بصره: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۳ مارس ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - ']] صفحه ' به ']]، ص'
جز (جایگزینی متن - '{{جستارهای وابسته}}' به '')
جز (جایگزینی متن - ']] صفحه ' به ']]، ص')
خط ۱۲: خط ۱۲:
*یکی از شهرهای مهم و بزرگ و بندری [[عراق]] در کنار اروند رود (شط العرب) و نزدیک خرمشهر است و دارای کشتزارها و نخلستان‌های بسیار<ref>درباره بنای بصره و تاریخچه و جغرافیای آن ر.ک. دایرة المعارف تشیع، ج ۳، ص ۲۶۲ به بعد، عنوان بصره</ref> معنای لغوی بصره، [[زمین]] سخت، سنگلاخ و پر سنگریزه است. نام قدیمی آن منطقه، خریبه، تدمر و مؤتفکه بوده است. به [[کوفه]] و بصره، عراقین هم می‌گفتند. بصره در سال ۱۴ هجری، در زمان [[عمر بن خطاب]] بنا شد. بنای آن شش ماه قبل از [[کوفه]] بود. مدتی هم پایتخت [[امویان]] شد. لقب‌های قبة الاسلام و خزانة العرب هم به آن داده‌اند.
*یکی از شهرهای مهم و بزرگ و بندری [[عراق]] در کنار اروند رود (شط العرب) و نزدیک خرمشهر است و دارای کشتزارها و نخلستان‌های بسیار<ref>درباره بنای بصره و تاریخچه و جغرافیای آن ر.ک. دایرة المعارف تشیع، ج ۳، ص ۲۶۲ به بعد، عنوان بصره</ref> معنای لغوی بصره، [[زمین]] سخت، سنگلاخ و پر سنگریزه است. نام قدیمی آن منطقه، خریبه، تدمر و مؤتفکه بوده است. به [[کوفه]] و بصره، عراقین هم می‌گفتند. بصره در سال ۱۴ هجری، در زمان [[عمر بن خطاب]] بنا شد. بنای آن شش ماه قبل از [[کوفه]] بود. مدتی هم پایتخت [[امویان]] شد. لقب‌های قبة الاسلام و خزانة العرب هم به آن داده‌اند.
*[[امام علی|علی]] در زمان [[خلافت]] خویش با [[شورشیان]] بصره جنگید و آن درگیری به [[جنگ جمل]] شهرت یافت. در [[نهج البلاغه]]، در موارد متعددی [[امام علی|امیر المؤمنین]] از بصره و [[مردم]] آن مذمت کرده است، از جمله: {{عربی| "لَعَنَكِ اللَّهُ يَا أَنْتَنَ الْأَرْضِ تُرَاباً وَ أَسْرَعَهَا خَرَاباً وَ أَشَدَّهَا عَذَاباً فِيكِ الدَّاءُ الدَّوِيُّ قِيلَ مَا هُوَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ كَلَامُ الْقَدَرِ الَّذِي فِيهِ الْفِرْيَةُ عَلَى اللَّهِ وَ بُغْضُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ فِيهِ سَخَطُ اللَّهِ وَ سَخَطُ نَبِيِّهِ {{صل}} وَ كَذِبُهُمْ عَلَيْنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ اسْتِحْلَالُهُمُ الْكَذِبَ عَلَيْنَا"}}<ref>سفینة البحار، ج ۱ واژه بصر</ref> که نشان‌دهنده تفکرات انحرافی و موضعگیری‌های مخالف با [[اهل بیت]] است. بصره در آغاز مرکز طرفداران [[عثمان]] بود، ولی پس از [[خلافت]] [[امام علی|علی]] مرکز [[تشیع]] شد، اما همچنان کسانی در آنجا نسبت به [[آل علی]]، عناد داشتند. [[امام صادق]] در حدیثی فرموده است: پس از کشته شدن [[امام حسین|حسین بن علی]] همه چیزو همه کس بر آن [[حضرت]] گریست، مگر سه چیز: بصره، [[دمشق]] و آل [[حکم]] بن عاص<ref>بحار الانوار،ج ۵۷، ص ۲۰۵</ref> واین [[کلام]] [[علی]] معروف است که به [[ابن عباس]]، [[والی]] آن [[حضرت]] بر بصره، نوشت: {{عربی|"َ اعْلَمْ أَنَّ الْبَصْرَةَ مَهْبِطُ إِبْلِيسَ وَ مَغْرِسُ الْفِتَنِ "}}<ref>بحار الانوار، ج ۳۳، ص ۴۹۲، نهج البلاغه(صبحی صالح)نامه ۱۸</ref> بدان که بصره، فرودگاه [[شیطان]] و کشتارگاه فتنه‌هاست.
*[[امام علی|علی]] در زمان [[خلافت]] خویش با [[شورشیان]] بصره جنگید و آن درگیری به [[جنگ جمل]] شهرت یافت. در [[نهج البلاغه]]، در موارد متعددی [[امام علی|امیر المؤمنین]] از بصره و [[مردم]] آن مذمت کرده است، از جمله: {{عربی| "لَعَنَكِ اللَّهُ يَا أَنْتَنَ الْأَرْضِ تُرَاباً وَ أَسْرَعَهَا خَرَاباً وَ أَشَدَّهَا عَذَاباً فِيكِ الدَّاءُ الدَّوِيُّ قِيلَ مَا هُوَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ كَلَامُ الْقَدَرِ الَّذِي فِيهِ الْفِرْيَةُ عَلَى اللَّهِ وَ بُغْضُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ فِيهِ سَخَطُ اللَّهِ وَ سَخَطُ نَبِيِّهِ {{صل}} وَ كَذِبُهُمْ عَلَيْنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ اسْتِحْلَالُهُمُ الْكَذِبَ عَلَيْنَا"}}<ref>سفینة البحار، ج ۱ واژه بصر</ref> که نشان‌دهنده تفکرات انحرافی و موضعگیری‌های مخالف با [[اهل بیت]] است. بصره در آغاز مرکز طرفداران [[عثمان]] بود، ولی پس از [[خلافت]] [[امام علی|علی]] مرکز [[تشیع]] شد، اما همچنان کسانی در آنجا نسبت به [[آل علی]]، عناد داشتند. [[امام صادق]] در حدیثی فرموده است: پس از کشته شدن [[امام حسین|حسین بن علی]] همه چیزو همه کس بر آن [[حضرت]] گریست، مگر سه چیز: بصره، [[دمشق]] و آل [[حکم]] بن عاص<ref>بحار الانوار،ج ۵۷، ص ۲۰۵</ref> واین [[کلام]] [[علی]] معروف است که به [[ابن عباس]]، [[والی]] آن [[حضرت]] بر بصره، نوشت: {{عربی|"َ اعْلَمْ أَنَّ الْبَصْرَةَ مَهْبِطُ إِبْلِيسَ وَ مَغْرِسُ الْفِتَنِ "}}<ref>بحار الانوار، ج ۳۳، ص ۴۹۲، نهج البلاغه(صبحی صالح)نامه ۱۸</ref> بدان که بصره، فرودگاه [[شیطان]] و کشتارگاه فتنه‌هاست.
*در [[نهضت]] [[عاشورا]]، [[امام حسین]] به شش نفر از شخصیت‌های بصره [[نامه]] نوشت و آنان را به [[یاری]] خویش برای گرفتن [[حق]]، [[دعوت]] کرد. این شش نفر که هر کدام، رئیس گروهی بودند، عبارت بودند از: [[مالک بن مسمع]]، [[احنف بن قیس]]، [[منذر بن جارود]]، [[مسعود بن عمرو]]، [[قیس بن هیثم]] و [[عمر بن عبیدالله]]. نامه‌رسان و پیک [[امام حسین]]{{ع}} برای رساندن این [[پیام]]، غلامش [[سلیمان]] بود. برخی از اینان، به [[امام]] جواب سرد دادند، برخی فرستاده [[امام]] را نزد [[ابن زیاد]] فرستادند. از شخصیت‌های بصره، [[یزید]] بن مسعود به ندای [[امام]] لبیک گفت و با تشکیل جلسه، قبایل [[عرب]] را به [[یاری]] آن [[حضرت]] [[دعوت]] کرد، آنان نیز خوشحال شده، اعلام [[حمایت]] کردند. در پی آن نامه‌ای به [[امام]] نوشت و اعلام هر گونه [[حمایت]] و [[یاری]] کرد. ولی [[نامه]]، [[روز عاشورا]] وقتی به دست [[امام حسین]] رسید که [[اصحاب]] و یارانش [[شهید]] شده بودند. از سوی دیگر، [[یزید]] بن مسعود وقتی آماده [[یاری]] [[امام]] شده بود که خبر [[شهادت]] آن [[حضرت]] به بصره رسید<ref>حیاة الامام الحسین بن علی، ج ۲، ص ۳۲۷</ref> [[یزید بن نبیط بصری]] نیز به اتفاق دو پسر و غلامش به ندای [[امام]] لبیک گفته، خود را به [[مکه]] رساندند و از آنجا همراه [[امام]] به [[کربلا]] آمدند و [[شهید]] شدند<ref>حیاة الامام الحسین بن علی، ج ۲، ص ۳۲۸</ref>. گرچه برخی از [[شهدای کربلا]] از [[شیعیان]] بصره بودند، اما بصره در مجموع، موضع شایسته‌ای در برابر [[امام حسین|ابا عبدالله]] و [[نهضت]] او نداشت. سابقه‌اش نیز در [[حمایت]] از [[اهل بیت]]، خوب نبود. امروز، [[مردم بصره]] اغلب [[شیعه [[اثناعشریه|اثنی عشری‌]]اند و بخشی هم اخباری.از [[غلات]] [[شیعه]] هم چون [[شیخیه]] و صوفیه در بصره ساکن هستند. اکثر عشایر نواحی این منطقه، ایرانی تبارند و فارسی و ترکی را هم مثل [[عربی]] می‌دانند و با آن تکلم می‌کنند<ref>ر.ک. دایرة المعارف تشیع، ج ۳، ص ۲۶۶</ref><ref>ر. ک. [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]] صفحه ۷۸.</ref>.
*در [[نهضت]] [[عاشورا]]، [[امام حسین]] به شش نفر از شخصیت‌های بصره [[نامه]] نوشت و آنان را به [[یاری]] خویش برای گرفتن [[حق]]، [[دعوت]] کرد. این شش نفر که هر کدام، رئیس گروهی بودند، عبارت بودند از: [[مالک بن مسمع]]، [[احنف بن قیس]]، [[منذر بن جارود]]، [[مسعود بن عمرو]]، [[قیس بن هیثم]] و [[عمر بن عبیدالله]]. نامه‌رسان و پیک [[امام حسین]]{{ع}} برای رساندن این [[پیام]]، غلامش [[سلیمان]] بود. برخی از اینان، به [[امام]] جواب سرد دادند، برخی فرستاده [[امام]] را نزد [[ابن زیاد]] فرستادند. از شخصیت‌های بصره، [[یزید]] بن مسعود به ندای [[امام]] لبیک گفت و با تشکیل جلسه، قبایل [[عرب]] را به [[یاری]] آن [[حضرت]] [[دعوت]] کرد، آنان نیز خوشحال شده، اعلام [[حمایت]] کردند. در پی آن نامه‌ای به [[امام]] نوشت و اعلام هر گونه [[حمایت]] و [[یاری]] کرد. ولی [[نامه]]، [[روز عاشورا]] وقتی به دست [[امام حسین]] رسید که [[اصحاب]] و یارانش [[شهید]] شده بودند. از سوی دیگر، [[یزید]] بن مسعود وقتی آماده [[یاری]] [[امام]] شده بود که خبر [[شهادت]] آن [[حضرت]] به بصره رسید<ref>حیاة الامام الحسین بن علی، ج ۲، ص ۳۲۷</ref> [[یزید بن نبیط بصری]] نیز به اتفاق دو پسر و غلامش به ندای [[امام]] لبیک گفته، خود را به [[مکه]] رساندند و از آنجا همراه [[امام]] به [[کربلا]] آمدند و [[شهید]] شدند<ref>حیاة الامام الحسین بن علی، ج ۲، ص ۳۲۸</ref>. گرچه برخی از [[شهدای کربلا]] از [[شیعیان]] بصره بودند، اما بصره در مجموع، موضع شایسته‌ای در برابر [[امام حسین|ابا عبدالله]] و [[نهضت]] او نداشت. سابقه‌اش نیز در [[حمایت]] از [[اهل بیت]]، خوب نبود. امروز، [[مردم بصره]] اغلب [[شیعه [[اثناعشریه|اثنی عشری‌]]اند و بخشی هم اخباری.از [[غلات]] [[شیعه]] هم چون [[شیخیه]] و صوفیه در بصره ساکن هستند. اکثر عشایر نواحی این منطقه، ایرانی تبارند و فارسی و ترکی را هم مثل [[عربی]] می‌دانند و با آن تکلم می‌کنند<ref>ر.ک. دایرة المعارف تشیع، ج ۳، ص ۲۶۶</ref><ref>ر. ک. [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۷۸.</ref>.


==بصره در موعودنامه==
==بصره در موعودنامه==
خط ۲۷: خط ۲۷:
زمانی که [[جنگ جمل]] پایان یافت امیر‌المؤمنین{{ع}} خطبه‌ای فرمود و در آن [[خطبه]] درباره بصره چنین گفت: ای اهل بصره! ای شهری که سه بار (توسط [[مردم]]) با ساکنین آن زیر و رو خواهد شد، و در چهارمین مرتبه نیز [[خداوند]] آن را زیر و رو می‌کند. سپس خطاب به [[اصحاب جمل]]<ref>اصحاب جمل نام گروهی است که به سرکردگی طلحه و زبیر گرد عایشه، یکی از همسران رسول خدا که بر شتری سوار بود، در بصره جمع شده بودند و با امیرالمؤمنین{{ع}} جنگیدند و این جنگ به جنگ جمل نامیده شد، زیرا در آن عایشه بر شتری سوار بود و یکی از نام‌های شتر در زبان عربی، جمل است.</ref> کرد و فرمود: ای لشکری که گرد این [[زن]] جمع شده‌اید و با نعره این شتر جمع شدید و [[اجابت]] او کردید، زمانی که پاهای شتر (توسط [[امام حسن]]{{ع}}) قطع شد همگی فرار کردید! چه [[اخلاق]] [[پستی]] دارید و چقدر منافق‌صفت هستید. آبتان تلخ و [[زمین]] شهرتان گندیده‌ترین زمین‌ها [[باد]]. [[شهر]] شما دورترین [[شهر]] از ([[رحمت]]) [[آسمان]] است و نه بخش از ده بخش [[بدی]] در این سرزمین است، آن‌که در این [[شهر]] ماندگار شده، چون [[خطاکار]] بوده و آن‌که از این [[شهر]] خارج شده، به واسطه [[بخشایش]] خداست. گویا می‌بینم که شهرتان در میان [[آب]] [[غرق]] شده و فقط ساختمان‌های بلند آن در میان [[آب]] نمایان است، مثل پرنده‌ای که در [[آب]] شنا می‌کند. هر زمان دیدید که خانه‌های حصیری در بصره به بناهای محکم و قصر تبدیل شدند از بصره کوچ کنید زیرا به زودی بصره نابود خواهد شد... فتنه‌هایی بزرگ، یکی پس از دیگری در بصره روی خواهد داد، که در یکی از این [[فتنه‌ها]] گروهی همدیگر را می‌کشند و در دیگری خانه‌ها خراب می‌شود و [[ثروت‌ها]] بر [[باد]] می‌رود و [[زنان]] [[اسیر]] شده و به گونه‌ای سخت سر بریده می‌شوند. ای وای از این جنایت، که بسیار عجیب است و کسی تا کنون مانند آن را انجام نداده است. [[فتنه]] دیگر بصره آن است که [[دجال]] - که چشمی از او بسته و چشم دیگرش مانند لخته [[خون]] سرخ و برآمده است - به بصره می‌آید و هفتاد هزار نفر از اهالی بصره از او [[پیروی]] می‌کنند؛ آنها مسیحیانی هستند که [[انجیل]] در گردن آویخته‌اند و گروهی از آنان گشته و گروهی فرار می‌کنند. سپس زلزله‌ای در بصره واقع خواهد شد و پس از آن سنگباران خواهد شد. سپس در بصره [[خسف]] و [[فرورفتن]] [[زمین]] واقع خواهد شد و عده‌ای به شکل بوزینه [[مسخ]] می‌شوند و پس از آن گرسنگی‌ای سخت بر آنان [[حاکم]] می‌شود و پس از آن به [[مرگ سرخ]] یعنی [[غرق]] شدن دچار خواهند شد...<ref>البته در بعضی از روایات مرگ سرخ را مرگ با شمشیر معنا کرده‌اند و شاید هر دو مرگ نیز به این تعبیر گفته شود. ر.ک: مرگ سرخ و سفید.</ref> در ادامه [[حدیث]] [[حضرت]] فرمود: [[خداوند]] در [[معراج]] [[شهر]] بصره را در کنار [[فرات]] به [[رسول خدا]]{{صل}} نشان داد و به او [[وحی]] نمود. اینجا بصره است که دورترین زمین‌ها به [[آسمان]] و نزدیک‌ترین زمین‌ها به [[آب]] است و زودتر از همه جا ویران خواهد شد. [[زمین]] شما پست‌ترین [[خاک]] و پر عذاب‌ترین زمین‌هاست و چند مرتبه در زمان‌های گذشته [[خسف]] شده و فرورفته است و باز هم تکرار خواهد شد و بصره و حوالی آن در [[آب]] فرو خواهد رفت، و من (یعنی [[امیر المؤمنین]]{{ع}}) می‌دانم که [[آب]] از کجا خواهد جوشید و بلاهایی بر این سرزمین خواهد رسید که همه آنها را می‌دانم و شما نمی‌دانید! کسی که قبل از [[غرق شدن بصره در آب]]، از آن خارج شود، مورد [[رحمت]] خداست و کسی که در آن [[باقی]] بماند، به خاطر گناهانی است که مرتکب شده است، البته به جز کسی که برای [[پاسداری از مرزها]] در آنجا مانده باشد. بدانید که [[خدا]] بر کسی [[ظلم]] روا نمی‌دارد<ref>سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۱۱۴.</ref>.  
زمانی که [[جنگ جمل]] پایان یافت امیر‌المؤمنین{{ع}} خطبه‌ای فرمود و در آن [[خطبه]] درباره بصره چنین گفت: ای اهل بصره! ای شهری که سه بار (توسط [[مردم]]) با ساکنین آن زیر و رو خواهد شد، و در چهارمین مرتبه نیز [[خداوند]] آن را زیر و رو می‌کند. سپس خطاب به [[اصحاب جمل]]<ref>اصحاب جمل نام گروهی است که به سرکردگی طلحه و زبیر گرد عایشه، یکی از همسران رسول خدا که بر شتری سوار بود، در بصره جمع شده بودند و با امیرالمؤمنین{{ع}} جنگیدند و این جنگ به جنگ جمل نامیده شد، زیرا در آن عایشه بر شتری سوار بود و یکی از نام‌های شتر در زبان عربی، جمل است.</ref> کرد و فرمود: ای لشکری که گرد این [[زن]] جمع شده‌اید و با نعره این شتر جمع شدید و [[اجابت]] او کردید، زمانی که پاهای شتر (توسط [[امام حسن]]{{ع}}) قطع شد همگی فرار کردید! چه [[اخلاق]] [[پستی]] دارید و چقدر منافق‌صفت هستید. آبتان تلخ و [[زمین]] شهرتان گندیده‌ترین زمین‌ها [[باد]]. [[شهر]] شما دورترین [[شهر]] از ([[رحمت]]) [[آسمان]] است و نه بخش از ده بخش [[بدی]] در این سرزمین است، آن‌که در این [[شهر]] ماندگار شده، چون [[خطاکار]] بوده و آن‌که از این [[شهر]] خارج شده، به واسطه [[بخشایش]] خداست. گویا می‌بینم که شهرتان در میان [[آب]] [[غرق]] شده و فقط ساختمان‌های بلند آن در میان [[آب]] نمایان است، مثل پرنده‌ای که در [[آب]] شنا می‌کند. هر زمان دیدید که خانه‌های حصیری در بصره به بناهای محکم و قصر تبدیل شدند از بصره کوچ کنید زیرا به زودی بصره نابود خواهد شد... فتنه‌هایی بزرگ، یکی پس از دیگری در بصره روی خواهد داد، که در یکی از این [[فتنه‌ها]] گروهی همدیگر را می‌کشند و در دیگری خانه‌ها خراب می‌شود و [[ثروت‌ها]] بر [[باد]] می‌رود و [[زنان]] [[اسیر]] شده و به گونه‌ای سخت سر بریده می‌شوند. ای وای از این جنایت، که بسیار عجیب است و کسی تا کنون مانند آن را انجام نداده است. [[فتنه]] دیگر بصره آن است که [[دجال]] - که چشمی از او بسته و چشم دیگرش مانند لخته [[خون]] سرخ و برآمده است - به بصره می‌آید و هفتاد هزار نفر از اهالی بصره از او [[پیروی]] می‌کنند؛ آنها مسیحیانی هستند که [[انجیل]] در گردن آویخته‌اند و گروهی از آنان گشته و گروهی فرار می‌کنند. سپس زلزله‌ای در بصره واقع خواهد شد و پس از آن سنگباران خواهد شد. سپس در بصره [[خسف]] و [[فرورفتن]] [[زمین]] واقع خواهد شد و عده‌ای به شکل بوزینه [[مسخ]] می‌شوند و پس از آن گرسنگی‌ای سخت بر آنان [[حاکم]] می‌شود و پس از آن به [[مرگ سرخ]] یعنی [[غرق]] شدن دچار خواهند شد...<ref>البته در بعضی از روایات مرگ سرخ را مرگ با شمشیر معنا کرده‌اند و شاید هر دو مرگ نیز به این تعبیر گفته شود. ر.ک: مرگ سرخ و سفید.</ref> در ادامه [[حدیث]] [[حضرت]] فرمود: [[خداوند]] در [[معراج]] [[شهر]] بصره را در کنار [[فرات]] به [[رسول خدا]]{{صل}} نشان داد و به او [[وحی]] نمود. اینجا بصره است که دورترین زمین‌ها به [[آسمان]] و نزدیک‌ترین زمین‌ها به [[آب]] است و زودتر از همه جا ویران خواهد شد. [[زمین]] شما پست‌ترین [[خاک]] و پر عذاب‌ترین زمین‌هاست و چند مرتبه در زمان‌های گذشته [[خسف]] شده و فرورفته است و باز هم تکرار خواهد شد و بصره و حوالی آن در [[آب]] فرو خواهد رفت، و من (یعنی [[امیر المؤمنین]]{{ع}}) می‌دانم که [[آب]] از کجا خواهد جوشید و بلاهایی بر این سرزمین خواهد رسید که همه آنها را می‌دانم و شما نمی‌دانید! کسی که قبل از [[غرق شدن بصره در آب]]، از آن خارج شود، مورد [[رحمت]] خداست و کسی که در آن [[باقی]] بماند، به خاطر گناهانی است که مرتکب شده است، البته به جز کسی که برای [[پاسداری از مرزها]] در آنجا مانده باشد. بدانید که [[خدا]] بر کسی [[ظلم]] روا نمی‌دارد<ref>سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۱۱۴.</ref>.  


امیر‌المؤمنین{{ع}} در [[حدیثی]] به [[ابن عباس]] فرمود:... زمانی که [[مصر]] نابود شود، در بصره [[خسف]] (به [[زمین]] [[فرورفتن]]) پدیدار می‌شود و زمین‌های حاصلخیز و حومه بصره به [[زمین]] فرو می‌روند و دو [[خسف]] دیگر در بازار و [[مسجد]] [[شهر]] روی خواهد داد و پس از آن [[آب]] [[شهر]] را فرامی‌گیرد و [[طوفان]] به پا می‌شود و هر کسی که در [[جنگ]] با [[شمشیر]] کشته نشده است، در [[آب]] [[غرق]] می‌شود، به جز کسانی که از بصره خارج شوند و در اطراف بصره ساکن شوند... <ref>ملاحم: ص ۱۲۵.</ref><ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]] صفحه ۱۴۲.</ref>.
امیر‌المؤمنین{{ع}} در [[حدیثی]] به [[ابن عباس]] فرمود:... زمانی که [[مصر]] نابود شود، در بصره [[خسف]] (به [[زمین]] [[فرورفتن]]) پدیدار می‌شود و زمین‌های حاصلخیز و حومه بصره به [[زمین]] فرو می‌روند و دو [[خسف]] دیگر در بازار و [[مسجد]] [[شهر]] روی خواهد داد و پس از آن [[آب]] [[شهر]] را فرامی‌گیرد و [[طوفان]] به پا می‌شود و هر کسی که در [[جنگ]] با [[شمشیر]] کشته نشده است، در [[آب]] [[غرق]] می‌شود، به جز کسانی که از بصره خارج شوند و در اطراف بصره ساکن شوند... <ref>ملاحم: ص ۱۲۵.</ref><ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص۱۴۲.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش