پرش به محتوا

مالکیت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۹٬۰۹۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۹ ژوئن ۲۰۲۰
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{ولایت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; fo...» ایجاد کرد)
 
خط ۲۴: خط ۲۴:
==رابطه [[مالکیّت]] [[حقیقی]] و اعتباری==
==رابطه [[مالکیّت]] [[حقیقی]] و اعتباری==
*در تعریف [[مالکیّت]] اشاره شد که معنای جامع در همه انحاء مالکیّت‌ها، [[قدرت]] تصرّف و تسلّط مالک بر مملوک است. چون رابطه مالک و مملوک، بنا بر مرتبه ارتباطی که با یکدیگر دارند، ذومراتب، است، پس [[قدرت]] بر [[تصرف]] نیز ذو مراتب است. اگر رابطه مالک و مملوک، امری وجودی و [[حقیقی]] باشد، مالک واقعاً [[ولایت]] تصرّف بر مملوک خود را دارد؛ مانند [[مالکیّت]] نفس [[انسانی]] بر قوا و آثار قوای خود؛ مثلاً چون [[قوه]] واهمه و یا متخیّله در درون خود متخیّلاتی را [[خلق]] می‌کند، اوّلاً، مالک آنها است و ثانیاً، [[ولایت]] کامل بر آنها دارد و به محض آنکه توجّه خود را از آنها برداشت، همگی نابود می‌شوند. سایر مالکیّت‌های متعارف فردی و جمعی، یا براساس اعتبارات و قراردادهای [[اجتماعی]] است، مانند مالکیّت‌هایی که در [[جوامع انسانی]] دائرمدار [[قوانین اجتماعی]] است، و یا [[ولایتی]] توهّمی است که مملوک براساس خیالی [[باطل]]، خود را در تسلّط دیگری قرار می‌دهد؛ چنان‌که [[خداوند]]، [[ولایت شیطان]] را از این قبیل برمی‌شمارد: {{متن قرآن|وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا}}<ref>«و هر که به جای خداوند، شیطان را به یاوری برگزیند زیانی آشکار کرده است» سوره نساء، آیه ۱۱۹.</ref><ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۴۵۶.</ref>.
*در تعریف [[مالکیّت]] اشاره شد که معنای جامع در همه انحاء مالکیّت‌ها، [[قدرت]] تصرّف و تسلّط مالک بر مملوک است. چون رابطه مالک و مملوک، بنا بر مرتبه ارتباطی که با یکدیگر دارند، ذومراتب، است، پس [[قدرت]] بر [[تصرف]] نیز ذو مراتب است. اگر رابطه مالک و مملوک، امری وجودی و [[حقیقی]] باشد، مالک واقعاً [[ولایت]] تصرّف بر مملوک خود را دارد؛ مانند [[مالکیّت]] نفس [[انسانی]] بر قوا و آثار قوای خود؛ مثلاً چون [[قوه]] واهمه و یا متخیّله در درون خود متخیّلاتی را [[خلق]] می‌کند، اوّلاً، مالک آنها است و ثانیاً، [[ولایت]] کامل بر آنها دارد و به محض آنکه توجّه خود را از آنها برداشت، همگی نابود می‌شوند. سایر مالکیّت‌های متعارف فردی و جمعی، یا براساس اعتبارات و قراردادهای [[اجتماعی]] است، مانند مالکیّت‌هایی که در [[جوامع انسانی]] دائرمدار [[قوانین اجتماعی]] است، و یا [[ولایتی]] توهّمی است که مملوک براساس خیالی [[باطل]]، خود را در تسلّط دیگری قرار می‌دهد؛ چنان‌که [[خداوند]]، [[ولایت شیطان]] را از این قبیل برمی‌شمارد: {{متن قرآن|وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا}}<ref>«و هر که به جای خداوند، شیطان را به یاوری برگزیند زیانی آشکار کرده است» سوره نساء، آیه ۱۱۹.</ref><ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۴۵۶.</ref>.
==[[مالکیّت]] [[رسول خدا]]{{صل}} بر عالم==
*همه [[دنیا]] و مافیها از آن [[رسول خدا]]{{صل}} است و هرگونه [[مالکیّت]] و نیز [[فرمانروایی]] سایر افراد، منوط به [[اذن]] آن [[حضرت]] است. اولویّت [[رسول خدا]]{{صل}} بر [[جان]] [[انسان‌ها]]، مورد تصریح [[قرآن]] است؛ پس به طریق اولی، ایشان بر [[اموال]] [[انسان‌ها]] نیز اولویّت دارند.
*اساساً جواز [[حکم جهاد]] توسط ایشان، با همه تبعاتش، از جمله [[شهادت]] [[مؤمنین]] و کشته شدن [[کفّار]] و [[تخریب]] [[شهرها]] و خانه‌ها و [[اموال]]، مبتنی بر همین [[ولایتی]] است که [[خداوند]] به ایشان عطا نموده است. این موضوع در [[روایات]] متعدد بیان گردیده که در اینجا نمونه‌هایی از آن را ذکر می‌کنیم.{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الرَّيَّانِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى الْعَسْكَرِيِّ{{ع}} جُعِلْتُ فِدَاكَ رُوِيَ لَنَا أَنْ لَيْسَ لِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا الْخُمُسُ فَجَاءَ الْجَوَابُ إِنَّ الدُّنْيَا وَ مَا عَلَيْهَا لِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}}}} <ref>الکافی (ط. الإسلامیه، ۱۴۰۷ ه.ق.)، ج۱، ص۴۰۸.</ref>، {{متن حدیث|عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ{{ع}} وَ أَقْطَعَهُ الدُّنْيَا قَطِيعَةً فَمَا كَانَ لآِدَمَ{{ع}} فَلِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ مَا كَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ فَهُوَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}} <ref>الکافی (ط. الإسلامیه، ۱۴۰۷ ه.ق.)، ج۱، ص۴۰۸.</ref>
*به تعبیر [[امام باقر]]{{ع}}: {{متن حدیث|الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ لِرَسُولِهِ وَ لَنَا...}}<ref>الکافی (ط. الإسلامیه، ۱۴۰۷ ه.ق.)، ج۱، ص۴۰۸.</ref><ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۵۰۹-۵۱۰.</ref>.
==[[مالکیّت]] [[امام]] بر [[جهان]]==
*در میان [[اصحاب]]، برخی [[گمان]] می‌کردند که سهم [[رسول خدا]]{{صل}} و [[امام]] در [[اموال]] [[مردم]]، تنها [[خمس]] و سایر [[حقوق]] [[شرعی]] است<ref>{{متن حدیث|عَنِ السَّرِيِّ بْنِ الرَّبِيعِ قَالَ:لَمْ يَكُنِ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ يَعْدِلُ بِهِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ شَيْئاً وَ كَانَ لَا يَغُبُّ إِتْيَانَهُ‌ثُمَّ انْقَطَعَ عَنْهُ وَ خَالَفَهُ وَ كَانَ سَبَبُ ذَلِكَ أَنَّ أَبَا مَالِكٍ الْحَضْرَمِيَّ كَانَ أَحَدَ رِجَالِ هِشَامٍ وَ وَقَعَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ مُلَاحَاةٌ فِي شَيْ‌ءٍ مِنَ الْإِمَامَةِ قَالَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ الدُّنْيَا كُلُّهَا لِلْإِمَامِ{{ع}}عَلَى جِهَةِ الْمِلْكِ وَ إِنَّهُ أَوْلَى بِهَا مِنَ الَّذِينَ هِيَ فِي أَيْدِيهِمْ وَ قَالَ أَبُو مَالِكٍ لَيْسَ كَذَلِكَ أَمْلَاكُ النَّاسِ لَهُمْ إِلَّا مَا حَكَمَ اللَّهُ بِهِ لِلْإِمَامِ مِنَ الْفَيْ‌ءِ وَ الْخُمُسِ وَ الْمَغْنَمِ فَذَلِكَ لَهُ وَ ذَلِكَ أَيْضاً قَدْ بَيَّنَ اللَّهُ لِلْإِمَامِ أَيْنَ يَضَعُهُ وَ كَيْفَ يَصْنَعُ بِهِ فَتَرَاضَيَا بِهِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ وَ صَارَا إِلَيْهِ فَحَكَمَ هِشَامٌ لِأَبِي مَالِكٍ عَلَى ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ فَغَضِبَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ وَ هَجَرَ هِشَاماً بَعْدَ ذَلِكَ}} (ط. الإسلامیه، ۱۴۰۷ ه.ق.)، ج۱، ص۴۰۸).</ref>. از همین رو، سؤالات فراوانی در این زمینه از محضر آن حضرات می‌پرسیدند. پاسخ [[ائمه]]{{عم}} به این قبیل سؤالات چنین بود که عقلاً و به صریح [[نقل]] [[قرآن]]، همه ملکیّت‌ها از آن [[خداوند]] است و از او به [[رسول خدا]]{{صل}} و [[امام]] واگذار شده است: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: قُلْتُ لَهُ أَ مَا عَلَى الْإِمَامِ زَكَاةٌ فَقَالَ أَحَلْتَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ أَ مَا عَلِمَتْ أَنَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ لِلْإِمَامِ يَضَعُهَا حَيْثُ يَشَاءُ وَ يَدْفَعُهَا إِلَى مَنْ يَشَاءُ جَائِزٌ لَهُ ذَلِكَ مِنَ اللَّهِ}}<ref>الکافی (ط. الإسلامیه، ۱۴۰۷ ق.)، ج۱، ص۴۰۸.</ref>.
*به همین ترتیب، گستره [[ولایت امام]] مانند [[رسول خدا]]{{صل}} است. در این خصوص می‌توان به بیان [[نبوی]]{{صل}} در [[خطبه]] معروف [[غدیر]] درباره [[امر الهی]] اشاره نمود. هرچند که این [[روایت شریف]]، خود [[دلیل نقلی]] مستقلّی بر [[ولایت علوی]]{{ع}} است، ولی سیر بیان [[پیامبر اسلام]]{{صل}} به خوبی ارائه‌دهنده برهانی برای [[اثبات]] گستره [[ولایت امام]] در میان [[مردم]] نیز هست.
*توضیح آنکه: در [[حدیث شریف]] [[غدیر]] آمده که [[رسول اکرم]]{{صل}} در ابتدا از [[مردم]] درباره گستره [[ولایت]] خودشان و تقدّم آن بر همه ولایت‌ها قرار گرفتند؛ بدین ترتیب که فرمودند: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ هَلْ تَعْلَمُونَ مَنْ وَلِيُّكُمْ فَقَالُوا نَعَمْ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ، ثُمَّ قَالَ{{صل}} أَ لَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ قَالُوا بَلَى، قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ فَأَعَادَ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ ثَلَاثاً- كُلَّ ذَلِكَ يَقُولُ مِثْلَ قَوْلِهِ الْأَوَّلِ- وَ يَقُولُ النَّاسُ كَذَلِكَ وَ يَقُولُ اللَّهُمَّ اشْهَدْ}}.
*سپس [[رسول خدا]]{{صل}} تصریح فرمودند که همان مرتبه و گستره [[ولایت]] برای امیرالمؤمنین علی{{ع}} نیز وجود دارد: {{متن حدیث|أَلَا مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ- اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ- وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ- وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ- ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ- اللَّهُمَّ اشْهَدْ عَلَيْهِمْ وَ أَنَا مِنَ الشَّاهِدِينَ}}.
*نکته مهم در این [[روایت]] آن است که بلافاصله پس از بیانات [[حضرت]]، برخی از [[اصحاب]] مشهور و بنامِ [[رسول‌الله]]{{صل}} از ایشان سؤال کردند که آیا [[نصب]] چنین [[ولایتی]] نظر [[نبوی]] است و یا فرمانی [[الهی]] است؟ و [[رسول اکرم]]{{صل}} همه را به [[خداوند]] نسبت دادند<ref>تفسیر القمی (ط. دارالکتاب، ۱۴۰۴ ه.ق.)، ج۱، ص۱۷۴؛ الأمالی (للصدوق) (ط. کتابچی، ۱۳۷۶ ه.ق.)، ص۱۲۲: المجلس السادس و العشرون.</ref>.
*[[شاهد]] دیگر بر این مطلب، [[روایت]] [[عبدالله بن ابی‌هُذَیل]] است که [[شیخ صدوق]] در خصال خود، با اسناد معتبر [[نقل]] می‌کند. او از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[امامت]] و محدوده آن سؤالاتی می‌نماید و [[حضرت]] در پاسخ، به نکات مهمّی اشاره می‌کنند که در ادامه ذکر می‌گردد: {{متن حدیث|حَدَّثَنَا تَمِيمُ بْنُ بُهْلُولٍ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِي الْهُذَيْلِ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْإِمَامَةِ فِيمَنْ تَجِبُ وَ مَا عَلَامَةُ مَنْ تَجِبُ لَهُ الْإِمَامَةُ فَقَالَ إِنَّ الدَّلِيلَ عَلَى ذَلِكَ وَ الْحُجَّةَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْقَائِمَ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ وَ النَّاطِقَ بِالْقُرْآنِ وَ الْعَالِمَ بِالْأَحْكَامِ أَخُو نَبِيِّ اللَّهِ وَ خَلِيفَتُهُ عَلَى أُمَّتِهِ وَ وَصِيُّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَلِيُّهُ الَّذِي كَانَ مِنْهُ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى الْمَفْرُوضُ الطَّاعَةِ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> الْمَوْصُوفُ بِقَوْلِهِ {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref>}}.
*نکته اول در این [[روایت]] آن است که، بیانات [[روایت]]، هرچند پاسخ سؤال [[ابن‌بهلول]] از [[عبدالله بن ابی‌هُذَیل]] است، ولی در پایان [[روایت]]، می‌گوید که همه این مطالب را از [[امام صادق]]{{ع}} گرفته و بازگو نموده است.
*دوم آنکه: [[امام]]{{ع}} در ابتدا اوصاف [[مقام امامت]] را ذکر می‌کنند که باید [[حجّت]] بر [[مردم]] در [[اعتقادات دینی]] و اعمالشان باشد و در [[امور اجتماعی]]، [[قائم]] بر امور آنها محسوب شود. لفظ "[[قیام]]" بر یک امر، در جایی به کار می‌رود که شخص، [[ولایت]] بر امری داشته باشد؛ چنان‌که در ادامه، [[امام]] شواهد دیگری بر این امر بیان می‌نمایند؛ مثلاً [[امام]] باید [[خلیفة]] [[رسول خدا]]{{صل}} بر [[امّت]] و [[وصیّ]] و [[ولیّ]] ایشان باشد که نازل‌منزله [[رسول خدا]]{{صل}} در میان [[مردم]] محسوب می‌شود؛ مانند جناب [[هارون]]{{ع}} برای [[حضرت موسی]]{{ع}}.
*نکته سوم آنکه، [[امام]]{{ع}} پس از بیان این توضیحات، به معنای "[[اطاعت]]" در [[آیه]] {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ}}<ref>«از خداوند فرمان برید و از پیامبر» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> استناد می‌نمایند که اگر حوزه [[اطاعت از خداوند]] و رسولش{{صل}}، در همه امور فردی، [[اجتماعی]]، [[عبادی]] و [[حکومتی]] است و هر فرد [[مسلمان]]- بنا بر عبودیّتی که نسبت به [[خداوند]] دارد- باید در همه امور خود [[مطیع]] [[اوامر الهی]] باشد، در همین سیاق، [[اطاعت]] مطلق از [[خداوند]]، به [[رسول]]{{صل}} و [[اولی الامر]] منتقل می‌گردد.
*{{متن حدیث|الْمَدْعُوُّ إِلَيْهِ بِالْوَلَايَةِ الْمُثْبَتُ لَهُ الْإِمَامَةُ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ بِقَوْلِ الرَّسُولِ{{صل}} عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَ لَسْتُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ قَالُوا بَلَى قَالَ فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ أَعِنْ مَنْ أَعَانَهُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِمَامُ الْمُتَّقِينَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ أَفْضَلُ الْوَصِيِّينَ وَ خَيْرُ الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}}}.
*توضیح: [[امام]]{{ع}} در ادامه، [[مقام]] [[ولایت حضرت علی]]{{ع}} را با بیان [[رسول خدا]]{{صل}} در روز [[عید غدیر]] [[تبیین]] می‌نمایند؛ بدین ترتیب که [[رسول اکرم]]{{صل}} در ابتدا محدوده [[ولایت]] خود را به استناد [[قرآن]] برای [[مردم]] روشن کردند و [[اقرار]] گرفتند که اگر هرکس بر [[مال]] و [[جان]] خود عقلاً و عرفاً [[ولایت]] دارد، [[ولایت]] [[رسول]] [[الهی]]{{صل}} بر آنها، مقدّم از [[ولایت]] خودشان است. در این سیاق، [[امام]]{{ع}} همان [[ولایت]] را برای [[حضرت علی]]{{ع}} و سایر [[ائمه]]{{عم}} [[اثبات]] می‌نمایند. به این ترتیب، در [[فرهنگ]] [[اهل‌بیت]]{{عم}}، [[ولایت امام]] از نظر [[اجتماعی]]، در [[مقام رهبری]] و [[خلافت]] بر [[مردم]] است و سایر امارت‌ها و ولایت‌های [[سیاسی]] و [[حکومتی]]، با تنفیذ [[امام]] قابل [[اجرا]] است.
در ادامه، [[امام صادق]]{{ع}} همان [[ولایت]] [[نبوی]]{{صل}} و [[علوی]]{{ع}} را برای همه حضرات [[ائمه]][[معصومین]]{{عم}}، یک به یک مورد تصریح قرار می‌دهند: {{متن حدیث|وَ بَعْدَهُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ الْحُسَيْنُ سِبْطَا رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ ابْنَا خَيْرِ النِّسْوَانِ أَجْمَعِينَ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ ابْنُ الْحَسَنِ{{ع}} إِلَى يَوْمِنَا هَذَا وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ وَ هُمْ عِتْرَةُ الرَّسُولِ صالْمَعْرُوفُونَ بِالْوَصِيَّةِ وَ الْإِمَامَةِ وَ لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ حُجَّةٍ مِنْهُمْ فِي كُلِّ عَصْرٍ وَ زَمَانٍ وَ فِي كُلِّ وَقْتٍ وَ أَوَانٍ وَ هُمُ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ أَئِمَّةُ الْهُدَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا إِلَى أَنْ يَرِثَ اللَّهُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَيْها وَ كُلُّ مَنْ خَالَفَهُمْ ضَالٌّ مُضِلٌّ تَارِكٌ لِلْحَقِّ وَ الْهُدَى وَ هُمُ الْمُعَبِّرُونَ عَنِ الْقُرْآنِ وَ النَّاطِقُونَ عَنِ الرَّسُولِ وَ مَنْ مَاتَ لَا يَعْرِفُهُمْ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً}}<ref>الخصال (صدوق) (ط. جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ ه.ش.)، ج۲، ص۴۷۹: الخلفاء و الأئمه بعد النبی{{صل}} اثناعشر{{عم}}.</ref>.
*نتیجه آنکه، [[مقام امامت]] در [[شیعه]]، علاوه بر [[ارشاد]] [[خلق]] و [[تبیین دین]]، مقامی است که سمت [[ریاست]] و اداره [[حکومت]] را بر عهده دارد و [[امّت اسلام]] نمی‌توانند هیچ [[ولایتی]] را قبل از [[ولایت]] آنان و یا بدون [[اذن]] آنان بپذیرند. به همین [[دلیل]] است که [[ولایت]] [[حکّام]] [[جور]]، مبنائاً و بنائاً [[باطل]] و غیر قابل قبول است<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۵۱۰-۵۱۴.</ref>.


==منابع==
==منابع==
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش