←دیدگاه شیعه دربارۀ ولایت
| خط ۱۰۳: | خط ۱۰۳: | ||
*بر این اساس، اعتباریّات [[شرعی]] که رابطه تنگاتنگ با [[مصالح]] و [[مفاسد]] [[حقیقی]] دارند، زمانی اثر مطلوب خود را بر جای میگذارند که مکلّفان، عمل را دقیقاً منطبق با [[امر مولی]] انجام دهند؛ تا [[مصالح]] [[حقیقی]] را کسب کرده باشند. و چون [[آگاهی]] بر این [[اوامر]] برای افراد عادّی ممکن نیست، همیشه میباید [[امام]] معصومی در میان [[خلق]] وجود داشته باشد تا [[احکام]] را دقیقاً منطبق بر [[مصالح]] حقیقیاش برای [[مردم]] [[تبیین]] نماید. بنابراین، برای بهرهمندی [[مؤمنین]] از [[نورانیّت]] و [[باطن]] [[فرامین الهی]]، همیشه میباید ولیّالله و [[امام]] [[معصوم]] در [[جامعه]] وجود داشته باشد؛ تا [[مردم]] با [[رجوع]] به او، به قصد [[پیروی]] از فرمانهای او (که [[تبیین]] [[فرمان الهی]] است)، از [[نورانیّت]] و آثار [[حقیقی]] [[اعمال عبادی]] خود بهرهمند شوند<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۴۸۱-۴۸۵.</ref>. | *بر این اساس، اعتباریّات [[شرعی]] که رابطه تنگاتنگ با [[مصالح]] و [[مفاسد]] [[حقیقی]] دارند، زمانی اثر مطلوب خود را بر جای میگذارند که مکلّفان، عمل را دقیقاً منطبق با [[امر مولی]] انجام دهند؛ تا [[مصالح]] [[حقیقی]] را کسب کرده باشند. و چون [[آگاهی]] بر این [[اوامر]] برای افراد عادّی ممکن نیست، همیشه میباید [[امام]] معصومی در میان [[خلق]] وجود داشته باشد تا [[احکام]] را دقیقاً منطبق بر [[مصالح]] حقیقیاش برای [[مردم]] [[تبیین]] نماید. بنابراین، برای بهرهمندی [[مؤمنین]] از [[نورانیّت]] و [[باطن]] [[فرامین الهی]]، همیشه میباید ولیّالله و [[امام]] [[معصوم]] در [[جامعه]] وجود داشته باشد؛ تا [[مردم]] با [[رجوع]] به او، به قصد [[پیروی]] از فرمانهای او (که [[تبیین]] [[فرمان الهی]] است)، از [[نورانیّت]] و آثار [[حقیقی]] [[اعمال عبادی]] خود بهرهمند شوند<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۴۸۱-۴۸۵.</ref>. | ||
==دیدگاه [[شیعه]] دربارۀ | ==دیدگاه [[شیعه]] دربارۀ ولایت== | ||
*از نظر [[شیعه]] مسألۀ | *از نظر [[شیعه]] مسألۀ ولایت از سه جنبه مطرح است که در هر سه، [[امامت]] به کار رفته است. | ||
#از جنبۀ [[سیاسی]] که احق و الیق به [[خلافت]] [[پیغمبر]] کسی بوده و [[پیغمبر]] از جانب [[خداوند]] [[علی]]{{ع}} را برای [[پست]] و [[مقام]] [[اجتماعی]] [[تعیین]] کرده بود. | #از جنبۀ [[سیاسی]] که احق و الیق به [[خلافت]] [[پیغمبر]] کسی بوده و [[پیغمبر]] از جانب [[خداوند]] [[علی]]{{ع}} را برای [[پست]] و [[مقام]] [[اجتماعی]] [[تعیین]] کرده بود. | ||
#در [[بیان احکام]] [[دین]] بعد از [[پیغمبر]] به چه کسانی باید [[رجوع]] کرد؟ آن افراد [[علم]] خود را از چه طریق کسب کردهاند و آیا آنها در [[بیان احکام]] معصومند یا نه؟ چنانچه میدانیم [[اعتقاد]] [[شیعه]] به [[امامت]] [[ائمۀ معصومین]]{{عم}} هم جنبۀ [[اعتقادی]] دارد و هم عملی. | #در [[بیان احکام]] [[دین]] بعد از [[پیغمبر]] به چه کسانی باید [[رجوع]] کرد؟ آن افراد [[علم]] خود را از چه طریق کسب کردهاند و آیا آنها در [[بیان احکام]] معصومند یا نه؟ چنانچه میدانیم [[اعتقاد]] [[شیعه]] به [[امامت]] [[ائمۀ معصومین]]{{عم}} هم جنبۀ [[اعتقادی]] دارد و هم عملی. | ||
#از جنبۀ [[معنوی]] و [[باطنی]] از نظر [[شیعه]] در هر زمان یک [[انسان کامل]] که [[نفوذ]] [[غیبی]] دارد بر [[جهان]] و [[انسان]] و ناظر بر [[ارواح]]، [[نفوس]] و [[قلوب]] است و دارای نوعی [[تسلط]] [[تکوینی]] بر [[جهان]] و [[انسان]] است همواره وجود دارد و به این اعتبار تام "[[خلیفه]]" است<ref>محمد مقیمی، منشور مقدس ولایت، ص۱۴۶ تا ۱۴۸.</ref>. | #از جنبۀ [[معنوی]] و [[باطنی]] از نظر [[شیعه]] در هر زمان یک [[انسان کامل]] که [[نفوذ]] [[غیبی]] دارد بر [[جهان]] و [[انسان]] و ناظر بر [[ارواح]]، [[نفوس]] و [[قلوب]] است و دارای نوعی [[تسلط]] [[تکوینی]] بر [[جهان]] و [[انسان]] است همواره وجود دارد و به این اعتبار تام "[[خلیفه]]" است<ref>محمد مقیمی، منشور مقدس ولایت، ص۱۴۶ تا ۱۴۸.</ref>. | ||
* | *ولایت به معنای "[[سرپرستی]]" دارای اقسامی است که به اعتبارا "[[مولی]] علیه" یعنی کسی که [[سرپرستی]] شده بر او، به سه قسم تقسیم میشود: | ||
#[[ولایت تکوینی]]: این نوع از | #[[ولایت تکوینی]]: این نوع از ولایت مربوط به علت و معلول است پس هیچ گاه [[تخلف]] بردار نیست و یک رابطۀ [[حقیقی]] و واقعی بین آنها برقرار است یعنی معلول همیشه و در همه حال و در همه جا تحت ولایت علت خود است مثل تمام ممکنات به [[واجب]] تعالی. | ||
# | #ولایت بر [[تشریع]]: این نوع ولایت در محدودۀ [[جعل]] و [[تشریع]] [[قانون]] است که اگر چه این ولایت از طرف خود [[شارع]] یا جاعل [[قانون]] تخلفپذیر نیست ولی از طرف کسی که [[قانون]] مجعول اوست قابل [[تخلف]] است؛ مثل تمامی قوانینی که [[خداوند]] برای [[هدایت]] [[بشر]] میفرستد. این [[قوانین]] از طرف [[انسان]] قابل [[طاعت]] هستند و کذا قابل [[عصیان]]. چون که مقتضای مختار بودن [[انسان]] است این نوع از ولایت به [[ولایت تکوینی]] بر میگردد و یک نوع ولایت اعتباری و قرار دادی نیز است. | ||
#[[ولایت تشریعی]]: [[ولایت تشریعی]] [[ولایتی]] است که نه [[تکوینی]] میباشد و نه | #[[ولایت تشریعی]]: [[ولایت تشریعی]] [[ولایتی]] است که نه [[تکوینی]] میباشد و نه ولایت بر [[تشریع]]، بلکه ولایت و [[مدیریتی]] در چارچوب [[تشریع]] و [[قوانین]] آن. مثل [[ولایت ائمه]]<ref>عبد الله جوادی آملی، ولایت فقیه (فقاهت، عدالت)، ص۱۲۲ با تغییر اندکی.</ref>. | ||
*[[باطن]] [[امامت]] همان | *[[باطن]] [[امامت]] همان ولایت است که یکی از بزرگترین [[حقوق اجتماعی اهل بیت]]{{ع}} بر ماست که ولایت آنها را بپذیریم و تحت ولایت ایشان [[زندگی]] کنیم. | ||
*[[امام رضا]]{{ع}} از [[پدران]] گرامیش [[روایت]] کرده که فرمودند: "[[حضرت رسول]] این [[آیه]] را [[تلاوت]] کردند که [[اصحاب]] [[آتش]] و [[اصحاب]] [[بهشت]] برابر نیستند [[اصحاب]] [[بهشت]] رستگاراناند، بعد فرمودند: [[اصحاب]] [[بهشت]] کسی است که من را [[اطاعت]] کند و [[تسلیم]] [[علی بن ابی طالب]] بعد از من باشد و [[اقرار]] به | *[[امام رضا]]{{ع}} از [[پدران]] گرامیش [[روایت]] کرده که فرمودند: "[[حضرت رسول]] این [[آیه]] را [[تلاوت]] کردند که [[اصحاب]] [[آتش]] و [[اصحاب]] [[بهشت]] برابر نیستند [[اصحاب]] [[بهشت]] رستگاراناند، بعد فرمودند: [[اصحاب]] [[بهشت]] کسی است که من را [[اطاعت]] کند و [[تسلیم]] [[علی بن ابی طالب]] بعد از من باشد و [[اقرار]] به ولایت او بکند و [[اصحاب]] [[آتش]] کسی است که [[خشمگین]] بر ولایت اوست و [[نقض پیمان]] میکند و او را بعد از من میکشد"<ref>عیون أخبارالرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۸۰، شیخ طوسی، الأمالی، ص۳۶۳.</ref>. | ||
*[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: "... اگر مردی تمام عمرش ما بین [[رکن و مقام]] [[عبادت]] کند سپس بمیرد و [[ایمان]] به | *[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: "... اگر مردی تمام عمرش ما بین [[رکن و مقام]] [[عبادت]] کند سپس بمیرد و [[ایمان]] به ولایت ما نیاورده باشد حتماً [[خداوند]] او را با روی در [[آتش]] خواهد افکند"<ref>{{متن حدیث|وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا عَبَدَ اللَّهَ عُمُرَهُ مَا بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ ثُمَّ مَاتَ وَ لَمْ يَجِئْ بِوَلَايَتِنَا لَأَكَبَّهُ اللَّهُ فِي النَّارِ عَلَى وَجْهِهِ}}؛استرآبادی، تأویل الآیات الظاهرة، ص۳۰۹.</ref>. | ||
*[[عبدالرحمن بن کثیر]] میگوید: شنیدم از [[امام صادق]]{{ع}} که میفرمود: "ما [[ولی امر]] ([[امامت]] و [[خلافت]]) [[خدا]] هستیم"<ref>الکافی، ج۱، ص۱۹۲؛ بصائرالدرجات، ص۱۰۵.</ref>. از [[امام علی]]{{ع}} [[روایت]] است که فرمودند: "ما را بر عهدۀ [[مردم]] [[حق]] [[فرمانبرداری]] و [[حق ولایت]] است و برای این کار از [[خداوند سبحان]] [[پاداش نیک]] خواهند گرفت"<ref>{{متن حدیث|لَنَا عَلَى النَّاسِ حَقُّ الطَّاعَةِ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ حُسْنُ الْجَزَاءِ}}؛ غرر الحکم، ص۵۷۲.</ref>. | *[[عبدالرحمن بن کثیر]] میگوید: شنیدم از [[امام صادق]]{{ع}} که میفرمود: "ما [[ولی امر]] ([[امامت]] و [[خلافت]]) [[خدا]] هستیم"<ref>الکافی، ج۱، ص۱۹۲؛ بصائرالدرجات، ص۱۰۵.</ref>. از [[امام علی]]{{ع}} [[روایت]] است که فرمودند: "ما را بر عهدۀ [[مردم]] [[حق]] [[فرمانبرداری]] و [[حق ولایت]] است و برای این کار از [[خداوند سبحان]] [[پاداش نیک]] خواهند گرفت"<ref>{{متن حدیث|لَنَا عَلَى النَّاسِ حَقُّ الطَّاعَةِ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ حُسْنُ الْجَزَاءِ}}؛ غرر الحکم، ص۵۷۲.</ref>. | ||
*[[رسول خدا]]{{صل}} به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: "هر که خوشحال میشود ([[دوست]] دارد) که [[خدا]] را در حال [[ایمان]] و [[پاک]] [[دیدار]] کند و [[وحشت]] بسیار بزرگ [[قیامت]] او را [[اندوهگین]] نسازد، باید [[رهبری]] و | *[[رسول خدا]]{{صل}} به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: "هر که خوشحال میشود ([[دوست]] دارد) که [[خدا]] را در حال [[ایمان]] و [[پاک]] [[دیدار]] کند و [[وحشت]] بسیار بزرگ [[قیامت]] او را [[اندوهگین]] نسازد، باید [[رهبری]] و ولایت و مقتدایی تو و دو فرزندت [[حسن]] و [[حسین]] و [[علی بن الحسین]] و [[محمد بن علی]] و [[جعفر بن محمد]] و [[موسی بن جعفر]] و [[علی بن موسی]] و [[محمد]] و [[علی]] و [[حسن]] و نهایتاً [[مهدی]] را که خاتم آنان است از [[جان]] و [[دل]] بپذیرد"<ref>شیخ طوسی، الغیبة، ص۱۳۶؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج۱، ص۲۹۳.</ref><ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۶۰- ۱۶۳.</ref>. | ||
==جستارهای وابسته== | ==جستارهای وابسته== | ||