آزادی در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←انبیا و آزادی
| خط ۱۴۶: | خط ۱۴۶: | ||
#[[اصحاب]] اخدود که با برافروختن [[آتش]] و [[سوزاندن]] [[مؤمنان]] به سبب ایمانشان نه تنها [[آزادی]] [[دینی]]، بلکه [[حقّ]] حیات را از آنان سلب کردند، نفرین شدهاند: {{متن قرآن|قُتِلَ أَصْحَابُ الأُخْدُودِ النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاَّ أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که شما را از فرعونیان نجات بخشیدیم که عذابی تلخ را به شما میچشاندند؛ پسرانتان را میکشتند و زنانتان را زنده باز مینهادند و در این، برای شما از سوی پروردگارتان آزمونی سترگ بود، سوره بروج، آیه: 4-8.</ref><ref>[[سید محمود دشتی|دشتی، سید محمود]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 202-203.</ref>. | #[[اصحاب]] اخدود که با برافروختن [[آتش]] و [[سوزاندن]] [[مؤمنان]] به سبب ایمانشان نه تنها [[آزادی]] [[دینی]]، بلکه [[حقّ]] حیات را از آنان سلب کردند، نفرین شدهاند: {{متن قرآن|قُتِلَ أَصْحَابُ الأُخْدُودِ النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاَّ أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که شما را از فرعونیان نجات بخشیدیم که عذابی تلخ را به شما میچشاندند؛ پسرانتان را میکشتند و زنانتان را زنده باز مینهادند و در این، برای شما از سوی پروردگارتان آزمونی سترگ بود، سوره بروج، آیه: 4-8.</ref><ref>[[سید محمود دشتی|دشتی، سید محمود]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 202-203.</ref>. | ||
*بنابراین، [[قرآن کریم]] از فقدان [[آزادی]] در [[جوامع]] پیشین [[انتقاد]] میکند و [[اصحاب کهف]] را که با ستمگران به [[دلیل]] فقدان [[آزادی]]: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا }}<ref> که آنان اگر بر شما دست یابند، سنگسارتان میکنند، یا به آیین خویش برمیگردانند و در آن صورت، هرگز، هیچگاه رستگار نخواهید شد؛ سوره کهف، آیه: 20.</ref> [[مبارزه]] کردند و برای [[حفظ دین]]، [[هجرت]] را برگزیدند، ستوده، آنان را جوانانی [[مؤمن]] ومشمول [[هدایت]] و [[کمک]] [[الهی]] میداند.{{متن قرآن|نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا}}<ref> ما داستان آنان را برای تو راستین باز میگوییم: آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان (پنهانی) ایمان آوردند و ما بر رهنمود آنان افزودیم. و دلهایشان را استوار داشتیم، هنگامی که برخاستند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است؛ جز او خدایی را (به پرستش) نمیخوانیم که در آن صورت بیگمان سخنی نادرست گفتهایم، سوره کهف، آیه: 13-14.</ref><ref>[[سید محمود دشتی|دشتی، سید محمود]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 203.</ref>. | *بنابراین، [[قرآن کریم]] از فقدان [[آزادی]] در [[جوامع]] پیشین [[انتقاد]] میکند و [[اصحاب کهف]] را که با ستمگران به [[دلیل]] فقدان [[آزادی]]: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا }}<ref> که آنان اگر بر شما دست یابند، سنگسارتان میکنند، یا به آیین خویش برمیگردانند و در آن صورت، هرگز، هیچگاه رستگار نخواهید شد؛ سوره کهف، آیه: 20.</ref> [[مبارزه]] کردند و برای [[حفظ دین]]، [[هجرت]] را برگزیدند، ستوده، آنان را جوانانی [[مؤمن]] ومشمول [[هدایت]] و [[کمک]] [[الهی]] میداند.{{متن قرآن|نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا}}<ref> ما داستان آنان را برای تو راستین باز میگوییم: آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان (پنهانی) ایمان آوردند و ما بر رهنمود آنان افزودیم. و دلهایشان را استوار داشتیم، هنگامی که برخاستند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است؛ جز او خدایی را (به پرستش) نمیخوانیم که در آن صورت بیگمان سخنی نادرست گفتهایم، سوره کهف، آیه: 13-14.</ref><ref>[[سید محمود دشتی|دشتی، سید محمود]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 203.</ref>. | ||
==سلب [[آزادی]] و عوامل آن== | |||
*[[اسلام]]، [[آزادی]] را [[زندگی]]، و سلب آن را نوعی [[قتل]] میشمرد ؛(۱) و نفی [[سلطه]] [[انسان]] بر [[انسان]] دیگر از اصول مسلّم و مورد پذیرش [[دین]] است ؛(۲) به همین جهت، هیچ کس [[حقّ]] سلب آن را از [[انسانها]] ندارد؛ زیرا موجب سلب انسانیّت [[انسان]] و اختلال (۳) در [[زندگی]] او میشود.(۴) [[قرآن]] میفرماید: هر کس در هر مقامی باشد، [[حق]] ندارد [[انسانها]] را به خود بخواند: « ما کانَ لِبَشرٍ أَن یُؤتِیهُ اللّهُ الکِتبَ و الحُکمَ و النُّبوَّةَ ثُمَّ یَقولَ لِلنَّاسِ کونوا عِباداً لِی مِن دُونِ اللَّهِ..». ( آلعمران / ۳، ۷۹ ) براین اساس، سلب آزادیهای [[مشروع]] نزد [[خداوند]]، گناهی بزرگ است: « و المَسجِدِ الحَرامِ و إِخرَاجُ أَهلِهِ مِنهُ أَکبرُ عِندَاللَّهِ..». ( بقره / ۲، ۲۱۷ ) و تهدید و [[توطئه]] برای سلبِ آزادیِ فعّالیّت [[پیامبران الهی]]، امری [[ناپسند]] معرّفی شده است: « و إِذ یَمکُربِکَ الَّذینَ کَفروا لِیُثبِتوکَ أَو یَقتُلوکَ أَو یُخرِجوکَ و یَمکُرونَ و یَمکُرُاللّهُ و اللّهُ خَیرُ المـکِرین». ( [[انفال]] / ۸، ۳۰ ) اکنون به نمونههایی از عوامل سلب [[آزادی]] در [[قرآن]] اشاره میشود: | |||
۱. [[المیزان]]، ج ۵ ، ص ۴۰. | |||
۲. [[علوم]] [[سیاسی]]، ش ۱، ص ۷۷. | |||
۳. فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱. | |||
۴. [[المیزان]]، ج ۶ ، ص ۳۵۲. | |||
۱. [[استکبار]] | |||
[[استکبار]] *، یکی از عوامل سلب [[آزادی]] است؛ برای نمونه، عامل تهدید و سلب [[آزادی]] حضرتشعیبویارانش، استکبارگروهیازقومش بود: « قالَالمَلأُالَّذینَ استَکبَروامِنقَومِهِ لَنُخرِجَنّکَ یـشعیبُ و الَّذینَ ءَامَنوا مَعکَ مِن قَریَتِنا أَو لَتَعودُنَّ فِی مِلَّتِنا قالَ أَوَلو کُنّا کـرِهین». ( [[اعراف]] / ۷، ۸۸ ) | |||
۲. خودمحوری | |||
خودرأیی [[فرعون]] که از روحیّه استکباری او سرچشمه می گرفت، عامل [[محروم]] ساختن [[مردم]] از [[آزادی]] و تهدید [[حضرت موسی]] علیهالسلام و [[ارعاب]] [[مؤمنان]] شد ( قصص / ۲۸، ۴ ) و با تهدید [[موسی]] علیهالسلام به زندان، برای استمرار [[حکومت]] استبدادی خویش میکوشید: « و تِلکَ نِعمَةٌ تَمُنُّها عَلیَّ أَن عَبَّدتَّ بَنِیإِسرءیلَ * قالَ لَـلـءِن اتَّخَذتَ إِلـها غَیرِی لَأَجعَلنَّکَ مِنَالمَسجونین». ( شعراء / ۲۶، ۲۲ و ۲۹ ) این [[آیه]]، با [[عنایت]] به [[فلسفه]] [[آزادی]] که وجود آن [[زمینهساز]] تعالی [[انسان]] به بالاترین درجه حیات و سلب آن موجب سقوط به پایینترین درجه [[زندگی]] است، [[پیام]] [[رسالت]]، مبنی بر ترجیح [[آزادی]] بر هرگونه استفاده مادّی را بیان میکند؛ به این جهت، [[رهبران الهی]]، [[گرسنگی]] با [[آزادی]] را بر سیری با سلب آن ترجیح میدهند.(۱) از سوی دیگر، [[حاکمان]] [[مستبد]]، [[آزادی]] [[انسانها]] را تهدید می کردند؛ به همین جهت، ساحران که بر اثر دیدن [[معجزه]] [[ایمان]] آوردند، مورد تهدید [[حکومت]] [[ستمگر]] [[فرعون]] قرار گرفتند: « فَأُلقِیَ السَّحَرةُ سـجِدینَ * قالوا ءَامَنّا بِرَبِّ العلَمینَ * رَبِّ [[موسی]] و هرونَ * قالَ ءَامَنتُم لَهُ قَبلَ أَن ءَاذنَ لَکُم إِنَّهُ لَکَبیرُکُم الَّذِی عَلَّمکُمُالسِّحرَ فَلسَوفَ تَعلَمونَ لَأُقطِّعنَّ أَیدِیَکُم و أَرجُلَکُم مِن خِلفٍ و لَأُصلِّبنَّکُم أَجمَعین». ( شعراء / ۲۶، ۴۶ ـ ۴۹ ) | |||
۱. من [[وحی]] القرآن، ج ۱۷، ص ۱۰۱. | |||
۳. [[استثمار]]* | |||
استثمارگران [[مفسد]] ( قصص / ۲۸، ۴ ) برای تحصیل و حفظ [[منافع]] مادّی خویش و بهرهکشی از دیگران با [[ایستادگی]] در برابر [[دعوت]] آزادیخواهانه [[انبیا]] ( [[اعراف]] / ۷، ۷۵ ) و [[تحقیر]] [[انسانها]] ( زخرف / ۴۳، ۵۴ ) و نابود کردن [[توان]] آنان و سوء استفاده از [[زنان]] ( قصص / ۲۸، ۴ ) [[آزادی]] آنان را سلب میکردند. | |||
۴. [[کفر]] | |||
[[کفر]]، یکی از عوامل سلب [[آزادی]] است؛ زیرا [[کافران]]، همواره [[آزادی]] [[انبیا]] و [[پیروان]] آنان را در [[انتخاب]] [[دین]] سلب میکردند: « و قالَ الَّذینَ کَفروا لِرُسُلِهِم لَنُخرِجَنّکُم مِن أَرضِنا أَو لَتَعودُنَّ فِی مِلَّتِنا » ( [[ابراهیم]] / ۱۴، ۱۳ ) و نیز [[کافران]]، [[پیامبر اسلام]] صلیاللهعلیهوآله را به [[خروج]] از [[مکّه]] واداشتند: « إِذ أَخرَجهُ الَّذینِ کَفروا ثَانِی اثنَین». ( [[توبه]] / ۹، ۴۰ ) | |||
<ref>[[سید محمود دشتی|دشتی، سید محمود]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 203.</ref>. | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||