ایمان: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
*پیوندهای نسبتاً تنگاتنگی بین مفهوم ایمان و پارهای مفاهیم بنیادی دیگر در [[قرآن]]، موجب شده [[فهم]] معنای آن بدون بررسی این [[روابط]] امکانپذیر نباشد. برخی از این موارد عبارتاند از: | *پیوندهای نسبتاً تنگاتنگی بین مفهوم ایمان و پارهای مفاهیم بنیادی دیگر در [[قرآن]]، موجب شده [[فهم]] معنای آن بدون بررسی این [[روابط]] امکانپذیر نباشد. برخی از این موارد عبارتاند از: | ||
# '''ایمان و [[شناخت]]''': از نظر [[اسلام]]، [[علم]] [[روشنایی]] میبخشد و [[توانایی]] میآفریند و ایمان، [[عشق]] میآورد و [[امید]] میدهد. [[علم]] ابزار میسازد و ایمان، مقصد میآفریند، لذا میان [[علم]] و ایمان، تضادی نیست، بلکه مکمل و همراه و [[یار]] یکدیگرند. ایمان در پرتو [[علم]] از [[خرافه]] و [[خیال]] پردازی در [[امان]] میماند؛ [[علم]] نیز بدون ایمان ابزار [[هوی و هوس]] و بزهکاری و تبهکاری میشود، لذا [[علم]] و ایمان در [[آیین اسلام]] جداییناپذیرند<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۴۸-۱۴۹.</ref>. | # '''ایمان و [[شناخت]]''': از نظر [[اسلام]]، [[علم]] [[روشنایی]] میبخشد و [[توانایی]] میآفریند و ایمان، [[عشق]] میآورد و [[امید]] میدهد. [[علم]] ابزار میسازد و ایمان، مقصد میآفریند، لذا میان [[علم]] و ایمان، تضادی نیست، بلکه مکمل و همراه و [[یار]] یکدیگرند. ایمان در پرتو [[علم]] از [[خرافه]] و [[خیال]] پردازی در [[امان]] میماند؛ [[علم]] نیز بدون ایمان ابزار [[هوی و هوس]] و بزهکاری و تبهکاری میشود، لذا [[علم]] و ایمان در [[آیین اسلام]] جداییناپذیرند<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۴۸-۱۴۹.</ref>. | ||
# '''ایمان و [[یقین]]''': [[یقین]] نوعی [[تصدیق]] و [[اعتقاد جزمی]] است که احتمال [[کذب]] در آن نمیرود. با استناد به آیاتی که میان [[اهل]] ایمان و [[ | # '''ایمان و [[یقین]]''': [[یقین]] نوعی [[تصدیق]] و [[اعتقاد جزمی]] است که احتمال [[کذب]] در آن نمیرود. با استناد به آیاتی که میان [[اهل]] ایمان و ### [[313]]### تمایز نهاده است، میتوان به دوگانگی ایمان و [[یقین]] نیز [[حکم]] کرد: {{متن قرآن|إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِنْ دَابَّةٍ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}<ref>«بیگمان در آسمانها و زمین برای مؤمنان نشانههایی است و در آفرینش شما و جنبندگانی که (خداوند روی زمین) میپراکند نشانههایی است برای گروهی که یقین دارند» سوره جاثیه، آیه ۳ ـ ۴</ref> [[مؤمنان]] در این [[آیه]] کسانی هستند که با استفاده از [[آیات]] و نشانههای آفاقی، [[خدا]] و پیامبرش را [[تصدیق]] میکنند؛ ولی [[اهل یقین]] با [[تدبر]] و [[تفکر]] در [[آفرینش]] خودشان و دیگر جانداران روی [[زمین]] به [[یقین]] میرسند. بنابراین [[یقین]] را میتوان [[برتر]] از ایمان شمرد<ref>ر.ک: [[ابوالفضل روحی|روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ص ۱۹۲.</ref>. | ||
# '''ایمان و عمل''': در بسیاری از [[آیات قرآن]]، هرگاه سخن از ایمان به میان آمده اشارهای هم به [[همراهی]] آن با [[عمل صالح]] شده است: {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ}}<ref>«و به کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند نوید ده که بوستانهایی خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref>؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ}}<ref>«و امّا پاداش آنان را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند تمام خواهد داد» سوره آل عمران، آیه ۵۷.</ref>، با توجه به عطف [[عمل صالح]] بر ایمان و [[لزوم]] تغایر معطوف با معطوف علیه، به نظر میرسد ایمان غیر از عمل و [[نشانه]] [[صدق]] و [[حقانیت]] ایمان است<ref>ر.ک: [[ابوالفضل روحی|روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ص ۱۹۳.</ref>. | # '''ایمان و عمل''': در بسیاری از [[آیات قرآن]]، هرگاه سخن از ایمان به میان آمده اشارهای هم به [[همراهی]] آن با [[عمل صالح]] شده است: {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ}}<ref>«و به کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند نوید ده که بوستانهایی خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref>؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ}}<ref>«و امّا پاداش آنان را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند تمام خواهد داد» سوره آل عمران، آیه ۵۷.</ref>، با توجه به عطف [[عمل صالح]] بر ایمان و [[لزوم]] تغایر معطوف با معطوف علیه، به نظر میرسد ایمان غیر از عمل و [[نشانه]] [[صدق]] و [[حقانیت]] ایمان است<ref>ر.ک: [[ابوالفضل روحی|روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ص ۱۹۳.</ref>. | ||
# '''ایمان و [[شرک]]''': گرچه ایمان با [[شرک]] [[سازگاری]] ندارد؛ اما در برخی از [[آیات]] نشانههایی از جمع میان ایمان و نوعی [[شرک]] یافت میشود: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ}}<ref>«و بیشتر آنها که (در ظاهر) به خداوند ایمان میآورند (در باطن همچنان) مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref>. از این [[شرک]] به "[[شرک]] خفیّ" تعبیر میشود، بنابراین برخی از [[مراتب ایمان]] به گونهای آمیخته با نوعی از [[شرک خفی]] است<ref>ر.ک: [[ابوالفضل روحی|روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ص ۱۹۴.</ref>. | # '''ایمان و [[شرک]]''': گرچه ایمان با [[شرک]] [[سازگاری]] ندارد؛ اما در برخی از [[آیات]] نشانههایی از جمع میان ایمان و نوعی [[شرک]] یافت میشود: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ}}<ref>«و بیشتر آنها که (در ظاهر) به خداوند ایمان میآورند (در باطن همچنان) مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref>. از این [[شرک]] به "[[شرک]] خفیّ" تعبیر میشود، بنابراین برخی از [[مراتب ایمان]] به گونهای آمیخته با نوعی از [[شرک خفی]] است<ref>ر.ک: [[ابوالفضل روحی|روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ص ۱۹۴.</ref>. | ||
# '''ایمان و [[اختیار]]''': تصویر [[قرآن]] از ایمان به گونهای است که آن را با خواست و ارادۀ [[انسان]] پیوند میدهد. [[اختیار]] یکی از ملاکهای [[ارزش]] گذاری ایمان دانسته شده و ایمان از روی [[اکراه]] یا [[اجبار]] بیارزش تلقی شده است: {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و اگر پروردگارت میخواست، تمام آن کسان که روی زمیناند همگی ایمان میآوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مؤمن باشند؟» سوره یونس، آیه ۹۹.</ref> و [[اکراه]] در [[دین]] را [[نفی]] کرده است: {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref>. | # '''ایمان و [[اختیار]]''': تصویر [[قرآن]] از ایمان به گونهای است که آن را با خواست و ارادۀ [[انسان]] پیوند میدهد. [[اختیار]] یکی از ملاکهای [[ارزش]] گذاری ایمان دانسته شده و ایمان از روی [[اکراه]] یا [[اجبار]] بیارزش تلقی شده است: {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و اگر پروردگارت میخواست، تمام آن کسان که روی زمیناند همگی ایمان میآوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مؤمن باشند؟» سوره یونس، آیه ۹۹.</ref> و [[اکراه]] در [[دین]] را [[نفی]] کرده است: {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref>. | ||
# '''ایمان و [[اسلام]]''': [[اسلام در قرآن]] به معانی گوناگونی به کار رفته است؛ گاه به معنای [[شریعت]] [[حضرت محمد]]{{صل}}: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ}}<ref>«بیگمان خداوند برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان | # '''ایمان و [[اسلام]]''': [[اسلام در قرآن]] به معانی گوناگونی به کار رفته است؛ گاه به معنای [[شریعت]] [[حضرت محمد]]{{صل}}: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ}}<ref>«بیگمان خداوند برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن»... سوره احزاب، آیه ۳۵.</ref>؛ گاه به معنای [[تسلیم شدن]] در برابر [[دستورات الهی]] است که در این صورت از [[مراتب ایمان]] است: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ}}<ref>«و موسی گفت: ای قوم من! اگر به خداوند ایمان آوردهاید، چنانچه گردن نهادهاید بر او توکّل کنید» سوره یونس، آیه ۸۴.</ref>؛ گاه ایمان مرتبهای بالاتر از [[اسلام]] به شمار رفته: {{متن قرآن|قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ}}<ref>«تازیهای بیاباننشین گفتند: ایمان آوردهایم بگو: ایمان نیاوردهاید بلکه بگویید: اسلام آوردهایم و هنوز ایمان در دلهایتان راه نیافته است» سوره حجرات، آیه ۱۴.</ref> و گاهی [[اسلام]] به مثابه درجهای [[برتر]] از ایمان به کار رفته است: «وَقَالَ مُوسَی یَا قَوْمِ إِن کُنتُمْ آمَنتُم بِاللَّهِ فَعَلَیْهِ تَوَکَّلُواْ إِن کُنتُم مُّسْلِمِینَ»<ref>سوره یونس، آیه: ۸۴.</ref>، در مواردی نیز نوعی ترادف میان دو مفهوم ایمان و [[اسلام]] برقرار است: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«آنگاه که پروردگارش بدو فرمود: فرمانبردار باش، او گفت: فرمانبردار پروردگار جهانیانم» سوره بقره، آیه ۱۳۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[ابوالفضل روحی|روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ص ۱۹۳.</ref> | ||
==رابطه [[اسلام]] و ایمان== | ==رابطه [[اسلام]] و ایمان== | ||
| خط ۹۱: | خط ۹۱: | ||
#در مورد آیاتی که دلالت بر [[زوال]] ایمان میکند، مراد از توصیف آنها به ایمان، ایمان زبانی است نه [[قلبی]] و نیز احکامی که در [[شریعت]] آمده نهایت دلالتاش این است، کسی که در ظاهر [[شرع]] متصف به [[ارتداد]] شده است، آن [[احکام]] بر او جاری میشود، نه اینکه او در واقع هم [[مرتد]] شده است، بلکه به لحاظ واقع شاید [[کافر]] بوده است و یا اینکه هنوز هم [[مؤمن]] است. | #در مورد آیاتی که دلالت بر [[زوال]] ایمان میکند، مراد از توصیف آنها به ایمان، ایمان زبانی است نه [[قلبی]] و نیز احکامی که در [[شریعت]] آمده نهایت دلالتاش این است، کسی که در ظاهر [[شرع]] متصف به [[ارتداد]] شده است، آن [[احکام]] بر او جاری میشود، نه اینکه او در واقع هم [[مرتد]] شده است، بلکه به لحاظ واقع شاید [[کافر]] بوده است و یا اینکه هنوز هم [[مؤمن]] است. | ||
*نقد ادلۀ قائلین به عدم [[زوال]] ایمان: شرط [[استحقاق]] [[ثواب]]، باقی ماندن بر ایمان تا فرا رسیدن [[مرگ]] است و دست برداشتن از ظاهر [[آیات]] با اعتبارهای [[عقلی]] و احتمالهای بدون پشتوانه درست نیست. | *نقد ادلۀ قائلین به عدم [[زوال]] ایمان: شرط [[استحقاق]] [[ثواب]]، باقی ماندن بر ایمان تا فرا رسیدن [[مرگ]] است و دست برداشتن از ظاهر [[آیات]] با اعتبارهای [[عقلی]] و احتمالهای بدون پشتوانه درست نیست. | ||
* [[حق]] این است که اگر ایمان را [[تصدیق قلبی]] مبتنی بر [[معرفت]] بدانیم که امر اختیاری است، امکان [[زوال]] آن روشن است و بر اساس دیدگاههایی که عمل را ایمان یا جزء ایمان میداند، امکان [[زوال]] ایمان قابل [[انکار]] نیست، بر اساس دیدگاهی که ایمان را [[معرفت یقینی]] میداند نیز امکان [[زوال]] ایمان وجود دارد، زیرا [[معرفت]] امر نظری است و با ایجاد [[شبهه]] و [[شک]] در مقدمات آن، [[یقین]] و [[معرفت]] نیز زایل میشود<ref>ر.ک: [[سید محمد عالمی|عالمی، سید محمد]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ص۹۸.</ref>. | * [[حق]] این است که اگر ایمان را [[تصدیق قلبی]] مبتنی بر [[معرفت]] بدانیم که امر اختیاری است، امکان [[زوال]] آن روشن است و بر اساس دیدگاههایی که عمل را ایمان یا جزء ایمان میداند، امکان [[زوال]] ایمان قابل [[انکار]] نیست، بر اساس دیدگاهی که ایمان را [[معرفت یقینی]] میداند نیز امکان [[زوال]] ایمان وجود دارد، زیرا [[معرفت]] [[امر]] نظری است و با ایجاد [[شبهه]] و [[شک]] در مقدمات آن، [[یقین]] و [[معرفت]] نیز زایل میشود<ref>ر.ک: [[سید محمد عالمی|عالمی، سید محمد]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ص۹۸.</ref>. | ||
==افزایش و کاهش ایمان== | ==افزایش و کاهش ایمان== | ||