پرش به محتوا

آزادی عقیده: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۲۷۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ فوریهٔ ۲۰۲۰
خط ۲۰۰: خط ۲۰۰:
*از [[آیه کریمه]] مورد اشاره فوق، نیز از روایتی که در شرح آن [[بیان]] شد استفاده می‌شود [[علمی]] که ضرر می‌رساند نه [[تعلیم]] آن و نه [[تعلّم]] آن جایز است، و از آنجا که [[تعلیم]] در [[حقیقت]] [[بیان]] مطلب برای متعلّم است بنابراین [[بیان]] و اظهار مطلبی که ضرر می‌رساند هر چند [[حقیقت]] باشد جایز نیست. جمله {{متن قرآن|وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ }} صریح در دلالت بر [[حرمت]] [[تعلیم]] مطلبی است که موجب ضرر است.
*از [[آیه کریمه]] مورد اشاره فوق، نیز از روایتی که در شرح آن [[بیان]] شد استفاده می‌شود [[علمی]] که ضرر می‌رساند نه [[تعلیم]] آن و نه [[تعلّم]] آن جایز است، و از آنجا که [[تعلیم]] در [[حقیقت]] [[بیان]] مطلب برای متعلّم است بنابراین [[بیان]] و اظهار مطلبی که ضرر می‌رساند هر چند [[حقیقت]] باشد جایز نیست. جمله {{متن قرآن|وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ }} صریح در دلالت بر [[حرمت]] [[تعلیم]] مطلبی است که موجب ضرر است.


===سوم: حق تأیید و نصرت===
===سوم: [[حق]] [[تأیید]] و [[نصرت]]===
 
*در [[آیات]] و [[روایات]] بر [[وجوب]] [[تأیید]] و [[نصرت]] [[حق]]، و [[حرمت]] [[تأیید]] و [[نصرت]] [[باطل]] تأکید فراوان شده است.
در آیات و روایات بر وجوب تأیید و نصرت حق، و حرمت تأیید و نصرت باطل تأکید فراوان شده است.
*در [[آیات]] کریمه ذیل بر [[وجوب]] [[نصرت]] [[حق]] تأکید شده است:
 
# {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ إِنَّ الإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ}}<ref> سوگند به روزگار، که آدمی در زیانمندی است. جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و یکدیگر را به راستی پند داده‌اند و همدیگر را به شکیبایی اندرز داده‌اند ؛ سوره عصر، آیه: ۱-۳.</ref>. در این [[آیات]] بر این [[حقیقت]] تأکید شده که راه [[پیروزی]] و [[رستگاری]] [[انسان]] [[ایمان]] و [[عمل صالح]] و [[نصرت]] [[حق]] از طریق تواصی به آن و نیز تواصی به [[صبر]] است
در آیات کریمه ذیل بر وجوب نصرت حق تأکید شده است:
#{{متن قرآن|فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ إِنَّ هَذَا لَسِحْرٌ مُّبِينٌ قَالَ مُوسَى أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَكُمْ أَسِحْرٌ هَذَا وَلاَ يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا وَتَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِيَاء فِي الأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِينَ وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ فَلَمَّا جَاءَ السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُواْ مَا أَنتُم مُّلْقُونَ فَلَمَّا أَلْقَوْا قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ وَيُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ }}<ref> و چون حقّ از نزد ما به سوی آنان آمد گفتند: بی‌گمان این جادویی آشکار است.موسی گفت: آیا درباره حقّ هنگامی که نزد شما آمده است (چنین) می‌گویید؟! آیا این جادوست؟ در حالی که جادوگران رستگار نمی‌گردند گفتند: آیا نزد ما آمده‌ای تا ما را از آنچه پدران خود را بر آن یافته‌ایم باز داری و در این سرزمین برتری از آن شما دو تن گردد؟ و ما به شما ایمان نخواهیم آورد و فرعون گفت: هر جادوگر دانایی را (که یافتید) نزد من آورید. چون جادوگران آمدند موسی به آنان گفت: چیزی را که می‌خواهید بیفکنید، بیفکنید! چون افکندند موسی گفت: آنچه آورده‌اید جادوست، بی‌گمان خداوند آن را به زودی تباه خواهد کرد، همانا خداوند کار تبهکاران را به سامان نمی‌آورد. و خداوند حقّ را با کلمات خویش درست می‌دارد هر چند گنهکاران نپسندند؛ سوره یونس، آیه: ۷۶ - ۸۲.</ref>
 
#{{متن قرآن| وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده می‌فرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست می‌داشتید که آن دسته بی‌جنگ‌افزار از آن شما گردد اما خداوند می‌خواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند تا حقّ را تحقّق بخشد و باطل را تباه گرداند هرچند بزهکاران نپسندند؛ سوره انفال، آیه: ۷-۸.</ref>. در این [[آیه]] افزون بر جمله {{متن قرآن|وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ}} که در [[وجوب]] احقاق [[حق]] [[ظهور]] دارد، ذیل [[آیه]] بعد: {{متن قرآن|وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ}} ظاهر در این است که کراهت از احقاق عملی مجرمانه است، و بدون [[شک]] امتناع از [[نصرت]] [[حق]] مصداق کراهت احقاق [[حق]] است که مشمول [[وصف]] به "مجرمین" می‌شود.
# <وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ>[64]؛ به عصر سوگند، * که انسانها همه در زیانند * مگر کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، و یکدیگر را به (اداى) حق سفارش کرده و یکدیگر را به استقامت و شکیبایى توصیه نموده اند. در این آیات بر این حقیقت تأکید شده که راه پیروزی و رستگاری انسان ایمان و عمل صالح و نصرت حق از طریق تواصی به آن و نیز تواصی به صبر است
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ فَآمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَت طَّائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ}}<ref> ای مؤمنان! یاوران (دین) خدا باشید چنان که عیسی پسر مریم به حواریان گفت: چه کسانی در راه خداوند یاوران من خواهند بود؟ حواریان گفتند: ما یاوران (دین) خداوندیم و دسته‌ای از بنی اسرائیل ایمان آوردند و دسته‌ای کافر شدند و ما مؤمنان را در برابر دشمنانشان نیرومند کردیم و پیروز شدند؛ سوره صف، آیه: ۱۴.</ref>
# <فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا إِنَّ هَٰذَا لَسِحْرٌ مُّبِينٌ * قَالَ مُوسَىٰ أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَكُمْ ۖ أَسِحْرٌ هَٰذَا وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ>؛ و هنگامى که حقّ از جانب ما به سراغ آنها آمد، گفتند: «این، سحرى است آشکار!» * موسى گفت: «آیا درباره حق، هنگامى که به سوى شما آمد، (چنین) مى گویید؟! آیا این سحر است؟! در حالى که ساحران (هرگز) رستگار (و پیروز) نمى شوند». تا آنجا که فرمود: <(فَلَمَّا أَلْقَوْا) قَالَ مُوسَىٰ مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لَا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ * وَيُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ>[65]؛(هنگامى که افکندند،) موسى گفت: «آنچه شما انجام دادید، سحر است؛ که خداوند بزودى آن را باطل می­کند;چرا که خداوند (هرگز) عمل مفسدان را اصلاح نمى کند. * و او حق را به وعده­هاى خویش، تحقّق مى­بخشد; هر چند مجرمان ناخشنود باشند!». از این آیات بویژه از آیه آخر  استفاده می­شود که خواسته حتمی خداوند احقاق حق است که از جمله موارد آن، نصرت حق است، بنابراین نصرت حق که مصداق احقاق حق است واجب است.
*افزون بر [[آیات]] فوق روایاتی نیز در [[وجوب]] [[نصرت]] [[حق]] وارد شده است که نیازی به تعرض به آنها نیست، لکن اشاره به این نکته نیز لازم است که [[نصرت]] [[حق]] مصداق [[امر به معروف]] است و لذا [[کلیه ]][[روایات]] و [[آیات]] داله بر [[وجوب]] [[امر به معروف]]، بر [[وجوب]] [[نصرت]] [[حق]] دلالت دارند.
# <وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ * لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ >[66]؛ ولى خداوند مى‌خواهد حق را با دستورات خود تقویت، و ریشه کافران را قطع کند; (از این رو شما را برخلاف میلتان، با لشکر قریش درگیر ساخت.) * تا حق را تثبیت کند، و باطل را از میان بردارد، هرچند مجرمان کراهت داشته باشند. در این آیه افزون بر جمله < وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ> که در وجوب احقاق حق ظهور دارد، ذیل آیه بعد: <وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ> ظاهر در این است که کراهت از احقاق عملی مجرمانه است، و بدون شک امتناع از نصرت حق مصداق کراهت احقاق حق است که مشمول وصف به «مجرمین» می‌شود.
# <يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنصَارَ اللَّهِ>[67] ؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید! یاوران خدا باشید. در این آیه به نصرت خداوند امر شده است،‌و معلوم است که نصرت حق مصداق نصرت خداوند (می‌باشد).
 
افزون بر آیات فوق روایاتی نیز در وجوب نصرت حق وارد شده است که نیازی به تعرض به آنها نیست، لکن اشاره به این نکته نیز لازم است که نصرت حق مصداق امر به معروف است و لذا کلیه روایات و آیات داله بر وجوب امر به معروف، بر وجوب نصرت حق دلالت دارند.


===چهارم: حق نشر و ترویج===
===چهارم: حق نشر و ترویج===
۱۱۵٬۳۴۹

ویرایش