فواید و آثار انتظار چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'بعنوان' به 'به‌عنوان'
جز (جایگزینی متن - 'بعنوان' به 'به‌عنوان')
خط ۳۵۲: خط ۳۵۲:
:::::#'''[[عامل مقاومت]]:''' [[انتظار]] در طول [[تاریخ]] حیات [[تشیع]] به [[مردم]] [[دل]] و جرات داد تا در برابر شکنجه‌های خصم خود را نبازند، [[مقاومت]] و [[ایستادگی]] خود را از دست ندهند، بدین نظر ما در [[تاریخ]] [[شاهد]] دست و پا بریدن‌ها، زبان و بینی بریدن‌ها بودیم ولی هرگز ندیده‌ایم که [[مؤمنان راستین]] و پاکباز در برابر این همه ارعاب‌ا و شکنجه‌ها خود را ببازند و یا دست از [[هدف]] خود بردارند. [[انتظار]] مشوق [[مردم]] به [[استقامت]]، [[پایداری]] و [[مقاومت]]، [[جهاد]] و [[دفاع]] و مایه امیدی برای [[مستضعفان]] بوده است. این [[وعده]] [[اسلامی]] به [[پیروزی]] [[حق]] بوده است که [[مسلمانان]] را در برابر حوادث مقاوم می‌ساخت. [[مردم]] را در برابر سختگیری‌ها، تطمیع‌ها، و تهدیدهای [[معاویه]]، [[ابن زیاد]]، [[حجاج]] بن [[یوسف]]، [[منصور]] و دیگران نگه می‌داشت. حجر بن عدی‌ها را می‌بینیم که با دست و پای بسته به زنجیر در برابر [[گور]] کنده خویش زانو می‌زند و در برابر برق [[شمشیر]] خود را نمی‌بازد. یا [[میثم تمار]] را می‌بینیم که بر بالای دار می‌رود و با دست و پا بریده زبان را از کار نمی‌اندازد. و بالاخره افرادی چون عبداله عفیف، آن کور [[بینا]] [[دل]] را می‌بینیم که به انواع شکنجه‌ها می‌سازد و از [[هدف]] خود [[تبری]] نمی‌جوید. آری، [[انتظار]] یعنی [[امید]] به آینده‌ای روشن، نه تنها آنها را، بلکه همه [[انسان‌ها]] را دلگرمی می‌داد صفوف [[حق]] را در برابر ناحق فشرده‌تر می‌ساخت. حق‌طلبان، [[مصلحان]]، [[مؤمنان]] به ادامه حیات [[حق]] و [[عدل]] را در برابر [[فسادها]] مقاوم می‌نمود و سرانجام از انسان‌های مرکب از گوشت و پوست و استخوان فولادهایی آب‌دیده فراهم می‌کرد.
:::::#'''[[عامل مقاومت]]:''' [[انتظار]] در طول [[تاریخ]] حیات [[تشیع]] به [[مردم]] [[دل]] و جرات داد تا در برابر شکنجه‌های خصم خود را نبازند، [[مقاومت]] و [[ایستادگی]] خود را از دست ندهند، بدین نظر ما در [[تاریخ]] [[شاهد]] دست و پا بریدن‌ها، زبان و بینی بریدن‌ها بودیم ولی هرگز ندیده‌ایم که [[مؤمنان راستین]] و پاکباز در برابر این همه ارعاب‌ا و شکنجه‌ها خود را ببازند و یا دست از [[هدف]] خود بردارند. [[انتظار]] مشوق [[مردم]] به [[استقامت]]، [[پایداری]] و [[مقاومت]]، [[جهاد]] و [[دفاع]] و مایه امیدی برای [[مستضعفان]] بوده است. این [[وعده]] [[اسلامی]] به [[پیروزی]] [[حق]] بوده است که [[مسلمانان]] را در برابر حوادث مقاوم می‌ساخت. [[مردم]] را در برابر سختگیری‌ها، تطمیع‌ها، و تهدیدهای [[معاویه]]، [[ابن زیاد]]، [[حجاج]] بن [[یوسف]]، [[منصور]] و دیگران نگه می‌داشت. حجر بن عدی‌ها را می‌بینیم که با دست و پای بسته به زنجیر در برابر [[گور]] کنده خویش زانو می‌زند و در برابر برق [[شمشیر]] خود را نمی‌بازد. یا [[میثم تمار]] را می‌بینیم که بر بالای دار می‌رود و با دست و پا بریده زبان را از کار نمی‌اندازد. و بالاخره افرادی چون عبداله عفیف، آن کور [[بینا]] [[دل]] را می‌بینیم که به انواع شکنجه‌ها می‌سازد و از [[هدف]] خود [[تبری]] نمی‌جوید. آری، [[انتظار]] یعنی [[امید]] به آینده‌ای روشن، نه تنها آنها را، بلکه همه [[انسان‌ها]] را دلگرمی می‌داد صفوف [[حق]] را در برابر ناحق فشرده‌تر می‌ساخت. حق‌طلبان، [[مصلحان]]، [[مؤمنان]] به ادامه حیات [[حق]] و [[عدل]] را در برابر [[فسادها]] مقاوم می‌نمود و سرانجام از انسان‌های مرکب از گوشت و پوست و استخوان فولادهایی آب‌دیده فراهم می‌کرد.
:::::#'''عامل بقای [[جامعه]]:''' نه تنها از دید [[اسلام]]، بلکه در طرحی کلی و عمومی و در سطحی جهانی این [[امید]] و این [[انتظار]] است که عامل بقای [[نسل]] و حیات [[جامعه]] است. اگر آن نبود، نه مادری به [[تربیت]] فرزندش [[همت]] می‌گماشت، نه پدری به تلاش معاش برای [[فرزندان]] می‌پرداخت و نه [[مجاهد]] و سربازی خود را در کام [[مرگ]] می‌انداخت. [[انتظار]] به [[انسان‌ها]] دید وسیعی می‌بخشد و آن اینکه اگر امروز [[مرگ]] است و ناکامی است، اگر امروز [[محرومیت]] و [[رنج]] و [[شکنجه]] است فردائی پدید خواهد آمد که در آن [[تاریکی]]، نابسامانی، [[ظلم و ستم]] نباشد. اگر امروز، او [[جان]] می‌بازد و [[خون]] می‌دهد، این دو فانی‌شدنی و تباهی‌پذیر نیستند. سرانجام این آبیاری‌های از [[خون]] نهال حیات [[جامعه]] را برومند می‌کند، رشدش می‌دهد، تا به [[شادابی]] و سبزی و گل برسد و میوه دهد. آن سربازی که در معرکه وارد می‌شود و در طریق [[مرگ]] گام برمی‌دارد، آن سخنور با جراتی که به روشنگری [[جامعه]] می‌پردازد و بالاخره آن انسانی که رنج‌های درراه [[هدف]] را متحمل می‌شود و دست از تلاش باز نمی‌دارد، و یا ارعاب‌ها، و تهدیدها و تطمیع‌ها او را نمی‌لرزاند، [[منتظر]] و [[امیدوار]] است، [[امید]] دارد به این امر که اهدافش روزی [[جامعه]] عمل بپوشند و فردای [[جامعه]] روشن و دور از هرگونه خلل گردد.
:::::#'''عامل بقای [[جامعه]]:''' نه تنها از دید [[اسلام]]، بلکه در طرحی کلی و عمومی و در سطحی جهانی این [[امید]] و این [[انتظار]] است که عامل بقای [[نسل]] و حیات [[جامعه]] است. اگر آن نبود، نه مادری به [[تربیت]] فرزندش [[همت]] می‌گماشت، نه پدری به تلاش معاش برای [[فرزندان]] می‌پرداخت و نه [[مجاهد]] و سربازی خود را در کام [[مرگ]] می‌انداخت. [[انتظار]] به [[انسان‌ها]] دید وسیعی می‌بخشد و آن اینکه اگر امروز [[مرگ]] است و ناکامی است، اگر امروز [[محرومیت]] و [[رنج]] و [[شکنجه]] است فردائی پدید خواهد آمد که در آن [[تاریکی]]، نابسامانی، [[ظلم و ستم]] نباشد. اگر امروز، او [[جان]] می‌بازد و [[خون]] می‌دهد، این دو فانی‌شدنی و تباهی‌پذیر نیستند. سرانجام این آبیاری‌های از [[خون]] نهال حیات [[جامعه]] را برومند می‌کند، رشدش می‌دهد، تا به [[شادابی]] و سبزی و گل برسد و میوه دهد. آن سربازی که در معرکه وارد می‌شود و در طریق [[مرگ]] گام برمی‌دارد، آن سخنور با جراتی که به روشنگری [[جامعه]] می‌پردازد و بالاخره آن انسانی که رنج‌های درراه [[هدف]] را متحمل می‌شود و دست از تلاش باز نمی‌دارد، و یا ارعاب‌ها، و تهدیدها و تطمیع‌ها او را نمی‌لرزاند، [[منتظر]] و [[امیدوار]] است، [[امید]] دارد به این امر که اهدافش روزی [[جامعه]] عمل بپوشند و فردای [[جامعه]] روشن و دور از هرگونه خلل گردد.
:::::#'''[[عامل رشد]] و [[اصلاح]]:''' و بالاخره [[انتظار]] عامل [[اصلاح]] و در نتیجه رشد [[جامعه]] است. آن کس که دیدش دید خوشبینی نسبت به [[آینده]] است و می‌داند سرانجام [[جهان]] [[خوشبختی]] و سعادتمندی است می‌کوشد هر چه سریع‌تر آن نقطه دور را نزدیک سازد و خود و فرزندانش از آن [[بهره]] گیرند. بر این اساس امر بمعروف‌ها، [[نهی]] از منکرها، [[دعوت]] به خیرها، خیرخواهی‌ها [[نیکو]] توجیه می‌شوند. مخصوصاً در جنبه [[دینی]] این امر رشد می‌کند بدان نظر که برای آن پاداشی هم در نظر گرفته شده و [[انسان]] مذهبی انجام این امور را بعنوان یک [[وظیفه]] می‌داند. به هنگامی که این جنبه‌ها در جامعه‌ای توسعه یابد خود به خود موجبات [[اصلاح جامعه]] و حداقل زمینه بازداری [[جامعه]] از سقوط و [[انحراف]] و لغزش‌ها پدید می‌آید و [[جامعه]] به سوی [[اصلاح]] سوق پیدا خواهد کرد. [[انتظار]] از این دید [[عامل رشد]] است و [[انبیاء]] کوشیده‌اند از این راه [[اقدام]] کنند. ما در مسأله [[دعوت]] [[انبیاء]] و اقدامات [[مصلحان]] این جنبه‌ها را به عیان می‌بینیم آنچنان که در [[اسلام]] اساس تبلیغ‌های اصلاحی [[جامعه]] بر این مبنا قراردارد. همه جا سخن از [[پیروزی]] [[حق]] و [[عدل]] و [[شکست]] [[لشکر]] [[شیطان]] است و همه جا [[تشویق]] به [[سازندگی]] [[جامعه]] و [[نجات]] دادن [[مردم]] از [[تباهی‌ها]] و [[فسادها]] است»<ref>[[علی قائمی|قائمی، علی]]، [[نگاهی به مسأله انتظار (کتاب)|نگاهی به مسأله انتظار]]، ص41-46.</ref>.
:::::#'''[[عامل رشد]] و [[اصلاح]]:''' و بالاخره [[انتظار]] عامل [[اصلاح]] و در نتیجه رشد [[جامعه]] است. آن کس که دیدش دید خوشبینی نسبت به [[آینده]] است و می‌داند سرانجام [[جهان]] [[خوشبختی]] و سعادتمندی است می‌کوشد هر چه سریع‌تر آن نقطه دور را نزدیک سازد و خود و فرزندانش از آن [[بهره]] گیرند. بر این اساس امر بمعروف‌ها، [[نهی]] از منکرها، [[دعوت]] به خیرها، خیرخواهی‌ها [[نیکو]] توجیه می‌شوند. مخصوصاً در جنبه [[دینی]] این امر رشد می‌کند بدان نظر که برای آن پاداشی هم در نظر گرفته شده و [[انسان]] مذهبی انجام این امور را به‌عنوان یک [[وظیفه]] می‌داند. به هنگامی که این جنبه‌ها در جامعه‌ای توسعه یابد خود به خود موجبات [[اصلاح جامعه]] و حداقل زمینه بازداری [[جامعه]] از سقوط و [[انحراف]] و لغزش‌ها پدید می‌آید و [[جامعه]] به سوی [[اصلاح]] سوق پیدا خواهد کرد. [[انتظار]] از این دید [[عامل رشد]] است و [[انبیاء]] کوشیده‌اند از این راه [[اقدام]] کنند. ما در مسأله [[دعوت]] [[انبیاء]] و اقدامات [[مصلحان]] این جنبه‌ها را به عیان می‌بینیم آنچنان که در [[اسلام]] اساس تبلیغ‌های اصلاحی [[جامعه]] بر این مبنا قراردارد. همه جا سخن از [[پیروزی]] [[حق]] و [[عدل]] و [[شکست]] [[لشکر]] [[شیطان]] است و همه جا [[تشویق]] به [[سازندگی]] [[جامعه]] و [[نجات]] دادن [[مردم]] از [[تباهی‌ها]] و [[فسادها]] است»<ref>[[علی قائمی|قائمی، علی]]، [[نگاهی به مسأله انتظار (کتاب)|نگاهی به مسأله انتظار]]، ص41-46.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


۲۲۷٬۴۹۹

ویرایش