برهان در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←نفی برهان از کفر و شرک
| خط ۷۴: | خط ۷۴: | ||
*[[منطق]] [[برهان]]طلبی [[اسلام]] از محتوای قویّ و غنیّ آن حکایت میکند، زیرا [[سعی]] دارد با [[مخالفان]] خود نیز برخوردی منطقی داشته باشد. چگونه ممکن است از دیگران [[برهان]] مطالبه کند و خود به آن بیاعتنا باشد؟! [[آیات قرآن]] [[مجید]] سرشار از استدلهای منطقی و [[براهین]] [[علمی]] در سطوح مختلف برای مسائل گوناگون است و این درست برخلاف چیزی است که [[مسیحیت]] [[تحریف]] یافته امروز بر آن تأکید میکند و [[مذهب]] را تنها کار «[[دل]]» دانسته، «[[عقل]]» را از آن [[بیگانه]] معرفی میکند، و حتّی تضادّهای [[عقلی]] (همچون [[توحید]] در [[تثلیث]]) را در [[مذهب]] میپذیرد و به همین سبب به انواع [[خرافات]] اجازه ورود به [[مذهب]] میدهد، در حالی که اگر [[مذهب]] از [[عقل]] و [[استدلال]] تهی شود هیچ دلیلی بر حقّانیت آن نیست و آن [[مذهب]] و ضدّ آن یکسان خواهد بود. [[عظمت]] این برنامه [[اسلامی]] (تکیه بر [[برهان]] و [[دعوت]] [[مخالفان]] به [[استدلال]] منطقی) هنگامی آشکارتر میشود که توجّه کنیم [[اسلام]] از محیطی [[آشکار]] شد که بیشترین محتوای [[فکری]] محیط را [[خرافات]] بیپایه و مسائل غیر منطقی تشکیلمیداد<ref>نمونه، ج۱۵، ص۵۲۳.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | *[[منطق]] [[برهان]]طلبی [[اسلام]] از محتوای قویّ و غنیّ آن حکایت میکند، زیرا [[سعی]] دارد با [[مخالفان]] خود نیز برخوردی منطقی داشته باشد. چگونه ممکن است از دیگران [[برهان]] مطالبه کند و خود به آن بیاعتنا باشد؟! [[آیات قرآن]] [[مجید]] سرشار از استدلهای منطقی و [[براهین]] [[علمی]] در سطوح مختلف برای مسائل گوناگون است و این درست برخلاف چیزی است که [[مسیحیت]] [[تحریف]] یافته امروز بر آن تأکید میکند و [[مذهب]] را تنها کار «[[دل]]» دانسته، «[[عقل]]» را از آن [[بیگانه]] معرفی میکند، و حتّی تضادّهای [[عقلی]] (همچون [[توحید]] در [[تثلیث]]) را در [[مذهب]] میپذیرد و به همین سبب به انواع [[خرافات]] اجازه ورود به [[مذهب]] میدهد، در حالی که اگر [[مذهب]] از [[عقل]] و [[استدلال]] تهی شود هیچ دلیلی بر حقّانیت آن نیست و آن [[مذهب]] و ضدّ آن یکسان خواهد بود. [[عظمت]] این برنامه [[اسلامی]] (تکیه بر [[برهان]] و [[دعوت]] [[مخالفان]] به [[استدلال]] منطقی) هنگامی آشکارتر میشود که توجّه کنیم [[اسلام]] از محیطی [[آشکار]] شد که بیشترین محتوای [[فکری]] محیط را [[خرافات]] بیپایه و مسائل غیر منطقی تشکیلمیداد<ref>نمونه، ج۱۵، ص۵۲۳.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
==نفی [[برهان]] از کفر و شرک== | ==نفی [[برهان]] از [[کفر]] و [[شرک]]== | ||
*گرچه خداوند متعال در چند جای کتاب خود از مشرکان و کافران خواسته تا بر دعویهای خود [[برهان]] اقامه کنند؛ ولی چون کفر و شرک اثباتپذیر نیست به طور قطع اعتقادات شرک آلودِ آنان را فاقد پایگاه [[برهان]] و منطقی اعلام میکند: {{متن قرآن|وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ }} <ref> و هر کس با خداوند خدایی دیگر (به پرستش) بخواند که [[برهان]] بر آن ندارد جز این نیست که حسابش نزد پروردگار اوست؛ بیگمان کافران رستگار نمیگردند؛ سوره مؤمنون، آیه: ۱۱۷.</ref> برخی قید {{متن قرآن|لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ}} را قید توضیحی برای خدایان ادعایی دروغین دانسته و افزودهاند: این قید میفهماند معبودی جز خدا که بر معبودیتش [[برهان]] وجود داشته باشد نیست، بلکه برعکس بر نبود چنین معبودهایی [[برهان]] قائم است<ref>المیزان، ج۱۵، ص۷۴.</ref>. برخی دیگر وجه [[برهان]] ناپذیری شرک و کفر را بطلان آن دو دانسته و گفتهاند: بطلان در واقع عدم است و عدم چیزی نیست تا [[برهان]] داشته باشد<ref>الصافی، ج۳، ص۴۱۳.</ref>. برخی هم گفتهاند: وقتی ما ارتباط افراد عالم و نظام گیتی را مینگریم و میبینیم ارتباط اجزای عالم به طوری متصّل و مرتبط به هم گردیده که یک وحدت تشکیل دادهاند علم یقینی پدید میگردد که مبدأ و ناظم آن یک حقیقت وحدانی است. شاید آیه اشاره به این مطلب باشد که ممکن نیست یک معلول دو علّت داشته باشد و آن اِله دیگری که مشرکان او را پرستش میکنند هیچ [[برهان]] برای اثبات آن ندارند<ref>مخزن العرفان، ج۹، ص۷۲.</ref>. در قرآن به طور مکرّر با این بیان که آنچه بتپرستان میپرستند جز اسمهایی بیش نیستند و خداوند سلطانی همراه آنها فرو نفرستاده است، بر بطلان بتپرستی استدلال شده، و این خود لطیفترین بیان و قاطعترین [[برهان]] است؛ زیرا اگر انسان هیچ [[برهان]] بر مدّعای خویش نداشته باشد برای او و ادّعایش چیزی جز اسمی بیمسمّا و عبارتی بیمحتوا نخواهد ماند<ref>المیزان، ج۸، ص۱۷۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | *گرچه [[خداوند متعال]] در چند جای کتاب خود از [[مشرکان]] و [[کافران]] خواسته تا بر دعویهای خود [[برهان]] اقامه کنند؛ ولی چون [[کفر]] و [[شرک]] اثباتپذیر نیست به طور [[قطع]] [[اعتقادات]] [[شرک]] آلودِ آنان را فاقد پایگاه [[برهان]] و منطقی اعلام میکند: {{متن قرآن|وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ }} <ref> و هر کس با خداوند خدایی دیگر (به پرستش) بخواند که [[برهان]] بر آن ندارد جز این نیست که حسابش نزد پروردگار اوست؛ بیگمان کافران رستگار نمیگردند؛ سوره مؤمنون، آیه: ۱۱۷.</ref> برخی قید {{متن قرآن|لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ}} را قید توضیحی برای [[خدایان]] ادعایی دروغین دانسته و افزودهاند: این قید میفهماند معبودی جز [[خدا]] که بر معبودیتش [[برهان]] وجود داشته باشد نیست، بلکه برعکس بر نبود چنین معبودهایی [[برهان]] [[قائم]] است<ref>المیزان، ج۱۵، ص۷۴.</ref>. برخی دیگر وجه [[برهان]] ناپذیری [[شرک]] و [[کفر]] را بطلان آن دو دانسته و گفتهاند: بطلان در واقع عدم است و عدم چیزی نیست تا [[برهان]] داشته باشد<ref>الصافی، ج۳، ص۴۱۳.</ref>. برخی هم گفتهاند: وقتی ما [[ارتباط]] افراد عالم و [[نظام]] [[گیتی]] را مینگریم و میبینیم [[ارتباط]] اجزای عالم به طوری متصّل و مرتبط به هم گردیده که یک [[وحدت]] تشکیل دادهاند [[علم یقینی]] پدید میگردد که مبدأ و ناظم آن یک [[حقیقت]] وحدانی است. شاید [[آیه]] اشاره به این مطلب باشد که ممکن نیست یک معلول دو علّت داشته باشد و آن اِله دیگری که [[مشرکان]] او را [[پرستش]] میکنند هیچ [[برهان]] برای [[اثبات]] آن ندارند<ref>مخزن العرفان، ج۹، ص۷۲.</ref>. | ||
*در [[قرآن]] به طور مکرّر با این بیان که آنچه [[بتپرستان]] میپرستند جز اسمهایی بیش نیستند و [[خداوند]] سلطانی همراه آنها فرو نفرستاده است، بر بطلان [[بتپرستی]] [[استدلال]] شده، و این خود لطیفترین بیان و قاطعترین [[برهان]] است؛ زیرا اگر [[انسان]] هیچ [[برهان]] بر مدّعای خویش نداشته باشد برای او و ادّعایش چیزی جز اسمی بیمسمّا و عبارتی بیمحتوا نخواهد ماند<ref>المیزان، ج۸، ص۱۷۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | |||
==اسامی و شئون [[برهان]] == | ==اسامی و شئون [[برهان]] == | ||