←برهان در اصطلاح
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
* [[برهان]] در اصطلاح اهل [[منطق]] یکی از صناعات [[خمس]] "[[برهان]]، [[جدل]]، [[خطابه]]، مغالطه، [[شعر]]" بوده، قیاسی است که از [[یقینیات]] (اوّلیات، مشاهدات، تجربیّات، متواترات، حدسیّات، فطریّات) تشکیل شده باشد<ref>النجاة، ص۶۰، ۶۶؛ الاشارات، ج۱، ص۲۸۷، ۲۸۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | * [[برهان]] در اصطلاح اهل [[منطق]] یکی از صناعات [[خمس]] "[[برهان]]، [[جدل]]، [[خطابه]]، مغالطه، [[شعر]]" بوده، قیاسی است که از [[یقینیات]] (اوّلیات، مشاهدات، تجربیّات، متواترات، حدسیّات، فطریّات) تشکیل شده باشد<ref>النجاة، ص۶۰، ۶۶؛ الاشارات، ج۱، ص۲۸۷، ۲۸۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
*مترجمان در [[نهضت]] ترجمه کلمه [[برهان]] را معادلِ یونانی "اپودیکسیس" در [[منطق]] ارسطو قرار دادهاند و [[فارابی]] معرّب آن را "افوذوطیقا" و ابنندیم "ابودیقطیقا" گفتهاند. این لفظ یونانی و معادل لاتین آن یعنی "دمونستراسیو" (Demonstratio) نیز در ریشه لغت به معنای نشان دادن است<ref>دانشنامه جهان اسلام، ج۳، ص۲۷۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | *مترجمان در [[نهضت]] ترجمه کلمه [[برهان]] را معادلِ یونانی "اپودیکسیس" در [[منطق]] ارسطو قرار دادهاند و [[فارابی]] معرّب آن را "افوذوطیقا" و ابنندیم "ابودیقطیقا" گفتهاند. این لفظ یونانی و معادل لاتین آن یعنی "دمونستراسیو" (Demonstratio) نیز در ریشه لغت به معنای نشان دادن است<ref>دانشنامه جهان اسلام، ج۳، ص۲۷۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
*منطقیان [[برهان]] را با توجّه به نوع نسبتی که میان حدّ وسط و حدّاکبر آن است به سه قسم تقسیم کردهاند: | *منطقیان [[برهان]] را با توجّه به نوع نسبتی که میان حدّ وسط و حدّاکبر آن است به سه قسم تقسیم کردهاند: | ||
*[[برهان]] شریفترین جزء [[منطق]] بلکه مقصود اصلی از آن است<ref>لغت نامه، ج۳، ص۴۰۴۶، «[[برهان]]».</ref>، زیرا تنها قیاسی است که نتیجه آن [[یقینی]] و ملاک رسیدن به واقع است و [[انسان]] [[حق]] طلب حتّی در صورتی که به طور انفرادی [[زندگی]] کند بدان نیازمندو از آن ناگزیر است، برخلاف دیگر | #[[برهان]] لمّی که [[برهان]] مطلق نیز نامیده میشود و آن [[برهان]]ی است که حدّ وسط آن، علّتِ حدّاکبر باشد. | ||
#[[برهان]] انّی مطلق که [[برهان]] شبه لمّ نیز خوانده میشود، و آن [[برهان]]ی است که حدّ وسط آن، ملازمِ حدّ اکبر و هر دو، معلول یک علّت باشند. | |||
#[[دلیل]]، که طبق اصطلاح مشهور [[برهان]] إنّی همین قسم است و آن [[برهان]]ی است که حدّ وسط آن، معلول حدّاکبر باشد<ref>الشفاء، ص۷۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | |||
*[[برهان]] شریفترین جزء [[منطق]] بلکه مقصود اصلی از آن است<ref>لغت نامه، ج۳، ص۴۰۴۶، «[[برهان]]».</ref>، زیرا تنها قیاسی است که نتیجه آن [[یقینی]] و ملاک رسیدن به واقع است و [[انسان]] [[حق]] طلب حتّی در صورتی که به طور انفرادی [[زندگی]] کند بدان نیازمندو از آن ناگزیر است، برخلاف دیگر قیاسهای منطقی، زیرا: | |||
#نتیجه آنها [[یقینی]] نیست و ازاینرو نمیتوانند ملاک رسیدن به واقع باشند. | |||
#تا وقتی که [[انسان]] در [[اجتماع]] نباشد و با دیگران به تبادل [[افکار]] نپردازد به آنها نیازی ندارد <ref>الشفاء، ص۵۴.</ref>؛ به دیگر بیان، [[حقیقت]] [[برهان]] چیزی جز تکیه بر معلومات [[بدیهی]] و روشن برای [[استنتاج]] مجهولات نظری و تاریک نیست و این همان راهی است که [[انسان]] متفکّر ـ دانسته یا ندانسته ـ فطرتاً در برابر آن [[خاضع]] است و در حلّ [[مشکلات]] [[فکری]] و معضلات [[اعتقادی]] خویش چارهای جز پیمودن آن ندارد<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | |||
==[[برهان]] در قران کریم== | ==[[برهان]] در قران کریم== | ||