پرش به محتوا

عصمت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵٬۶۰۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۵ آوریل ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۲: خط ۳۲:
*عصمت لطفی است از جانب [[خداوند متعال]] که در پرتو آن، [[بنده]] با [[اختیار]] خود، از کار [[زشت]] دوری می‌جوید. عصمت، ملکه نفسانی قدرتمندی است که همواره در وجود [[انسان]] [[معصوم]]، حضور و [[ظهور]] دارد و هیچ نیرویی چون [[غضب]]، [[شهوت]] و... موجب زوال آن نمی‌شود. [[جامع‌ترین]] تعریف، از [[فاضل مقداد]] است زیرا عصمت را [[لطف الهی]] و ملکه نفسانی تعریف کرده است. البته نیروی درونی‌ای که [[علامه طباطبائی]] گفته‌اند، در [[حقیقت]] [[زمینه‌ساز]] اعطای [[لطف الهی]] است و اشکال عدم [[برتری]]، [[فضیلت]] [[انبیا]] بر سایه [[مردم]] را رفع می‌کند. که در بخش‌های آغازین [[دعای ندبه]] به آن اشاره شده است که می‌فرماید: تو با آنها شرط کردی [[زهد]] را و دانستی وفا کردن ایشان به آن شرط را، پس آنان را [[مقرب]] خویش قراردادی و با [[وحی]] خویش آنان را گرامی داشتی<ref>ر.ک. [[رحمت‌الله احمدی|احمدی، رحمت‌الله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص ۲۰۴-۲۰۷.</ref>.
*عصمت لطفی است از جانب [[خداوند متعال]] که در پرتو آن، [[بنده]] با [[اختیار]] خود، از کار [[زشت]] دوری می‌جوید. عصمت، ملکه نفسانی قدرتمندی است که همواره در وجود [[انسان]] [[معصوم]]، حضور و [[ظهور]] دارد و هیچ نیرویی چون [[غضب]]، [[شهوت]] و... موجب زوال آن نمی‌شود. [[جامع‌ترین]] تعریف، از [[فاضل مقداد]] است زیرا عصمت را [[لطف الهی]] و ملکه نفسانی تعریف کرده است. البته نیروی درونی‌ای که [[علامه طباطبائی]] گفته‌اند، در [[حقیقت]] [[زمینه‌ساز]] اعطای [[لطف الهی]] است و اشکال عدم [[برتری]]، [[فضیلت]] [[انبیا]] بر سایه [[مردم]] را رفع می‌کند. که در بخش‌های آغازین [[دعای ندبه]] به آن اشاره شده است که می‌فرماید: تو با آنها شرط کردی [[زهد]] را و دانستی وفا کردن ایشان به آن شرط را، پس آنان را [[مقرب]] خویش قراردادی و با [[وحی]] خویش آنان را گرامی داشتی<ref>ر.ک. [[رحمت‌الله احمدی|احمدی، رحمت‌الله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص ۲۰۴-۲۰۷.</ref>.
*عصمت [[قوه]] یا ملکه‌ای از سوی [[خدای متعال]] است که وجود آن در هرکسی [[مانع]] صدور [[خطا]] و [[گناه]] از او می‌شود.[[امام]] نیز باید هم از [[گناه]] [[علمی]] و هم از [[خطا]] در [[امور دینی]] زیرا [[امامت]] استمرار [[نبوت]] است<ref>ر.ک.[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۲۰۳.</ref>.
*عصمت [[قوه]] یا ملکه‌ای از سوی [[خدای متعال]] است که وجود آن در هرکسی [[مانع]] صدور [[خطا]] و [[گناه]] از او می‌شود.[[امام]] نیز باید هم از [[گناه]] [[علمی]] و هم از [[خطا]] در [[امور دینی]] زیرا [[امامت]] استمرار [[نبوت]] است<ref>ر.ک.[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۲۰۳.</ref>.
==مقدمه==
*یکی از [[ویژگی‌های امام]]، عصمت است. از نگاه [[شیعه]]، [[امام]] نیز همانند [[پیامبر]] باید [[معصوم]] باشد<ref>برای آشنایی بیشتر، ر.ک: إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۲، ص۲۹۲؛ الألفین، ج۱، ص۱۱۷؛ بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ج۲، ص۳۹: البراهین القاطعة فی شرح تجرید العقائد الساطعة، ج۳، ص۲۲۵؛ الحاشیة علی الهیات الشرح الجدید للتجرید، ص۲۰۳؛ حتی الیقین، ص۱۸؛ دلائل الصدق، ج۴، ص۲۰۵؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۱، ص۲۱۶؛ عقائد الإمامیة، ص۶۷؛ محاضرات فی الإلهیات، ص۳۵۴؛ نفحات الأزهار، ج۶، ص۱۱۲؛ النکت الاعتقادیة، ص۳۷؛ نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۶۴.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمایند: "برای [[انبیا]] و [[اوصیاء]] آنها گناهی نیست زیرا آنان [[معصوم]] و پاک‌اند"<ref>{{متن حدیث|الْأَنْبِيَاءُ وَ أَوْصِيَاؤُهُمْ لَا ذُنُوبَ لَهُمْ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ...}}؛ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۲۷.</ref>. در [[بیان]] [[امام سجاد]]{{ع}} آمده است: "[[امام]] از ما [[خانواده]]، باید [[معصوم]] باشد"<ref>{{متن حدیث|الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً...}}بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۹۴.</ref>.
*[[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمودند: "همانا [[اطاعت]] مخصوص [[خداوند]] و پیامبرش و [[اولی‌الامر]] است. اینکه [[خداوند]] به [[اطاعت از پیامبر]]{{صل}} [[فرمان]] داده، برای آن است که او [[معصوم]] و [[پاک]] است، هرگز به [[معصیت خدا]] [[فرمان]] نمی‌دهد و اینکه به [[اطاعت]] از [[اولی‌الامر]] [[فرمان]] داده، برای آن است که آنها نیز [[معصوم]] و پاک‌اند و هرگز به [[معصیت خدا]] [[فرمان]] نمی‌دهند"<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا الطَّاعَةُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِوُلَاةِ الْأَمْرِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِطَاعَةِ الرَّسُولِ لِأَنَّهُ مَعْصُومٌ مُطَهَّرٌ لَا يَأْمُرُ بِمَعْصِيَتِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ}}؛ خصال، ج۱، ص۱۳۰.</ref>.
*[[امام رضا]]{{ع}} نیز در پاسخ [[مأمون]] نوشت: "[[خداوند]] هرگز [[اطاعت]] کسی را [[واجب]] نمی‌نماید با اینکه می‌داند، از [[مردم]] را [[گمراه]] می‌کند و باعث اغوای ایشان می‌گردد و او را به [[مقام]] [[پیامبری]] نیز نخواهد رساند و هرگز کسی را که می‌داند به [[خدا]] و [[پرستش]] او [[کافر]] می‌شود و شیطان‌پرست می‌گردد بر نخواهد گزید"<ref>{{متن حدیث|لَا يَفْرِضُ اللَّهُ تَعَالَى طَاعَةَ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ يُضِلُّهُمْ وَ يُغْوِيهِمْ وَ لَا يَخْتَارُ لِرِسَالَتِهِ وَ لَا يَصْطَفِي مِنْ عِبَادِهِ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ يَكْفُرُ بِهِ وَ بِعِبَادَتِهِ وَ يَعْبُدُ الشَّيْطَانَ دُونَهُ}}؛عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۱۲۵.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص:۳۸-۳۹.</ref>.
*از معتقدات [[شیعه]] دربارۀ [[پیامبران]] و [[امامان]]، عصمت است، به این معنی که این [[حجت‌های الهی]] چون هادیان [[بشر]] و [[پیشوایان]] امّت‌اند و [[امام]] کسی است که به گفتار و [[کردار]] او [[اقتدا]] می‌شود و این [[تبعیت]] در همۀ [[شؤون]] است، ناچار باید مصون از هرخطا و خلاف و [[گناه]] باشد.
*عصمت، یک [[نیروی درونی]] [[حفاظت]] از [[گناه]] و [[مصونیت]] از اشتباه است که مایۀ [[اعتماد]] و [[اطمینان]] [[پیروان]] به درستی گفته‌ها و [[اعمال]] [[پیامبر]] و [[امام]] و انطباق آنها با [[حق]] و [[دین]] خداست. برای اثبات آن به آیاتی از [[قرآن]] نیز [[استدلال]] شده است، همچون آیۀ {{متن قرآن| وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>  و در خانه‌هایتان آرام گیرید و چون خویش‌آرایی دوره جاهلیت نخستین خویش‌آرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند؛ سوره احزاب، آیه:۳۳.</ref> و {{متن قرآن|وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى}}<ref> و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید؛ سوره نجم، آیه:۳.</ref>
*[[حدیث ثقلین]] و [[احادیث]] دیگر نیز مستند این [[عقیده]] است، چون [[ائمه]] و [[عترت]]، همتای [[قرآن]] قرار داده شده‌اند و [[قرآن]] هم [[معصوم]] و مصون از خطاست و امر به تمسّک به هردو شده است، اگر [[خطا]] در [[ائمه]] بود، مثل [[قرآن]] امر به تمسّک به آنان نمی‌شد. معنای تمسّک این است که حرف‌ها و کارهای‌شان [[حجت]] است و اگر [[معصوم]] نباشند، امر به تمسّک موجب [[گمراهی]] [[مردم]] می‌شود<ref>اعیان الشیعه ج ۱ ص ۳۷۰ دربارۀ عصمت از جمله ر. ک: «العصمة، حقیقتها، ادلّتها» مرکز الرساله</ref>.
* [[عقیده]] به عصمت [[امامان]] و [[حضرت زهرا]]{{عم}} [[مورد اتفاق]] علمای [[شیعه]] است. [[شیخ مفید]] می‌گوید: همۀ [[امامیه]] معتقدند که پیشوای [[دین]] نمی‌تواند کسی جز [[معصوم]] از [[مخالفت]] با [[خدا]] و دانای به همۀ [[علوم]] [[دین]] و کامل در [[فضیلت]] و [[برتر]] از همه باشد.<ref>اوائل المقالات، مفید، ص ۴۷</ref>.
*یکی از تفاوت‌های [[امام]] با [[مردم]] عادی، برخورداری او از عصمت است. در توقیعی که [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در پاسخ‌نامۀ [[احمد بن اسحاق اشعری]] نوشت، ضمن برشمردن [[صفات]] [[ائمه]] و اوصیای [[پیامبر]] تأکید فرمود که فرق میان [[امام]] و [[مأموم]]، همین عصمت از [[گناهان]] و [[پاکی]] از [[عیب‌ها]] و آلودگی‌ها و منزّه بودن از اشتباه است و [[امامان]] خزانه‌داران [[علم]] [[الهی]] و [[امین]] [[حکمت]] و [[راز]] خداوندند و اگر چنین نبود، آنان با [[مردم]] فرقی نداشتند و [[حق]] و [[باطل]] شناخته نمی‌شد و هرکس به [[دروغ]] ادعای [[امامت]] می‌کرد: {{متن حدیث|بِأَنْ عَصَمَهُمْ مِنَ الذُّنُوبِ وَ بَرَّأَهُمْ مِنَ الْعُيُوبِ وَ طَهَّرَهُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ نَزَّهَهُمْ مِنَ اللَّبْسِ وَ جَعَلَهُمْ خُزَّانَ عِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعَ حِكْمَتِهِ وَ مَوْضِعَ سِرِّهِ وَ أَيَّدَهُمْ بِالدَّلَائِلِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَكَانَ النَّاسُ عَلَى سَوَاءٍ }}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۵ص ۱۸۲</ref>. [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} [[امامان]] از [[نسل]] [[امام حسین|حسین بن علی]]{{ع}} را [[امین]] و [[معصوم]] دانسته است: {{متن حدیث|الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ }}<ref>بحار الأنوار، ج ۳۶ص ۲۹۱</ref> و اینگونه [[روایات]]، بسیار است<ref> ر. ک: «بحار الأنوار» ج ۲۵ ص ۱۹۱، «اصول کافی» ج ۱، «التنبیه بالمعلوم» شیخ [[حر عاملی]]، «احقاق الحق» قاضی نور اللّه، ج ۲ ص ۲۸۶</ref>.
*در [[زیارت جامعه کبیره]] نیز می‌خوانیم: {{متن حدیث|عَصَمَكُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً}}  نیز با عنوان {{متن حدیث|الْمَهْدِيُّونَ الْمَعْصُومُون‏}} در همین [[دعا]] از [[امامان]] یاد شده است. برای رهروی در مسیر [[حق]]، [[اقتدا]] به [[پیشوایان]] [[صالح]] که از هر لغزش و گناهی معصومند، شرط رسیدن به مقصود است و این عقیدۀ مترقّی دربارۀ [[پیامبران]] و [[امامان]] مایۀ فخر [[شیعه]] است که کسانی را به [[امامت]] پذیرفته‌اند که نه‌تنها [[معصیت]] نمی‌کنند، حتی [[فکر]] [[گناه]] هم در ذهن آنان خطور نمی‌کند.
*[[امام سجاد]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً }}<ref>بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴</ref> [[امام]] از ما [[اهل بیت]]، جز [[معصوم]] نمی‌باشد و عصمت امری نیست که در ظاهر [[خلقت]] باشد و از ظاهر شناخته شود، بلکه باید از روی [[نصّ]] و [[دلیل]] خاصّ باشد و [[معصوم]]، یعنی آنکه به ریسمان [[الهی]] یعنی [[قرآن]] چنگ بزند و خود را با آن قرین سازد و [[امام]] و [[قرآن]] از یکدیگر جدا نمی‌شوند، [[امام]] به سوی [[قرآن]] [[هدایت]] می‌کند و [[قرآن]] به سوی [[امام]]. ز [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدند: معنای عصمت در [[امام]] چیست؟ فرمود: [[معصوم]] کسی است که با [[توفیق]] [[الهی]] از همۀ محرّمات [[خدا]] پرهیز می‌کند<ref>بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴</ref>.
*[[لزوم]] [[اطاعت]] از [[معصوم]] نیز به [[اطاعت از خدا]] منتهی می‌شود، چون [[امام]] [[معصوم]]، [[هدایتگر]] [[انسان]] به سوی [[خداوند]] است و به فرمودۀ [[امام علی]]{{ع}}، [[خداوند]] از آن رو به [[اطاعت]] [[اولی الأمر]] در کنار [[خدا]] و [[رسول]] [[فرمان]] داد، چون‌که آنان [[معصوم]] و پاکند و به [[نافرمانی]] [[خدا]] امر نمی‌کنند: {{متن حدیث|...إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ}}<ref>بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۲۰۰ حدیث ۱۱</ref> [[شیخ صدوق|مرحوم صدوق]] تصریح می‌کند: [[اعتقاد]] ما دربارۀ [[پیامبران]] و [[امامان]] این است که آنان [[معصوم]] و [[پاک]] از هرآلودگی‌اند و هرگز [[گناه]] نمی‌کنند، نه صغیره نه کبیره، در امر [[خدا]] [[نافرمانی]] نمی‌کنند و آنچه را [[فرمان]] یافته‌اند [[اطاعت]] می‌کنند، هرکس عصمت را از آنان نفی کند حتی در حالی از حالاتشان از آنان نفی کند، آنان را نشناخته است و دربارۀ آنان بر این باوریم که ایشان موصوف به کمال و تمام و علم‌اند، از آغاز کارشان تا پایان و در هیچ حالی به هیچ [[نقص]] و [[عصیان]] و [[جهل]] متّصف نمی‌شوند.<ref> اعتقادات صدوق، ص ۱۰۸ به نقل از بحار الأنوار، ج ۲۵ ص ۲۱۱</ref> این از بزرگترین عنایت‌ها و [[موهبت‌های الهی]] به انسانهاست که [[رهبران]] آنان را دارای عصمت قرار دهد و از درخشان‌ترین ابعاد [[اعتقادی]] [[شیعه]] است که در [[پیامبران]] و [[امامان]]، عصمت را شرط می‌دانند و این [[عقیده]]، حدّ اعلای قابلیت [[اعتماد]] به [[رهبران الهی]] را تضمین و فراهم می‌کند. به تعبیر [[شهید مطهری]]: [[پیامبران]] از درون خود با واقعیّت هستی ارتباط و اتّصال دارند و در متن واقعیّت هرگز اشتباه معنی ندارد. انسان‌هایی که از نظر آگاهی‌ها در متن جریان واقعیت قرار می‌گیرند و با بن هستی و ریشۀ وجود و جریان‌ها متّصل و یکجا می‌شوند، دیگر از هرگونه اشتباه، مصون و [[معصوم]] خواهند بود.<ref> وحی و نبوّت، ص ۱۳</ref> [[اعتقاد]] به عصمت، درواقع [[ارزش]] نهادن به [[انسان]] است و [[انسان]] را تا حدّی بالا می‌برد که تنها و تنها از [[خدا]] و یا کسی که [[خداوند]] به او عصمت داده [[اطاعت]] می‌کند و زیر بار هرکسی نرود، و چه اهتمامی بالاتر از این برای [[مقام]] [[انسان]]<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۹۲.</ref>.


==[[شبهات عصمت]]==
==[[شبهات عصمت]]==
۱۳۰٬۰۵۳

ویرایش