دیدگاه دانشمندان مکتب اهل سنت درباره مهدویت چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
دیدگاه دانشمندان مکتب اهل سنت درباره مهدویت چیست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۶:۱۱
، ۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۹جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص'
جز (جایگزینی متن - ':"' به ': "') |
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص') |
||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
:::::#"شیخ جلال الدین محمد بلخی رومی" معروف به "مولوی" متوفای ۶۷۲ ه.ق در "دیوان بزرگ" خود؛ | :::::#"شیخ جلال الدین محمد بلخی رومی" معروف به "مولوی" متوفای ۶۷۲ ه.ق در "دیوان بزرگ" خود؛ | ||
:::::#"شیخ صلاح الدین صفدی" متوفای سال ۷۶۴ ه.ق در کتاب "شرح الدائرة". | :::::#"شیخ صلاح الدین صفدی" متوفای سال ۷۶۴ ه.ق در کتاب "شرح الدائرة". | ||
::::::این نامها که به آن اشاره شد، تنها بخش کوچکی از نامهای علمای [[اهل سنت]] و شیعه است که "شیخ نجم الدین جعفر بن محمد عسکری" در کتاب خود تحت عنوان (المهدی الموعود المنتظر) از آنها نام برده است. شیخ از چهل نفر از علماء که صاحب کتاباند، نام برده است و "شیخ لطف الله صافی"، نام ۲۶ عالم و دانشمند صاحب کتاب دیگر را به آن افزوده است و اینچنین شمار آنها به ۶۶ عالم از علمای [[اهل سنت]] رسیده است که همگی به تولد [[امام مهدی|امام مهدی بن حسن عسکری]] {{ع}} اعتراف کردهاند. "سید ثامر العمیدی" در کتاب خود تحت عنوان "دفاع عن الکافی" نام این علما را به ترتیب سال و قرن از آغاز قرن چهارم هجری تا قرن چهاردهم هجری مرتب کرده است»<ref>[[سید نذیر حسنی|حسنی، سید نذیر]]، [[مصلح کل ۱ (کتاب)|مصلح کل]]، | ::::::این نامها که به آن اشاره شد، تنها بخش کوچکی از نامهای علمای [[اهل سنت]] و شیعه است که "شیخ نجم الدین جعفر بن محمد عسکری" در کتاب خود تحت عنوان (المهدی الموعود المنتظر) از آنها نام برده است. شیخ از چهل نفر از علماء که صاحب کتاباند، نام برده است و "شیخ لطف الله صافی"، نام ۲۶ عالم و دانشمند صاحب کتاب دیگر را به آن افزوده است و اینچنین شمار آنها به ۶۶ عالم از علمای [[اهل سنت]] رسیده است که همگی به تولد [[امام مهدی|امام مهدی بن حسن عسکری]] {{ع}} اعتراف کردهاند. "سید ثامر العمیدی" در کتاب خود تحت عنوان "دفاع عن الکافی" نام این علما را به ترتیب سال و قرن از آغاز قرن چهارم هجری تا قرن چهاردهم هجری مرتب کرده است»<ref>[[سید نذیر حسنی|حسنی، سید نذیر]]، [[مصلح کل ۱ (کتاب)|مصلح کل]]، ص۶۷-۶۹.</ref>. | ||
==پاسخهای دیگر== | ==پاسخهای دیگر== | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
[[پرونده:13681078.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[مجتبی تونهای]]]] | [[پرونده:13681078.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[مجتبی تونهای]]]] | ||
::::::آقای '''[[مجتبی تونهای]]'''، در کتاب ''«[[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::آقای '''[[مجتبی تونهای]]'''، در کتاب ''«[[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«"ابن خلدون" تنها کسی است که -در مقدمه کتاب تاریخ خود- احادیث مربوط به [[امام زمان]] {{ع}} را با حدیث مجعول {{عربی|لا مهدی إلاّ عیسی بن مریم}} مورد ایراد قرار میدهد. چون در عصر "ابن خلدون" نظر به شرایط خاصی که در جهان [[اسلام]] پیشآمده و تب مهدیپرستی بالا گرفته بود، افراد فرصتطلب برای پیشبرد اهداف خود از عنوان "[[مهدی موعود]]" استفاده میکردند، لذا ابن خلدون به خاطر سوءاستفاده از این حقیقت، به خود عقیده نیز بیاعتقاد شده و در صحت احادیث شبهه کرده است. "ابن خلدون"، فصلی از کتاب خود -بالغ بر بیست صفحه- را به بحث درباره [[مهدویت]] و انتظار [[منجی موعود]]، اختصاص داده و به نقل و نقد احادیث سی و ششگانهای که بزرگان علم و حدیث، آنها را درباره ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} یادآور شدهاند، پرداخته است. او در سرآغاز همین فصل مینویسد: "آنچه در میان عموم مسلمانان به مرور زمان، شهرت یافته این است که ناچار باید در [[آخرالزمان]]، مردی از خاندان [[پیامبر خاتم|پیامبر]]، ظهور کند و دین را تأیید بخشد و عدل و داد را آشکار سازد و او را مهدی مینامند". در پاسخ ابن خلدون گفتهاند: اوّلا: تعداد احادیث، منحصر به این سی و شش حدیث نیست که او در کتاب خود آورده است. ثانیا: بسیاری از علمای بزرگ [[اهل تسنن]]، احادیث مهدی را متواتر دانستهاند. ثالثا: سوءاستفاده از یک حقیقت، دلیل بر باطل بودن آن حقیقت نمیشود، بلکه خود این موضوع، دلیل بر اصالت [[مهدویت]] است. اگر چیزی اصالت نداشته باشد، هرگز تقلّبی آن یافت نمیشود<ref>آخرین امید، داود الهامى، ص ۱۹۹</ref>. بسیاری گفتهاند انگیزه مخالفت "ابن خلدون" با این احادیث، تعصّبهای خاص مذهبی و پارهای از مصلحتاندیشیهای بیدلیل است. البته برخی گفتهاند: تحلیل سیاسی از مقدمه او گویای این است که انکار او جنبه سیاسی دارد، زیرا در برابر فاطمیین که ادّعای مهدویت کرده بودند، او هم انکار مهدویت کرد. اما بزرگان و دانشمندان [[اسلام]]، گفتار او را ردّ کردهاند، بهویژه "ابن عبد المؤمن" که کتاب ویژهای نوشته و سی سال قبل در شرق و غرب انتشار یافته است<ref>آخرین امید، الهامى، ص ۲۲۹</ref>»<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، | ::::::«"ابن خلدون" تنها کسی است که -در مقدمه کتاب تاریخ خود- احادیث مربوط به [[امام زمان]] {{ع}} را با حدیث مجعول {{عربی|لا مهدی إلاّ عیسی بن مریم}} مورد ایراد قرار میدهد. چون در عصر "ابن خلدون" نظر به شرایط خاصی که در جهان [[اسلام]] پیشآمده و تب مهدیپرستی بالا گرفته بود، افراد فرصتطلب برای پیشبرد اهداف خود از عنوان "[[مهدی موعود]]" استفاده میکردند، لذا ابن خلدون به خاطر سوءاستفاده از این حقیقت، به خود عقیده نیز بیاعتقاد شده و در صحت احادیث شبهه کرده است. "ابن خلدون"، فصلی از کتاب خود -بالغ بر بیست صفحه- را به بحث درباره [[مهدویت]] و انتظار [[منجی موعود]]، اختصاص داده و به نقل و نقد احادیث سی و ششگانهای که بزرگان علم و حدیث، آنها را درباره ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} یادآور شدهاند، پرداخته است. او در سرآغاز همین فصل مینویسد: "آنچه در میان عموم مسلمانان به مرور زمان، شهرت یافته این است که ناچار باید در [[آخرالزمان]]، مردی از خاندان [[پیامبر خاتم|پیامبر]]، ظهور کند و دین را تأیید بخشد و عدل و داد را آشکار سازد و او را مهدی مینامند". در پاسخ ابن خلدون گفتهاند: اوّلا: تعداد احادیث، منحصر به این سی و شش حدیث نیست که او در کتاب خود آورده است. ثانیا: بسیاری از علمای بزرگ [[اهل تسنن]]، احادیث مهدی را متواتر دانستهاند. ثالثا: سوءاستفاده از یک حقیقت، دلیل بر باطل بودن آن حقیقت نمیشود، بلکه خود این موضوع، دلیل بر اصالت [[مهدویت]] است. اگر چیزی اصالت نداشته باشد، هرگز تقلّبی آن یافت نمیشود<ref>آخرین امید، داود الهامى، ص ۱۹۹</ref>. بسیاری گفتهاند انگیزه مخالفت "ابن خلدون" با این احادیث، تعصّبهای خاص مذهبی و پارهای از مصلحتاندیشیهای بیدلیل است. البته برخی گفتهاند: تحلیل سیاسی از مقدمه او گویای این است که انکار او جنبه سیاسی دارد، زیرا در برابر فاطمیین که ادّعای مهدویت کرده بودند، او هم انکار مهدویت کرد. اما بزرگان و دانشمندان [[اسلام]]، گفتار او را ردّ کردهاند، بهویژه "ابن عبد المؤمن" که کتاب ویژهای نوشته و سی سال قبل در شرق و غرب انتشار یافته است<ref>آخرین امید، الهامى، ص ۲۲۹</ref>»<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۶۰.</ref>. | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||