مسیحیت یهودی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'سیستم اجتماعی' به 'سیستم اجتماعی'
جز (جایگزینی متن - 'دین مسیحیت' به 'دین مسیحیت') |
جز (جایگزینی متن - 'سیستم اجتماعی' به 'سیستم اجتماعی') |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
*به این ترتیب، مسیحیتی که با دومین گروه از [[مهاجران]] وارد [[آمریکا]] شد، مسیحیتی [[یهودی]] بود؛ به عبارت دیگر "[[مسیح]]" یسوع ناصری که در رأس [[دین مسیحیت]] قرار دارد، تبدیل به [[مسیحی]] [[یهودی]] یا یکی از [[پیامبران]] بیشمار [[قوم یهود]] شد. با تأثیرپذیری از [[مسیحیت یهودی]] و با آغاز قرن هجدهم، [[اعتقاد]] به برانگیختگی [[یهود]] در [[فلسطین]] تبدیل به یکی از اصول لاهوتی مهم در پروتستانهای آمریکایی شد؛ بهطوری که [[اعتقاد]] به [[مسیح منتظر]] و عصر هزاره [[خوشبختی]] [[جایگاه]] مهم و بارزی در [[اعتقادات]] این [[مسیحیان]] پیدا کرد. با ورود [[آمریکا]] به دوره رشد و [[بیداری]] بزرگ مذهبی در دهه ۴۰ قرن نوزدهم، [[مسیحیت]] [[صهیونیسم]] از [[مسیحیت]] [[یهود]]، زاده شد و با [[هدف]] قرار دادن [[فرهنگ]] و [[سیاست]] [[آمریکا]] آنها را ملزم به فریضه برپایی [[اسرائیل]] (برانگیختگی [[یهود]]) و [[حمایت]] از آنها، بهعنوان فریضهای [[الهی]] و [[فرهنگی]] و در نهایت [[سیاسی]] کرد. به این ترتیب [[صهیونیسم]] آمریکایی دههها پیشتر، گوی [[سبقت]] را از [[صهیونیسم]] هرتزلی در زمینه برپایی [[اسرائیل]] ربود و این یکی از [[دلایل]] تفسیرکننده [[حمایت]] [[آمریکا]] از برپایی [[اسرائیل]] در سال ۱۹۴۸ و سپس [[پشتیبانی]] [[آمریکا]] از [[اسرائیل]] است. این [[حمایت]] و جانبداری، [[الهی]] و [[فرهنگی]] است که در [[جان]] و [[روح]] و [[سیاست]] آمریکاییها، سالها [[قبل از ظهور]] [[صهیونیسم]] [[یهودی]] و لابی [[یهودی]] -که هرروز بیش از پیش بر [[قدرت]] و نفوذ آن افزوده میشود، بیآنکه به احساسات [[مسیحیان]] [[صهیونیست]] آمریکایی توجه کند- نفوذ کرده است. | *به این ترتیب، مسیحیتی که با دومین گروه از [[مهاجران]] وارد [[آمریکا]] شد، مسیحیتی [[یهودی]] بود؛ به عبارت دیگر "[[مسیح]]" یسوع ناصری که در رأس [[دین مسیحیت]] قرار دارد، تبدیل به [[مسیحی]] [[یهودی]] یا یکی از [[پیامبران]] بیشمار [[قوم یهود]] شد. با تأثیرپذیری از [[مسیحیت یهودی]] و با آغاز قرن هجدهم، [[اعتقاد]] به برانگیختگی [[یهود]] در [[فلسطین]] تبدیل به یکی از اصول لاهوتی مهم در پروتستانهای آمریکایی شد؛ بهطوری که [[اعتقاد]] به [[مسیح منتظر]] و عصر هزاره [[خوشبختی]] [[جایگاه]] مهم و بارزی در [[اعتقادات]] این [[مسیحیان]] پیدا کرد. با ورود [[آمریکا]] به دوره رشد و [[بیداری]] بزرگ مذهبی در دهه ۴۰ قرن نوزدهم، [[مسیحیت]] [[صهیونیسم]] از [[مسیحیت]] [[یهود]]، زاده شد و با [[هدف]] قرار دادن [[فرهنگ]] و [[سیاست]] [[آمریکا]] آنها را ملزم به فریضه برپایی [[اسرائیل]] (برانگیختگی [[یهود]]) و [[حمایت]] از آنها، بهعنوان فریضهای [[الهی]] و [[فرهنگی]] و در نهایت [[سیاسی]] کرد. به این ترتیب [[صهیونیسم]] آمریکایی دههها پیشتر، گوی [[سبقت]] را از [[صهیونیسم]] هرتزلی در زمینه برپایی [[اسرائیل]] ربود و این یکی از [[دلایل]] تفسیرکننده [[حمایت]] [[آمریکا]] از برپایی [[اسرائیل]] در سال ۱۹۴۸ و سپس [[پشتیبانی]] [[آمریکا]] از [[اسرائیل]] است. این [[حمایت]] و جانبداری، [[الهی]] و [[فرهنگی]] است که در [[جان]] و [[روح]] و [[سیاست]] آمریکاییها، سالها [[قبل از ظهور]] [[صهیونیسم]] [[یهودی]] و لابی [[یهودی]] -که هرروز بیش از پیش بر [[قدرت]] و نفوذ آن افزوده میشود، بیآنکه به احساسات [[مسیحیان]] [[صهیونیست]] آمریکایی توجه کند- نفوذ کرده است. | ||
*بنابراین برای بحث و [[گفتگو]] پیرامون مذهبی شدن و [[یهودی]] شدن [[آمریکا]] میبایست، بر جنبش احیای مذهبی در [[آمریکا]] که در بیست و پنج سال آخر قرن بیستم به وقوع پیوست تمرکز نمود و به آن توجه کرد. از سال ۱۹۷۶ ایالات متحده [[آمریکا]] [[شاهد]] به [[قدرت]] رسیدن [[مسیحیت]] اصولگرا بود که اصطلاحا "راست [[مسیحی]]" یا "[[مسیحیان]] راستگرا" نامیده میشدند. این مسئله باعث شد تا هزاران نفر از [[جوانان]] آمریکایی به "[[مسیحیان]] دوبارهزادهشده" تبدیل شوند و نظرسنجی مؤسسه "گالوپ" [[آشکار]] ساخت که پنج و یکسوم آمریکاییها [[غسل]] تعمید را دوباره انجام دادند. "[[مسیحیان]] دوبارهزادهشده" و [[پیروان]] کلیساهای افراطی و تندرو افزایش دوباره انجام دادند. "[[مسیحیان]] دوبارهزاده شده" و [[پیروان]] کلیساهای افراطی و تندرو افزایش یافت و شبکههای تلویزیونی مذهبی یا "کلیساهای تلویزیونی" تأسیس شدند... این موج به کاخ سفید نیز کشیده شد، به گونهای که رئیسجمهور وقت [[آمریکا]] "کارتر" اعلام کرد "[[مسیحی]] دوبارهزادهشده" است. به [[قدرت]] رسیدن [[مسیحیت]] [[سیاسی]] و اصولگرا یا به [[قدرت]] رسیدن [[مسیحیت]] [[صهیونیسم]]، بهویژه پس از [[پیروزی]] [[اسرائیل]] در [[جنگ]] ژوئن ۱۹۶۷ و اشغال [[قدس]] توسط آن، ارتباط پیدا میکند و این مسئلهای است که [[مسیحیت صهیونیستی]] [[آمریکا]] آن را تأکیدی بر درستی و [[راستی]] پیشگوییهای [[تورات]] و مقدمه نزدیک بودن [[ظهور مسیح]] تلقی کرد. به این ترتیب [[مسیحیت]] [[صهیونیسم]] دارای سازمانهای مخصوص به خود شد که وسایل گروههای فشار "لابی" را به [[خدمت]] گرفت تا بر افکار عمومی و [[کنگره]] [[آمریکا]] با [[هدف]] تأکید بر [[مشروع]] بودن [[دولت اسرائیل]] و [[حمایت]] [[اقتصادی]] و [[نظامی]] و [[سیاسی]] از آن (بهعنوان فریضهای [[الهی]] و [[اخلاقی]]-آمریکایی) و [[یهودی]] کردن [[قدس]] بهعنوان شهری که [[مسیح]] پس از ظهورش از آنجا بر [[جهان]] [[حکومت]] میکند، تأثیر بگذارد. [[قدرت]] یافتن جناح راست [[مسیحی]] در دهه هشتاد و نود هم ادامه یافت، تا اینکه رأیدهندگان به آن در انتخابات ریاستجمهوری و [[کنگره]] تبدیل به [[قدرت]] مؤثر و بانفوذی شدند. این جناح ۲۵ درصد آراء را در ایالات متحده [[آمریکا]] به خود اختصاص میدهد (حدود ده برابر آراء [[یهود]]). در راه [[سلطه]] بر میدان و عرصه [[سیاسی]] [[آمریکا]]، جناح راست [[مسیحی]] با جناح راست [[سیاسی]] در حزب جمهوریخواه متحد شد تا حزبی را تشکیل دهند که به "حزب [[الله]]" معروف شد. این مسئله با افزایش نقش راستگرایان [[مسیحی]] که شامل کاتولیکهای آمریکایی و پروتستانها میشد، همراه شد و باعث شد تا "[[یهودیت]] [[مسیحی]]" ویژگی و صفتی جداییناپذیر، لاهوتی، [[اخلاقی]] و [[فرهنگی]] برای [[آمریکا]] شود، به اندازهای که هرکس در توصیف [[آمریکا]] صفت "[[یهودیت]]" را به [[مسیحیت]] اضافه نمیکرد، زبانش قطع میشد. این موضوعی بود که طی و پس از انتخابات ریاستجمهوری و [[نمایندگان]] در سال ۱۹۹۲ به وقوع پیوست و آمریکای [[یهودی]]-[[مسیحی]] [[شاهد]] به [[قدرت]] رسیدن "بوش" بود. با وجود اینکه در دوره ریاستجمهوری "بوش" [[شاهد]] سقوط [[اتحاد]] جماهیر شوروی سابق و [[پیروزی]] [[آمریکا]] در [[جنگ]] خلیجفارس بودیم. | *بنابراین برای بحث و [[گفتگو]] پیرامون مذهبی شدن و [[یهودی]] شدن [[آمریکا]] میبایست، بر جنبش احیای مذهبی در [[آمریکا]] که در بیست و پنج سال آخر قرن بیستم به وقوع پیوست تمرکز نمود و به آن توجه کرد. از سال ۱۹۷۶ ایالات متحده [[آمریکا]] [[شاهد]] به [[قدرت]] رسیدن [[مسیحیت]] اصولگرا بود که اصطلاحا "راست [[مسیحی]]" یا "[[مسیحیان]] راستگرا" نامیده میشدند. این مسئله باعث شد تا هزاران نفر از [[جوانان]] آمریکایی به "[[مسیحیان]] دوبارهزادهشده" تبدیل شوند و نظرسنجی مؤسسه "گالوپ" [[آشکار]] ساخت که پنج و یکسوم آمریکاییها [[غسل]] تعمید را دوباره انجام دادند. "[[مسیحیان]] دوبارهزادهشده" و [[پیروان]] کلیساهای افراطی و تندرو افزایش دوباره انجام دادند. "[[مسیحیان]] دوبارهزاده شده" و [[پیروان]] کلیساهای افراطی و تندرو افزایش یافت و شبکههای تلویزیونی مذهبی یا "کلیساهای تلویزیونی" تأسیس شدند... این موج به کاخ سفید نیز کشیده شد، به گونهای که رئیسجمهور وقت [[آمریکا]] "کارتر" اعلام کرد "[[مسیحی]] دوبارهزادهشده" است. به [[قدرت]] رسیدن [[مسیحیت]] [[سیاسی]] و اصولگرا یا به [[قدرت]] رسیدن [[مسیحیت]] [[صهیونیسم]]، بهویژه پس از [[پیروزی]] [[اسرائیل]] در [[جنگ]] ژوئن ۱۹۶۷ و اشغال [[قدس]] توسط آن، ارتباط پیدا میکند و این مسئلهای است که [[مسیحیت صهیونیستی]] [[آمریکا]] آن را تأکیدی بر درستی و [[راستی]] پیشگوییهای [[تورات]] و مقدمه نزدیک بودن [[ظهور مسیح]] تلقی کرد. به این ترتیب [[مسیحیت]] [[صهیونیسم]] دارای سازمانهای مخصوص به خود شد که وسایل گروههای فشار "لابی" را به [[خدمت]] گرفت تا بر افکار عمومی و [[کنگره]] [[آمریکا]] با [[هدف]] تأکید بر [[مشروع]] بودن [[دولت اسرائیل]] و [[حمایت]] [[اقتصادی]] و [[نظامی]] و [[سیاسی]] از آن (بهعنوان فریضهای [[الهی]] و [[اخلاقی]]-آمریکایی) و [[یهودی]] کردن [[قدس]] بهعنوان شهری که [[مسیح]] پس از ظهورش از آنجا بر [[جهان]] [[حکومت]] میکند، تأثیر بگذارد. [[قدرت]] یافتن جناح راست [[مسیحی]] در دهه هشتاد و نود هم ادامه یافت، تا اینکه رأیدهندگان به آن در انتخابات ریاستجمهوری و [[کنگره]] تبدیل به [[قدرت]] مؤثر و بانفوذی شدند. این جناح ۲۵ درصد آراء را در ایالات متحده [[آمریکا]] به خود اختصاص میدهد (حدود ده برابر آراء [[یهود]]). در راه [[سلطه]] بر میدان و عرصه [[سیاسی]] [[آمریکا]]، جناح راست [[مسیحی]] با جناح راست [[سیاسی]] در حزب جمهوریخواه متحد شد تا حزبی را تشکیل دهند که به "حزب [[الله]]" معروف شد. این مسئله با افزایش نقش راستگرایان [[مسیحی]] که شامل کاتولیکهای آمریکایی و پروتستانها میشد، همراه شد و باعث شد تا "[[یهودیت]] [[مسیحی]]" ویژگی و صفتی جداییناپذیر، لاهوتی، [[اخلاقی]] و [[فرهنگی]] برای [[آمریکا]] شود، به اندازهای که هرکس در توصیف [[آمریکا]] صفت "[[یهودیت]]" را به [[مسیحیت]] اضافه نمیکرد، زبانش قطع میشد. این موضوعی بود که طی و پس از انتخابات ریاستجمهوری و [[نمایندگان]] در سال ۱۹۹۲ به وقوع پیوست و آمریکای [[یهودی]]-[[مسیحی]] [[شاهد]] به [[قدرت]] رسیدن "بوش" بود. با وجود اینکه در دوره ریاستجمهوری "بوش" [[شاهد]] سقوط [[اتحاد]] جماهیر شوروی سابق و [[پیروزی]] [[آمریکا]] در [[جنگ]] خلیجفارس بودیم. | ||
*دهه نود [[شاهد]] تثبیت و تحکیم سازمانهای اصولگرای [[مسیحی]] تحت نامها و عنوانهای مختلف "ائتلاف [[مسیحیان]]"، "احیای اصولگرایی"، "مجلس مطالعات [[خانواده]]"، "تمرکز بر [[خانواده]]"، "ائتلاف ارزشهای سنتی" و... بود؛ همچنین گروهها و جمعیتهای [[زور]] و [[خشونت]] ظاهر شدند و برای [[تخریب]] و از بین بردن [[سیستم | *دهه نود [[شاهد]] تثبیت و تحکیم سازمانهای اصولگرای [[مسیحی]] تحت نامها و عنوانهای مختلف "ائتلاف [[مسیحیان]]"، "احیای اصولگرایی"، "مجلس مطالعات [[خانواده]]"، "تمرکز بر [[خانواده]]"، "ائتلاف ارزشهای سنتی" و... بود؛ همچنین گروهها و جمعیتهای [[زور]] و [[خشونت]] ظاهر شدند و برای [[تخریب]] و از بین بردن [[سیستم اجتماعی]] و [[سیاسی]] و تأسیس دوباره آن بر اساس [[تعالیم]] و اصول [[کتاب مقدس]]، روی به [[قتل]] و [[کشتار]] و [[خونریزی]] آوردند تا زمینه بازگشت و [[ظهور مسیح]] را فراهم آورند. | ||
*سیستمهای [[مسیحیت]] [[سیاسی]] و اصولگرا فقط به آماده ساختن [[جامعه]] [[آمریکا]] برای بازگشت [[مسیح]] اکتفا نکردند، بلکه [[رسالت]] آنها، [[رسالت]] جهانی و صلیبی بود و نقش آن فقط به [[سیاست]] داخلی محدود نمیشد، بلکه در [[سیاست]] خارجی امریکا نیز دارای نقش مهم و مؤثری شدند؛ چرا که پشت سر حملات ایالات متحده علیه سازمان [[ملل]] و بدهیهای صندوق بین المللی [[پول]] و صندوق جمعیت سازمان [[ملل]] قرار داشتند، همانگونه که پشت سر تصویب [[قانون]] [[تحریم]] سرنگونی [[مذاهب]] نیز بودند. به این ترتیب آماده ساختن [[جهان]] برای [[پایان تاریخ]] و دومین [[ظهور مسیح]]، در چارچوب [[مسیحیت]] [[سیاسی]] و اصولگرای [[آمریکا]] قرار میگرفت<ref>نشریه موعود، شماره ۴۰، ص ۱۶ (مقدمه کتاب المسیح الیهودی و نهایة العالم نوشته رضا هلال، ترجمه قبس زعفرانی).</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۶۶۳.</ref>. | *سیستمهای [[مسیحیت]] [[سیاسی]] و اصولگرا فقط به آماده ساختن [[جامعه]] [[آمریکا]] برای بازگشت [[مسیح]] اکتفا نکردند، بلکه [[رسالت]] آنها، [[رسالت]] جهانی و صلیبی بود و نقش آن فقط به [[سیاست]] داخلی محدود نمیشد، بلکه در [[سیاست]] خارجی امریکا نیز دارای نقش مهم و مؤثری شدند؛ چرا که پشت سر حملات ایالات متحده علیه سازمان [[ملل]] و بدهیهای صندوق بین المللی [[پول]] و صندوق جمعیت سازمان [[ملل]] قرار داشتند، همانگونه که پشت سر تصویب [[قانون]] [[تحریم]] سرنگونی [[مذاهب]] نیز بودند. به این ترتیب آماده ساختن [[جهان]] برای [[پایان تاریخ]] و دومین [[ظهور مسیح]]، در چارچوب [[مسیحیت]] [[سیاسی]] و اصولگرای [[آمریکا]] قرار میگرفت<ref>نشریه موعود، شماره ۴۰، ص ۱۶ (مقدمه کتاب المسیح الیهودی و نهایة العالم نوشته رضا هلال، ترجمه قبس زعفرانی).</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۶۶۳.</ref>. | ||