عبدالرحمن بن ملجم مرادی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - '|دانشنامه نهج البلاغه]]؛' به '|دانشنامه نهج البلاغه]]،'
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{امامت}} ==مقدمه== *عبدالرحمن بن ملجم مرادی، از خوارج نهروان و از قبی...» ایجاد کرد) |
جز (جایگزینی متن - '|دانشنامه نهج البلاغه]]؛' به '|دانشنامه نهج البلاغه]]،') |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*عبدالرحمن بن ملجم مرادی، از [[خوارج نهروان]] و از [[قبیله]] مراد بود. او در ابتدا در زمره [[یاران امام]] {{ع}} بود. پس از ماجرای [[حکمیّت]] در [[جنگ صفین]] به [[خوارج]] پیوست. او [[قرآن]] را با صوتی زیبا [[تلاوت]] میکرد، از اینرو عمروبن عاص، که در دوران [[خلافت]] [[خلیفه دوم]] [[فرماندار مصر]] بود، وی را از ملازمان خود قرار داد و به [[دستور]] [[خلیفه]] ابنملجم را در جوار [[مسجد]] ساکن کرد تا به [[مردم]] [[قرآن]] و [[معارف]] بیاموزد و مشکلات شرعی [[مردم]] را حل کند. پس از [[جنگ نهروان]]، سه تن از [[خوارج]] از جمله ابنملجم در [[مکه]] گرد آمدند و عامل نابسامانی [[مسلمین]] را در وجود سه تن، [[امام علی]] {{ع}}، [[معاویه]] و [[عمروعاص]] دانستند و همپیمان شدند که هر یک، قتل یکی از آنها را برعهده بگیرد. ابنملجم نیز قتل [[امام]] {{ع}} را برعهده گرفت و روانه [[کوفه]] شد. او در نزد دوستانش که آنان نیز از [[خوارج]] بودند ساکن شد و نقشه خویش را از همگان مخفی داشت. در این میان نقش زنی به نام قطام که خود از [[خوارج]] بود و پیشتر پدر و برادرش در [[جنگ نهروان]] به قتل رسیده بودند نیز، قابل توجه است. ابنملجم دلباخته قطام شد و قطام نیز مِهر خخود را [[خون]] [[امام]] قرار داد. سرانجام ابنملجم شب نوزدهم [[ماه رمضان]] سال ۴۰ هجری در [[مسجد کوفه]] خوابید و چون بههنگام صبح [[امام]] {{ع}} وارد [[مسجد]] شد و در محراب ایستاد، او با تکرار شعار [[خوارج]] که "ای [[علی]]! [[حکم]] از آنِ تو نیست، بلکه از خداست"، [[شمشیر]] زهرآگین را بر فرق [[امام]] {{ع}} فرود آورد. نقش [[اشعث بن قیس]] در تحریک و کمک در اجرای نقشه ابنملجم نیز نقشی ویژه است. ابنملجم پس از ضربت زدن بر فرق [[امام]] {{ع}} به [[اسارت]] درآمد و چندی بعد بهدست [[امام حسن مجتبی]] {{ع}} قصاص شد. | *عبدالرحمن بن ملجم مرادی، از [[خوارج نهروان]] و از [[قبیله]] مراد بود. او در ابتدا در زمره [[یاران امام]] {{ع}} بود. پس از ماجرای [[حکمیّت]] در [[جنگ صفین]] به [[خوارج]] پیوست. او [[قرآن]] را با صوتی زیبا [[تلاوت]] میکرد، از اینرو عمروبن عاص، که در دوران [[خلافت]] [[خلیفه دوم]] [[فرماندار مصر]] بود، وی را از ملازمان خود قرار داد و به [[دستور]] [[خلیفه]] ابنملجم را در جوار [[مسجد]] ساکن کرد تا به [[مردم]] [[قرآن]] و [[معارف]] بیاموزد و مشکلات شرعی [[مردم]] را حل کند. پس از [[جنگ نهروان]]، سه تن از [[خوارج]] از جمله ابنملجم در [[مکه]] گرد آمدند و عامل نابسامانی [[مسلمین]] را در وجود سه تن، [[امام علی]] {{ع}}، [[معاویه]] و [[عمروعاص]] دانستند و همپیمان شدند که هر یک، قتل یکی از آنها را برعهده بگیرد. ابنملجم نیز قتل [[امام]] {{ع}} را برعهده گرفت و روانه [[کوفه]] شد. او در نزد دوستانش که آنان نیز از [[خوارج]] بودند ساکن شد و نقشه خویش را از همگان مخفی داشت. در این میان نقش زنی به نام قطام که خود از [[خوارج]] بود و پیشتر پدر و برادرش در [[جنگ نهروان]] به قتل رسیده بودند نیز، قابل توجه است. ابنملجم دلباخته قطام شد و قطام نیز مِهر خخود را [[خون]] [[امام]] قرار داد. سرانجام ابنملجم شب نوزدهم [[ماه رمضان]] سال ۴۰ هجری در [[مسجد کوفه]] خوابید و چون بههنگام صبح [[امام]] {{ع}} وارد [[مسجد]] شد و در محراب ایستاد، او با تکرار شعار [[خوارج]] که "ای [[علی]]! [[حکم]] از آنِ تو نیست، بلکه از خداست"، [[شمشیر]] زهرآگین را بر فرق [[امام]] {{ع}} فرود آورد. نقش [[اشعث بن قیس]] در تحریک و کمک در اجرای نقشه ابنملجم نیز نقشی ویژه است. ابنملجم پس از ضربت زدن بر فرق [[امام]] {{ع}} به [[اسارت]] درآمد و چندی بعد بهدست [[امام حسن مجتبی]] {{ع}} قصاص شد. | ||
*[[امام علی]] {{ع}} در [[وصیت]] به [[فرزندان]] خویش اینگونه سفارش میکند: اگر ماندم خودم خونبهای خویش دانم و اگر درگذشتم راهم را طی کردهام و اگر بخشودم به [[خدا]] نزدیک شدهام و برای شمایان –اگر ببخشید- [[ثواب]] و کار نیکوست. پس درگذرید. مگر [[دوست]] ندارید که [[خدا]] از شما درگذرد. به [[خدا]] [[سوگند]]،از ناگهان در آمدن [[مرگ]] ناراحت نشدم و مهمان ناخواندهای نبود، بلکه من همانند تشنه آبیاب در [[انتظار]] و جستوجوی آن بودم؛ و [[پاداش الهی]] برای [[نیکوکاران]] بهتر است<ref>نهج البلاغه، نامه ۲۳</ref>. جنازه ابنملجم در [[کوفه]] [[دفن]] شد. [[روایت]] است که [[مردم کوفه]] هر ساله هیزم میآوردند و هفت روز بر [[گور]] او [[آتش]] میافروختند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]] | *[[امام علی]] {{ع}} در [[وصیت]] به [[فرزندان]] خویش اینگونه سفارش میکند: اگر ماندم خودم خونبهای خویش دانم و اگر درگذشتم راهم را طی کردهام و اگر بخشودم به [[خدا]] نزدیک شدهام و برای شمایان –اگر ببخشید- [[ثواب]] و کار نیکوست. پس درگذرید. مگر [[دوست]] ندارید که [[خدا]] از شما درگذرد. به [[خدا]] [[سوگند]]،از ناگهان در آمدن [[مرگ]] ناراحت نشدم و مهمان ناخواندهای نبود، بلکه من همانند تشنه آبیاب در [[انتظار]] و جستوجوی آن بودم؛ و [[پاداش الهی]] برای [[نیکوکاران]] بهتر است<ref>نهج البلاغه، نامه ۲۳</ref>. جنازه ابنملجم در [[کوفه]] [[دفن]] شد. [[روایت]] است که [[مردم کوفه]] هر ساله هیزم میآوردند و هفت روز بر [[گور]] او [[آتش]] میافروختند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص: 76- 77.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||