آراستگی و پیراستگی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'نیاز' به 'نیاز'
جز (جایگزینی متن - 'نیاز' به 'نیاز')
خط ۱۸: خط ۱۸:
*[[رسول خدا]]{{صل}} درباره داشتن [[محاسن]] و [[آراستگی]] آن تأکید داشت و می‌فرمود: آتش‌پرست‌ها ریش خود را می‌تراشند و [[سبیل]] را پرپشت می‌سازند و ما [[سبیل]] خود را کوتاه کرده، [[محاسن]] را بلند می‌سازیم<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص ۱۳۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۶۷ و وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۱۱۶.</ref>. با این حال، [[مسلمانان]] را از بلند کردن بیش از حد ریش و ژولیدگی آن، برحذر می‌داشت. [[نقل]] شده است، روزی ایشان مردی را دید که موهای صورتش بلند و ژولیده بود، پس فرمود: چه ضرر داشت اگر این مرد، ریش خود را [[اصلاح]] می‌کرد؟ آن مرد، چون [[سخن پیامبر]]{{صل}} را شنید، رفت و ریش خود را [[اصلاح]] کرد و سپس نزد آن [[حضرت]] بازگشت، [[خاتم انبیا]]{{صل}} وقتی او را دید، فرمود: این گونه [[اصلاح]] کنید<ref>الکافی، ج ۶، ص ۴۸۸ و مکارم الاخلاق، ص ۶۷. </ref>. همچنین ایشان بر کوتاه کردن [[سبیل]] تأکید داشت و می‌فرمود: شارب و موی خود را بچینید و خود را بر این کار مجبور کنید؛ این کار بر زیبایی شما می‌افزاید<ref>ابن ابی جمهور، عوالی اللآلی، ج ۱، ص ۱۳۵؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۲، ص ۱۶ و مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۱، ص ۱۲۲.</ref>. [[حضرت رسول]]{{صل}} کوتاه کردن موی [[سبیل]] را به گونه‌ای که لب [[آشکار]] شود؛ از سنت‌های خود بر می‌شمرد<ref>مکارم الاخلاق، ص ۶۷ و حمیری قمی، قرب الاسناد، ص ۱۲۲.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} خضاب می‌کرد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۳۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۲۲ و مکارم الاخلاق، ص ۸۴.</ref> و به [[مسلمانان]] نیز توصیه می‌فرمود که موهای خود را رنگ کنند. [[خاتم انبیا]]{{صل}} معمولا با حنا و کتم (نوعی رنگ) موهای سر و صورتش را رنگ می‌کرد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۳۷ - ۳۳۸؛ نویری، نهایة الإرب، ج ۱۸، ص ۲۴۴؛ نورالدین هیثمی، مجمع الزوائد، ج ۵، ص ۱۶۰ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۳۴۳.</ref> و می‌فرمود: [[بهترین]] رنگی که می‌توانید با آن موهای سپید خود را بدان رنگ خضاب کنید، حنا و کتم است<ref>الطبقات الکبری ج ۱،، ص ص ۳۳۸ ۳۴۰،. مسند احمد، ج ۵، ص ۱۴۷ و عوالی اللآلی، ج ۱، ص ۱۱۳.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} [[دوست]] داشتنی‌ترین رنگ‌ها را برای خضاب، رنگ مشکی می‌دانست<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۴۰.</ref> و می‌فرمود: رنگ مشکی، [[نور]] [[اسلام]] و [[ایمان]]، و سبب [[محبت]] زنانتان و [[ترس]] دشمنانتان است<ref>الکافی، ج ۶، ص ۴۸۱ و مکارم الاخلاق، ص ۷۹.</ref><ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۷۷-۷۸.</ref>.
*[[رسول خدا]]{{صل}} درباره داشتن [[محاسن]] و [[آراستگی]] آن تأکید داشت و می‌فرمود: آتش‌پرست‌ها ریش خود را می‌تراشند و [[سبیل]] را پرپشت می‌سازند و ما [[سبیل]] خود را کوتاه کرده، [[محاسن]] را بلند می‌سازیم<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص ۱۳۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۶۷ و وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۱۱۶.</ref>. با این حال، [[مسلمانان]] را از بلند کردن بیش از حد ریش و ژولیدگی آن، برحذر می‌داشت. [[نقل]] شده است، روزی ایشان مردی را دید که موهای صورتش بلند و ژولیده بود، پس فرمود: چه ضرر داشت اگر این مرد، ریش خود را [[اصلاح]] می‌کرد؟ آن مرد، چون [[سخن پیامبر]]{{صل}} را شنید، رفت و ریش خود را [[اصلاح]] کرد و سپس نزد آن [[حضرت]] بازگشت، [[خاتم انبیا]]{{صل}} وقتی او را دید، فرمود: این گونه [[اصلاح]] کنید<ref>الکافی، ج ۶، ص ۴۸۸ و مکارم الاخلاق، ص ۶۷. </ref>. همچنین ایشان بر کوتاه کردن [[سبیل]] تأکید داشت و می‌فرمود: شارب و موی خود را بچینید و خود را بر این کار مجبور کنید؛ این کار بر زیبایی شما می‌افزاید<ref>ابن ابی جمهور، عوالی اللآلی، ج ۱، ص ۱۳۵؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۲، ص ۱۶ و مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۱، ص ۱۲۲.</ref>. [[حضرت رسول]]{{صل}} کوتاه کردن موی [[سبیل]] را به گونه‌ای که لب [[آشکار]] شود؛ از سنت‌های خود بر می‌شمرد<ref>مکارم الاخلاق، ص ۶۷ و حمیری قمی، قرب الاسناد، ص ۱۲۲.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} خضاب می‌کرد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۳۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۲۲ و مکارم الاخلاق، ص ۸۴.</ref> و به [[مسلمانان]] نیز توصیه می‌فرمود که موهای خود را رنگ کنند. [[خاتم انبیا]]{{صل}} معمولا با حنا و کتم (نوعی رنگ) موهای سر و صورتش را رنگ می‌کرد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۳۷ - ۳۳۸؛ نویری، نهایة الإرب، ج ۱۸، ص ۲۴۴؛ نورالدین هیثمی، مجمع الزوائد، ج ۵، ص ۱۶۰ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۳۴۳.</ref> و می‌فرمود: [[بهترین]] رنگی که می‌توانید با آن موهای سپید خود را بدان رنگ خضاب کنید، حنا و کتم است<ref>الطبقات الکبری ج ۱،، ص ص ۳۳۸ ۳۴۰،. مسند احمد، ج ۵، ص ۱۴۷ و عوالی اللآلی، ج ۱، ص ۱۱۳.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} [[دوست]] داشتنی‌ترین رنگ‌ها را برای خضاب، رنگ مشکی می‌دانست<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۴۰.</ref> و می‌فرمود: رنگ مشکی، [[نور]] [[اسلام]] و [[ایمان]]، و سبب [[محبت]] زنانتان و [[ترس]] دشمنانتان است<ref>الکافی، ج ۶، ص ۴۸۱ و مکارم الاخلاق، ص ۷۹.</ref><ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۷۷-۷۸.</ref>.
*[[روایت]] شده است که روزی مردی نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد، در حالی که ریش‌هایش را با رنگ زرد، خضاب کرده بود؛ آن [[حضرت]] فرمود: "سیمای او چه قشنگ است". روز دیگر، آن مرد در حالی نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد که ریش خود را با حنا سرخ کرده بود. [[فرستاده خدا]]{{صل}} فرمود: این، زیباتر است. روز دیگر، آن مرد در حالی به [[دیدار]] [[پیغمبر]]{{صل}} آمد که ریش خود را سیاه کرده بود. [[پیامبر]]{{صل}} خندید و فرمود: رنگ مشکی از آن دو رنگ بهتر است<ref>مکارم الاخلاق، ص۷۸.</ref>. طبق برخی [[روایات]]، [[آب]] سدر هم از چیزهایی بود که [[رسول خدا]]{{صل}} برای رنگ کردن ریش خود از آن [[بهره]] می‌گرفت<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۳۸؛ نهایة الإرب، ج ۱۸، ص ۲۴۵ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۳۴۳.</ref><ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۷۸-۷۹.</ref>.
*[[روایت]] شده است که روزی مردی نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد، در حالی که ریش‌هایش را با رنگ زرد، خضاب کرده بود؛ آن [[حضرت]] فرمود: "سیمای او چه قشنگ است". روز دیگر، آن مرد در حالی نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد که ریش خود را با حنا سرخ کرده بود. [[فرستاده خدا]]{{صل}} فرمود: این، زیباتر است. روز دیگر، آن مرد در حالی به [[دیدار]] [[پیغمبر]]{{صل}} آمد که ریش خود را سیاه کرده بود. [[پیامبر]]{{صل}} خندید و فرمود: رنگ مشکی از آن دو رنگ بهتر است<ref>مکارم الاخلاق، ص۷۸.</ref>. طبق برخی [[روایات]]، [[آب]] سدر هم از چیزهایی بود که [[رسول خدا]]{{صل}} برای رنگ کردن ریش خود از آن [[بهره]] می‌گرفت<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۳۸؛ نهایة الإرب، ج ۱۸، ص ۲۴۵ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۳۴۳.</ref><ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۷۸-۷۹.</ref>.
*[[نبی]] [[خدا]] مسواک می‌زد و دیگران را نیز به این کار بسیار سفارش می‌فرمود. آن بزرگوار، پیش از هر [[نماز]]<ref>مسند احمد، ج ۵، ص ۴۱۰ و البخاری، صحیح، ج ۱، ص ۲۱۴.</ref> و پیش از [[خواب]]<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۹ و مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۳۶۶.</ref> و طبق [[نقلی]]، شبی سه بار مسواک می‌زد: یک بار پیش از [[خواب]]، یک بار وقتی که از [[خواب]] برای [[راز]] و [[نیاز]] برمی‌خاست و یک بار پیش از آنکه برای [[نماز صبح]] بیرون [[رود]]<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۹ و مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۳۶۶.</ref>. همچنین می‌فرمود: آن [[قدر]] به مسواک زدن، [[فرمان]] داده شدم که ترسیدم بر من [[واجب]] شود<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۳؛ شیخ صدوق، الامالی، ص ۴۲۸ و ورام ابن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۶۱</ref>. آن بزرگوار، ناخن‌هایش را نیز به طور مرتب، هر [[جمعه]] پیش از [[نماز]] کوتاه می‌کرد<ref>محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۳۵۸ و مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۴۶</ref><ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۷۹.</ref>.
*[[نبی]] [[خدا]] مسواک می‌زد و دیگران را نیز به این کار بسیار سفارش می‌فرمود. آن بزرگوار، پیش از هر [[نماز]]<ref>مسند احمد، ج ۵، ص ۴۱۰ و البخاری، صحیح، ج ۱، ص ۲۱۴.</ref> و پیش از [[خواب]]<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۹ و مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۳۶۶.</ref> و طبق [[نقلی]]، شبی سه بار مسواک می‌زد: یک بار پیش از [[خواب]]، یک بار وقتی که از [[خواب]] برای [[راز]] و نیاز برمی‌خاست و یک بار پیش از آنکه برای [[نماز صبح]] بیرون [[رود]]<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۹ و مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۳۶۶.</ref>. همچنین می‌فرمود: آن [[قدر]] به مسواک زدن، [[فرمان]] داده شدم که ترسیدم بر من [[واجب]] شود<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۳؛ شیخ صدوق، الامالی، ص ۴۲۸ و ورام ابن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۶۱</ref>. آن بزرگوار، ناخن‌هایش را نیز به طور مرتب، هر [[جمعه]] پیش از [[نماز]] کوتاه می‌کرد<ref>محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۳۵۸ و مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۴۶</ref><ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۷۹.</ref>.
*لباس‌هایش در حین سادگی همواره [[پاکیزه]] بود و دیگران را نیز به نظافت لباس‌ها توصیه می‌کرد<ref>الطبرانی، المعجم.، الکبیر، ج ۱۲، ص ۳۰۲؛ جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۵۴۶ و مجمع الزوائد، ج ۵، ص ۱۳۲.</ref> و می‌فرمود: "لباس‌هایتان را تمیز و موهای خود را کوتاه کنید و مسواک بزنید و آراسته و [[پاکیزه]] باشید؛ زیرا [[یهودیان]] چنین نمی‌کردند و زنانشان [[منحرف]] شدند" <ref>{{متن حدیث|اغْسِلُوا ثِيَابَكُمْ وَ خُذُوا مِنْ شُعُورِكُمْ وَ اِسْتَاكُوا وَ تَزَيَّنُوا وَ تَنَظَّفُوا فَإِنَّ بَنِي اسْرَائِيلَ لَمْ يَكُونُوا يَفْعَلُونَ ذَلِكَ فَزَنَتْ نِسَاؤُهُمْ}}؛ المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۶، ص ۶۴۰؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۵۴۶ و شمس الدین محمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج ۱۸، ص ۲۵۹.</ref>؛ در برخی منابع [[نقل]] شده است، زمانی که [[نمایندگان]] دیگر [[قبایل]] به نزد ایشان وارد می‌شدند، ایشان زیباترین و [[بهترین]] لباسش را می‌پوشید و [[اصحاب]] را نیز به این کار [[دستور]] می‌داد<ref>الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۴۵.</ref>. خاتم [[رسولان]]{{صل}} پوشیدن کفش خوب و مناسب را هم از مصادیق [[آراستگی]] برمی‌شمرد و کفش خوب را ‌خلخال زینت مردان معرفی می‌کرد<ref>دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۶۴ و مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۷۶.</ref><ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۷۹-۸۰.</ref>.
*لباس‌هایش در حین سادگی همواره [[پاکیزه]] بود و دیگران را نیز به نظافت لباس‌ها توصیه می‌کرد<ref>الطبرانی، المعجم.، الکبیر، ج ۱۲، ص ۳۰۲؛ جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۵۴۶ و مجمع الزوائد، ج ۵، ص ۱۳۲.</ref> و می‌فرمود: "لباس‌هایتان را تمیز و موهای خود را کوتاه کنید و مسواک بزنید و آراسته و [[پاکیزه]] باشید؛ زیرا [[یهودیان]] چنین نمی‌کردند و زنانشان [[منحرف]] شدند" <ref>{{متن حدیث|اغْسِلُوا ثِيَابَكُمْ وَ خُذُوا مِنْ شُعُورِكُمْ وَ اِسْتَاكُوا وَ تَزَيَّنُوا وَ تَنَظَّفُوا فَإِنَّ بَنِي اسْرَائِيلَ لَمْ يَكُونُوا يَفْعَلُونَ ذَلِكَ فَزَنَتْ نِسَاؤُهُمْ}}؛ المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۶، ص ۶۴۰؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۵۴۶ و شمس الدین محمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج ۱۸، ص ۲۵۹.</ref>؛ در برخی منابع [[نقل]] شده است، زمانی که [[نمایندگان]] دیگر [[قبایل]] به نزد ایشان وارد می‌شدند، ایشان زیباترین و [[بهترین]] لباسش را می‌پوشید و [[اصحاب]] را نیز به این کار [[دستور]] می‌داد<ref>الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۴۵.</ref>. خاتم [[رسولان]]{{صل}} پوشیدن کفش خوب و مناسب را هم از مصادیق [[آراستگی]] برمی‌شمرد و کفش خوب را ‌خلخال زینت مردان معرفی می‌کرد<ref>دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۶۴ و مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۷۶.</ref><ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۷۹-۸۰.</ref>.
*محبوب‌ترین چیزها نزد [[رسول خدا]]{{صل}} عطر بود و آن را بسیار [[دوست]] داشت<ref>دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۶۴ و مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۷۶.</ref> و برای تهیه آن، بیش از [[خوراک]]، هزینه می‌کرد<ref>مکارم الاخلاق، ص۳۴</ref>. استفاده ایشان از عطر به حدی بود که به خاطر کثرت استفاده از آن رنگ [[محاسن]] و [[موی سر]] ایشان به رنگ سرخ تغییر یافته بود<ref>الطبقات الکبری.، ج ۱، ص ۳۳۷؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۱، ص ۲۰۲ و تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۲، ص ۱۵۴</ref>. هنگامی که از خانه خارج می‌شد، [[مردم]] از بوی خوش آن [[حضرت]] می‌فهمیدند که آمده است<ref>الکافی، ج ۶، ص ۵۱۵ و وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۵۰۰.</ref> و از بوی عطرش می‌فهمیدند که از چه مکانی عبور کرده است<ref>قاضی عیاض اندلسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۱۵۴ و قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء ص ۲۸۷.</ref>. گفته‌اند، هدیه عطر از چیزهایی بود که [[حضرت]]، آن را رد نمی‌کرد<ref>الکافی، ج ۶، ص ۵۱۳؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۰۰ و وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۱۴۸.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} بوی خوش را [[دوست]] داشت و خوش نداشت که از وی بوی آزاردهنده‌ای به مشام برسد<ref>امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۱۹۱؛ مسند احمد، ج ۶، ص ۲۴۹ و الطبرانی، المعجم الأوسط، ج ۳، ص ۱۸۵.</ref>؛ از این رو، همواره خود را خوشبو و از خوردن سیر و پیاز و تره به [[علت]] بوی بدشان خودداری می‌کرد<ref>الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۵۹ و کنز العمال، ج ۷، ص ۱۰۵.</ref> و غذایی را هم که در آن سیر بسیار داشت، نمی‌خورد تا [[مردم]] را از بوی بدش آزرده‌خاطر نسازد<ref>مسند احمد، ج ۵، ص ۹۵؛ نسائی، سنن النبی، ج ۴، ص ۱۴۸ و المعجم الکبیر، ج ۲، ص ۲۲۷.</ref>. به همین خاطر، [[رسول اکرم]]{{صل}} حتی از عسلی که در آن مغافیر<ref>مغافیر، چیزی که از گیاهان در شکم زنبوران عسل مانده و هنگام درست شدن عسل، در آن باقی می‌ماند؛ این ماده، بوی بدی به عسل می‌دهد.</ref> وجود داشت، نمی‌خورد<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۰ و وسائل الشیعه، ج ۲۵، ص ۸.</ref><ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۸۰.</ref>.
*محبوب‌ترین چیزها نزد [[رسول خدا]]{{صل}} عطر بود و آن را بسیار [[دوست]] داشت<ref>دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۶۴ و مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۷۶.</ref> و برای تهیه آن، بیش از [[خوراک]]، هزینه می‌کرد<ref>مکارم الاخلاق، ص۳۴</ref>. استفاده ایشان از عطر به حدی بود که به خاطر کثرت استفاده از آن رنگ [[محاسن]] و [[موی سر]] ایشان به رنگ سرخ تغییر یافته بود<ref>الطبقات الکبری.، ج ۱، ص ۳۳۷؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۱، ص ۲۰۲ و تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۲، ص ۱۵۴</ref>. هنگامی که از خانه خارج می‌شد، [[مردم]] از بوی خوش آن [[حضرت]] می‌فهمیدند که آمده است<ref>الکافی، ج ۶، ص ۵۱۵ و وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۵۰۰.</ref> و از بوی عطرش می‌فهمیدند که از چه مکانی عبور کرده است<ref>قاضی عیاض اندلسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۱۵۴ و قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء ص ۲۸۷.</ref>. گفته‌اند، هدیه عطر از چیزهایی بود که [[حضرت]]، آن را رد نمی‌کرد<ref>الکافی، ج ۶، ص ۵۱۳؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۰۰ و وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۱۴۸.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} بوی خوش را [[دوست]] داشت و خوش نداشت که از وی بوی آزاردهنده‌ای به مشام برسد<ref>امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۱۹۱؛ مسند احمد، ج ۶، ص ۲۴۹ و الطبرانی، المعجم الأوسط، ج ۳، ص ۱۸۵.</ref>؛ از این رو، همواره خود را خوشبو و از خوردن سیر و پیاز و تره به [[علت]] بوی بدشان خودداری می‌کرد<ref>الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۵۹ و کنز العمال، ج ۷، ص ۱۰۵.</ref> و غذایی را هم که در آن سیر بسیار داشت، نمی‌خورد تا [[مردم]] را از بوی بدش آزرده‌خاطر نسازد<ref>مسند احمد، ج ۵، ص ۹۵؛ نسائی، سنن النبی، ج ۴، ص ۱۴۸ و المعجم الکبیر، ج ۲، ص ۲۲۷.</ref>. به همین خاطر، [[رسول اکرم]]{{صل}} حتی از عسلی که در آن مغافیر<ref>مغافیر، چیزی که از گیاهان در شکم زنبوران عسل مانده و هنگام درست شدن عسل، در آن باقی می‌ماند؛ این ماده، بوی بدی به عسل می‌دهد.</ref> وجود داشت، نمی‌خورد<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۰ و وسائل الشیعه، ج ۲۵، ص ۸.</ref><ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۸۰.</ref>.
۲۱۸٬۸۵۷

ویرایش