پرش به محتوا

آزادی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'جهان بینی' به 'جهان‌بینی'
جز (جایگزینی متن - 'باقی' به 'باقی')
جز (جایگزینی متن - 'جهان بینی' به 'جهان‌بینی')
خط ۲۳: خط ۲۳:
#'''[[مسؤولیت]] [[انسان]]:''' براساس [[بینش]] [[توحیدی]]، [[انسان]] از [[خدا]] است و به سوی او حرکت می‌کند: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}} و پاسخ‌گوی [[کردار]] خویش در سرای باقی است<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۹۶.</ref>: {{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ}}<ref>«هر کس در گرو کاری است که انجام داده است» سوره مدثر، آیه ۳۸.</ref> و با توجه به این که برای رسیدن به [[غیب]] و خیر مشترک، فقط یک [[صراط مستقیم]] وجود دارد<ref>المیزان، ج ۱، ص ۳۱ - ۳۳.</ref>، [[انسان]] مسؤول و سازنده [[سرنوشت]] خویش و دارای [[رسالت]] ویژه در [[دنیا]] است و اعطای [[مسؤولیت]] و [[الزام]] به [[پاسخ گویی]] بدون اعطای [[آزادی]] به صورت وسیله‌ای برای انجام [[مسؤولیت]]، امری غیر معقول و بر خلاف [[عدل الهی]] به شمار می‌رود.
#'''[[مسؤولیت]] [[انسان]]:''' براساس [[بینش]] [[توحیدی]]، [[انسان]] از [[خدا]] است و به سوی او حرکت می‌کند: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}} و پاسخ‌گوی [[کردار]] خویش در سرای باقی است<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۹۶.</ref>: {{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ}}<ref>«هر کس در گرو کاری است که انجام داده است» سوره مدثر، آیه ۳۸.</ref> و با توجه به این که برای رسیدن به [[غیب]] و خیر مشترک، فقط یک [[صراط مستقیم]] وجود دارد<ref>المیزان، ج ۱، ص ۳۱ - ۳۳.</ref>، [[انسان]] مسؤول و سازنده [[سرنوشت]] خویش و دارای [[رسالت]] ویژه در [[دنیا]] است و اعطای [[مسؤولیت]] و [[الزام]] به [[پاسخ گویی]] بدون اعطای [[آزادی]] به صورت وسیله‌ای برای انجام [[مسؤولیت]]، امری غیر معقول و بر خلاف [[عدل الهی]] به شمار می‌رود.
#'''اصل [[تربیت]]:''' [[قرآن]]، برخلاف کسانی که [[انسان]] را موجودی [[طغیان]] گر و [[مفسد]] معرفی کرده و اعطای [[آزادی]] را به [[مصلحت]] ندیده‌اند، او را موجودی به طور فطری [[پاک]] و طرف دار [[حق]] و [[عدل]] و نیز دارای [[فطرت]] [[توحیدی]] {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند؛ سوره روم، آیه: 30.</ref> و دارای گرایش‌های [[عالی]] و [[مقدس]] می‌داند و [[کتاب‌های آسمانی]] را دستورالعمل [[تربیتی]]، {{متن قرآن|مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ}}<ref>  هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکمت و پیامبری بدهد سپس او به مردم بگوید: به جای خداوند، بندگان من باشید ولی (می‌تواند گفت): شما که کتاب (آسمانی) را آموزش می‌داده و درس می‌گرفته‌اید؛ (دانشورانی) ربّانی باشید؛ سوره آل عمران، آیه: 79.</ref> و [[رسالت]] [[انبیای الهی]] راتربیت [[انسان‌ها]] و تقویت [[فطرت]] [[توحیدی]] او و [[کمک]] به آنان در جهت ایفای [[مسؤولیت]] [[الهی]] و رساندن آنان به کمال و تأمین [[سعادت]] دنیاو [[آخرت]] معرفی می‌کند<ref>طلب و اراده، ص ۱۵۳ - ۱۵۷.</ref> و عنصر تربیت‌پذیری را زیر بنای اعطا یا سلب آزادی‌ها می‌شمرد.
#'''اصل [[تربیت]]:''' [[قرآن]]، برخلاف کسانی که [[انسان]] را موجودی [[طغیان]] گر و [[مفسد]] معرفی کرده و اعطای [[آزادی]] را به [[مصلحت]] ندیده‌اند، او را موجودی به طور فطری [[پاک]] و طرف دار [[حق]] و [[عدل]] و نیز دارای [[فطرت]] [[توحیدی]] {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند؛ سوره روم، آیه: 30.</ref> و دارای گرایش‌های [[عالی]] و [[مقدس]] می‌داند و [[کتاب‌های آسمانی]] را دستورالعمل [[تربیتی]]، {{متن قرآن|مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ}}<ref>  هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکمت و پیامبری بدهد سپس او به مردم بگوید: به جای خداوند، بندگان من باشید ولی (می‌تواند گفت): شما که کتاب (آسمانی) را آموزش می‌داده و درس می‌گرفته‌اید؛ (دانشورانی) ربّانی باشید؛ سوره آل عمران، آیه: 79.</ref> و [[رسالت]] [[انبیای الهی]] راتربیت [[انسان‌ها]] و تقویت [[فطرت]] [[توحیدی]] او و [[کمک]] به آنان در جهت ایفای [[مسؤولیت]] [[الهی]] و رساندن آنان به کمال و تأمین [[سعادت]] دنیاو [[آخرت]] معرفی می‌کند<ref>طلب و اراده، ص ۱۵۳ - ۱۵۷.</ref> و عنصر تربیت‌پذیری را زیر بنای اعطا یا سلب آزادی‌ها می‌شمرد.
*[[قرآن]] براساس، مبانی چهارگانه پیش گفته و نیز اصل تساوی [[انسان‌ها]] در [[انسانیت]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref> ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است؛ سوره حجرات، آیه: 13.</ref> و اصل عدم [[سلطه]]<ref>کشف الغطاء عن مبهمات الشریعه، ص۳۷؛علوم سیاسی، ش ۱، ص۷۷.</ref> و مالکیت فردی بر فرد دیگر و اصل عدم [[برتری]] هیچ کدام از [[زن]] و مرد بر دیگری {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ }}<ref> بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمه‌ای که میان ما و شما برابر است هم‌داستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم؛ سوره آل عمران، آیه: 64.</ref> و {{متن قرآن|وَلاَ يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ الْمَلائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ}}<ref> و او را نسزد که به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را پروردگاران (خود) گیرید، آیا شما را پس از مسلمانی‌تان به کفر فرمان می‌دهد؟؛ سوره آل عمران، آیه: 80.</ref> با تجویز آزادی‌های انسانی و [[نهی]] و نفی آزادی‌های حیوانی و بی قید و شرط، او را در جهت رسیدن به کمال [[هدایت]] می‌کند و به [[سرزنش]] کسانی می‌پردازد که براساس [[جهان]] بینی [[الحادی]] و [[انسان]] شناسی مادی و اُمانیزم ([[انسان]] مداری به جای خدامداری) با نفی خیر مشترک موجود یا قابل شناسایی و با مهمل دانستن [[انسان]]: {{متن قرآن|أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدًى}}<ref>«آیا آدمی می‌پندارد که بیهوده وانهاده می‌شود؟» سوره قیامه، آیه ۳۶.</ref> و خلاصه کردن [[انسان]] در "مَن غریزی" و [[اندیشه]] جبرگرایی {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ }}<ref>  و مشرکان گفتند: اگر خداوند می‌خواست نه ما و نه پدرانمان به جای او چیزی را نمی‌پرستیدیم و چیزی را بی (فرمان) وی حرام نمی‌شمردیم؛ پیشینیان ایشان نیز بدین‌گونه رفتار می‌کردند و آیا جز پیام‌رسانی آشکار بر عهده پیامبران است؟؛ سوره نحل، آیه: 35.</ref> و [[حاکمیت]] [[قدرت]] در روابط {{متن قرآن|فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَقَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَى}}<ref> پس در تدبیرهایتان هم‌داستان شوید سپس در یک صف در آیید  که امروز هر کس برتری یابد رستگار است؛ سوره طه، آیه: 64.</ref> و منحصر دانستن [[زندگی]] به حیات [[دنیایی]]: {{متن قرآن|إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا}}<ref>«آن (زندگی) جز زندگانی این جهان ما نیست که (برخی) می‌میریم و (برخی دیگر) زنده می‌شویم و ما برانگیخته نخواهیم شد» سوره مؤمنون، آیه ۳۷.</ref>و سلب [[مسؤولیت]] آخرتی او: {{متن قرآن|بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ}}<ref>«بلکه آدمی بر آن است که در آینده خویش، (نیز) گناه ورزد» سوره قیامه، آیه ۵.</ref> و تأکید بر عدم [[ضرورت تربیت]] [[معنوی]]، [[آزادی]] را به صورت یک [[هدف]] (نه یک [[ارزش]]) رهایی مطلق و بی قید و شرط و [[مباح]] بودن همه چیز از جمله عدم پذیرش [[دین]]، یا پذیرش [[بردگی]] دیگران و... می‌دانند و با [[اعتقاد]] به اصالت فرد و [[لزوم]] [[حاکمیت]] امیال بر [[عقل]]، در جهت کسب لذت‌های حیوانی بیش‌تر و سود مادی افزون‌تر می‌کوشند و در صورت [[ضرورت]]، [[حد ]] [[آزادی]] را فقط عدم [[تجاوز]] به [[آزادی]] دیگران می‌دانند<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 185-186.</ref>.
*[[قرآن]] براساس، مبانی چهارگانه پیش گفته و نیز اصل تساوی [[انسان‌ها]] در [[انسانیت]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref> ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است؛ سوره حجرات، آیه: 13.</ref> و اصل عدم [[سلطه]]<ref>کشف الغطاء عن مبهمات الشریعه، ص۳۷؛علوم سیاسی، ش ۱، ص۷۷.</ref> و مالکیت فردی بر فرد دیگر و اصل عدم [[برتری]] هیچ کدام از [[زن]] و مرد بر دیگری {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ }}<ref> بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمه‌ای که میان ما و شما برابر است هم‌داستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم؛ سوره آل عمران، آیه: 64.</ref> و {{متن قرآن|وَلاَ يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ الْمَلائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ}}<ref> و او را نسزد که به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را پروردگاران (خود) گیرید، آیا شما را پس از مسلمانی‌تان به کفر فرمان می‌دهد؟؛ سوره آل عمران، آیه: 80.</ref> با تجویز آزادی‌های انسانی و [[نهی]] و نفی آزادی‌های حیوانی و بی قید و شرط، او را در جهت رسیدن به کمال [[هدایت]] می‌کند و به [[سرزنش]] کسانی می‌پردازد که براساس [[جهان‌بینی]] [[الحادی]] و [[انسان]] شناسی مادی و اُمانیزم ([[انسان]] مداری به جای خدامداری) با نفی خیر مشترک موجود یا قابل شناسایی و با مهمل دانستن [[انسان]]: {{متن قرآن|أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدًى}}<ref>«آیا آدمی می‌پندارد که بیهوده وانهاده می‌شود؟» سوره قیامه، آیه ۳۶.</ref> و خلاصه کردن [[انسان]] در "مَن غریزی" و [[اندیشه]] جبرگرایی {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ }}<ref>  و مشرکان گفتند: اگر خداوند می‌خواست نه ما و نه پدرانمان به جای او چیزی را نمی‌پرستیدیم و چیزی را بی (فرمان) وی حرام نمی‌شمردیم؛ پیشینیان ایشان نیز بدین‌گونه رفتار می‌کردند و آیا جز پیام‌رسانی آشکار بر عهده پیامبران است؟؛ سوره نحل، آیه: 35.</ref> و [[حاکمیت]] [[قدرت]] در روابط {{متن قرآن|فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَقَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَى}}<ref> پس در تدبیرهایتان هم‌داستان شوید سپس در یک صف در آیید  که امروز هر کس برتری یابد رستگار است؛ سوره طه، آیه: 64.</ref> و منحصر دانستن [[زندگی]] به حیات [[دنیایی]]: {{متن قرآن|إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا}}<ref>«آن (زندگی) جز زندگانی این جهان ما نیست که (برخی) می‌میریم و (برخی دیگر) زنده می‌شویم و ما برانگیخته نخواهیم شد» سوره مؤمنون، آیه ۳۷.</ref>و سلب [[مسؤولیت]] آخرتی او: {{متن قرآن|بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ}}<ref>«بلکه آدمی بر آن است که در آینده خویش، (نیز) گناه ورزد» سوره قیامه، آیه ۵.</ref> و تأکید بر عدم [[ضرورت تربیت]] [[معنوی]]، [[آزادی]] را به صورت یک [[هدف]] (نه یک [[ارزش]]) رهایی مطلق و بی قید و شرط و [[مباح]] بودن همه چیز از جمله عدم پذیرش [[دین]]، یا پذیرش [[بردگی]] دیگران و... می‌دانند و با [[اعتقاد]] به اصالت فرد و [[لزوم]] [[حاکمیت]] امیال بر [[عقل]]، در جهت کسب لذت‌های حیوانی بیش‌تر و سود مادی افزون‌تر می‌کوشند و در صورت [[ضرورت]]، [[حد ]] [[آزادی]] را فقط عدم [[تجاوز]] به [[آزادی]] دیگران می‌دانند<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 185-186.</ref>.


==شرایط برخورداری از [[آزادی]]==
==شرایط برخورداری از [[آزادی]]==
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش