محمد]]{{صل}} عرضه کردهاند: {{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ | *الف) مجموعهای که مشتمل بر قوانین و مقررات وحیانی باشد. این مجموعهها را انبیای اولوالعزم و انبیای صاحب شریعت اعم از نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و [[پیامبر|حضرت محمد]]{{صل}} عرضه کردهاند: {{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ }} <ref> مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهانهای روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ سوره بقره، آیه: ۲۱۳.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۷.</ref>. | ||
*ب) جایگاه ثبت عقاید، اخلاق و اعمال انسانها: از مجموع آیات قرآن کریم استفاده میشود که این کتاب بر سه قسم است: | *ب) جایگاه ثبت عقاید، اخلاق و اعمال انسانها: از مجموع آیات قرآن کریم استفاده میشود که این کتاب بر سه قسم است: | ||
#کتاب شخصی افراد {{متن قرآن|وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا | #کتاب شخصی افراد {{متن قرآن|وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا }} <ref> و کارنگاشت هر انسانی را به گردن وی بربستهایم و روز رستخیز برای او کارنامهای برمیآوریم که آن را برگشوده میبیند؛ سوره اسراء، آیه: ۱۳.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۷.</ref>. | ||
#کتابی که کارنامه هر امت را جداگانه ثبت کرده است: {{متن قرآن|كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ | #کتابی که کارنامه هر امت را جداگانه ثبت کرده است: {{متن قرآن|كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ}} <ref> هر گروهی به سوی کارنامهاش فرا خوانده میشود، امروز برابر با آنچه میکردهاید پاداش میبینید؛ سوره جاثیه، آیه: ۲۸.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۷.</ref>. | ||
#کارنامه همه مخلوقات: {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً إِلاَّ أَحْصَاهَا | #کارنامه همه مخلوقات: {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً إِلاَّ أَحْصَاهَا}} <ref> و میگویند: وای بر ما! این چه کارنامهای است که هیچ (کار) خرد و بزرگی را ناشمرده وا نمینهد؛ سوره کهف، آیه: ۴۹.</ref>. همین کتاب است که گاهی به کتاب ابرار و کتاب فجار تقسیم میشود{{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ}} <ref> سوره مطففین، آیه: ۷.</ref> و {{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ}} <ref> سوره مطففین، آیه: ۱۸.</ref>. صاحب المیزان تصریح میکند که ظاهر عبارت هذا الکتاب نشان میدهد که مراد، یک کتاب است که حساب تمام مخلوقات در آن مکتوب است <ref>طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۳۲۴.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۷.</ref>. | ||
*ج) حقیقتی که تفصیل نظام هستی با همه جزئیاتش در آن ثبت است. خداوند پس از بیان علم خویش به همه ذرات وجود از حقیقتی گسترده به نام کتاب مبین خبر میدهد: {{متن قرآن|وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ | *ج) حقیقتی که تفصیل نظام هستی با همه جزئیاتش در آن ثبت است. خداوند پس از بیان علم خویش به همه ذرات وجود از حقیقتی گسترده به نام کتاب مبین خبر میدهد: {{متن قرآن|وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ}} <ref> و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و هیچ تر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است؛ سوره انعام، آیه: ۵۹.</ref>، برخی از مفسران مراد از کتاب مبین در این آیه را همان [[لوح محفوظ]] دانستهاند <ref>طبرسی، ۱۳۷۲، ج۴، ص ۴۸۲.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۷.</ref>. | ||
*د) دست نوشتههای بشری مانند قباله ازدواج و تجارت و نامه: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ | *د) دست نوشتههای بشری مانند قباله ازدواج و تجارت و نامه: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ }} <ref> ای مؤمنان! چون وامیتا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید؛ سوره بقره، آیه: ۲۸۲.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالَتْ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتَابٌ كَرِيمٌ }} <ref> (آن زن) گفت: ای سرکردگان! نزد من نامهای ارزشمند افکندهاند؛ سوره نمل، آیه: ۲۹.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۷.</ref>. | ||
*با توجه به مقام [[اهل بیت]]{{عم}} میتوان گفت که هر چهار معنا درباره [[اهل بیت]]{{عم}} مصداق دارد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۷.</ref>: | *با توجه به مقام [[اهل بیت]]{{عم}} میتوان گفت که هر چهار معنا درباره [[اهل بیت]]{{عم}} مصداق دارد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۷.</ref>: | ||
*معنای اول: آگاهی [[اهل بیت]]{{عم}} بر کتاب تدوین قرآن و دیگر کتب آسمانی از اعتقادات تردیدناپذیر است و بلکه طبق حدیث ثقلین؛ اتحاد با قرآن به اثبات رسیده است<ref>کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۱۵.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۷.</ref> | *معنای اول: آگاهی [[اهل بیت]]{{عم}} بر کتاب تدوین قرآن و دیگر کتب آسمانی از اعتقادات تردیدناپذیر است و بلکه طبق حدیث ثقلین؛ اتحاد با قرآن به اثبات رسیده است<ref>کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۱۵.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۷.</ref> | ||
*معنای دوم: آگاهی [[ائمه]]{{عم}} بر صحیفه اعمال بندگان نیز جزو اعتقادات امامیه است؛ به گونهای که آنان در دنیا اعمال بندگان را میبینند و در محکمه عدل الهی شهادت میدهند. برای نمونه [[امام صادق]]{{عم}} در تفسیر آیه {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ | *معنای دوم: آگاهی [[ائمه]]{{عم}} بر صحیفه اعمال بندگان نیز جزو اعتقادات امامیه است؛ به گونهای که آنان در دنیا اعمال بندگان را میبینند و در محکمه عدل الهی شهادت میدهند. برای نمونه [[امام صادق]]{{عم}} در تفسیر آیه {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ}} <ref> و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید؛ سوره توبه، آیه: ۱۰۵.</ref> فرمودند مراد از مؤمنون [[ائمه]]{{عم}} هستند که اعمال بندگان تا روز قیامت هر روز بر آنها عرضه میشود <ref>صفار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۴۲۷، ح۴.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۷.</ref> | ||
*معنای سوم: آگاهی آنان بر کتاب علم الهی در حدی که خدا اجازه دهد از اعتقادات خلل ناپذیر و مناقشه ناپذیر امامیه است و این همان است که از آن به [[علم غیب]] تفسیر میشود. در روایتی [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} مصداق {{متن قرآن|مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ | *معنای سوم: آگاهی آنان بر کتاب علم الهی در حدی که خدا اجازه دهد از اعتقادات خلل ناپذیر و مناقشه ناپذیر امامیه است و این همان است که از آن به [[علم غیب]] تفسیر میشود. در روایتی [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} مصداق {{متن قرآن|مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ}} در آیه {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ}} <ref> او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند. جز فرستادهای را که بپسندد؛ سوره جن، آیه: ۲۶ - ۲۷.</ref> <ref>کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۵۶، ح۲.</ref> معرفی و در احادیث دیگر [[ائمه]]{{عم}} اطهار میراث دار علم [[پیامبر]]{{صل}} معرفی شدهاند<ref>صفار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۰۰، ح۴.</ref> که طبیعتاً شامل این نوع علم نیز میشود<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۸.</ref> | ||
*معنای چهارم: دست نوشتههای بشری داخل در قسم دوم صحیفه اعمال بندگان هستند؛ چرا که همه اعمال انسان اعم از نوشتار و گفتار، جزو اعمال آدمیبه شمار میآیند و مشهود ائمهاند<ref>جوادی آملی، ۱۳۸۸، ج۲، ص۱۸۵-۱۸۹.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۸.</ref> | *معنای چهارم: دست نوشتههای بشری داخل در قسم دوم صحیفه اعمال بندگان هستند؛ چرا که همه اعمال انسان اعم از نوشتار و گفتار، جزو اعمال آدمیبه شمار میآیند و مشهود ائمهاند<ref>جوادی آملی، ۱۳۸۸، ج۲، ص۱۸۵-۱۸۹.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۸.</ref> | ||
*در میان معانی یادشده میتوان گفت معنای سوم از کتاب در حقیقتی تکوینی به کار رفته است. توضیح آنکه کتاب مبین از قبیل کاغذ و لوح نیست؛ زیرا اوراق مادى، هر قدر هم که بزرگ باشند، گنجایش آن را ندارند که حتى تاریخ ازلى خودشان، درآنها نوشته شود تا چه رسد به اینکه تاریخ ازلى و ابدى موجودى دیگر، و بالاتر از آن، تاریخ ازلى و ابدى همه موجودات و کل رطب و یابس در آنها ضبط شود. از این جهت مىتوان حدس زد که مراد از کتاب مبین، مرتبه واقعى اشیا و تحقق خارجى آنها باشد که پذیرای هیچگونه تغییری نیست بر خلاف لوح محو و اثبات. با توجه به رویکرد تفضیلی در بهرهمندی از علم الکتاب، جای این پرسش وجود دارد که مصاحب [[حضرت سلیمان]]{{ع}} به کدام یک از مصادیق چهارگانه الکتاب علم اجمالی داشت تا در مرحله بعد طبق روایات [[اهل بیت]]{{عم}} را عالم به کل آن بدانیم<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۸.</ref>. | *در میان معانی یادشده میتوان گفت معنای سوم از کتاب در حقیقتی تکوینی به کار رفته است. توضیح آنکه کتاب مبین از قبیل کاغذ و لوح نیست؛ زیرا اوراق مادى، هر قدر هم که بزرگ باشند، گنجایش آن را ندارند که حتى تاریخ ازلى خودشان، درآنها نوشته شود تا چه رسد به اینکه تاریخ ازلى و ابدى موجودى دیگر، و بالاتر از آن، تاریخ ازلى و ابدى همه موجودات و کل رطب و یابس در آنها ضبط شود. از این جهت مىتوان حدس زد که مراد از کتاب مبین، مرتبه واقعى اشیا و تحقق خارجى آنها باشد که پذیرای هیچگونه تغییری نیست بر خلاف لوح محو و اثبات. با توجه به رویکرد تفضیلی در بهرهمندی از علم الکتاب، جای این پرسش وجود دارد که مصاحب [[حضرت سلیمان]]{{ع}} به کدام یک از مصادیق چهارگانه الکتاب علم اجمالی داشت تا در مرحله بعد طبق روایات [[اهل بیت]]{{عم}} را عالم به کل آن بدانیم<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۸.</ref>. | ||
*اگرچه در بدو امر امکان علم فی جمله به کتاب به هر چهار معنا برای مصاحب [[حضرت سلیمان]]{{ع}} وجود دارد، باید توجه داشت اولاً کلمه کتاب در معانی سهگانه غیر تکوینی صرفاً شامل نامه اعمال فرد و انسانها و یا امور اعتباری است و همه موجودات را دربر نمیگیرد. این در حالی است که عمل خارقالعاده مورد بحث در حیطه غیر انسانی نیز انجام گرفت؛ یعنی تخت بلقیس احضار شد. به دیگر سخن، بین احضار تخت سلیمان و دانستن نامه اعمال فرد یا افرادی از انسانها ارتباط روشن و قابل فهمیوجود ندارد. به بیانی روشنتر با توجه به بحث ادبی آیه و مشعر به علیت بودن وصف علم الکتاب، معلوم علم به احوال انسانی هیچ ارتباطی به امر واقع شده تصرف تکوینی در غیر انسان ندارد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۹.</ref>. | *اگرچه در بدو امر امکان علم فی جمله به کتاب به هر چهار معنا برای مصاحب [[حضرت سلیمان]]{{ع}} وجود دارد، باید توجه داشت اولاً کلمه کتاب در معانی سهگانه غیر تکوینی صرفاً شامل نامه اعمال فرد و انسانها و یا امور اعتباری است و همه موجودات را دربر نمیگیرد. این در حالی است که عمل خارقالعاده مورد بحث در حیطه غیر انسانی نیز انجام گرفت؛ یعنی تخت بلقیس احضار شد. به دیگر سخن، بین احضار تخت سلیمان و دانستن نامه اعمال فرد یا افرادی از انسانها ارتباط روشن و قابل فهمیوجود ندارد. به بیانی روشنتر با توجه به بحث ادبی آیه و مشعر به علیت بودن وصف علم الکتاب، معلوم علم به احوال انسانی هیچ ارتباطی به امر واقع شده تصرف تکوینی در غیر انسان ندارد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۹.</ref>. | ||
*ممکن است این پرسش مطرح شود که خداوند در مقام تکریم این علم خاص، یعنی علم به نامه اعمال و یا کتب آسمانی، عالم به آن را مشرف به این فضیلت کرده است؛ اگرچه ارتباط واضحی میان این معلوم و عمل وجود نداشته باشد. در پاسخ میگوییم: اگرچه اصل این سخن ممکن به نظر میرسد، آیا بالوجدان میتوان پذیرفت که صرف علم به کتاب آسمانی علت این خرق عادت است؟ پذیرش این امر مستلزم آن است که هر کسی ولو علم اجمالی به یک کتاب آسمانی داشته باشد و مثلاً آن را حفظ باشد و یا اینکه از اسناد بشری مانند قباله ملکیت و ازدواج آگاه باشد، بتواند این خرق عادت را انجام دهد؛ حال آنکه چنین نیست. با توضیح پیش گفته میتوان گفت که مراد از علم الکتاب در کلام مصاحب [[حضرت سلیمان]]{{ع}}، آگاهی فی الجمله از [[لوح محفوظ]] و کتاب تدوین است<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۹.</ref> | *ممکن است این پرسش مطرح شود که خداوند در مقام تکریم این علم خاص، یعنی علم به نامه اعمال و یا کتب آسمانی، عالم به آن را مشرف به این فضیلت کرده است؛ اگرچه ارتباط واضحی میان این معلوم و عمل وجود نداشته باشد. در پاسخ میگوییم: اگرچه اصل این سخن ممکن به نظر میرسد، آیا بالوجدان میتوان پذیرفت که صرف علم به کتاب آسمانی علت این خرق عادت است؟ پذیرش این امر مستلزم آن است که هر کسی ولو علم اجمالی به یک کتاب آسمانی داشته باشد و مثلاً آن را حفظ باشد و یا اینکه از اسناد بشری مانند قباله ملکیت و ازدواج آگاه باشد، بتواند این خرق عادت را انجام دهد؛ حال آنکه چنین نیست. با توضیح پیش گفته میتوان گفت که مراد از علم الکتاب در کلام مصاحب [[حضرت سلیمان]]{{ع}}، آگاهی فی الجمله از [[لوح محفوظ]] و کتاب تدوین است<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۹.</ref> | ||
*حال آیا مراد از علم الکتاب در واپسین آیه سوره رعد هم لزوماً همین معناست؟ با توجه به اینکه علم به کتاب به هر چهار معنا برای [[اهل بیت]]{{ع}} ممکن و صادق بوده، دلالت این عبارت بر امکان علم [[اهل بیت]]{{ع}} به [[لوح محفوظ]] از آیه فهمیده میشود؛ لکن تعین و انحصار آن تنها از طریق روایات دانسته میشود؛ روایاتی که این آیه را با آیه داستان [[حضرت سلیمان]]{{ع}} مقایسه کرده و هر دو را از یک سنخ دانسته اند. بر پایه این نتیجهگیری، باید گفت که علم به [[لوح محفوظ]]، مفهوم تشکیکی است که هر مخلوقی بر اساس مقدار علم به آن قدرت تصرف تکوینی پیدا خواهد کرد. همچنین از آنجا که همه تفاصیل موجودات در کتاب مبین ضبط است <ref>انعام: ۵۹؛ یونس:۶۱؛ هود: ۶؛ نمل: ۷۵؛ حدید: ۲۲؛ سبا: ۳.</ref> قرآن کریم نیز به سبب اینکه آیه و تنزل همان کتاب مبین است، موصوف به وصف {{متن قرآن|تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ | *حال آیا مراد از علم الکتاب در واپسین آیه سوره رعد هم لزوماً همین معناست؟ با توجه به اینکه علم به کتاب به هر چهار معنا برای [[اهل بیت]]{{ع}} ممکن و صادق بوده، دلالت این عبارت بر امکان علم [[اهل بیت]]{{ع}} به [[لوح محفوظ]] از آیه فهمیده میشود؛ لکن تعین و انحصار آن تنها از طریق روایات دانسته میشود؛ روایاتی که این آیه را با آیه داستان [[حضرت سلیمان]]{{ع}} مقایسه کرده و هر دو را از یک سنخ دانسته اند. بر پایه این نتیجهگیری، باید گفت که علم به [[لوح محفوظ]]، مفهوم تشکیکی است که هر مخلوقی بر اساس مقدار علم به آن قدرت تصرف تکوینی پیدا خواهد کرد. همچنین از آنجا که همه تفاصیل موجودات در کتاب مبین ضبط است <ref>انعام: ۵۹؛ یونس:۶۱؛ هود: ۶؛ نمل: ۷۵؛ حدید: ۲۲؛ سبا: ۳.</ref> قرآن کریم نیز به سبب اینکه آیه و تنزل همان کتاب مبین است، موصوف به وصف {{متن قرآن|تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ}} شده است: {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ}} <ref> و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز؛ سوره نحل، آیه: ۸۹.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۹.</ref> | ||
*همچنین درباره آن میخوانیم {{متن قرآن|مَّا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِن شَيْءٍ | *همچنین درباره آن میخوانیم {{متن قرآن|مَّا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِن شَيْءٍ }} <ref> ما در این کتاب، هیچ چیز را فرو نگذاشتهایم؛ سوره انعام، آیه: ۳۸.</ref>. بنابراین اگر کسی به حقیقت قرآن دست یابد، در حقیقت مجهولی برای او باقی نخواهد ماند. اگرچه ممکن است کلمه شیء در این دو آیه، نه به عموم اشیا، بلکه به آموزهها و نکات مرتبط با هدایت قرآنی تفسیر شود <ref>مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۱۱، ص۳۶۱و۳۶۲.</ref>، میتوان با استناد به روایات این آیات را مطابق ظاهرشان تفسیر کرد. برای نمونه [[امام صادق]]{{عم}} با استناد به آیه {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ}} فرمودند من به آنچه در آسمانها و زمین است و به آنچه در بهشت و جحیم است و به ما کان و ما یکونی علم دارم <ref>کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۶۱، ح۲.</ref>. به دیگر سخن میتوان گفت مراد از کتاب، حقیقت کتاب آسمانی قرآن نیز میتواند باشد که به نوعی بازگشت به همان [[لوح محفوظ]] دارد: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ}} <ref> که این قرآنی ارجمند است، در نوشتهای فرو پوشیده، که جز پاکان را به آن دسترس نیست؛ سوره واقعه، آیه: ۷۷ - ۷۹.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۰۹.</ref> | ||
*بر همین اساس علم به قرآن میتواند مستلزم قدرت بر تصرف تکوینی باشد. بر اساس روایتی از [[امام کاظم]]{{ع}} این تلازم در آیه {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى | *بر همین اساس علم به قرآن میتواند مستلزم قدرت بر تصرف تکوینی باشد. بر اساس روایتی از [[امام کاظم]]{{ع}} این تلازم در آیه {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى}} <ref> و اگر قرآنی بود که کوهساران بدان به جنبش میافتاد یا زمین با آن پاره پاره میشد یا با آن مردگان به سخن آورده میشدند؛ سوره رعد، آیه: ۳۱.</ref> به تصویر کشیده شده است. به نظر برخی مفسران این آیه در پاسخ جمعی از مشرکان مکه نازل شده است که قدرت [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} در انجام خوارق عادت طبیعی را انکار میکردند و با یادآوری معجزات دیگر پیامبران از او میخواستند که حضرت هم آنها را انجام بدهد. مشرکان به [[پیامبر]] گفتند که اگر دوست دارى از تو پیروى کنیم کوههای مکه را به عقب ران تا زمین ما گستردهتر شود. همچنین زمین را بشکاف و چشمههایی برای ما به وجود آور تا به زراعت مشغول شویم<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۰.</ref> | ||
*آنان با مقایسه [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[حضرت سلیمان]]{{ع}} گفتند تو ادعا میکنی که کمتر از [[حضرت سلیمان]]{{ع}} نیستی؛ درحالی که خداوند کوهها را مسخر او کرده بود و تو نیز باید چنین قدرتی را به ما اثبات کنی. همچنین گفتند اگر در ادعای خود صادقی و خود را کمتر از سلیمان نمیدانی، باد را به خدمت ما درآور تا به وسیله آن به مناطق دوردست برویم و مایحتاج خود را تهیه کنیم و در کمترین زمان ممکن بازگردیم. آنان به علاوه گفتند اگر از عیسی کمتر نیستی، جد خویش "قصی" و یا مردگان دیگر را زنده کن تا از آنان درباره حقانیت رسالتت پرسش کنیم. در این هنگام آیه مورد بحث نازل شد و به آنها گوشزد کرد که همه آنچه را مىگویید از سر لجاجت است نه براى ایمان آوردن، وگرنه به اندازه کافی معجزه ارائه شده است <ref>مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۱۰، ص۲۲۰.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۰.</ref> | *آنان با مقایسه [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[حضرت سلیمان]]{{ع}} گفتند تو ادعا میکنی که کمتر از [[حضرت سلیمان]]{{ع}} نیستی؛ درحالی که خداوند کوهها را مسخر او کرده بود و تو نیز باید چنین قدرتی را به ما اثبات کنی. همچنین گفتند اگر در ادعای خود صادقی و خود را کمتر از سلیمان نمیدانی، باد را به خدمت ما درآور تا به وسیله آن به مناطق دوردست برویم و مایحتاج خود را تهیه کنیم و در کمترین زمان ممکن بازگردیم. آنان به علاوه گفتند اگر از عیسی کمتر نیستی، جد خویش "قصی" و یا مردگان دیگر را زنده کن تا از آنان درباره حقانیت رسالتت پرسش کنیم. در این هنگام آیه مورد بحث نازل شد و به آنها گوشزد کرد که همه آنچه را مىگویید از سر لجاجت است نه براى ایمان آوردن، وگرنه به اندازه کافی معجزه ارائه شده است <ref>مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۱۰، ص۲۲۰.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۰.</ref> | ||
*درباره اینکه پاسخ محذوف لو در این آیه شریفه چیست، میان مفسران اختلاف است. اگرچه گروهی از مفسران این آیه را تأکیدی بر عظمت مشیت و اراده الهی، و پاسخ محذوف را الا ان یشاء الله میدانند، گروهی دیگر معتقدند که پاسخ لو، کان هذا القرآن است. و مقصود بیان عظمت شأن قرآن است <ref>طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص ۳۵۹.</ref> به دیگر سخن آیه در پی این نکته است که قرآن در قدرت بیان و نفوذ کلام نهایت درجه را دارد، و این از جهالت کفار است که از قرآن اعراض میکنند و پیشنهاد معجزه دیگرى مىدهند. چه معجزهاى بالاتر از این قرآن که در رفعت قدر و عظمت به حدى است که میتوان کوهها را از جاى بکند یا زمین را پاره پاره کند و یا مردگان را به زبان آورد. بنا بر این معنا، آیه شریفه عبارت اخرای آیه {{متن قرآن|لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ | *درباره اینکه پاسخ محذوف لو در این آیه شریفه چیست، میان مفسران اختلاف است. اگرچه گروهی از مفسران این آیه را تأکیدی بر عظمت مشیت و اراده الهی، و پاسخ محذوف را الا ان یشاء الله میدانند، گروهی دیگر معتقدند که پاسخ لو، کان هذا القرآن است. و مقصود بیان عظمت شأن قرآن است <ref>طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص ۳۵۹.</ref> به دیگر سخن آیه در پی این نکته است که قرآن در قدرت بیان و نفوذ کلام نهایت درجه را دارد، و این از جهالت کفار است که از قرآن اعراض میکنند و پیشنهاد معجزه دیگرى مىدهند. چه معجزهاى بالاتر از این قرآن که در رفعت قدر و عظمت به حدى است که میتوان کوهها را از جاى بکند یا زمین را پاره پاره کند و یا مردگان را به زبان آورد. بنا بر این معنا، آیه شریفه عبارت اخرای آیه {{متن قرآن|لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} <ref> اگر این قرآن را بر کوهی فرو میفرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده میدیدی و این مثلها را برای مردم میزنیم باشد که بیندیشند؛ سوره حشر، آیه: ۲۱.</ref> خواهد بود<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۰.</ref>. | ||
*طبق حدیثی از [[امام کاظم]]{{ع}} هر تصرف تکوینیای که انجام میشود بسته به مقدار بهره آدمیاز حقیقت قرآن است که در این میان [[پیامبر|پیامبر خاتم]] به سبب اینکه بیشترین دارایی را از این حقیقت دارد، افضلِ انبیای گذشته بر تصرف تکوینی است و قدرت بیشتری در وساطت فاعلی دارد. [[امام کاظم]]{{ع}} تصریح میکنند که [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} میراثدار همه انبیای پیشین است و بیش از آنان علم و آگاهی دارد. راوی، معجزات مهم انبیای گذشته مانند احیای اموات توسط [[حضرت عیسی]]{{ع}} و سخن گفتن [[حضرت سلیمان]]{{ع}} با پرندگان را یادآوری میکند. حضرت ضمن تصدیق این خوارق عادت تصریح میکنند که [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} همه این منزلتها را داراست. حضرت ادامه میدهند: [[حضرت سلیمان]]{{ع}} به هنگام غیبت هدهد در پی یافتن او بر آمد و گفت: {{متن قرآن|مَا لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِيدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ | *طبق حدیثی از [[امام کاظم]]{{ع}} هر تصرف تکوینیای که انجام میشود بسته به مقدار بهره آدمیاز حقیقت قرآن است که در این میان [[پیامبر|پیامبر خاتم]] به سبب اینکه بیشترین دارایی را از این حقیقت دارد، افضلِ انبیای گذشته بر تصرف تکوینی است و قدرت بیشتری در وساطت فاعلی دارد. [[امام کاظم]]{{ع}} تصریح میکنند که [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} میراثدار همه انبیای پیشین است و بیش از آنان علم و آگاهی دارد. راوی، معجزات مهم انبیای گذشته مانند احیای اموات توسط [[حضرت عیسی]]{{ع}} و سخن گفتن [[حضرت سلیمان]]{{ع}} با پرندگان را یادآوری میکند. حضرت ضمن تصدیق این خوارق عادت تصریح میکنند که [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} همه این منزلتها را داراست. حضرت ادامه میدهند: [[حضرت سلیمان]]{{ع}} به هنگام غیبت هدهد در پی یافتن او بر آمد و گفت: {{متن قرآن|مَا لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِيدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ}} <ref> گفت: مرا چه میشود که هدهد را نمیبینم یا او از غایبان است؟ او را سخت عذاب خواهم کرد یا سرش را خواهم برید مگر آنکه حجّتی آشکار برای من بیاورد؛ سوره نمل، آیه: ۲۰ - ۲۱.</ref>. علت غضب [[حضرت سلیمان]]{{ع}} این بود که این پرنده حضرتش را به مناطق دارای آب راهنمایی میکرد و این نشان میدهد با اینکه بادها و مورچگان و انس و جن و شیاطین مطیع حضرت سلیمان بودند، این پیامبر خدا در این زمینه محتاج هدهد بود. این در حالی است که قرآن کریم میفرماید: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى}} <ref> و اگر قرآنی بود که کوهساران بدان به جنبش میافتاد یا زمین با آن پاره پاره میشد یا با آن مردگان به سخن آورده میشدند؛ سوره رعد، آیه: ۳۱.</ref>. همانا ما هستیم که قرآن با این خصوصیات را به ارث بردهایم؛ قرآنی که با آن میتوان کوهها را رام کرد؛ مسافتها را پیمود اموات را زنده کرد <ref>کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۲۶، ح۷.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۱.</ref>. | ||
*از فرمایش [[امام کاظم]]{{ع}} استفاده مىشود که با علم به حقیقت این کتاب میتوان در طبیعت تصرف کرد؛ به گونهای که کوهها را رام کرد، مردگان را زنده ساخت و طی الاض کرد. همچنین [[عبدالله بن ولید]] میگوید که [[امام صادق]]{{ع}} از من پرسیدند که نظر شیعه درباره نسبت میان [[حضرت موسی]] و [[حضرت عیسی]] با [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} چیست؟ عرضه داشتم که برخی شیعیان معتقدند که [[حضرت موسی]] و [[حضرت عیسی]] افضل از [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} هستند. حضرت فرمودند: آیا با اینکه معتقدند که [[امام علی|علی]]{{ع}} علم [[پیامبر]]{{صل}} را دارد چنین نظری دارند؟ گفتم: آری، شیعیان علم [[امام علی|علی]]{{ع}} را همانند علم [[پیامبر]]{{صل}} میدانند، ولی با این وجود کسی را بر پیامبران اولوالعزم مقدم نمیکنند. حضرت فرمودند: با استفاده از قرآن با آنان محاجه کن. گفتم: کجای قرآن؟ حضرت فرمودند: با این آیه قرآن که خداوند درباره [[حضرت موسی]]{{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَيْءٍ | *از فرمایش [[امام کاظم]]{{ع}} استفاده مىشود که با علم به حقیقت این کتاب میتوان در طبیعت تصرف کرد؛ به گونهای که کوهها را رام کرد، مردگان را زنده ساخت و طی الاض کرد. همچنین [[عبدالله بن ولید]] میگوید که [[امام صادق]]{{ع}} از من پرسیدند که نظر شیعه درباره نسبت میان [[حضرت موسی]] و [[حضرت عیسی]] با [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} چیست؟ عرضه داشتم که برخی شیعیان معتقدند که [[حضرت موسی]] و [[حضرت عیسی]] افضل از [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} هستند. حضرت فرمودند: آیا با اینکه معتقدند که [[امام علی|علی]]{{ع}} علم [[پیامبر]]{{صل}} را دارد چنین نظری دارند؟ گفتم: آری، شیعیان علم [[امام علی|علی]]{{ع}} را همانند علم [[پیامبر]]{{صل}} میدانند، ولی با این وجود کسی را بر پیامبران اولوالعزم مقدم نمیکنند. حضرت فرمودند: با استفاده از قرآن با آنان محاجه کن. گفتم: کجای قرآن؟ حضرت فرمودند: با این آیه قرآن که خداوند درباره [[حضرت موسی]]{{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَيْءٍ}} <ref> و برای او در «الواح» (تورات) در هر زمینه پندی و برای هر چیز تفصیلی نوشتیم؛ سوره اعراف، آیه: ۱۴۵.</ref> و حال آنکه میدانیم خداوند سبحان همه چیز را برای موسی بیان نکرد؛ همچنان که درباره عیسی نیز چنین بود و لذا درباره او فرمود: {{متن قرآن|وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ }} <ref> تا برای شما چیزی را که در آن اختلاف دارید روشن گردانم؛ سوره زخرف، آیه: ۶۳.</ref>. این در حالی است که قرآن کریم درباره [[پیامبر|پیامبر خاتم]]{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاء شَهِيدًا }} <ref> و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم؛ سوره نساء، آیه: ۴۱.</ref> و {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ}} <ref> و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز؛ سوره نحل، آیه: ۸۹.</ref> <ref>صفار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۲۷، ح۱؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۳۵، ص۴۳۲ و۴۳۳، ح۱۳.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۱.</ref>. | ||
*بر اساس این روایت از یک سو کاربرد حرف جاره من و نیز کلمه بعض که مفید معنای تبعیض است، میرساند که تنها مقداری از حقیقت اشیا و بواطن عالم به دو پیامبر خدا "موسی کلیم الله و عیسی روح الله" اعطا شده است؛ از سوی دیگر خوارق عاداتی قطعی از این دو پیامبر خدا در قرآن کریم به ثبت رسیده است؛ به گونهای که دست کم نه معجزه به [[حضرت موسی]]{{ع}} و معجزاتی مانند احیای اموات و ابرای اکمه و ابرص به حضرت عیسی نسبت داده شده است. لازمه همنشینی این دو مقدمه آن است که اولاً خرق عادت انبیا مانند احیای اموات که توسط [[حضرت عیسی]]{{ع}} انجام شد، به سبب علم به او به اشیا بوده است؛ ثانیاً وقتی کسی فراتر از بعض به حقیقت کل اشیا عالم است، به طریق اولی قادر بر انجام خوارق عادت است. مرحوم [[محمد تقی مجلسی]] در این زمینه تأکید میکند: بنا بر روایات رسیده از [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} ولایت ایشان گسترده تر از [[ولایت]] تکوینی انبیا و اولیای گذشته است. به عبارت دیگر هر قدرتی که پیامبران گذشته دارند، ایشان بیشتر از آن را دارند و این بدان دلیل است که [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} عالمتر از پیامبران گذشتهاند<ref>مجلسی، ۱۳۹۵ق، ص۶۸.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۱۰.</ref>. | *بر اساس این روایت از یک سو کاربرد حرف جاره من و نیز کلمه بعض که مفید معنای تبعیض است، میرساند که تنها مقداری از حقیقت اشیا و بواطن عالم به دو پیامبر خدا "موسی کلیم الله و عیسی روح الله" اعطا شده است؛ از سوی دیگر خوارق عاداتی قطعی از این دو پیامبر خدا در قرآن کریم به ثبت رسیده است؛ به گونهای که دست کم نه معجزه به [[حضرت موسی]]{{ع}} و معجزاتی مانند احیای اموات و ابرای اکمه و ابرص به حضرت عیسی نسبت داده شده است. لازمه همنشینی این دو مقدمه آن است که اولاً خرق عادت انبیا مانند احیای اموات که توسط [[حضرت عیسی]]{{ع}} انجام شد، به سبب علم به او به اشیا بوده است؛ ثانیاً وقتی کسی فراتر از بعض به حقیقت کل اشیا عالم است، به طریق اولی قادر بر انجام خوارق عادت است. مرحوم [[محمد تقی مجلسی]] در این زمینه تأکید میکند: بنا بر روایات رسیده از [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} ولایت ایشان گسترده تر از [[ولایت]] تکوینی انبیا و اولیای گذشته است. به عبارت دیگر هر قدرتی که پیامبران گذشته دارند، ایشان بیشتر از آن را دارند و این بدان دلیل است که [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} عالمتر از پیامبران گذشتهاند<ref>مجلسی، ۱۳۹۵ق، ص۶۸.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۱۰.</ref>. | ||
==ارتباط علم به [[اسم اعظم]] و علم به الکتاب== | ==ارتباط علم به [[اسم اعظم]] و علم به الکتاب== | ||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
==تفکیک قدرت از الزام== | ==تفکیک قدرت از الزام== | ||
*اگرچه مفهوم علم الکتاب شریفه، قدرت [[اهل بیت]]{{عم}} در تکوین را به اثبات میرساند، این به معنای مکلف بودن آنان به اعمال این قدرت نیست. ممکن است در برخی موارد شهادت [[اهل بیت]]{{عم}} به وسیله شمشیر یا سم و عدم واکنش آنان دلیلی بر عدم قدرت آنها اعلام شود؛ حال آنکه میان دو مقام قدرت و تکلیف تفاوت وجود دارد و صرف قدرت داشتن بر امری تکلیف آور نیست؛ چه اینکه ممکن است به سبب مصالحی مانند آزمودن مردم، امکان الگوگیری مردم از آنان و اتمام حجت، امام معصوم ملکف به استفاده از قدرت خویش نشود. بر طبق حدیثی یکی از خوارج با دیگری نزاع داشت. به [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{عم}} مراجعه کردند و آن حضرت بر اساس حکم الهی، میان آنها داوری کرد. خارجی در اعتراض به آن حضرت گفت: عدالت نورزیدی! [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} فرمودند: دور شو ای سگ!. ناگهان دیدند آن مرد خارجی به شکل سگ درآمد؛ لباسهایش به هوا پرید و همانند سگ دم میجنباند و اشک از چشمانش جاری شده است<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۵.</ref>. | *اگرچه مفهوم علم الکتاب شریفه، قدرت [[اهل بیت]]{{عم}} در تکوین را به اثبات میرساند، این به معنای مکلف بودن آنان به اعمال این قدرت نیست. ممکن است در برخی موارد شهادت [[اهل بیت]]{{عم}} به وسیله شمشیر یا سم و عدم واکنش آنان دلیلی بر عدم قدرت آنها اعلام شود؛ حال آنکه میان دو مقام قدرت و تکلیف تفاوت وجود دارد و صرف قدرت داشتن بر امری تکلیف آور نیست؛ چه اینکه ممکن است به سبب مصالحی مانند آزمودن مردم، امکان الگوگیری مردم از آنان و اتمام حجت، امام معصوم ملکف به استفاده از قدرت خویش نشود. بر طبق حدیثی یکی از خوارج با دیگری نزاع داشت. به [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{عم}} مراجعه کردند و آن حضرت بر اساس حکم الهی، میان آنها داوری کرد. خارجی در اعتراض به آن حضرت گفت: عدالت نورزیدی! [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} فرمودند: دور شو ای سگ!. ناگهان دیدند آن مرد خارجی به شکل سگ درآمد؛ لباسهایش به هوا پرید و همانند سگ دم میجنباند و اشک از چشمانش جاری شده است<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۵.</ref>. | ||
*[[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} در حق وی رقت کرد و با دعا به درگاه الهی، او را به حالت انسانی برگرداند. ناگهان دیدند لباس وی به سوی او برگشت. آن گاه [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمودند: آصف که خداوند درباره او فرمود قال {{متن قرآن|الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ | *[[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} در حق وی رقت کرد و با دعا به درگاه الهی، او را به حالت انسانی برگرداند. ناگهان دیدند لباس وی به سوی او برگشت. آن گاه [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمودند: آصف که خداوند درباره او فرمود قال {{متن قرآن|الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ }} وصی سلیمان بود. به نظر شما مقام سلیمان نزد خدا بالاتر است یا مقام پیامبر شما؟. در اینجا شخصی پرسید: با این همه قدرتی که شما دارید در جنگ با معاویه، چه نیازی به یاری انصار دارید؟ [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} فرمودند: من تنها برای اتمام حجت آنها را به یاری میطلبم، وگرنه اگر اذن دعا به من داده شود و مجاز به استفاده از قدرت غیر عادی خودم باشم، بین اجابت دعای من و فرا رسیدن اجل معاویه، تأخیر نخواهد افتاد و بدون درنگ نابود خواهد شد <ref>عروسی حویزی، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۹۱، ح۷۸.</ref>. همچنین در این زمینه [[امام سجاد]]{{ع}} میفرمایند: قریش به [[پیامبر|پیغمبر]] اعتراض داشتند و میگفتند چگونه در یک شب از مکه به بیت المقدس میرود و بازمیگردد، کسى که نمىتواند از مکه تا مدینه را جز دوازده روز برود که موقع مهاجرت او چنین بود. اینها به امر خدا و اولیای خدا ناداناند. به راستى مقامات درک نشود جز با تسلیم در برابر امر خداوند و رضا به تدبیر او. اولیای خدا بر محنتها و ناگواریهایى صبر کنند که دیگران نتوانند و خدا در عوض همه مطالب آنها را بر آورد و در عین حال جز آنچه خدا خواهد نخواهند <ref>ابن شهر آشوب، ۱۳۷۹، ج ۴، ص۱۴۷.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۵.</ref>. | ||
==صاحب علم من الکتاب== | ==صاحب علم من الکتاب== | ||
*در اینکه آن فرد چه کسی بوده است، سخنان مختلفی نقل شده است. برخی او را از جنیان دانسته؛ برخی او را خود [[حضرت سلیمان]]{{ع}} و برخی [[حضرت خضر]] دانستهاند و...؛ اما مشهور آن است که آن فرد، جناب [[آصف بن برخیا]]، وصی و جانشین [[حضرت سلیمان]]{{ع}} بوده است.<ref>ر.ک: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۴۹؛ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۲۲، ص۲۰۱؛ من هدى القرآن، ج۹، ص۱۹۲؛ روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، ج۱۵، ص۴۶؛ الجامع لأحکام القرآن، ج۱۴، ص۲۰۴؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۱۰، ص۱۹۸؛ تفسیر روح البیان، ج۶، ص۳۴۹.</ref> روایات [[ائمه]]{{عم}} [[اهل بیت]]{{عم}} نیز این قول را تأیید میکنند.<ref>الأمالی للصدوق ص۵۶۴؛ وسائل الشیعة ج۲۷، ص۱۸۸؛ الاختصاص، ص۹۰ و ۹۳؛ ر.ک: تفسیر القمی، ج۲، ص۲۳۶؛ تفسیر نور الثقلین، ج۴، ص۸۷؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج۹، ص۵۶۲.</ref> اینک جای این پرسش است که [[علم الکتاب]] چه دانشی است که دانستن بخشی از آن: {{متن قرآن|عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ | *در اینکه آن فرد چه کسی بوده است، سخنان مختلفی نقل شده است. برخی او را از جنیان دانسته؛ برخی او را خود [[حضرت سلیمان]]{{ع}} و برخی [[حضرت خضر]] دانستهاند و...؛ اما مشهور آن است که آن فرد، جناب [[آصف بن برخیا]]، وصی و جانشین [[حضرت سلیمان]]{{ع}} بوده است.<ref>ر.ک: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۴۹؛ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۲۲، ص۲۰۱؛ من هدى القرآن، ج۹، ص۱۹۲؛ روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، ج۱۵، ص۴۶؛ الجامع لأحکام القرآن، ج۱۴، ص۲۰۴؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۱۰، ص۱۹۸؛ تفسیر روح البیان، ج۶، ص۳۴۹.</ref> روایات [[ائمه]]{{عم}} [[اهل بیت]]{{عم}} نیز این قول را تأیید میکنند.<ref>الأمالی للصدوق ص۵۶۴؛ وسائل الشیعة ج۲۷، ص۱۸۸؛ الاختصاص، ص۹۰ و ۹۳؛ ر.ک: تفسیر القمی، ج۲، ص۲۳۶؛ تفسیر نور الثقلین، ج۴، ص۸۷؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج۹، ص۵۶۲.</ref> اینک جای این پرسش است که [[علم الکتاب]] چه دانشی است که دانستن بخشی از آن: {{متن قرآن|عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ}} چنین توانایی شگرفی را به جناب آصف داده بود؟<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B5%D8%AD%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه (پایاننامه)]</ref> | ||
==مراد از «الکتاب» در آیه ۴۰ سوره نمل== | ==مراد از «الکتاب» در آیه ۴۰ سوره نمل== | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
==علم الکتاب در آیه ۴۳ سوره رعد== | ==علم الکتاب در آیه ۴۳ سوره رعد== | ||
*قرآن کریم در آیهای دیگر از کسی یاد کرده که نزد او علم الکتاب است: {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ | *قرآن کریم در آیهای دیگر از کسی یاد کرده که نزد او علم الکتاب است: {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ }} <ref> و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه ۴۳.</ref> در این آیه کریمه خداوند متعال در مقابل سخنان کفار که [[نبوت]] [[پیامبر|پیامبر گرامی]]{{صل}} را انکار میکردند، به پیامبرش میفرماید: «به آنان بگو: کافی است که خداوند و کسی که علم کتاب نزد اوست، میان من و شما گواه باشند». بنابراین در این آیه «علم الکتاب» با شهادت بر [[نبوت]] [[پیامبر|پیامبر خدا]]{{صل}} گره خورده است. مطابق این آیه، فردی صاحب «[[علم الکتاب]]» معرفی شده است. وقتی این تعبیر را با تعبیر آیه سابق {{متن قرآن|عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ}} مقایسه میکنیم، افزون بر شباهت موجود میان این دو آیه، متوجه این تفاوت میشویم که در آیه پیشین، جناب آصف به بخشی از «الکتاب» دست یافته بود؛ اما مطابق این آیه فردی به تمام کتاب «علم الکتاب» دست یافته است؛ زیرا اطلاق علم الکتاب، برخلاف مورد قبلی دلالت بر آن دارد که علم تمام کتاب نزد این فرد بوده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B5%D8%AD%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه (پایاننامه)]</ref>. | ||
*در تفسیر این آیه نیز همانند آیه پیشین، اختلاف است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B5%D8%AD%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه (پایاننامه)]</ref>: | *در تفسیر این آیه نیز همانند آیه پیشین، اختلاف است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B5%D8%AD%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه (پایاننامه)]</ref>: | ||
*برخی مقصود از «الکتاب» را در این آیه، تورات، انجیل یا دیگر کتابهای آسمانی دانستهاند. بنابراین تفسیر، علم الکتاب یعنی علم به کتابهای آسمانی گذشته. مطابق این تفسیر، شهادت علمای اهل کتاب علمای یهود و نصاری بر [[نبوت]] [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}}، از شواهد راستی ادعای آن حضرت شمرده شده است؛ زیرا در کتابهای آسمانی مانند [[تورات]] و [[انجیل]] از آمدن [[پیامبر|پیامبر خاتم]]{{صل}} و ویژگیهای ایشان خبر داده شده بود؛ بنابراین تصدیق و تأیید علمای یهود و نصاری از دلایل درستی [[نبوت]] [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} شمرده میشود.<ref>جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۳، ص۱۱۸؛ تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ج۴، ص۴۰۷؛ الجامع لأحکام القرآن، ج۱۰، ص۳۳۵؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۲، ص۵۳۶؛ التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج، ج۱۳، ص۱۹۴.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B5%D8%AD%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه (پایاننامه)]</ref>. | *برخی مقصود از «الکتاب» را در این آیه، تورات، انجیل یا دیگر کتابهای آسمانی دانستهاند. بنابراین تفسیر، علم الکتاب یعنی علم به کتابهای آسمانی گذشته. مطابق این تفسیر، شهادت علمای اهل کتاب علمای یهود و نصاری بر [[نبوت]] [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}}، از شواهد راستی ادعای آن حضرت شمرده شده است؛ زیرا در کتابهای آسمانی مانند [[تورات]] و [[انجیل]] از آمدن [[پیامبر|پیامبر خاتم]]{{صل}} و ویژگیهای ایشان خبر داده شده بود؛ بنابراین تصدیق و تأیید علمای یهود و نصاری از دلایل درستی [[نبوت]] [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} شمرده میشود.<ref>جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۳، ص۱۱۸؛ تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ج۴، ص۴۰۷؛ الجامع لأحکام القرآن، ج۱۰، ص۳۳۵؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۲، ص۵۳۶؛ التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج، ج۱۳، ص۱۹۴.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B5%D8%AD%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه (پایاننامه)]</ref>. | ||