پرش به محتوا

آیا اعتقاد به علم غیب امام غلو نیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - 'سوال' به 'سؤال'
جز (جایگزینی متن - ')| ' به ')|')
جز (جایگزینی متن - 'سوال' به 'سؤال')
خط ۱۹۰: خط ۱۹۰:
:::::#[[حضرت مریم]]: [[فرشتگان الهی]] در گفتگو با [[مریم]] او را از اخبار تولد مسیح آگاه کردند.
:::::#[[حضرت مریم]]: [[فرشتگان الهی]] در گفتگو با [[مریم]] او را از اخبار تولد مسیح آگاه کردند.
:::::#یکی از یاران [[سلیمان نبی]]: قرآن کریم در قصه‏ [[حضرت سلیمان]]{{ع}} از شخصی خبر می‌‏دهد که نزدش [[دانشی از کتاب]] بود و آنچنان [[علم]] و [[قدرت]] یافته ‏بود که تخت ملکه‏ سبا را پیش از چشم به هم‏ زدنی احضار کرد»<ref>[http://morsalun.ir/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87/item/234-%D8%B3%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%DB%B4%DB%B5-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85 پایگاه تخصصی مرسلون]</ref>.
:::::#یکی از یاران [[سلیمان نبی]]: قرآن کریم در قصه‏ [[حضرت سلیمان]]{{ع}} از شخصی خبر می‌‏دهد که نزدش [[دانشی از کتاب]] بود و آنچنان [[علم]] و [[قدرت]] یافته ‏بود که تخت ملکه‏ سبا را پیش از چشم به هم‏ زدنی احضار کرد»<ref>[http://morsalun.ir/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87/item/234-%D8%B3%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%DB%B4%DB%B5-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85 پایگاه تخصصی مرسلون]</ref>.
::::::*«پیامبران در قرآن کریم صاحب «[[علم غیب]]» هستند. مقصود این عبارت این است که ایشان علومی و آگاهی‌هائی در اختیار دارند که به صورت طبیعی به دست نیاورده بلکه از طریقی غیر عادی به ایشان افاضه شده است. آنان نسبت به آنچه می‌دانند مدرسه‌ای نرفته‌اند و بر سر کلاس درسی حاضر نشده‌اند و از معلمی، آنها را نیاموخته‌اند بلکه خدای متعال با قدرت مطلق خویش از طرقی غیر طبیعی و فرا عادی مانند [[وحی]]، [[الهام]]، رویای صادقه و …  آنها را به این درجه از معلومات رسانده است. در ادامه دو مورد از آیاتی را که در آنها به "[[علم غیب]] پیامبران" اشاره شده است از نظر می‌گذرانیم. وقتی [[حضرت آدم]]{{ع}} برای خلافت الهی بر روی زمین برگزیده شد، فرشتگان از دلیل برتری آدم بر خودشان سوال کردند؛ در کلام الهی علت برتری آدم نسبت به آنها در "علم به اسماء" دانسته شده است؛ صرف نظر از اینکه مقصود از "اسماء" و "نام‌ها" چیست آنچه مسلم است این است که آدم به جهت دانشی که به آنها دست یافت دانشی که با مدرسه رفتن و استاد دیدن و … حاصل نشد لایق مقام "خلافت" بر روی زمین گردید. در این باره در قرآن کریم می‌خوانیم: {{متن قرآن|وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}} <ref> و همه نام‌ها را به آدم آموخت سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست می‌گویید نام‌های اینان را به من بگویید.گفتند: پاکاکه تویی! ما دانشی جز آنچه تو به ما آموخته‌ای، نداریم، بی‌گمان تویی که دانای فرزانه‌ای؛ سوره بقره، آیه: ۳۱- ۳۲.</ref> یکی از معجزات [[حضرت عیسی]]{{ع}} در قرآن کریم اخبار غیبی او از برخی امور است. در قرآن کریم می‌خوانیم که وی به قوم خود می‌‏گفت: {{متن قرآن|[[ آیا آیه ۴۹ سوره آل عمران علم غیب عیسی پیامبر را اثبات می‌کند؟ (پرسش)|وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ]]}}<ref>و به پیامبری  به سوی بنی اسرائیل می‌فرستد، تا بگوید که من برای شما نشانه‌ای از پروردگارتان آورده‌ام؛ من برای شما از گِل، به گونه پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم، به اذن خداوند پرنده‌ای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه می‌خورید یا در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانه‌ای برای شماست اگر مؤمن باشید؛ سوره آل عمران، آیه: ۴۹.</ref> حال که در منطق قرآن اولاً پیامبران دارای [[علم غیب]] هستند و ثانیاً مقام [[امام]] برتر از مقام پیامبران است به راحتی می‌توان نتیجه گرفت که اعتقاد به [[علم غیب]] داشتن [[امام]] هیچ منافاتی با قرآن کریم ندارد و روایات شیعه که به این امر اشاره کرده‌اند محکوم به "غلو" و زیاده روی در حق امامان نیستند<ref>[http://morsalun.ir/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87/%D8%B3%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%DB%B4%DB%B6-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85 پایگاه تخصصی مرسلون]</ref>
::::::*«پیامبران در قرآن کریم صاحب «[[علم غیب]]» هستند. مقصود این عبارت این است که ایشان علومی و آگاهی‌هائی در اختیار دارند که به صورت طبیعی به دست نیاورده بلکه از طریقی غیر عادی به ایشان افاضه شده است. آنان نسبت به آنچه می‌دانند مدرسه‌ای نرفته‌اند و بر سر کلاس درسی حاضر نشده‌اند و از معلمی، آنها را نیاموخته‌اند بلکه خدای متعال با قدرت مطلق خویش از طرقی غیر طبیعی و فرا عادی مانند [[وحی]]، [[الهام]]، رویای صادقه و …  آنها را به این درجه از معلومات رسانده است. در ادامه دو مورد از آیاتی را که در آنها به "[[علم غیب]] پیامبران" اشاره شده است از نظر می‌گذرانیم. وقتی [[حضرت آدم]]{{ع}} برای خلافت الهی بر روی زمین برگزیده شد، فرشتگان از دلیل برتری آدم بر خودشان سؤال کردند؛ در کلام الهی علت برتری آدم نسبت به آنها در "علم به اسماء" دانسته شده است؛ صرف نظر از اینکه مقصود از "اسماء" و "نام‌ها" چیست آنچه مسلم است این است که آدم به جهت دانشی که به آنها دست یافت دانشی که با مدرسه رفتن و استاد دیدن و … حاصل نشد لایق مقام "خلافت" بر روی زمین گردید. در این باره در قرآن کریم می‌خوانیم: {{متن قرآن|وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}} <ref> و همه نام‌ها را به آدم آموخت سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست می‌گویید نام‌های اینان را به من بگویید.گفتند: پاکاکه تویی! ما دانشی جز آنچه تو به ما آموخته‌ای، نداریم، بی‌گمان تویی که دانای فرزانه‌ای؛ سوره بقره، آیه: ۳۱- ۳۲.</ref> یکی از معجزات [[حضرت عیسی]]{{ع}} در قرآن کریم اخبار غیبی او از برخی امور است. در قرآن کریم می‌خوانیم که وی به قوم خود می‌‏گفت: {{متن قرآن|[[ آیا آیه ۴۹ سوره آل عمران علم غیب عیسی پیامبر را اثبات می‌کند؟ (پرسش)|وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ]]}}<ref>و به پیامبری  به سوی بنی اسرائیل می‌فرستد، تا بگوید که من برای شما نشانه‌ای از پروردگارتان آورده‌ام؛ من برای شما از گِل، به گونه پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم، به اذن خداوند پرنده‌ای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه می‌خورید یا در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانه‌ای برای شماست اگر مؤمن باشید؛ سوره آل عمران، آیه: ۴۹.</ref> حال که در منطق قرآن اولاً پیامبران دارای [[علم غیب]] هستند و ثانیاً مقام [[امام]] برتر از مقام پیامبران است به راحتی می‌توان نتیجه گرفت که اعتقاد به [[علم غیب]] داشتن [[امام]] هیچ منافاتی با قرآن کریم ندارد و روایات شیعه که به این امر اشاره کرده‌اند محکوم به "غلو" و زیاده روی در حق امامان نیستند<ref>[http://morsalun.ir/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87/%D8%B3%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%DB%B4%DB%B6-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85 پایگاه تخصصی مرسلون]</ref>
::::::*«برخی از اندیشمندان [[اهل سنت]] وجود [[علم غیب]] برای [[امام]]{{ع}} را غلو و بزرگ‌نمائی جایگاه [[امام]] محسوب می‌نمایند؛ حال آنکه منشأ این شبهه عدم درک درست آنان از "مقام [[امامت]]" می‌‏باشد. بدیهی است اگر [[امام]] را منهای شئون پیش گفته قرآنی او تصور کنیم، این گفته درباره‏ او موجه خواهد بود چه اینکه در این صورت [[امام]] هم به مانند همه مجتهدان و کارشناسان دینی دیگر درخواهد آمد که در اجتهاد و کارشناسی او صواب و خطا راه یافته، هیچ برتری و امتیازی برایش ثابت نیست؛‏ اما آنگاه که سه ویژگی "برتری بر انبیاء"، "هدایت تکوینی" و "[[وحی]] تسدیدی"، از دل قرآن کریم برای [[امام]] به اثبات رسید، آنگاه به حکم عقل باید احاطه او به دانش و معارف دینی هم از طرق غیر عادی اثبات شود. در صحیح مسلم به نقل از [[حذیفه الیمان]] آمده است:[[پیامبر]]{{صل}} حوادث آینده تا قیامت را به من خبر داده ‏است<ref>صحیح مسلم ج ۴، ص ۲۲۱۷.</ref> هرگاه برای برخی از صحابه، پرده‌هایی کنار زده ‏شده و اموری پنهانی آشکار می‏‌گردد چرا نسبت به امکان این امر برای [[امامان]]{{عم}} تردید شود؟ [[علی]]{{ع}} نیز به عنوان یکی از صحابه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و نه [[امام]]{{ع}} به علوم غیبی که در سینه دارد در جای جای نهج البلاغه اشاره نموده است نظیر:
::::::*«برخی از اندیشمندان [[اهل سنت]] وجود [[علم غیب]] برای [[امام]]{{ع}} را غلو و بزرگ‌نمائی جایگاه [[امام]] محسوب می‌نمایند؛ حال آنکه منشأ این شبهه عدم درک درست آنان از "مقام [[امامت]]" می‌‏باشد. بدیهی است اگر [[امام]] را منهای شئون پیش گفته قرآنی او تصور کنیم، این گفته درباره‏ او موجه خواهد بود چه اینکه در این صورت [[امام]] هم به مانند همه مجتهدان و کارشناسان دینی دیگر درخواهد آمد که در اجتهاد و کارشناسی او صواب و خطا راه یافته، هیچ برتری و امتیازی برایش ثابت نیست؛‏ اما آنگاه که سه ویژگی "برتری بر انبیاء"، "هدایت تکوینی" و "[[وحی]] تسدیدی"، از دل قرآن کریم برای [[امام]] به اثبات رسید، آنگاه به حکم عقل باید احاطه او به دانش و معارف دینی هم از طرق غیر عادی اثبات شود. در صحیح مسلم به نقل از [[حذیفه الیمان]] آمده است:[[پیامبر]]{{صل}} حوادث آینده تا قیامت را به من خبر داده ‏است<ref>صحیح مسلم ج ۴، ص ۲۲۱۷.</ref> هرگاه برای برخی از صحابه، پرده‌هایی کنار زده ‏شده و اموری پنهانی آشکار می‏‌گردد چرا نسبت به امکان این امر برای [[امامان]]{{عم}} تردید شود؟ [[علی]]{{ع}} نیز به عنوان یکی از صحابه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و نه [[امام]]{{ع}} به علوم غیبی که در سینه دارد در جای جای نهج البلاغه اشاره نموده است نظیر:
:::::#به خدا اگر خواهم هر یک از شما را خبر دهم که از کجا آمده و به کجا رود و سرانجام کارهای او چه بود؟ توانم این کار را انجام دهم لکن ترسم که درباره‏ من به راه غلو روید و مرا بر [[رسول خدا]] تفضیل نهید. من این راز را با خاصّان در میان می‏‌گذارم که بیمی برایشان نیست<ref>نهج‏ البلاغه خ ۱۷۵.</ref>  
:::::#به خدا اگر خواهم هر یک از شما را خبر دهم که از کجا آمده و به کجا رود و سرانجام کارهای او چه بود؟ توانم این کار را انجام دهم لکن ترسم که درباره‏ من به راه غلو روید و مرا بر [[رسول خدا]] تفضیل نهید. من این راز را با خاصّان در میان می‏‌گذارم که بیمی برایشان نیست<ref>نهج‏ البلاغه خ ۱۷۵.</ref>  
۲۲۷٬۳۸۰

ویرایش