غیبت (گناه کبیره): تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; fo...» ایجاد کرد)
 
خط ۱۴: خط ۱۴:
*[[رذیلت]] [[غیبت]] گاه دامن‌گیر اقشار مذهبی نیز می‌شود. [[امام]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]] می‌فرماید: [[شایسته]] است آنان که [[مرتکب گناه]] نشده‌اند و از [[معصیت]] در [[امان]] مانده‌اند، به گناه‌کاران و [[عاصیان]] [[رحمت]] آورند و همواره به درگاه خداوندی سپاس‌گزارند تا [[سپاس]] خداوندی آنان را از [[عیب‌جویی]] گناه‌کاران بازدارد. پس چگونه است حال غیبت‌کننده‌ای که زبان به [[غیبت]] برادر خود می‌گشاید و او را به سبب گرفتار شدنش در چنگ [[گناه]] [[سرزنش]] می‌کند. آیا به یاد ندارد که [[خداوند]] [[گناهان]] او را مستور داشته، آن هم گناهانی که از [[گناهان]] کسی که زبان به غیبتش گشاده، بسی بزرگ‌تر بوده است و چگونه او را به گناهی [[نکوهش]] می‌کند که خود نیز همانند آن را مرتکب می‌شود و اگر آن [[گناه]] را عیناً مرتکب نشده، [[خداوند]] را در مواردی که از آن [[گناه]] عظیم‌تر بوده، [[نافرمانی]] کرده است. به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر [[گناه]] بزرگی مرتکب نشده، ولی [[نافرمانی]]  کوچکی از او سر زده است. جرأت او در [[عیب‌جویی]] و [[غیبت]] [[مردمان]] گناهی بزرگ‌تر است. ای [[بنده]] [[خدا]]، به [[عیب‌جویی]] گناه‌کار متشاب، شاید [[خداوند]] او را آمرزیده باشد و از خردک گناهی هم که کرده‌ای، ایمن منشین، بسا که تو را بدان [[عذاب]] کنند. هر کس از شما که به [[عیب]] دیگری [[آگاه]] است، باید از [[عیب‌جویی]] بازایستد، زیرا می‌داند که خود را نیز چنان عیبی هست. باید به‌سبب عیبی که دیگران بدان [[مبتلا]] هستند و او از آن در [[امان]] مانده است، [[خدا]] را [[شکر]] گوید و این [[شکرگزاری]] او را از [[نکوهش]] دیگران به خود مشغول دارد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۰</ref>.
*[[رذیلت]] [[غیبت]] گاه دامن‌گیر اقشار مذهبی نیز می‌شود. [[امام]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]] می‌فرماید: [[شایسته]] است آنان که [[مرتکب گناه]] نشده‌اند و از [[معصیت]] در [[امان]] مانده‌اند، به گناه‌کاران و [[عاصیان]] [[رحمت]] آورند و همواره به درگاه خداوندی سپاس‌گزارند تا [[سپاس]] خداوندی آنان را از [[عیب‌جویی]] گناه‌کاران بازدارد. پس چگونه است حال غیبت‌کننده‌ای که زبان به [[غیبت]] برادر خود می‌گشاید و او را به سبب گرفتار شدنش در چنگ [[گناه]] [[سرزنش]] می‌کند. آیا به یاد ندارد که [[خداوند]] [[گناهان]] او را مستور داشته، آن هم گناهانی که از [[گناهان]] کسی که زبان به غیبتش گشاده، بسی بزرگ‌تر بوده است و چگونه او را به گناهی [[نکوهش]] می‌کند که خود نیز همانند آن را مرتکب می‌شود و اگر آن [[گناه]] را عیناً مرتکب نشده، [[خداوند]] را در مواردی که از آن [[گناه]] عظیم‌تر بوده، [[نافرمانی]] کرده است. به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر [[گناه]] بزرگی مرتکب نشده، ولی [[نافرمانی]]  کوچکی از او سر زده است. جرأت او در [[عیب‌جویی]] و [[غیبت]] [[مردمان]] گناهی بزرگ‌تر است. ای [[بنده]] [[خدا]]، به [[عیب‌جویی]] گناه‌کار متشاب، شاید [[خداوند]] او را آمرزیده باشد و از خردک گناهی هم که کرده‌ای، ایمن منشین، بسا که تو را بدان [[عذاب]] کنند. هر کس از شما که به [[عیب]] دیگری [[آگاه]] است، باید از [[عیب‌جویی]] بازایستد، زیرا می‌داند که خود را نیز چنان عیبی هست. باید به‌سبب عیبی که دیگران بدان [[مبتلا]] هستند و او از آن در [[امان]] مانده است، [[خدا]] را [[شکر]] گوید و این [[شکرگزاری]] او را از [[نکوهش]] دیگران به خود مشغول دارد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۰</ref>.
*عجز و [[حقارت]] یکی از ریشه‌های غیبت‌کردن به‌شمار می‌رود که در [[نهج البلاغه]] به آن اشاره شده است. [[علی]] {{ع}} می‌فرماید: [[غیبت]] کردن، تنها [[سلاح]] ناتوان است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۶۱</ref>. نیز در [[خطبه]] ۹۸ می‌فرماید که "بردگان در حضور ارباب [[فرمان]] می‌برند و در غیابش [[غیبت]] می‌کنند."
*عجز و [[حقارت]] یکی از ریشه‌های غیبت‌کردن به‌شمار می‌رود که در [[نهج البلاغه]] به آن اشاره شده است. [[علی]] {{ع}} می‌فرماید: [[غیبت]] کردن، تنها [[سلاح]] ناتوان است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۶۱</ref>. نیز در [[خطبه]] ۹۸ می‌فرماید که "بردگان در حضور ارباب [[فرمان]] می‌برند و در غیابش [[غیبت]] می‌کنند."
*[[امام]] در فرازهایی، [[رذیلت]] [[غیبت]] را مورد [[نکوهش]] قرار داده است: [[غیبت]] کننده مذموم و مورد [[انتقاد]] و طعن است<ref>غرر الحکم، ۱ / ۱۰۱</ref>؛ شخص [[غیبت]] کننده از نظر پستی در [[جایگاه]] ابدی به خورش سگان [[جهنم]] [[تشبیه]] شده است<ref>غرر الحکم، ۱ / ۲۹۸</ref>؛ خودداری از [[غیبت]] [[بندگان]]، نشانه [[عقل]] و [[حکمت]] است<ref>غرر الحکم، ۱ / ۹۰</ref>؛ [[غیبت]] مایه درد و [[رنج]] عظیم در بین گناه‌کاران در [[عذاب]] اخروی است<ref>غرر الحکم، ۱ / ۳۸۱</ref>؛ [[غیبت]] کننده دشمن‌ترین آفریدگان در برابر [[خداوند]] است<ref>غرر الحکم، ۱ / ۴۲۴</ref>؛ [[غیبت]]، عادت افراد [[پست]] و لئیم است<ref>رر الحکم، ۴ / ۳۲۲</ref>؛ شناساکننده [[دشمنی]] [[دشمنان]] [[آدمی]]<ref>رر الحکم، ۵ / ۳۶۰</ref> و نشانه [[آشکار]] بی‌ایمانی<ref>رر الحکم، ۶ / ۱۵</ref>؛ [[غیبت]] [[نیکان]]، نشانه پست‌ترین پستی است<ref>رر الحکم، ۲۱</ref>؛ برای [[غیبت]] کننده هیچ نشانه‌ای از [[جوان‌مردی]] و [[انسانیت]] متصور نیست<ref>رر الحکم، ۳۴۷</ref>.
*[[امام]] در فرازهایی، [[رذیلت]] [[غیبت]] را مورد [[نکوهش]] قرار داده است: [[غیبت]] کننده مذموم و مورد [[انتقاد]] و طعن است<ref>غرر الحکم، ۱ / ۱۰۱</ref>؛ شخص [[غیبت]] کننده از نظر پستی در [[جایگاه]] ابدی به خورش سگان [[جهنم]] [[تشبیه]] شده است<ref>غرر الحکم، ۱ / ۲۹۸</ref>؛ خودداری از [[غیبت]] [[بندگان]]، نشانه [[عقل]] و [[حکمت]] است<ref>غرر الحکم، ۱ / ۹۰</ref>؛ [[غیبت]] مایه درد و [[رنج]] عظیم در بین گناه‌کاران در [[عذاب]] اخروی است<ref>غرر الحکم، ۱ / ۳۸۱</ref>؛ [[غیبت]] کننده دشمن‌ترین آفریدگان در برابر [[خداوند]] است<ref>غرر الحکم، ۱ / ۴۲۴</ref>؛ [[غیبت]]، عادت افراد [[پست]] و لئیم است<ref>غرر الحکم، ۴ / ۳۲۲</ref>؛ شناساکننده [[دشمنی]] [[دشمنان]] [[آدمی]]<ref>غرر الحکم، ۵ / ۳۶۰</ref> و نشانه [[آشکار]] بی‌ایمانی<ref>غرر الحکم، ۶ / ۱۵</ref>؛ [[غیبت]] [[نیکان]]، نشانه پست‌ترین پستی است<ref>غرر الحکم، ۲۱</ref>؛ برای [[غیبت]] کننده هیچ نشانه‌ای از [[جوان‌مردی]] و [[انسانیت]] متصور نیست<ref>غرر الحکم، ۳۴۷</ref>.
*[[امام]] {{ع}} در فرازی از [[نهج البلاغه]] در توصیف [[علمای راستین]] صفاتی را بر می‌شمرد که به آن‌ها اشاره می‌شود: بدانید آن گروه از [[بندگان خدا]] که نگه‌دارندگان [[علم]] او هستند، آنچه را باید نگه دارند، نگه می‌دارند و چشمه‌های آن را جاری می‌سازند و به [[یاری]]، با هم هم می‌آمیزند و به [[محبت]] با یکدیگر [[دیدار]] می‌کنند و جام سرشار به یکدیگر می‌نوشانند و سیراب از هم جدا می‌شوند. [[تردید]] و [[بدگمانی]] در آن‌ها راه نیابد و [[غیبت]] را در میانشان راهی نیست<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۵</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 598- 600.</ref>.
*[[امام]] {{ع}} در فرازی از [[نهج البلاغه]] در توصیف [[علمای راستین]] صفاتی را بر می‌شمرد که به آن‌ها اشاره می‌شود: بدانید آن گروه از [[بندگان خدا]] که نگه‌دارندگان [[علم]] او هستند، آنچه را باید نگه دارند، نگه می‌دارند و چشمه‌های آن را جاری می‌سازند و به [[یاری]]، با هم هم می‌آمیزند و به [[محبت]] با یکدیگر [[دیدار]] می‌کنند و جام سرشار به یکدیگر می‌نوشانند و سیراب از هم جدا می‌شوند. [[تردید]] و [[بدگمانی]] در آن‌ها راه نیابد و [[غیبت]] را در میانشان راهی نیست<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۵</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 598- 600.</ref>.


۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش