جز
جایگزینی متن - ' آنها ' به ' آنها '
جز (جایگزینی متن - ')| ' به ')|') |
جز (جایگزینی متن - ' آنها ' به ' آنها ') |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
*در غیاث اللغات، معادل خلق، [[خوی]] آمده است و در لغت [[عرب]] به معنای عادت، [[طبیعت]]، سجیت، [[دین]] و [[مروت]] ذکر شده است<ref>علی اصغر حلبی، تاریخ تمدن در اسلام، ص۱۷۸.</ref>. | *در غیاث اللغات، معادل خلق، [[خوی]] آمده است و در لغت [[عرب]] به معنای عادت، [[طبیعت]]، سجیت، [[دین]] و [[مروت]] ذکر شده است<ref>علی اصغر حلبی، تاریخ تمدن در اسلام، ص۱۷۸.</ref>. | ||
*مرحوم [[فیض کاشانی]] اخلاق را اینگونه تعریف کرده است: اخلاق هیئتی است [[استوار]] و [[راسخ]] در [[جان]]، که [[کارها]] به آسانی و بدون [[نیاز]] به [[تفکر]] و [[اندیشه]] از آن صادر میشود. اگر این هیئت به گونهای باشد که [[افعال]] زیبا و [[پسندیده]] از نظر [[عقل]] و [[شرع]]، از آن صادر شود، آن را اخلاق [[نیک]] مینامند و اگر [[افعال]] [[زشت]] و [[ناپسند]] از آن صادر شود، آن را اخلاق بد گویند<ref>محمد تقی مصباح یزدی، فلسفه اخلاق، تحقیق و نگارش احمد حسین شریفی، ص۱۴.</ref>. | *مرحوم [[فیض کاشانی]] اخلاق را اینگونه تعریف کرده است: اخلاق هیئتی است [[استوار]] و [[راسخ]] در [[جان]]، که [[کارها]] به آسانی و بدون [[نیاز]] به [[تفکر]] و [[اندیشه]] از آن صادر میشود. اگر این هیئت به گونهای باشد که [[افعال]] زیبا و [[پسندیده]] از نظر [[عقل]] و [[شرع]]، از آن صادر شود، آن را اخلاق [[نیک]] مینامند و اگر [[افعال]] [[زشت]] و [[ناپسند]] از آن صادر شود، آن را اخلاق بد گویند<ref>محمد تقی مصباح یزدی، فلسفه اخلاق، تحقیق و نگارش احمد حسین شریفی، ص۱۴.</ref>. | ||
*[[علامه مجلسی]] در تعریف اخلاق میگوید: اخلاق، ملکهای نفسانی است که کار به آسانی از آن صادر میشود. برخی از این ملکات [[فطری]] و ذاتیاند و پارهای از | *[[علامه مجلسی]] در تعریف اخلاق میگوید: اخلاق، ملکهای نفسانی است که کار به آسانی از آن صادر میشود. برخی از این ملکات [[فطری]] و ذاتیاند و پارهای از آنها نیز با [[تفکر]] و تلاش و تمرین و عادت دادن [[نفس]] به آنها، به دست میآیند... چنانچه [[بخیل]] در ابتدا با [[سختی]] و [[جان]] کندن چیزی را میبخشد اما در اثر تکرار، اخلاق [[بخشش]] به صورت [[خوی]] و عادت او در میآید<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ص۳۷۲.</ref>. | ||
*اخلاق عبارت است از مجموعه ملکات نفسانی و صفات و خصایص روحی. اخلاق در این معنا، یکی از ثمرات [[تربیت]]، بلکه مهمترین ثمره آن است<ref>محمد علی سادات، اخلاق اسلامی، ص۸.</ref>. | *اخلاق عبارت است از مجموعه ملکات نفسانی و صفات و خصایص روحی. اخلاق در این معنا، یکی از ثمرات [[تربیت]]، بلکه مهمترین ثمره آن است<ref>محمد علی سادات، اخلاق اسلامی، ص۸.</ref>. | ||
*اخلاق از نظر لغوی، به مجموعه [[فضائل]] و رذائلی که در [[انسان]] به صورت درآمدهاند، اطلاق میشود<ref>سید حسن هاشمی، اخلاق در نهج البلاغه، ص۲۹.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۲۶.</ref> | *اخلاق از نظر لغوی، به مجموعه [[فضائل]] و رذائلی که در [[انسان]] به صورت درآمدهاند، اطلاق میشود<ref>سید حسن هاشمی، اخلاق در نهج البلاغه، ص۲۹.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۲۶.</ref> | ||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
#'''اخلاق توصیفی:''' در این [[علم]]، اصول [[اخلاقی]] مورد قبول یک شخص یا یک گروه و [[مکتب]]، توصیف و [[تبیین]] میشود، بنابراین، گزارههای این [[علم]] همگی [[علمی]]، [[تاریخی]] و توصیفی است و به خودی خود هیچ توصیه، [[دستور]] و [[حکم]] [[اخلاقی]] در بر ندارد<ref>مری وارنوک، فلسفه اخلاق در قرن بیستم، ترجمه ابوالقاسم فنائی، ص۳۳.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۳۰.</ref> | #'''اخلاق توصیفی:''' در این [[علم]]، اصول [[اخلاقی]] مورد قبول یک شخص یا یک گروه و [[مکتب]]، توصیف و [[تبیین]] میشود، بنابراین، گزارههای این [[علم]] همگی [[علمی]]، [[تاریخی]] و توصیفی است و به خودی خود هیچ توصیه، [[دستور]] و [[حکم]] [[اخلاقی]] در بر ندارد<ref>مری وارنوک، فلسفه اخلاق در قرن بیستم، ترجمه ابوالقاسم فنائی، ص۳۳.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۳۰.</ref> | ||
# '''فرا اخلاق:''' آنچه در این [[علم]] بررسی میشود، مسائل منطقی، [[معرفت]] شناختی و معنا شناختیای است که در مجموع، مبادی تصوری و تصدیقی [[علم]] اخلاق را فراهم میآورند؛ و معیارهای لازم را برای نقد اخلاق دستوری در [[اختیار]] مینهند<ref>مری وارنوک، فلسفه اخلاق در قرن بیستم، ترجمه ابوالقاسم فنائی، ص۳۵.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۳۰.</ref> | # '''فرا اخلاق:''' آنچه در این [[علم]] بررسی میشود، مسائل منطقی، [[معرفت]] شناختی و معنا شناختیای است که در مجموع، مبادی تصوری و تصدیقی [[علم]] اخلاق را فراهم میآورند؛ و معیارهای لازم را برای نقد اخلاق دستوری در [[اختیار]] مینهند<ref>مری وارنوک، فلسفه اخلاق در قرن بیستم، ترجمه ابوالقاسم فنائی، ص۳۵.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۳۰.</ref> | ||
#'''اخلاق هنجاری:''' نتیجه تحقیق در این [[علم]]، فراهم آوردن اصول [[اخلاقی]] است که گزارههای آن توصیه، [[ترغیب]] یا [[نهی]] و منع [[اخلاقی]] را در بر دارند و از مخاطب عمل به | #'''اخلاق هنجاری:''' نتیجه تحقیق در این [[علم]]، فراهم آوردن اصول [[اخلاقی]] است که گزارههای آن توصیه، [[ترغیب]] یا [[نهی]] و منع [[اخلاقی]] را در بر دارند و از مخاطب عمل به آنها را طلب میکنند... . در اخلاق هنجاری ما از باورهای [[اخلاقی]] اشخاص یا مکتبها خبر نمیدهیم، بلکه از واقع اصول [[اخلاقی]] خبر میدهیم، خواه کسی به آنها [[معتقد]] باشد، خواه نباشد<ref>فلسفه اخلاق در قرن بیستم، ترجمه ابوالقاسم فنائی، ص۳۴.</ref>. | ||
*اخلاق هنجاری دربردارنده دو بخش است: | *اخلاق هنجاری دربردارنده دو بخش است: | ||
#از معیارهای کلی [[اخلاقی]] (issues of moral theory) سخن میگوید و اینکه خوب و بدیهای کلی چیست؟ معیار کار درست کدام است و.... | #از معیارهای کلی [[اخلاقی]] (issues of moral theory) سخن میگوید و اینکه خوب و بدیهای کلی چیست؟ معیار کار درست کدام است و.... | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
*اغلب مسائل [[اخلاقی]] [[بیان]] مطرح شده در [[معراج]] السعاده برای [[تزکیه]] اخلاق افراد [[جامعه]] به صورت فردی [[بیان]] شده است<ref>مناسبات اخلاق و سیاست در اندیشه اسلامی، ص۱۴۰.</ref>. | *اغلب مسائل [[اخلاقی]] [[بیان]] مطرح شده در [[معراج]] السعاده برای [[تزکیه]] اخلاق افراد [[جامعه]] به صورت فردی [[بیان]] شده است<ref>مناسبات اخلاق و سیاست در اندیشه اسلامی، ص۱۴۰.</ref>. | ||
*از جهتی شاید همین نظریه درست باشد، که اگر افراد ساخته شوند، اجتماع خودبهخود ساخته خواهد شد. لکن این نکته را هم بایستی در نظر داشت که چنانچه محیط و اجتماع، [[اخلاقی]] باشد، مسلماً افراد تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. | *از جهتی شاید همین نظریه درست باشد، که اگر افراد ساخته شوند، اجتماع خودبهخود ساخته خواهد شد. لکن این نکته را هم بایستی در نظر داشت که چنانچه محیط و اجتماع، [[اخلاقی]] باشد، مسلماً افراد تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. | ||
*روانشناسان معتقدند که: عوامل [[اجتماعی]] - [[اقتصادی]] از لحظه [[تولد]] بر فرد تأثیرگذار هستند و تأثیر | *روانشناسان معتقدند که: عوامل [[اجتماعی]] - [[اقتصادی]] از لحظه [[تولد]] بر فرد تأثیرگذار هستند و تأثیر آنها در همه ادوار [[زندگی]] او، ادامه مییابد. بعضی از این عوامل، در سالهای اولیه [[زندگی]] تأثیر بیشتری دارند و بعضی دیگر در مراحل بالاتر موثر واقع میشوند<ref>نرمان، ل. مان، اصول روانشناسی، ترجمه و اقتباس محمود ساعتچی، ص۵۶۵.</ref>. | ||
*[[عقل]]، [[زندگی اجتماعی]] را فقط وسیلهای برای آنکه فرد به کمال خویش دست یابد، نمیداند، بلکه آن را مقدمهای برای [[تکامل]] همه افراد میداند<ref>اخلاق اسلامی، ص۱۹۷.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۳۲.</ref> | *[[عقل]]، [[زندگی اجتماعی]] را فقط وسیلهای برای آنکه فرد به کمال خویش دست یابد، نمیداند، بلکه آن را مقدمهای برای [[تکامل]] همه افراد میداند<ref>اخلاق اسلامی، ص۱۹۷.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۳۲.</ref> | ||
*[[انسان]] با روحی حساس و قابل تغییر آفریده شده است؛ به همین جهت، [[صلاح]] و [[فساد]] بدون آنکه خود اشخاص متوجه باشند، از فردی به فرد دیگر سرایت میکند. | *[[انسان]] با روحی حساس و قابل تغییر آفریده شده است؛ به همین جهت، [[صلاح]] و [[فساد]] بدون آنکه خود اشخاص متوجه باشند، از فردی به فرد دیگر سرایت میکند. | ||