پرش به محتوا

بحث:بهائیت: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۴٬۹۵۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ آوریل ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «==نویسنده: آقای ظرافتی== ==مقدمه== *فرقه‌‏ای منشعب از آیین بابی، پیروان به...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
==نویسنده: آقای ظرافتی==
==نویسنده: آقای ظرافتی==
==متن تفصیلی==
==پیدایش [[بهائیت]]==
*[[بهائیت]]، فرقه‌‏ای منشعب از [[آیین بابیه]] است. بنیان‏گذار [[آیین]] [[بهایی]]، [[میرزا حسین علی نوری]]، معروف به [[بهاء اللّه]] است. این [[آیین]] نیز نام خود را از همین [[لقب]] گرفته است. وی در سال ۱۲۳۳ ق در [[تهران]] به [[دنیا]] آمد و مانند برادرانش آموزش‏‌های مقدماتی [[ادب]] [[فارسی]] و [[عربی]] را زیر نظر [[پدر]] و معلمان و [[مربیان]] گذراند. در زمان [[ادعای بابیت]] [[سید علی محمد شیرازی]]، در [[جمادی الاولی]] ۱۲۶۰ ق، او [[جوانی]] ۲۸ ساله و ساکن [[تهران]] بود که در پی ###[[313]]### نخستین پیرو باب، ملاحسین بشرویه‏ای در شمار نخستین گروندگان به باب درآمد. از آن پس، همراه برادرش، [[میرزا یحیی صبح ازل]] یکی از فعّال‌‏ترین افراد بابی شد و به [[ترویج]] بابی‏گری ـ به ویژه در [[نور]] و مازندران ـ پرداخت<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۹۳؛ تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۷۹-۱۸۵؛ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۶.</ref>.
*پس از اعدام [[علی محمد باب]] به [[دستور]] امیرکبیر، [[میرزا یحیی]] ادعای [[جانشینی]] باب را کرد. ظاهرا [[یحیی]]، نامه‌هایی برای [[علی محمد باب]] نوشت و فعالیت‌های [[پیروان]] باب را توضیح داد. [[علی محمد باب]] در پاسخ به این [[نامه‌ها]] وصیت‌نامه‌ای برای [[یحیی]] فرستاد و او را [[وصی]] و [[جانشین]] خود اعلام کرد. برخی گفته‌اند این [[نامه‌ها]] توسط‍‌ [[میرزا حسینعلی]] و به امضای [[میرزا یحیی]] بوده است و حسینعلی این کار و نیز معرفی [[یحیی]] به‌عنوان [[جانشینی]] باب را برای محفوظ‍‌ ماندن خود از تعرض [[مردم]] انجام داده است و [[علی محمد]] در پاسخ به [[نامه‌ها]] [[میرزا یحیی]] را [[وصی]] خود ندانسته بلکه به او توصیه کرده که در سایه [[برادر]] بزرگ‌تر خویش حسینعلی قرار گیرد. در هرحال پس از باب، عموم [[بابیه]] به [[جانشینی]] [[میرزا یحیی]] معروف به [[صبح ازل]] [[معتقد]] شدند و چون در آن زمان [[یحیی]] بیش از [[نوزده سال]] نداشت، [[میرزا حسینعلی]] زمام [[کارها]] را در دست گرفت. امیرکبیر برای فرونشاندن [[فتنه]] [[بابیان]] از [[میرزا حسینعلی]] خواست تا [[ایران]] را به قصد [[کربلا]] ترک کند و او در [[شعبان]] ١٢۶٧ به [[کربلا]] رفت، اما چند [[ماه]] بعد، پس از برکناری و [[قتل]] امیرکبیر در [[ربیع الاول]] ١٢۶٨ و صدارت یافتن [[میرزا]] آقا خان نوری، به [[دعوت]] و توصیه آقا خان به [[تهران]] بازگشت<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۹۳؛ تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۷۹-۱۸۵.</ref>.
*در دوران [[جانشینی]] [[صبح ازل]]، با اینکه [[حسین علی نوری]] [[مسئول]] تمام امور بابی بود؛ ولی هرگز به این سمت قانع نبود؛ از این‌‏رو در پی آن بود مقصود نهایی خود را ابراز دارد و خویش را همان "[[من یظهره اللّه]]" معرفی کند که در کتاب باب ذکرش رفته بود و امور بابی‏ها را یکسره در دست گیرد. وی پس از بازگشت از [[سلیمانیه]] در باغ نجیب پاشا ادعای خود را [[آشکار]] کرد. نخستین کسی که به شدت بر او تاخت و ادعایش را [[باطل]] شمرد [[میرزا یحیی]] ازل، برادرش بود. رقابت دو [[برادر]] بر سر [[رهبری]] [[بابیان]] کم‏کم به اوج خود رسید، تا جایی که طرفین یکدیگر را به [[مرگ]] تهدید کردند. در سال ۱۲۸۵ ق به [[دستور]] [[دولت]] [[عثمانی]]، [[یحیی]] [[صبح ازل]] به قبرس، و [[میرزا حسین علی نوری]] به [[عکا]] در سرزمین [[فلسطین]] [[تبعید]] شدند. در همین ایام بود که برای تشخیص‏ طرفداران آن دو، اطرافیان [[صبح ازل]] به [[فرقه]] "ازلیه" و [[پیروان]] [[میرزا حسین علی نوری]] بهاء، [[فرقه]] "[[بهائی]]" نامیده شدند. اما با [[مرگ]] [[میرزا یحیی صبح ازل]]، ازلیه و به تبع آن، [[بابیان]] برای ابد فراموش شدند<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۹۳.</ref>.
==اقدامات [[بهاء الله]]==
*وقتی [[میرزا حسین علی]] [[احساس]] کرد [[دعوت]] او مؤثر افتاد و عده‏ای گرد او حلقه زدند، نوع دعوتش را در مراحل گوناگون زمانی تغییر داد. وی پس از ادعای "[[من یظهره اللّه]]" ادّعای [[رسالت]] و شارعیت و سپس ادعای [[حلول]] [[روح خدا]] در خود به نحو تجسد و تجسّم کرد. او با عبارت "انا الهیکل الاعلی‏‏‏‏‏‏" از این مطلب یاد می‌‏کرد. بهاء در [[بغداد]] و اسلامبول و ادرنه و نیز در [[عکا]] همواره با [[تقیه]] و [[تظاهر]] به [[اسلام]] [[زندگی]] می‏کرد، تا [[خشم]] [[حکومت]] [[عثمانی]] را بر ضد خود برنینگیزد. وی در [[نماز جمعه]] [[عکا]] شرکت می‌‏جست و در [[ماه رمضان]]، به روزه‌‏داری [[تظاهر]] می‌‏کرد؛ با این حال، رابطه سرّی خود را با [[بابیان]] [[ایران]] که بعدها "[[بهائی]]" نام گرفتند، [[قطع]] نکرده و همواره مکتوبات و وحی‏‌های ادعایی، یا تجلّیات خود را برای آنان می‌‏فرستاد یا بازمی‌‏گفت<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۹۳، ۱۹۵؛ تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۷۹-۱۸۵.</ref>.
*[[میرزا حسینعلی]] پس از اعلام "من یظهره اللهی" خویش، به فرستادن [[نامه]] ([[الواح]]) برای [[سلاطین]] و [[رهبران]] [[دینی]] و [[سیاسی]] [[جهان]] [[اقدام]] کرد و ادعاهای گوناگون خود را مطرح ساخت. او خود را خدای خدایان، افریدگار [[جهان]]، کسی که "لَمْ‌ یلِدْ وَ لَمْ‌ یولَدْ" است، خدای تنهای زندانی، [[معبود]] [[حقیقی]]، "ربّ‌ ما یری و ما لا یری" نامید. پیروانش نیز پس از [[مرگ]] او همین ادعاها را درباره‌اش [[ترویج]] کردند، و در نتیجه پیروانش نیز خدایی او را [[باور]] کردند و [[قبر]] او را [[قبله]] خویش گرفتند. گذشته از ادعای [[ربوبیت]]، او [[شریعت]] [[جدید]] آورد و [[کتاب ]]"[[اقدس]]" را نگاشت که [[بهائیان]] آن را "[[ناسخ]] جمیع صحائف" و "[[مرجع]] تمام [[احکام]] و [[اوامر و نواهی]]" می‌شمارند. بابی‌هایی که از قبول ادعای او [[امتناع]] کردند، یکی از انتقاداتشان همین شریعت‌آوری او بود، از این‌رو که به [[اعتقاد]] آنان، [[نسخ]] کتاب [[بیان]] نمی‌توانست در فاصله بسیار کوتاه روی دهد. به‌ویژه آن‌که [[احکام]] "[[بیان]]" و "[[اقدس]]" هیچ مشابهتی با یکدیگر ندارند؛اساس [[بابیت]]، از بین بردن همه کتاب‌های غیر بابی و [[قتل عام]] [[مخالفان]] بود، در حالی که اساس [[بهائیت]]، "[[رأفت]] کبری و [[رحمت]] عظمی و [[الفت]] با جمیع [[ملل]]" بود. با این حال [[میرزا حسینعلی]] در برخی جاها منکر [[نسخ]] [[بیان]] شد. مهمترین [[برهان]] او بر [[حقانیت]] ادعایش، مانند [[سید]] باب، سرعت [[نگارش]] و [[زیبایی]] خط‍‌ بود. [[نقل]] شده که در هرشبانه‌روز یک جلد کتاب می‌نوشت. بسیاری از این نوشته‌ها بعدها به [[دستور]] [[میرزا حسینعلی]] نابود شد. نوشته‌های باقیمانده او نیز مملو از اغلاط‍‌ املایی، انشایی، نحوی و غیر آن بود. مهمترین [[کتاب ]][[بهاء الله]] "ایقان" بود که در [[اثبات]] [[قائمیت]] [[سید علی محمد باب]] در آخرین سال‌های اقامت در [[بغداد]] نگاشت. اغلاط‍‌ فراوان و نیز اظهار [[خضوع]] [[بهاء الله]] نسبت به برادرش [[صبح ازل]] در این کتاب سبب شد که از همان سال‌های پایانی [[زندگی]] [[میرزا حسینعلی]] پیوسته در معرض تصحیح و تجدیدنظر قرار گیرد. وی سرانجام در سال ۱۸۹۲ م (حدود ۱۳۰۹ ق) پس از سال‏‌ها سکونت در [[عکا]] درگذشت و آن‏جا به [[خاک]] سپرده شد<ref>ر.ک: تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۷۹-۱۸۵.</ref>.
*پس از [[مرگ]] [[میرزا حسینعلی]]، پسر ارشد او [[عباس افندی]] ملقب به [[عبد البهاء]] [[جانشین]] وی گردید. البته میان او و برادرش [[محمد]] [[علی]] بر سر [[جانشینی]] [[پدر]] مناقشاتی رخ داد که منشأ آن صدور "[[لوح]] عهدی" از سوی [[میرزا حسینعلی]] بود که در آن [[جانشین]] خود را [[عباس افندی]] و بعد از او [[محمد علی افندی]] معین کرده بود. [[عبد البهاء]] ادعایی جز [[پیروی]] از [[پدر]] و [[نشر تعالیم]] او نداشت و به منظور جلب [[رضایت]] [[مقامات]] [[عثمانی]]، رسما و با [[التزام]] تمام، در [[مراسم دینی]] از جمله [[نماز جمعه]][[ شرکت]] می‌کرد و به [[بهائیان]] نیز سفارش کرده بود که در آن دیار به کلی از [[سخن گفتن]] درباره [[آیین جدید]] بپرهیزید. در اواخر [[جنگ]] جهانی اول، در شرایطی که عثمانی‌ها درگیر [[جنگ]] با انگلیسی‌ها بودند و آرتور جیمز بالفور، [[وزیر]] خارجه [[انگلیس]] در صفر ١٣٣۶ نوامبر ١٩١٧ اعلامیه مشهور خود مبنی بر تشکیل وطن ملی [[یهود]] در [[فلسطین]] را صادر کرده بود، مسائلی روی داد که [[جمال]] پاشا، [[فرمانده]] کل قوای [[عثمانی]]، [[عزم]] قطعی بر اعدام [[عبد البهاء]] و هدم مراکز [[بهائی]] در [[عکا]] و [[حیفا]] گرفت. برخی مورخان، منشأ این [[تصمیم]] را روابط‍‌ [[پنهان]] [[عبد البهاء]] با قشون [[انگلیس]] که تازه در [[فلسطین]] مستقر شده بود، می‌دانند. [[لرد بالفور]] بلافاصله به سالار [[سپاه]] [[انگلیس]] در [[فلسطین]] [[دستور]] داد تا با تمام قوا در حفظ‍‌ [[عبد البهاء]] و [[بهائیان]] بکوشد. پس از تسلط‍‌ [[سپاه]] [[انگلیس]] بر [[حیفا]]، [[عبد البهاء]] برای امپراتور [[انگلیس]]، ژرژ پنجم،[[ دعا]] کرد و از اینکه سراپرده [[عدل]] در سراسر سرزمین [[فلسطین]] گسترده شده به درگاه [[خدا]] [[شکر]] گزارد. پس از استقرار [[انگلیس]] در [[فلسطین]]، [[عبد البهاء]] از [[دولت]] [[انگلیس]] نشان شهسواری (نایت [[هود]]) دریافت کرد و به‌عنوان "سر" ملقب گردید<ref>ر.ک: تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۷۹-۱۸۵.</ref>.
*از مهمترین رویدادهای [[زندگی]] [[عبد البهاء]]،[[ سفر]] او به اروپا و امریکا بود. این سفر نقطه عطفی در ماهیت [[آیین]] [[بهایی]] محسوب می‌گردد. پیش از این مرحله، ایین [[بهایی]] بیشتر به‌عنوان یک انشعاب از [[اسلام]] یا [[تشیع]] و یا شاخه‌ای از متصوفه شناخته می‌شد و [[رهبران]] [[بهائیه]] برای [[اثبات]] [[حقانیت]] خود از [[قرآن]] و [[حدیث]] به جستجوی [[دلیل]] می‌پرداختند و این [[دلایل]] را برای [[حقانیت]] خویش به [[مسلمانان]] و به‌ویژه [[شیعیان]] ارائه می‌کردند. مهمترین متن [[احکام]] آنان نیز از حیث صورت با متون [[فقهی]] [[اسلامی]] تشابه داشت. اما فاصله گرفتن [[رهبران]] [[بهایی]] از [[ایران]] و [[مهاجرت]] به [[استانبول]] و [[بغداد]] و [[فلسطین]] و در نهایت ارتباط‍‌ با [[غرب]]، عملا سمت و سوی این [[آیین]] را تغییر داد و آن را از صورت آشنای دین‌های شناخته شده، به‌ویژه [[اسلام]]، دور کرد. [[عبد البهاء]] در سفرهای خود [[تعالیم]] باب و بهاء را با آنچه در قرن نوزدهم در [[غرب]]، خصوصا تحت عناوین روشنگری و [[مدرنیسم]] و [[اومانیسم]] متداول بود، اشتی داد. البته باید توجه داشت که خود [[بهاء الله]] نیز در مدت اقامتش در [[بغداد]] با برخی از غربزده‌های عصر قاجار مثل [[میرزا]] ملکم خان، که به [[بغداد]] رفته بودند آشنا شد<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۹۳، ۱۹۵؛ تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۷۹-۱۸۵.</ref>.
*پس از [[عبد البهاء]]، [[شوقی افندی]] ملقب به شوقی ربانی [[فرزند]] ارشد دختر [[عبد البهاء]]، بنا به [[وصیت]] [[عبد البهاء]] [[جانشین]] وی گردید. این [[جانشینی]] نیز با [[منازعات]] همراه بود زیرا بر طبق [[وصیت]] [[بهاء الله]] پس از [[عبد البهاء]] باید برادرش [[محمد علی افندی]] به [[ریاست]] [[بهائیه]] می‌رسید، اما [[عبد البهاء]] او را کنار زد و [[شوقی افندی]] را به [[جانشینی]] او [[نصب]] کرد و مقرر نمود که [[ریاست]] [[بهائیان]] پس از شوقی در [[فرزندان]] ذکور او ادامه یابد. برخی از [[بهائیان]] [[ریاست]] شوقی را نپذیرفتند و شوقی به رسم معهود اسلاف خود به [[بدگویی]] و [[ناسزا]] نسبت به [[مخالفان]] پرداخت. شوقی برخلاف نیای خود تحصیلات رسمی داشت و در [[دانشگاه]] امریکایی بیروت و سپس در [[آکسفورد]] تحصیل کرده بود. نقش اساسی او در [[تاریخ]] [[بهائیه]]، توسعه تشکیلات [[اداری]] و جهانی این [[آیین]] بود و این فرایند به‌ویژه در دهه شصت میلادی در اروپا و امریکا سرعت بیشتری گرفت و ساختمان معبدهای قاره‌ای [[بهائی]] موسوم به "[[مشرق الاذکار]]" به اتمام رسید. تشکیلات [[بهائیان]] که [[شوقی افندی]] به آن "[[نظم]] [[اداری]][[ امر]] [[الله]]" نام داد، زیر نظر مرکز [[اداری]] و [[روحانی]] [[بهائیان]] واقع در [[شهر]] [[حیفا]] (در [[کشور]] [[اسرائیل]]) که به "[[بیت العدل]] اعظم [[الهی]]" موسوم است، اداره می‌گردد.
*در زمان [[حیات]] [[شوقی افندی]] [[حکومت]] [[اسرائیل]] در [[فلسطین]] اشغالی تأسیس شد و شوقی از تأسیس این [[دولت]] [[حمایت]] کرد و مراتب [[دوستی]] [[بهائیان]] را نسبت به [[کشور]] [[اسرائیل]] به [[رئیس]] جمهور [[اسرائیل]] [[ابلاغ]] کرد. بنابر تصریح [[عبد البهاء]] پس از وی بیست و چهار تن از [[فرزندان]] ذکورش، [[نسل]] بعد از [[نسل]] با [[لقب]] "[[ولی امر]] [[الله]]" باید [[رهبری]] [[بهائیان]] را برعهده می‌گرفتند و هریک باید [[جانشین]] خود را [[تعیین]] می‌کرد. اما [[شوقی افندی]] عقیم بود و طبعا پس از وفاتش دوران دیگری از [[دودستگی]] و انشعاب و سرگشتگی در میان [[بهائیان]] ظاهر شد. ولی سرانجام [[همسر]] [[شوقی افندی]]، [[روحیه]] ماکسول و تعدادی از گروه ٢٧ نفری منتخب شوقی ملقب به "[[ایادیان امر الله]]"[[ اکثریت]] [[بهائیان]] را به خود جلب و [[مخالفان]] خویش را طرد و [[بیت العدل]] را در ١٩۶٣ تأسیس کردند. از گروه [[ایادیان امر الله]] در زمان حاضر سه نفر یعنی [[روحیه]] ماکسول و دو تن دیگر در قید حیات‌اند و با کمک افراد منتخب [[بیت العدل]] که به "مشاورین قارّه‌ای" معروف‌اند، [[رهبری]] اکثر [[بهائیان]] را برعهده دارند<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۹۳، ۱۹۵؛ تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۷۹-۱۸۵.</ref>.
==[[بهائیت]] [[فرقه]] ای ضاله==
*[[آیین بهائی]] از ابتدای پیدایش، میان [[مسلمانان]] یک [[انحراف اعتقادی]] و [[فرقه ضاله]] شناخته شد. ادعای [[قائمیت]] توسط [[علی محمد باب]] با توجه به [[احادیث]] قطعی پذیرفته نبود. ویژگی‏‌های [[مهدی]] در [[احادیث اسلامی]] به گونه‏‌ای [[تبیین]] شده که راه هرگونه ادعای بیجا را بسته است. [[مخالفت]] [[علما]] با [[علی محمد]] به سبب همین ادعا و [[ادعای بابیت]] او بود. مشکل [[بهائیت]] از این حیث مضاعف است. [[میرزا حسین علی]]، علاوه بر قبول‏ [[قائمیت]] [[سید علی محمد باب]] و اینکه او [[دین]] جدیدی آورده است، خود را "[[من یظهره اللّه]]" نامید و ادعای [[شریعت]] مستقل را مطرح کرد. همه [[مسلمانان]]،[[ خاتمیت]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} را [[مسلم]] می‌‏دانند و بالطبع هر ادعا که با این [[اعتقاد]] سازگار نباشد و هر فرقه‏‌ای که این اصل را نپذیرد، از نظر [[مسلمانان]] از [[اسلام]] جدا شده است و به هیچ روی نباید خود را برآمده از [[اسلام]] بداند. گذشته از این، [[اثبات]] ادعای [[رسالت]] برای [[رهبران]] [[آیین بهائی]] با توجه به مخاطبان اصلی آنها "[[مسلمانان]] و به ویژه [[شیعیان]]" ممکن نبود. و مبلغان و مدافعان [[بهایی]] در [[اثبات]] مدعا درماندند و غالبا به شیوه‌‏های خاص برای [[تأیید]] [[درستی]] [[دین جدید]] روی آوردند.[[ تاریخ]] پر حادثه [[رهبران]] [[بهائی]]، [[نادرست]] درآمدن پیش‏گویی‌‏های آنان و [[منازعات]] دور از [[ادب]] از یک‏سو، حمایت‏‌های دولت‏‌های استعماری از سران [[بهائی]] در مواضع مختلف، به ویژه [[همراهی]] آنان با [[دولت اسرائیل]] از سوی دیگر، زمینه فعالیت در [[کشورهای اسلامی]] به ویژه [[ایران]] را از [[بهائیان]] گرفت و با وجود فعالیت گسترده تشکیلات [[بهائی]] برای تثبیت حضور رسمی [[پیروان]] خود در این کشورها، هیچ‏گاه چنین خواسته‌‏ای تحقق نیافت. مؤلفان بسیاری در نقد این [[آیین]] کتاب نوشتند؛ مطبوعات [[فارسی]] و [[عربی]]، رویکردهای [[سیاسی]] آنان را افشا کردند؛ علمای حوزه‌‏های علمیه [[شیعه]] و [[دانشگاه الازهر]] و [[مفتیان]] [[بلاد اسلامی]] جدا بودن این [[فرقه]] از [[امت]] [[شورای اسلامی]] را اعلام داشتند و سازمان‏های بین المللی [[اسلامی]] نیز در قبال [[آیین بهائی]] همین موضع را گرفتند. بازگشت برخی [[مقامات]] و مبلغان [[بهائی]] از این [[آیین]] و افشای مسائل درونی این [[فرقه]] نیز عامل مهم فاصله‏ گرفتن [[مسلمانان]] از این آئین بوده است<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۱۱۹ – ۱۲۳؛ درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۹۵-۱۹۷.</ref>.
==آیین‏‌ها و [[عقاید]] [[بهائیت]]==
*نوشته‏‌های [[علی محمد باب]]، [[میرزا حسین علی]] [[بهاء اللّه]]، [[عبد البهاء]] و تا حدی نیز [[شوقی افندی]] از نظر [[بهائیان]] [[مقدس]] است و در مجالس ایشان قرائت می‏‌شود؛ اما کتب باب، به طور عموم در دسترس [[بهائیان]] قرار نمی‏گیرد و دو کتاب [[اقدس]] و [[ایقان ]][[میرزا حسین علی نوری]] است که نزد [[بهائیان]] از اهمیت خاصی برخورد است. تقویم شمسی [[بهائی]] از [[نوروز]] آغاز شده به نوزده [[ماه]] در هرماه به نوزده روز تقسیم می‌‏شود. چهار روز "در سال‌‏های کبیسه، پنج روز" باقیمانده که موسوم به ایام "هاء" است، ایام [[شکرگزاری]] و [[جشن]] [[تعیین]] شده است<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۱۱۹ - ۱۲۳.</ref>.
*اهم [[عقاید]] [[بهائیت]] عبارتند از:
#با [[ظهور]] باب و بهاء، [[شریعت اسلام]] به پایان رسید و تا هزار سال دیگر، [[پیامبری]] نخواهد آمد و [[دین اسلام]] [[منسوخ]] گردید<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۷.</ref>.
#در [[نگاه ]][[بهائیان]]، [[سید علی محمد]] مؤسس و مبشر و [[حسینعلی نوری]] [[پیامبر]] اصلی است. همچنین علاوه بر این دو، برای عبدالبها به خاطر تعریف ۱۲ اصل برای [[بهائیان]] نیز [[مقام]] [[پیامبری]] معتقدند. البته [[علی محمد]] و حسینعلی با توجه به برخی کلماتشان تا [[مقام]] [[الوهیت]] خود را بالا برده‌اند؛ چنان‌که [[سید علی محمد]] به صراحت در وصیت‌نامه‌اش می‌‌گوید: لا اله الا انا و لذا [[بهائیان]] به او [[رب]] اعلی نیز می‌‌گویند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۷.</ref>.
#[[حسینعلی نوری]] نیز در [[کتاب ]]"ایام تسعه" درباره روز دوم [[محرم]] (روز تولدش) که روز مقدسی نزد [[بهائیان]] است، درباره خود می‌‌گوید: وفیه ولد من لم یلد ولم یولد، یا مشابه همان تعبیر علی‌ [[محمد]]، حسینعلی هم در [[کتاب مبین]] می‌‌گوید: لا اله الا انا المسجون الفرید. یا گفته است: ان الذی [[خلق]] العالم لنفسه قد حبس فی اخرب البلاد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۷.</ref>.
#درباره [[قیامت]] نیز هر چند از [[معاد]] یاد می‌‌کنند؛ عملاً [[قیامت]] را [[معتقد]] نیستند و آن را امری موهوم می‌‌دانند. در [[بیان]]، [[واحد]] هشتم، باب نهم آمده است: "[[روز قیامت]] روزی است مانند کل ایام [[شمس]]، طالع می‌‌گردد و غارب"؛ یا در [[واحد]] دوم، باب هفتم آمده است: "[[قیامت]] عبارت است از: [[وقت ظهور]][[ شجره]] [[حقیقت]] در هر زمان و به هر اسم".  حسینعلی نیز در آثارش تصریح دارد که [[قیامت]] بر پا و تمام شده است! [[بهشت]] همان [[دیدار]] [[جمال]] [[میرزا]] بهاءالله بوده و آنان که از لقای او [[محروم]] شدند [[مستحق]] [[دوزخ]] شدند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۷.</ref>.
==[[احکام عملی]] بهائیت==
*برخی از [[احکام عملی]] بهائیت عبارتند از:
# [[نماز]]: [[نماز]] به سه [[نماز]] کبیر، وسطی و صغیر تقسیم می‌‌شود؛ اما کیفیت [[خواندن]] انواع [[نمازها]] در جایی ذکر نشده است و چندان نیز روشن نیست. این [[نمازها]] به‌صورت فرادا خوانده می‌‌شود و [[حرمت]] [[نماز جماعت]] به [[دستور]] بهاءالله [[مشروعیت]] یافت<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۷؛ سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۱۱۹ - ۱۲۳.</ref>.
# [[قبله]]: [[قبله]] آنها [[قبر]] [[میرزا حسینعلی]] بهاست که در [[شهر]] [[عکا]] واقع شده است و این طبق [[دستور]] خود بهاءالله است که می‌‌گوید: "هنگام [[نماز]] صورت‌های خود را به سوی من برگردانید".
# [[روزه]]: [[روزه]] آنها صرفاً امساک از [[خوردن و آشامیدن]] از طلوع تا غروب [[آفتاب]] است و به مدت ۱۹ روز است؛ زیرا سال آنها بنا بر تصریح [[میرزا حسینعلی]] در کتاب [[اقدس]]، از ۱۹ [[ماه]] و هر ماهی از ۱۹ روز که جمعاً یک سال ۳۶۱ روز تشکیل می‌‌شود، که چهار روز باقیمانده به عنوان روزهای "[[رفع القلم]]"، ایام [[جشن]] و [[خوشگذرانی]] [[بهائیان]] [[تعیین]] شده است. [[عید فطر]] آنها نیز مصادف با روز [[عید]] [[نوروز]] است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۸.</ref>.
# [[حج]]:[[حج]] آنها [[خانه]] [[سید]] علی‌محمد در [[شیراز]] و [[خانه]] محل سکونت [[حسینعلی نوری]] در [[بغداد]] است. اجرای [[اعمال]] [[حج]] نیز زمان خاصی ندارد [[حج]] به مردان اختصاص دارد.
# [[ازدواج]]:[[ازدواج]] با [[محارم]] مانند [[مادر]]، [[خواهر]] و دختر جایز است. تنها [[ازدواج]] با [[زن]] [[پدر]] [[حرام]] است. [[سید]] علی‌محمد به صراحت در کتاب [[بیان]] می‌‌گوید:[[ازدواج]] [[خواهر]] و [[برادر]] [[حلال]] است. همچنین حسینعلی بر آن تأکید می‌‌کند. درباره [[تعدد زوجات]] نیز [[عبدالبهاء]] و [[شوقی افندی]] بر تک همسری تأکید کرده‌اند؛ اما در کتاب [[اقدس]]، دو همسری در زمان [[واحد]] مجاز و [[حلال]] شمرده شده است. وی خود نیز لااقل سه [[زن]] داشته که از آنها دارای [[فرزند]] بوده است. [[ازدواج موقت]]، در این [[آیین]] [[حرام]] است.
#حدود: در [[سرقت]] مرتبه اول، دزد را [[تبعید]] می‌‌کنند؛ مرتبه دوم او را زندانی کرده، بار سوم علامتی در پیشانی او می‌‌گذارند. دیه [[زنا]] نه مثقال طلا برای [[بیت العدل]] است که در صورت تکرار دو برابر خواهد شد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۸؛ سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۹۵-۱۹۷.</ref>.
# [[اقتصادی]]:[[ربا]] را به خاطر تعطیل نشدن [[امور جامعه]] جایز می‌‌دانند.
#تقدس [[عدد نوزده]]: پس از آنکه ۱۸ نفر از [[شیخیه]] در [[ترویج]] [[تفکرات]] باب تلاش زیادی کردند، [[علی محمد باب]] آنها را "حروف [[حی]]" نامید که به حساب ابجد ۱۸ و با خود او ۱۹ می‌شوند. او همچنین کتاب [[بیان]] را به ۱۹ [[واحد]] و هر باب را به ۱۹ باب تقسیم کرد. در مجموع، عدد ۱۹ دارای [[قداست]] زیادی نزد [[بهائیان]] است. هر [[بهایی]] وقتی اموالش به یکصد مثقال رسید، باید نوزده مثقال آن را به دستگاه [[رهبری]] بهائیت بپردازد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۹.</ref>.
#حلیت امور فردی: استفاده از [[حجاب]] را جایز نمی‌دانند. همچنین جواز [[غنا]] و تراشیدن ریش و [[پاک]] بودن تمام اشیا، حتی سگ و خوک از دیگر [[احکام]] فردی بهائیت است.
# [[مکان‌های مقدس]]: [[بیت‌العدل]] [[جهانی]] در [[حیفای فلسطین]] اشغالی قرار دارد. آنها بیت‌العدل‌های محله‌ای و ملی دارند که با عنوان "[[مشرق الاذکار]]" نام گرفته است که مرکز [[امور عبادی]] و کارهای تشکیلاتی آنها می‌‌باشد و دارای تقدس‌اند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۸؛ سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۹۵-۱۹۷.</ref>.
# [[نهی از دخالت در سیاست]]: [[بهائیان]] به شدت از دخالت در [[سیاست]] [[نهی]] شده‌اند<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۹۵-۱۹۷.</ref>.
==انشعابات [[بهائیان]]==
*در میان [[بهائیان]] چند انشعاب و [[اختلاف]] داخلی به وجود آمد:
#ازلیه: ازلی‌ها که قدیمی‌تر از [[بهائیه]] هستند، معتقدند که باب، کتاب [[بیان]] را ۱۹ [[واحد]] و هر واحدی ۱۹ باب بوده است، تمام نکرد و تکمیل آن را به عهده [[صبح ازل]] سپرده است؛ اما بهاءالله [[حق]] او را [[غصب]] کرد و [[صبح ازل]] به این کار موفق نشد. لذا به [[ازلیه ]]"بیانی" نیز گفته می‌‌شود<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۸؛ سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۹۵-۱۹۷.</ref>.
# [[بهائیان]] ارتدوکسی: پس از [[مرگ]] [[شوقی افندی]] که تصمیم‌گیری امور مربوط به بهائیت به دست شورای نه نفره [[بیت‌العدل]] افتاد، شخصی به نام چارلز میس‌ریمی آمریکایی [[فرزند]] یکی از [[روحانیون]] کلیسای ارتدوکس به توصیۀ خود [[شوقی افندی]] ادعای [[جانشینی]] او را نمود؛ اما [[بهائیان]] ساکن [[اسرائیل]] با او [[مخالفت]] کردند. او نیز اعلام کرد: من [[بیت‌العدل]] را قبول ندارم و خود را به عنوان [[رهبر]] [[بهائیان]] معرفی نمود، که به دسته اول "[[بهائیان]] بیت‌العدلی" و به گروه دوم "[[بهائیان]] ارتدوکسی" گفته می‌‌شود. این دو دسته با هم [[اختلافات]] زیادی دارند. گروه دوم در کشورهایی مانند [[آمریکا]]، [[هندوستان]] و استرالیا پراکنده‌اند.
# [[اسماء الله]]: گروه دیگر به نام "[[بهائی]] [[اسماءالله]]" به [[رهبری]] شخصی به نام [[جمشید معانی]] هستند. او یک ایرانی است که خود را [[اسماءالله]] نامید. این گروه در کشورهای اندونزی، [[پاکستان]]، [[آمریکا]] و [[هندوستان]] [[زندگی]] می‌‌کنند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۹.</ref>.
==مقدمه==
==مقدمه==
*فرقه‌‏ای منشعب از [[آیین]] بابی، [[پیروان]] بهاء اللّه‏.
*فرقه‌‏ای منشعب از [[آیین]] بابی، [[پیروان]] بهاء اللّه‏.
۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش