منشأ دين: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'بکار' به 'بهکار'
جز (جایگزینی متن - '}} }}' به '}}') |
جز (جایگزینی متن - 'بکار' به 'بهکار') |
||
خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
==نظریه جادو، دین و علم== | ==نظریه جادو، دین و علم== | ||
*[[سِر جیمز جورج فریزر]]<ref>Sir James George Frazer.</ref> که برای یافتن زمینههای پیدایش دین و علل گرایش به آن جوامع ابتدایی را مطالعه کرده، تاریخ تفکر بشر را به ترتیب دارای سه مرحله جادویی، دینی و علمی میداند. بنابر این دیدگاه، انسانها برای یافتن قوانینی عام با هدف تغيير نظم پدیدارهای طبیعی به سود خویش، این مراحل را پیمودهاند و هنگامی که روشهای جادویی را در رسیدن به مقاصد خویش مؤثر نیافتند، به تدریج به خدایان قادر مطلق معتقد شدند و با این اعتقاد که کنترل و هدایت فرایندها و جریانهای طبیعی و زندگی انسانی در دست آنهاست برای جلب خشنودی آنان تضرع و زاری کردند. به مرور که ناکارآمدی دین نیز در این حوزه به اثبات رسید، انسانها به قوانین طبیعی و تجربی روی آوردند<ref>جامعه شناسی دین، ص۴۶؛ منشأ دین، ص۱۰۴-۱۰۷.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص: ۲۵۳- ۲۶۲.</ref>. | *[[سِر جیمز جورج فریزر]]<ref>Sir James George Frazer.</ref> که برای یافتن زمینههای پیدایش دین و علل گرایش به آن جوامع ابتدایی را مطالعه کرده، تاریخ تفکر بشر را به ترتیب دارای سه مرحله جادویی، دینی و علمی میداند. بنابر این دیدگاه، انسانها برای یافتن قوانینی عام با هدف تغيير نظم پدیدارهای طبیعی به سود خویش، این مراحل را پیمودهاند و هنگامی که روشهای جادویی را در رسیدن به مقاصد خویش مؤثر نیافتند، به تدریج به خدایان قادر مطلق معتقد شدند و با این اعتقاد که کنترل و هدایت فرایندها و جریانهای طبیعی و زندگی انسانی در دست آنهاست برای جلب خشنودی آنان تضرع و زاری کردند. به مرور که ناکارآمدی دین نیز در این حوزه به اثبات رسید، انسانها به قوانین طبیعی و تجربی روی آوردند<ref>جامعه شناسی دین، ص۴۶؛ منشأ دین، ص۱۰۴-۱۰۷.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص: ۲۵۳- ۲۶۲.</ref>. | ||
*اشکالات وارد بر نظریه تایلور بر این نظریه نیز وارد است. روش وی در اثبات نظریه خویش بیشتر ذهنی و تخیلی است<ref>منشأ دین، ص۱۰۸.</ref> براساس آیات [[قرآن کریم]]، دست کم در دوران پیامبرانی مانند [[حضرت موسی]]{{ع}}{{متن قرآن|وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref> و ما را به بخشایش خویش از (شرّ) کافران رهایی بخش!؛ سوره یونس، آیه:۸۶.</ref>، {{متن قرآن|قَالُواْ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَأَرْسِلْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ وَجَاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالُواْ إِنَّ لَنَا لأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ قَالُواْ يَا مُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ قَالَ أَلْقُواْ فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُواْ أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاؤُوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَانقَلَبُواْ صَاغِرِينَ وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ}}<ref> و به فرعون) گفتند: او و برادرش را باز دار و گردآورندگانی را به شهرها (دنبال جادوگران) بفرست؛تا هر جادوگر دانایی را نزد تو آورند.و جادوگران نزد فرعون آمدند، گفتند: اگر ما خود چیره گردیم به راستی پاداشی خواهیم داشت؟ (فرعون) گفت: آری و شما از نزدیکان (من) خواهید بود.گفتند: ای موسی! تو میافکنی یا ما بیفکنیم؟گفت: شما بیفکنید! و چون (ریسمانهای خود را) افکندند مردم را چشمبندی کردند و به هراس افکندند و جادویی سترگ (در میان) آوردند.و (ما) به موسی وحی کردیم که چوبدستت را بیفکن! که ناگهان، (اژدهایی شد و) هرچه ساخته بودند فرو میبلعید.حق، جا افتاد و آنچه (آنان) انجام میدادند تباه شد.پس، در آنجا شکست خوردند و خوارگردیدند.و جادوگران به سجده در افتادند؛ سوره اعراف، آیه: ۱۱۱- ۱۲۰.</ref>، [[حضرت سلیمان]]{{ع}}{{متن قرآن|وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ}}<ref> و (یهودیان) از آنچه شیطانها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) میخواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطانها کافر شدند که به مردم جادو میآموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچکس آموزشی نمیدادند مگر که میگفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با | *اشکالات وارد بر نظریه تایلور بر این نظریه نیز وارد است. روش وی در اثبات نظریه خویش بیشتر ذهنی و تخیلی است<ref>منشأ دین، ص۱۰۸.</ref> براساس آیات [[قرآن کریم]]، دست کم در دوران پیامبرانی مانند [[حضرت موسی]]{{ع}}{{متن قرآن|وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref> و ما را به بخشایش خویش از (شرّ) کافران رهایی بخش!؛ سوره یونس، آیه:۸۶.</ref>، {{متن قرآن|قَالُواْ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَأَرْسِلْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ وَجَاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالُواْ إِنَّ لَنَا لأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ قَالُواْ يَا مُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ قَالَ أَلْقُواْ فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُواْ أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاؤُوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَانقَلَبُواْ صَاغِرِينَ وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ}}<ref> و به فرعون) گفتند: او و برادرش را باز دار و گردآورندگانی را به شهرها (دنبال جادوگران) بفرست؛تا هر جادوگر دانایی را نزد تو آورند.و جادوگران نزد فرعون آمدند، گفتند: اگر ما خود چیره گردیم به راستی پاداشی خواهیم داشت؟ (فرعون) گفت: آری و شما از نزدیکان (من) خواهید بود.گفتند: ای موسی! تو میافکنی یا ما بیفکنیم؟گفت: شما بیفکنید! و چون (ریسمانهای خود را) افکندند مردم را چشمبندی کردند و به هراس افکندند و جادویی سترگ (در میان) آوردند.و (ما) به موسی وحی کردیم که چوبدستت را بیفکن! که ناگهان، (اژدهایی شد و) هرچه ساخته بودند فرو میبلعید.حق، جا افتاد و آنچه (آنان) انجام میدادند تباه شد.پس، در آنجا شکست خوردند و خوارگردیدند.و جادوگران به سجده در افتادند؛ سوره اعراف، آیه: ۱۱۱- ۱۲۰.</ref>، [[حضرت سلیمان]]{{ع}}{{متن قرآن|وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ}}<ref> و (یهودیان) از آنچه شیطانها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) میخواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطانها کافر شدند که به مردم جادو میآموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچکس آموزشی نمیدادند مگر که میگفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بهکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را میآموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی میافکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمیرساندند- چیزی را میآموختند که به آنان زیان میرسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب میدانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهرهای ندارد و خود را به بد چیزی فروختند، اگر میدانستند؛ سوره بقره، آیه: ۱۰۲.</ref> و [[حضرت محمد]]{{صل}}{{متن قرآن|لَقَالُواْ إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَّسْحُورُونَ}}<ref> باز میگفتند ما را تنها چشمبندی کردهاند بلکه ما گروهی جادو شدهایم؛ سوره حجر، آیه: ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|وَعَجِبُوا أَن جَاءَهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ }}<ref> بیگمان خداوند کسانی را دوست میدارد که در راه او صف زده کارزار میکنند چنان که گویی بنیادی به هم پیوسته (و استوار) اند؛ سوره ص، آیه:۴.</ref> در کنار ادیان الهی سحر و جادو نیز وجود داشته است و آن دو لزوماً در طول یکدیگر نیستند<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص: ۲۵۳- ۲۶۲.</ref>. | ||
*اساساً یکی از نسبتهای ناروای کافران به همه پیامبران الهی، جادوگری بود: {{متن قرآن|كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ}}<ref> بدینگونه برای کسانی که پیش از آنان بودند، هیچ پیامبری نیامد مگر اینکه گفتند: او جادوگر یا دیوانه است؛ سوره ذاریات، آیه: ۵۲.</ref> و این نشان از وجود سحر در دوران همه [[انبیا]] و همپای همه ادیان الهی است. براین اساس و بر فرض پذیرش مراحل ادعایی فریزر، نمیتوان گفت که در مرحله جادو هیچ گونه گرایشی به خدا و دین وجود نداشته است<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص: ۲۵۳- ۲۶۲.</ref>. | *اساساً یکی از نسبتهای ناروای کافران به همه پیامبران الهی، جادوگری بود: {{متن قرآن|كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ}}<ref> بدینگونه برای کسانی که پیش از آنان بودند، هیچ پیامبری نیامد مگر اینکه گفتند: او جادوگر یا دیوانه است؛ سوره ذاریات، آیه: ۵۲.</ref> و این نشان از وجود سحر در دوران همه [[انبیا]] و همپای همه ادیان الهی است. براین اساس و بر فرض پذیرش مراحل ادعایی فریزر، نمیتوان گفت که در مرحله جادو هیچ گونه گرایشی به خدا و دین وجود نداشته است<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص: ۲۵۳- ۲۶۲.</ref>. | ||