پرش به محتوا

تبعیض: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۹ ژوئن ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - 'لطیف' به 'لطیف'
جز (جایگزینی متن - ':{{متن قرآن' به ': {{متن قرآن')
جز (جایگزینی متن - 'لطیف' به 'لطیف')
خط ۴۴: خط ۴۴:
*آن [[حضرت]] پس از [[فتح مکه]] و در حساس‌ترین لحظه، خطبه‌ای بیان فرمود و [[مساوات]] [[اسلامی]] را این‌گونه بر همگان اعلام کرد: "ای [[مردم]]! [[آگاه]] باشید که پروردگارتان یکی است و پدرتان نیز یکی است؛ بنابراین، بدانید که نه [[عرب]] بر [[عجم]] و نه [[عجم]] بر [[عرب]]، و نه سیاه بر سفید و نه سفید بر سیاه، هیچ [[برتری]] ندارد، مگر به [[تقوا]]. آیا این [[حقیقت]] را [[ابلاغ]] کردم؟ گفتند: آری، فرمود: حاضران آن را به غایبان [[ابلاغ]] کنند"<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ أَلَا إِنَّ رَبِّكُمْ وَاحِدٌ وَ إِنَّ أَبَاكُمْ وَاحِدٌ أَلَا لَا فَضْلَ لِعَرَبِيٍ عَلَى عَجَمِيٍ وَ لَا لِعَجَمِيٍّ عَلَى عَرَبِيٍّ وَ لَا لِأَسْوَدَ عَلَى أَحْمَرَ وَ لَا لِأَحْمَرَ عَلَى أَسْوَدَ إِلَّا بِالتَّقْوَى، أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ ؟ قَالُوا: "نَعَمْ "، قَالَ: لِيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ }}؛ محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج ۱۶، ص ۳۴۲؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۸، ص ۴۸۲ و مجمع الزوائد، ج۳، ص۲۶۶.</ref>؛ همچنین ایشان در خطبه‌ای که در [[حجة الوداع]] خواندند، بار دیگر، این [[حقیقت]] را این چنین گوشزد کردند: "تمام شما از [[نسل]] آدم‌اید و [[آدم]] از [[خاک]] آفریده شده است و در [[حقیقت]]، گرامی‌ترین شما با تقواترین شماست..."<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ رَبَّكُمْ وَاحِدٌ وَ إِنَّ أَبَاكُمْ وَاحِدٌ كُلُّكُمْ لِآدَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُرَابٍ، إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ وَ لَيْسَ لِعَرَبِيٍّ عَلَى عَجَمِيٍّ فَضْلٌ إِلَّا بِالتَّقْوَى...}}؛ حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص ۳۴؛ تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۱۱۰ و امتاع الاسماع، ج ۱، ص ۳۹۳.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۵۷.</ref>
*آن [[حضرت]] پس از [[فتح مکه]] و در حساس‌ترین لحظه، خطبه‌ای بیان فرمود و [[مساوات]] [[اسلامی]] را این‌گونه بر همگان اعلام کرد: "ای [[مردم]]! [[آگاه]] باشید که پروردگارتان یکی است و پدرتان نیز یکی است؛ بنابراین، بدانید که نه [[عرب]] بر [[عجم]] و نه [[عجم]] بر [[عرب]]، و نه سیاه بر سفید و نه سفید بر سیاه، هیچ [[برتری]] ندارد، مگر به [[تقوا]]. آیا این [[حقیقت]] را [[ابلاغ]] کردم؟ گفتند: آری، فرمود: حاضران آن را به غایبان [[ابلاغ]] کنند"<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ أَلَا إِنَّ رَبِّكُمْ وَاحِدٌ وَ إِنَّ أَبَاكُمْ وَاحِدٌ أَلَا لَا فَضْلَ لِعَرَبِيٍ عَلَى عَجَمِيٍ وَ لَا لِعَجَمِيٍّ عَلَى عَرَبِيٍّ وَ لَا لِأَسْوَدَ عَلَى أَحْمَرَ وَ لَا لِأَحْمَرَ عَلَى أَسْوَدَ إِلَّا بِالتَّقْوَى، أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ ؟ قَالُوا: "نَعَمْ "، قَالَ: لِيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ }}؛ محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج ۱۶، ص ۳۴۲؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۸، ص ۴۸۲ و مجمع الزوائد، ج۳، ص۲۶۶.</ref>؛ همچنین ایشان در خطبه‌ای که در [[حجة الوداع]] خواندند، بار دیگر، این [[حقیقت]] را این چنین گوشزد کردند: "تمام شما از [[نسل]] آدم‌اید و [[آدم]] از [[خاک]] آفریده شده است و در [[حقیقت]]، گرامی‌ترین شما با تقواترین شماست..."<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ رَبَّكُمْ وَاحِدٌ وَ إِنَّ أَبَاكُمْ وَاحِدٌ كُلُّكُمْ لِآدَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُرَابٍ، إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ وَ لَيْسَ لِعَرَبِيٍّ عَلَى عَجَمِيٍّ فَضْلٌ إِلَّا بِالتَّقْوَى...}}؛ حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص ۳۴؛ تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۱۱۰ و امتاع الاسماع، ج ۱، ص ۳۹۳.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۵۷.</ref>
*[[نقل]] از [[مالک اشعری]]، آن [[حضرت]] در جای دیگری فرمود: "بی‌[[گمان]]، [[خداوند]] به نژادها، [[خانواده]]‌ها، بدن‌ها و دارایی‌های شما نظر ندارد؛ بلکه به قلب‌های شما می‌نگرد و به کسی که [[قلب]] صالحی دارد مهر و [[رحمت]] می‌ورزد و شما همگی آدم‌اید و محبوب‌ترین شما نزد [[خدا]] با تقواترین شماست"<ref>{{متن حدیث| انَّ اللَّهَ لَا يَنْظُرُ الَىَّ احسابكم وَ لَا الَىَّ أَنْسَابِكُمْ وَ لَا إِلَى أَجْسَامُكُمْ وَ لَا الَىَّ أَمْوَالِكُمْ وَ لَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ ، فَمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبُ صَالِحٍ تَحَنَّنْ اللَّهِ عَلَيْهِ ، وَ أَنَّمَا أَنْتُمْ بَنُو آدَمَ وَ أَحَبَّكُمْ اليه أَتْقَاكُمْ }}؛ تحف العقول، ص ۳۴ و الجامع لاحکام القرآن، ص ۳۴۲.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۵۷-۲۵۸.</ref>
*[[نقل]] از [[مالک اشعری]]، آن [[حضرت]] در جای دیگری فرمود: "بی‌[[گمان]]، [[خداوند]] به نژادها، [[خانواده]]‌ها، بدن‌ها و دارایی‌های شما نظر ندارد؛ بلکه به قلب‌های شما می‌نگرد و به کسی که [[قلب]] صالحی دارد مهر و [[رحمت]] می‌ورزد و شما همگی آدم‌اید و محبوب‌ترین شما نزد [[خدا]] با تقواترین شماست"<ref>{{متن حدیث| انَّ اللَّهَ لَا يَنْظُرُ الَىَّ احسابكم وَ لَا الَىَّ أَنْسَابِكُمْ وَ لَا إِلَى أَجْسَامُكُمْ وَ لَا الَىَّ أَمْوَالِكُمْ وَ لَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ ، فَمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبُ صَالِحٍ تَحَنَّنْ اللَّهِ عَلَيْهِ ، وَ أَنَّمَا أَنْتُمْ بَنُو آدَمَ وَ أَحَبَّكُمْ اليه أَتْقَاكُمْ }}؛ تحف العقول، ص ۳۴ و الجامع لاحکام القرآن، ص ۳۴۲.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۵۷-۲۵۸.</ref>
*از نمونه‌های بارز [[مساوات]] [[اجتماعی]] در [[سیره پیامبر]]{{صل}} [[ازدواج]] جویبر و ذلفا است. جویبر از اهالی یمامه و از [[مسلمانان]] [[خالص]] و مردی کوتاه قامت، [[زشت]] رو و و تنگدست بود؛ اما [[باطنی]] زیبا و روحی [[لطیف]] داشت. روزی [[پیامبر]]{{صل}} به او گفت: "چه خوب است که با [[ازدواج]]، [[پاکدامنی]] خود را حفظ کنی"؛ جویبر گفت: "ای [[رسول خدا]]، چگونه؟ در حالی که من، نه حسب، [[مال]] و جمالی ندارم؛ پس، چه کسی رغبت می‌کند با من [[ازدواج]] کند؟" [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "ای جویبر، [[خداوند]] با [[اسلام]]، بسیاری را که در [[جاهلیت]] محترم و [[شریف]] بودند، پایین آورد و بسیاری را که [[خوار]] و بی‌مقدار بودند، بالا برد... بی‌گمان، محبوب‌ترین [[مردم]] نزد [[خدا]] در [[روز قیامت]]، فرمانبردار‌ترین آنان به [[خدا]] و با تقواترینشان است"؛ سپس به او پیشنهاد داد تا با "ذلفا" دختر زیاد بن لبید (از بزرگان [[انصار]]) [[ازدواج]] کند. وقتی زیاد با این [[ازدواج]] به [[دلیل]] هم [[شأن]] نبودن جویبر با آنها [[مخالفت]] کرد، [[پیامبر]]{{صل}} به زیاد فرمود: "ای زیاد! جویبر، [[مؤمن]] است و مرد [[مؤمن]]، [[شایسته]] و همتای [[زن]] [[مؤمن]] است؛ پس با این [[ازدواج]] موافقت کن و [[مخالفت]] نکن!"<ref>کلینی، الکافی، ج ۵، ص ۳۴۰ - ۳۴۳ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۶۷ - ۶۸.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۵۸.</ref>
*از نمونه‌های بارز [[مساوات]] [[اجتماعی]] در [[سیره پیامبر]]{{صل}} [[ازدواج]] جویبر و ذلفا است. جویبر از اهالی یمامه و از [[مسلمانان]] [[خالص]] و مردی کوتاه قامت، [[زشت]] رو و و تنگدست بود؛ اما [[باطنی]] زیبا و روحی لطیف داشت. روزی [[پیامبر]]{{صل}} به او گفت: "چه خوب است که با [[ازدواج]]، [[پاکدامنی]] خود را حفظ کنی"؛ جویبر گفت: "ای [[رسول خدا]]، چگونه؟ در حالی که من، نه حسب، [[مال]] و جمالی ندارم؛ پس، چه کسی رغبت می‌کند با من [[ازدواج]] کند؟" [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "ای جویبر، [[خداوند]] با [[اسلام]]، بسیاری را که در [[جاهلیت]] محترم و [[شریف]] بودند، پایین آورد و بسیاری را که [[خوار]] و بی‌مقدار بودند، بالا برد... بی‌گمان، محبوب‌ترین [[مردم]] نزد [[خدا]] در [[روز قیامت]]، فرمانبردار‌ترین آنان به [[خدا]] و با تقواترینشان است"؛ سپس به او پیشنهاد داد تا با "ذلفا" دختر زیاد بن لبید (از بزرگان [[انصار]]) [[ازدواج]] کند. وقتی زیاد با این [[ازدواج]] به [[دلیل]] هم [[شأن]] نبودن جویبر با آنها [[مخالفت]] کرد، [[پیامبر]]{{صل}} به زیاد فرمود: "ای زیاد! جویبر، [[مؤمن]] است و مرد [[مؤمن]]، [[شایسته]] و همتای [[زن]] [[مؤمن]] است؛ پس با این [[ازدواج]] موافقت کن و [[مخالفت]] نکن!"<ref>کلینی، الکافی، ج ۵، ص ۳۴۰ - ۳۴۳ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۶۷ - ۶۸.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۵۸.</ref>
*همچنین روزی میان یک [[غلام]] سیاه و "[[عبدالرحمن بن عوف]]"، از بزرگان [[عرب]]، نزاعی در گرفت. عبدالرحمن خشمگین شد و به [[غلام]] گفت: "ای سیاه زاده!" هنگامی که این سخن به گوش [[پیامبر]]{{صل}} رسید، برآشفت و فرمود: "هیچ سفیدزاده‌ای بر سیاه زاده، جز به [[حق]] ([[تقوا]]) [[برتری]] ندارد"<ref>باقر شریف القرشی، النظام السیاسی فی الاسلام، ص ۲۰۸.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۵۸.</ref>
*همچنین روزی میان یک [[غلام]] سیاه و "[[عبدالرحمن بن عوف]]"، از بزرگان [[عرب]]، نزاعی در گرفت. عبدالرحمن خشمگین شد و به [[غلام]] گفت: "ای سیاه زاده!" هنگامی که این سخن به گوش [[پیامبر]]{{صل}} رسید، برآشفت و فرمود: "هیچ سفیدزاده‌ای بر سیاه زاده، جز به [[حق]] ([[تقوا]]) [[برتری]] ندارد"<ref>باقر شریف القرشی، النظام السیاسی فی الاسلام، ص ۲۰۸.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۵۸.</ref>
*[[خاتم انبیا]]{{صل}} همواره با افراد [[پاک]] و با [[ایمان]] مانند [[سلمان]]، [[ابوذر]]، [[بلال]] و... هم‌نشین بود و برای وی فرق نداشت که این افراد [[پاک]]، از اشراف باشند یا از [[فقیران]]؛ بلکه برای وی، تنها [[تقوا]] و [[ایمان]] ملاک بود<ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۵۸.</ref>
*[[خاتم انبیا]]{{صل}} همواره با افراد [[پاک]] و با [[ایمان]] مانند [[سلمان]]، [[ابوذر]]، [[بلال]] و... هم‌نشین بود و برای وی فرق نداشت که این افراد [[پاک]]، از اشراف باشند یا از [[فقیران]]؛ بلکه برای وی، تنها [[تقوا]] و [[ایمان]] ملاک بود<ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۲۵۸.</ref>
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش