ولایت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'قسم' به 'قسم') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[ولایت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[ولایت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
==مقدمه== | |||
*لغویین [[عرب]] برای واژه "[[ولایت]]" و "ولی" و "[[مولی]]" معانی گوناگونی ذکر کردهاند که از این معانی آنچه با ذات [[اقدس]] [[حق]] تناسب دارد معنای [[مالکیت]] [[امر]] و [[سلطنت]] و صاحب [[اختیار]] بودن است و بر این اساس، واژه "[[ولایت]]" - به کسر یا [[فتح]] - مصدر و واژگان "ولی" و "[[مولی]]" به یک معناست. | |||
*[[ابن منظور]] در لسان العرب میگوید: "[[ولیّ]] از اسماء [[خدای متعال]] است، [[ولیّ]] به معنای [[یاور]]، و گفتهاند: به معنای عهدهدار امور [[جهان]] و خلائق و انجامدهنده آن است"<ref>{{عربی|ولي: في اسماء الله تعالی. الولي: هو النّاصر و قيل: المتولّي لأمور العالم و الخلائق القائم بها}}؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۵، ص۴۰۶، ذیل واژه «وَلَیَ».</ref>. | |||
*آنچه در [[آیات]] کریمه [[قرآن]] دلالت بر [[اراده]] معنای دوم از واژه "ولی" میکند، این است که در بسیاری از [[آیات قرآن کریم]] - که در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود - واژه [[ولیّ]] در کنار واژه "[[نصیر]]" به گونهای به کار رفته که صریح در این است که مراد از واژه "ولی" در استعمالات [[قرآنی]]، [[ناصر]] نیست، بلکه همان {{عربی|المتولّي لأمور العالم و الخلائق القائم بها}} است که همان معنای [[سلطان]] و [[مَلِک]] است. از برای مثال: | |||
*'''[[آیه]] اول:''' {{متن قرآن|أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}}<ref>«آیا نمىدانستى که حکومت آسمانها و زمین، تنها از آن خداست؟! (و مىتواند هرگونه تغییر و تبدیلى در احکام خود طبق مصالح بدهد؟!) و جز خدا، سرپرست و یاورى براى شما نیست. (و اوست که مصلحت شما را مىداند)» سوره بقره، آیه ۱۰۷.</ref>. در این [[آیه]] ضمن عطف [[نفی]] {{متن قرآن|نَصِيرٍ}} بر [[نفی]] {{متن قرآن|وَلِيٍّ}} که - به [[دلیل]] تکرر [[نفی]] - صریح در تعدّد معنای این دو واژه است، [[صدر]] [[آیه]]، قرینه روشنی است بر اینکه مراد از "وَلِی" همان [[سلطان]] و [[مَلِک]] است. | |||
*'''[[آیه]] دوم:''' {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}}<ref>«حکومت و پادشاهی آسمانها و زمین تنها از آنِ خداست؛ زنده مىکند و مىمیراند؛ و جز خدا، سرپرست و یاورى ندارید» سوره توبه، آیه ۱۱۶.</ref>. در این [[آیه]] نیز تکررّ [[نفی]] در {{متن قرآن|وَلِيٍّ}} و {{متن قرآن|نَصِيرٍ}} صریح در تعددّ معنای این دو واژه است از یک سو، و [[صدر]] [[آیه]] که {{متن قرآن|لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}} است، قرینه روشنی بر [[اراده]] معنای "[[مَلِک]] و [[سلطان]] و صاحب [[اختیار]] و مالک [[تصرف]]" از واژه "وَلِی" از سوی دیگر است. | |||
*'''[[آیه]] سوم:''' {{متن قرآن|قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}}<ref>«بگو: کیست که شما را از خداوند اگر برای شما گزند یا بخشایشی خواسته باشد نگه دارد؟ و آنان (هیچ گاه) برای خود در برابر خداوند یار و یاوری نمییابند» سوره احزاب، آیه ۱۷.</ref>. در این [[آیه]] نیز افزون بر تکرّر [[نفی]] بین "ولی" و "[[نصیر]]" که صریح در تعدّد معناست، [[صدر]] [[آیه]] قرینه بر این است که مراد از "ولی" همان صاحب [[اختیار]] و مالک امر [[تدبیر]] و تصرّف در [[خلق]] است. | |||
*موارد استعمالات [[قرآنی]] فراوان دیگری بر تعدّد معنای "ولی" و "[[نصیر]]" دلالت دارد، البته این تعدّد معنا با ناصر بودن ضمنی "ولی" منافات ندارد؛ زیرا [[ولیّ]] به معنای [[سلطان]] و صاحب [[اختیار]] و [[مَلِک]]، به کار [[نصرت]] و [[یاری]] نیز میپردازد. | |||
*[[ابن منظور]] در بیان [[وحدت]] معنای "ولی" و "[[مولی]]" میگوید: "[[ولیّ]] و [[مولی]] در [[کلام عرب]] به یک معناست"<ref>{{عربی|و الولي و المولی واحد في كلام العرب}}؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۵، ص۴۰۸.</ref>. | |||
*[[فیروزآبادی]] در قاموس میگوید: وَلْی به معنای نزدیکی است<ref>{{عربی|الوَلْي: القُرْبُ و الدُّنُوُّ...}}</ref> - تا آنجا که میگوید: -و وَلی اسم برگرفته شده از آن است<ref>{{عربی|و الوَلي: الاسم منه...}}</ref> - تا آنجا که میگوید: - [[ولایت]] (به [[فتح]] واو) مصدر است (و به کسر واو) به معنای [[کشور]] و [[امارت]] و [[سلطنت]] است، {{عربی|و أوْلَيتُه الأمْرَ}} به معنای {{عربی|وَلَّيتُه إياهُ}} است و "وَلاءُ" به معنای [[مالکیت]] است....<ref>{{عربی|و وَلِي الشيءَ و عليه: وِلاية و وَلايه، أَو هي - أي بالفتح - المصدر و بالكسر: الخُطَّة و الإِمارَه، و السُّلطانُ و أوْلَيتُه الأمْرَ وَلَّيتُه إياهُ و الوَلاءُ: المِلْك... الی آخر كلامه}}فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۴، ص۴۶۴و۴۶۵.</ref>. | |||
*[[فیومی]] در المصباح المنیر میگوید: "[[ولیّ]] بر وزن فعیل به معنای فاعل است که از ریشه "وَلِیهُ" است که به معنای انجام دهنده و به عهده گیرنده است و به همین معناست {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا}} جمع آن: [[اولیاء]] است، ابن [[فارس]] گفته: به هرکس گفته شود {{عربی|وَلِي أَمْرَ أَحَدٍ}} به معنای آن است که [[ولیّ]] اوست"<ref>{{عربی|و الْوَلِي: فَعِيلٌ بِمَعْنَى فَاعِلٍ، مِنْ وَلِيهُ: إِذَا قَامَ بِهِ وَ مِنْهُ}} {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا}} {{عربی|و الْجَمْعُ أَوْلِياءُ: قَالَ ابْنُ فَارِسٍ: وَ كلُّ مَنْ وَلِي أَمْرَ أَحَدٍ فَهُوَ وَلِيه}}؛ فیومی، المصباح المنیر، ج۲، ص۶۷۲.</ref>. | |||
*[[راغب اصفهانی]] در مفردات میگوید: "[[ولایت]]: به معنای [[نصرت]] است و [[ولایت]] به معنای عهدهدار شدن امر است و گفتهاند [[وِلایت]] و [[وَلایت]]؛ نظیر: دِلالت و دَلالت است و [[حقیقت]] آن: عهدهدار شدن و تصدّی امر است"<ref>{{عربی|و الوِلَاية النُّصْرة و الوَلَاية تَوَلِّي الأمرِ، و قيل: الوِلَاية و الوَلَاية نحو: الدِّلَالة و الدَّلَالة و حقيقته: تَوَلِّي الأمرِ}}؛ راغب اصفهانی، المفردات، ص۸۸۵.</ref>. | |||
*همانگونه که در کلمات [[اهل]] لغت و نیز برخی از [[آیات قرآن]] ملاحظه شد، بیشترین کاربری واژگان "[[ولایت]]" و "ولی" و "[[مولی]]" در زبان [[عرب]] در دو معنای [[نصرت]] و [[مُلک]] است، لکن در [[قرآن کریم]] کاربری این واژگان در [[حقّ]] [[خدای متعال]]، به معنای دوم؛ یعنی صاحب [[اختیار]] بودن و صاحب [[مُلک]] و [[سلطنت]] بودن است. | |||
*در اینجا لازم است به تعدادی از [[آیات قرآن کریم]] که در آنها واژه "[[ولایت]]" یا مشتقات آن در [[شأن]] [[خدای متعال]] بهکار رفته و قرائن قطعی دلالت آن را بر [[اراده]] معنای [[مُلک]] و [[سلطنت]] و اختیارداری [[تأیید]] و تأکید میکند، اشاره کنیم؛ در این [[آیات]] نیز [[ولایت]] به معنای [[مُلک]] و [[سلطنت]] منحصراً از آن [[خدای متعال]] دانسته شده است. | |||
*'''[[آیه]] نخست:''' {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«خداوند، ولىّ و سرپرست کسانى است که ایمان آوردهاند؛ آنها را از ظلمتها خارج ساخته، به سوى نور مىبرد. ولى کسانى که کافر شدند، اولیاى آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور خارج ساخته، به سوى ظلمتها مىبرند؛ آنها اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند بود» سوره بقره، آیه ۲۵۷.</ref>. | |||
*در این [[آیه]] "ولی" به معنای صاحب [[اختیار]] و [[مَلِک]] و [[متصرف]] و [[قائم]] به امر است. قرائن و شواهد متعدّدی بر [[اراده]] این معنا از کلمه "ولی" در [[آیه]] مذکور دلالت میکنند. | |||
*[[سیاق آیات]] قبل و بعد از این [[آیه]] از جمله [[آیة الکرسی]] که همه جملات آن در رابطه با [[وصف]] [[سلطنت]] و [[حاکمیت الهی]] است؛ نظیر: {{متن قرآن|لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ}} "آنچه در [[آسمانها]] و آنچه در [[زمین]] است، از آنِ اوست"، {{متن قرآن|وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ}} "قلمرو [[حکومت]] او، [[آسمانها]] و [[زمین]] را دربر گرفته"، {{متن قرآن|وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا}} "و نگهداری آنها او را خسته نمیکند". و از جمله [[آیه]] بعد از [[آیه الکرسی]] که جملات آن نیز در راستای [[وصف]] شیوه اجرای [[مُلک]] و [[سلطنت]] و [[حاکمیت الهی]] و [[وصف]] [[مؤمنان]] و فرمانبران و سرنهادگان به این [[مُلک]] و [[سلطنت]] است. | |||
*جمله {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}} "اکراهى در قبول [[دین]]، نیست" اشاره به این [[حقیقت]] است که برپایی [[حاکمیت خدا]] در [[جامعه بشر]] با [[اکراه]] نیست، و مراد از [[دین]]، همان [[آیین]] [[عدل]] است که بهوسیله [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برای [[برقراری نظم]] در [[جامعه بشر]] فرستاده شده؛ چنانکه در [[سوره شوری]] فرمود: {{متن قرآن|وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ}}<ref>«مأمورم در میان شما عدالت را اجرا کنم» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>. | |||
*در جمله {{متن قرآن|قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ}} "راه درست از [[بیراهه]]، روشن شده است" اشاره به این مطلب است که شیوه برپایی [[حاکمیت الهی]] در [[جامعه بشری]] [[شیوه]] [[تبیین]] و [[ارشاد]] و توضیح [[حقیقت]] و تمییز آن از [[باطل]] در برابر [[مردم]] است تا با [[آگاهی]] از [[حق و باطل]] با [[انتخاب]] خویش [[حکومت حق]] را برگزینند و از [[حکومت]] [[باطل]] و گردن نهادن به آن سرباز زنند. | |||
*در جمله {{متن قرآن|فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى}} "بنابراین، کسى که به [[طاغوت]] = [[فرمانروایی]] جز [[خداوند]] [[کافر]] شود و به [[خدا]] [[ایمان]] آورد، به محکمترین دستگیره چنگ زده است" *اشاره به [[وصف]] و حال کسانی است که پس از [[تبیین]] [[حاکمیت]] حقه [[الهی]] و تمییز آن از [[حاکمیت]] [[باطل]] [[مدّعیان دروغین]] [[رهبری]] و [[حاکمیت]] در [[جامعه بشر]]، [[دست]] رد به سینه نامحرمان زده و از گردن نهادن به [[حاکمیت]] [[طاغوت]] [[امتناع]] ورزیده و به [[حاکمیت]] [[خداوند متعال]] [[ایمان]] آورده و در برابر [[فرمان]] او سر [[تسلیم]] فرود آوردهاند. این [[آیه]] فرمانبران [[امر و نهی]] [[الهی]] و سرسپردگان به [[حاکمیت]] مطلق [[خدا]] را با جمله {{متن قرآن|فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى}} توصیف نموده است. | |||
*در جمله بعد از {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا}} میفرماید: {{متن قرآن|يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ}}؛ [[اخراج]] از [[ظلمات]] به [[نور]]، همان [[اخراج]] از [[ظلمات]] به نوری است که در یک جا [[قرآن کریم]] را [[وسیله]] و سبب آن معرفی کرده است: {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«از طرف خدا، نور و کتاب روشنگرى به سوى شما آمد * خداوند به برکت آن، کسانى را که از رضاى او پیروى کنند، به راههاى سلامت و امنیت، هدایت مىکند؛ و به فرمانش، آنان را از ظلمتها خارج ساخته به سوى نور مىبرد؛ و آنها را به سوى راه راست، هدایت مىنماید» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.</ref>. | |||
*و در جایی دیگر [[رسول اکرم]]{{صل}} را سبب آن معرفی نموده است: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ}}<ref>«(این) کتابى است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکیها (ى شرک و ظلم و جهل) به سوى روشنایى (ایمان و عدل و آگاهى)، بیرون آورى (و هدایت کنى)» سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref>. | |||
*بنابراین، [[اخراج]] من الظلمات الی النّور به [[وسیله]] [[امر و نهی]] [[تشریعی]] یا همان [[اعمال]] [[حاکمیت الهی]] انجام میگیرد که سبب و ابزار آن، [[قانون]] و مجریان قانونند؛ [[کتاب خدا]] بیان [[قانون]] را به عهده دارد و مجریان آن و [[حاکمان]] بر طبق آن، وجود [[مقدس]] [[رسولالله]]{{صل}} و [[حاکمان]] تعیینشده از سوی اویند. | |||
بنابراین، جمله {{متن قرآن|يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ}} اشاره به وظیفهای است که [[حاکم اسلامی]] در [[جامعه بشری]] بر عهده دارد. لهذا [[حاکمیت الهی]] در [[حقیقت]]، [[اخراج]] [[مردم]] از [[ظلمات]] به [[نور]] و از [[نقص]] به کمال و از [[گمراهی]] و [[ضلالت]] به [[هدایت]] و [[تقوی]] و [[فضیلت]] است. | |||
*و در آخر، جمله {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ}} اشاره روشنی است به اینکه [[ولایت]] در اینجا به معنای همان اختیارداری و [[رهبری]] است؛ زیرا واژه "[[طاغوت]]" در لغت [[عرب]]، در اصل به معنای [[تجاوز]] از حدّ در [[عصیان]] و [[تمرّد]] است. [[فیومی]] در المصباح المنیر میگوید: "[[طاغوت]] به دو شیوه مذکر و مؤنث به کار میرود، مصدر آن "[[طغیان]]" است که به معنای گذشتن از حد است و هر چیزی که در [[معصیت]] از اندازه و مرز [[تجاوز]] کند [[طاغی]] است"<ref>{{عربی|الطَّاغُوتُ يذكرُ وَ يؤَنَّثُ وَ الاسْمُ، الطُّغْيانُ وَ هُوَ مُجَاوَزَة الْحَدِّ، وَ كلُّ شَيءٍ جَاوَزَ الْمِقْدَارَ وَ الْحَدَّ فِي الْعِصْيانِ فَهُوَ طَاغٍ}}؛ فیومی، المصباح المنیر، ج۲، ص۳۷۳ و۳۷۴.</ref>. | |||
*و در کاربرد [[قرآنی]] آن در مصداق [[برتر]] این [[طغیان]] که [[حاکم جائر]] است، به کار رفته است؛ چنانکه [[آیات]] پنجاه و نه، و شصت [[سوره نساء]] بر آن دلالت دارند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«اى کسانى که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر (خدا) و پیشوایان (معصوم) خود را و هرگاه در امرى نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر باز گردانید (و از آنها داورى بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این (کار براى شما) بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است * آیا ندیدى کسانى را که ادّعا مىکنند به آنچه (از کتابهاى آسمانى که) بر تو و پیش از تو نازل شده، ایمان آوردهاند، درحالىکه مىخواهند براى داورى نزد طاغوت و حکّام باطل بروند؟! با اینکه به آنها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند» سوره نساء، آیه ۵۹-۶۰.</ref>. | |||
*[[آیه]] اول، متضمّن امر به [[تسلیم]] و [[طاعت]] در برابر [[حاکمیت]] [[حاکمان]] [[الهی]] است و [[آیه]] دوم [[سرزنش]] کسانی است که به [[حاکمیت]] [[حاکمان]] غیر [[الهی]] تن میدهند و به [[حکومت]] آنان سر میسپارند. در این [[آیه]] روشن است که مراد از "[[طاغوت]]" [[حاکم جائر]] است؛ و کسانی که به [[حکومت]] او - به جای [[حکومت]] [[خدا]] - سر فرود میآورند، مورد [[سرزنش]] شدید قرار گرفتهاند. | |||
*در [[آیات]] دیگری از [[قرآن کریم]] نیز "[[طاغوت]]" به معنای [[حاکم]] غیر [[الهی]] به کار رفته است و به طور کلّی، از کاربریهای این واژه در [[قرآن کریم]] استفاده میشود که مقصود از این واژه در همه کاربریهای [[قرآنی]]، [[حاکم]] یا [[حاکمان]] غیر [[الهی]] است: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا * أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَمَن يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا * أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لاَّ يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا * أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا}}<ref>«آیا ندیدى کسانى را که بهرهاى از کتاب آسمانى به آنان داده شده، (با این حال،) به "جبت" و "طاغوت" = فرمانروایان غیر الهی ایمان مىآورند، و درباره کافران مىگویند: "آنها، از کسانى که ایمان آوردهاند، به راه هدایت نزدیکترند"؟! * آنها کسانى هستند که خداوند، ایشان را از رحمت خود، دور ساخته است؛ و هر کس را خدا از رحمتش دور سازد، هرگز یاورى براى او نخواهى یافت. * آیا آنها سهمى در حکومت دارند؟! درحالىکه اگر چنین بود کمترین حقى را به مردم نمىدادند. * یا اینکه نسبت به مردم = پیامبر و خاندانش، بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد مىورزند؟! ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم؛ و حکومت عظیمى در اختیار آنها قرار دادیم» سوره نساء، آیه ۵۱-۵۴.</ref>. | |||
*[[صرف]] نظر از قرائن [[قرآنی]] فراوانی که در رابطه با [[تفسیر]] مضامین این [[آیات]] وجود دارد که دلالت روشنی بر این دارد که این [[آیات]]، همگی در رابطه با مسئله [[حکومت]] و [[ولایت امر]] وارد شده است و بالخصوص به مسئله [[حکومت]] و [[ولایت]] بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} اشاره داشته و اولیای امر را بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} معین میکند. آنچه اکنون از این [[آیات]] مورد [[استشهاد]] ماست، کاربری واژه [[طاغوت]] است که به معنای [[حاکم]] غیر [[الهی]] یا به تعبیری دیگر {{عربی|كل من يطاع من دون الله}} است، قرائنی که در این [[آیات]]، بر این مطلب دلالت میکند، چند چیز است: | |||
#جمله {{متن قرآن|أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ}} است؛ زیرا [[ضمیر]] {{متن قرآن|لَهُمْ}} به همان کسانی بر میگردد که کلمه {{متن قرآن|هَؤُلَاء}} به آنها بر میگردد و معلوم است که مشارالیه {{متن قرآن|هَؤُلَاء}} همان [[جبت و طاغوت]] است. | |||
#جمله {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ}} زیرا مراد از [[فضل]] به قرینه ذیل این [[آیه]] و بسیاری دیگر از [[آیات قرآنی]] [[فضل]] [[ملک]] و [[رهبری]] است و [[حسادت]] [[جبت و طاغوت]] بر کسانی که [[خداوند]] به آنان [[فضل]] خود یعنی [[مُلک]] خود را به آنان عطا کرده قرینه بر آن است که مراد از [[جبت و طاغوت]] کسانی است که به ناحق خود را در [[جایگاه]] [[فرمانروایی]] قرار دادهاند. | |||
#مقابله [[ایمان]] به [[جبت و طاغوت]] با {{متن قرآن|آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}} که نشانه آن است که [[مؤمنان]] به [[جبت و طاغوت]]، [[جبت و طاغوت]] را به جای صاحبان اصلی [[مُلک]] [[الهی]] به [[فرمانروایی]] پذیرفته و از آنان [[اطاعت]] میکنند. | |||
*[[آیه]] دیگری که [[طاغوت]] در آن به کار رفته، [[آیه]] ذیل است: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا}}<ref>«کسانى که ایمان دارند، در راه خدا پیکار مىکنند؛ و آنها که کافرند، در راه طاغوت = فرمانروایان غیر الهی پس شما با یاران شیطان، پیکار کنید؛ (و از آنها نهراسید؛) زیرا که نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است» سوره نساء، آیه ۷۶.</ref>. | |||
*در این [[آیه]] نیز "[[طاغوت]]" در معنای [[حاکم]] غیر [[الهی]] به کار رفته که [[کافران]] در راه تحکیم [[قدرت]] او و [[امتثال]] [[فرمان]] او میجنگند و به همین سبب، در [[ولایت شیطان]] قرار گرفته و از اولیای [[شیطان]] به شمار میآیند. | |||
*قرینه روشنی که بر کاربری [[طاغوت]] در این [[آیه]] در [[حاکم]] غیر [[الهی]] دلالت دارد، [[آیه]] ما قبل آن است: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا}}<ref>«چرا در راه خدا، و (براى رهایى) مردان و زنان و کودکانى که ناتوان گشتهاند، پیکار نمىکنید؟! همان افراد (ستمدیدهاى) که مىگویند: "پروردگارا! ما را از این شهر که اهلش ستمگرند، بیرون ببر (و رهایى ببخش)؛ و از سوى خود، براى ما فرمانروا و سرپرستى قرار ده؛ و از جانب خود، یار و یاورى براى ما مقرر فرما"» سوره نساء، آیه ۷۵.</ref>. | |||
*در این [[آیه]] [[دستور]] [[جنگ]] بر ضدّ [[حاکمان]] [[ستمگری]] داده شده که با [[حاکمیت]] ظالمانه خویش، [[جور]] و [[ستم]] بر [[مردم]] روا داشتهاند تا جایی که [[مردم]] ستمدیده دست [[تضرع]] و نیاز به سوی [[خدا]] برداشته و از [[خدای بزرگ]]، [[نجات]] از [[ظلم و ستم]] این [[حاکمان]] را طلب میکنند. | |||
*[[آیه]] بعد در ادامه مطالب همین [[آیه]] است و لذا مناسبت [[سیاق]] اقتضا میکند، مراد از [[طاغوت]] همان [[حاکمان]] [[جائر]] و [[ستمگری]] باشد که [[مردم]] [[مستضعف]] و ستمدیده از آنان به [[خدا]] پناه برده و او را برای [[یاری]] خویش و [[نجات]] از [[ستم]] آنان فرا میخوانند. | |||
*در [[آیات]] دیگر - نظیر: {{متن قرآن|وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ}}<ref>«ما در هر امّتى رسولى برانگیختیم که: "خداى یکتا را بپرستید؛ و از طاغوت اجتناب کنید"» سوره نحل، آیه ۳۶.</ref>. نیز:{{متن قرآن|وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ}}<ref>«و بعضى از آنها را به صورت میمونها و خوکها و بنده طاغوت قرار داده است» سوره مائده، آیه ۶۰.</ref>. | |||
*واژه [[طاغوت]] به همین معنا آمده و مقصود از "[[عبادت]] و [[بندگی]] [[طاغوت]]" [[اطاعت]] آن است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]].</ref>. | |||
==[[ولایت]] [[ارث]]== | ==[[ولایت]] [[ارث]]== | ||