بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
* واژه | * واژه نظام در لغت از ریشه [[نظم]] و به معنای [[نظم]] دادن، آراستن، به رشته کشیدن مروارید، رویه، [[عادت]] و روش است<ref>ر.ک: حسن عمید، فرهنگ عمید، ج۲، ص۱۱۶۳.</ref>. در لسان العرب واژه نظام به معنای تألیف، تجمیع و قرین کردن چیزی به چیز دیگر و نخی که با آن لؤلؤ یا هر چیز دیگری به [[نظم]] در میآید، آمده است. افزون بر این، کابرد دیگر واژه نظام در معانی هدیه، [[سیره]] و [[عادت]] است<ref>ر.ک: محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۵۷۹.</ref>. طریحی در مجمع البحرین نیز شبیه همین معنا را ذیل واژه نظام آورده است<ref>{{عربی|النِّظَام بالكسر: الخيط الذي يُنْظَمُ به اللؤلؤ}} (ر.ک: فخر الدین الطریحی، مجمع البحرین، ج۴، ص۳۱۹).</ref>. در معجم الوسیط نیز واژه نظام به همین معنا آمده است<ref>{{عربی| النظام: الخيط الذي ينظم فيه اللؤلؤ و غيره. و الترتيب و الاتساق...}} (ر.ک: إبراهیم مصطفی، أحمد الزیات، حامد عبدالقادر و محمد النجار، المعجم الوسیط، تحقیق مجمع اللغة العربیة، ج۲، ص۹۳۳).</ref>. به هر حال، واژه نظام در لغت به معنای [[نظم]] بخشیدن و مرتب کردن است. اما در اصطلاح، تعاریف مختلفی با رویکردهای متفاوت، از جمله [[جامعهشناسی]] برای این واژه آمده است که برخی از آنها با موضوع بحث حاضر ارتباطی ندارد. آنچه با مبحث پیش رو [[ارتباط]] دارد، تعریفهای [[سیاسی]] از این واژه است. برخی از نویسندگان، تعریفهای مختلفی از این واژه جمعآوری کردهاند: “مجموع عناصر دارای کنش و واکنش”، “مجموعه [[هدفها]] همراه با [[روابط]] میان [[هدفها]] و میان [[خواص]] آنها”، “کلی که از اجزای زیادی ترکیب شده” و “هر مجموعه از عناصر که بتواند به نحوی به طور متوازن با یکدیگر عمل کند، میتواند به صورت یک [[سیستم]] نگریسته شود؛ کهکشانها، تیمهای فوتبال، [[قوه مقننه]] و [[احزاب سیاسی]] هرکدام یک [[سیستم]] هستند”. نویسنده پس از بیان تعریفهای بالا نتیجه میگیرد که نظام دستهای از [[هدفها]] یا عناصر موجود در برخی [[روابط]] مشخص ساختاری و دارای کنش و واکنش بر پایه روندهای مشخص خاص است<ref>ر.ک: عبدالرحمن عالم، بنیادهای علم سیاست، ص۱۴۹.</ref>. بنابراین تعدد اجزا، وجود رابطه [[منظم]] و منطقی میان آنها، به طوری که همگی با یکدیگر یک کل بزرگتر را تشکیل میدهند، از جمله ویژگیهای نظام است. نظام در اصطلاح تعریفهای متفاوتی دارد که آنچه در این نوشتار به کار رفته، به معنای [[حکومت]] یا [[رژیم سیاسی]] است. برخی از نویسندگان در این باره گفتهاند: [[دانش]] واژههای “رژیم و [[رژیم]] سیاسی” با [[دانش]] واژههای “نظام و نظام سیاسی” مترادف است<ref>ر.ک: عبدالحمید ابوالحمد، مبانی علم سیاست، ص۱۹۶.</ref>. در این نوشتار نیز مراد از نظام، همان [[رژیم سیاسی]] است. البته از این نکته نیز نباید [[غافل]] شد که [[نظامهای سیاسی]] را بر حسب معیارهای گوناگون<ref>برای مطالعه بیشتر درباره طبقهبندی نظامهای سیاسی، ر.ک: حسین بشیریه، آموزش دانش سیاسی: مبانی علم سیاست نظری و تأسیسی، ص۱۰۵. </ref> و هدفهای متفاوت<ref>ر.ک: عبدالرحمن عالم، بنیادهای علم سیاست، ص۱۵۱.</ref> میتوان تقسیمبندی کرد. پس طبیعی است که [[نظام سیاسی اسلام]] از این جهت با دیگر [[نظامهای سیاسی]] متفاوت خواهد بود<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۴۲.</ref>. | ||
*امروزه [[اسلام]] در برابر مکاتب مختلف و نظامهای برخاسته از آن مطرح است. در سایه نظاممندی است که [[برتری اسلام]] بر سایر الگوها نمایان میشود. [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ}}<ref>سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۳۹</ref>. بیانگر این [[حقیقت]] است که اگر نظاممندی در زندگی ما مورد توجه قرار گیرد الگوهای دیگر [[فرهنگها]] و [[تمدنها]] [[قدرت]] [[رقابت]] با [[اسلام]] را نخواهند داشت.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۴۶</ref>. | *امروزه [[اسلام]] در برابر مکاتب مختلف و نظامهای برخاسته از آن مطرح است. در سایه نظاممندی است که [[برتری اسلام]] بر سایر الگوها نمایان میشود. [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ}}<ref>سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۳۹</ref>. بیانگر این [[حقیقت]] است که اگر نظاممندی در زندگی ما مورد توجه قرار گیرد الگوهای دیگر [[فرهنگها]] و [[تمدنها]] [[قدرت]] [[رقابت]] با [[اسلام]] را نخواهند داشت.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۴۶</ref>. | ||
* [[ضرورت]] [[نظامسازی]]، [[ضرورت]] پاسخ دادن [[دین]] است به مجموعه سؤالات ریز و درشت و بنیادی و اساسی [[انسان]] در عرصههای مختلف حیات [[اجتماعی]]، [[فرهنگی]] و [[سیاسی]]. این [[ضرورت]] با [[تکیه]] زدن بر اریکه [[قدرت]] و رسیدن [[دین]] به [[حکومت]]، بیشتر میشود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]] ش ۸، ص ۴۶</ref> | * [[ضرورت]] [[نظامسازی]]، [[ضرورت]] پاسخ دادن [[دین]] است به مجموعه سؤالات ریز و درشت و بنیادی و اساسی [[انسان]] در عرصههای مختلف حیات [[اجتماعی]]، [[فرهنگی]] و [[سیاسی]]. این [[ضرورت]] با [[تکیه]] زدن بر اریکه [[قدرت]] و رسیدن [[دین]] به [[حکومت]]، بیشتر میشود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]] ش ۸، ص ۴۶</ref> | ||
== | ==نظام چیست؟== | ||
* | * نظام، [[سیستم]] یا دستگاه، واژهای است که گاه برای [[حکومت]] یا [[دولت]] به کار میرود. به عبارتی دیگر، نظام عبارت است از [[اجتماع]] [[قواعد]] مربوط به یک موضوع و مرتبط به هم به نحوی که یک نظریه یا [[مکتب]] را شکل دهد.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۰</ref> نظام مجموعهای از اجزای به هم وابسته است که در [[راه]] نیل به هدفهای معینی باهم هماهنگی دارند<ref>رضائیان، علی، تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم</ref>. <ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۵۵</ref> در هر نظام، تغییر هر جزء بر اجزای دیگر و بر کل، تأثیر دارد و هیچ یک از عناصر، اثری مستقل و جدا از مجموعه نمیگذارد و نمیپذیرد<ref>واسطی، عبدالحمید، نگرش سیستمی به دین، مجلۀ کتاب نقد، ش ۳۳، ص ۱۰۵</ref>. <ref>[[حسین بابایی مجرد|بابایی مجرد، حسین]]، [[بهروز رضاییمنش|رضاییمنش، بهروز]]؛ [[معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی (مقاله)|معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی]]، قبسات، ش ۷۶، ص ۱۶۲</ref> | ||
==چیستی نظاممندی== | ==چیستی نظاممندی== | ||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
==[[نظامسازی]] و [[ضرورت]] آن== | ==[[نظامسازی]] و [[ضرورت]] آن== | ||
* [[نظامسازی]] عبارت است از: "ایجاد منسجمترین و معقولترین ساختار بین اجزای یک مجموعه که کوتاهترین و سریعترین مسیر به سوی [[هدف]] را موجب شود"<ref>نبوی، سیدعباس، فقه، زمان و نظام سازی، نشریه کیهان اندیشه، ش ٦٧</ref>.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه، ش ۶۷، ص ۳]]</ref>؛ <ref>[[حسین بابایی مجرد|بابایی مجرد، حسین]]، [[بهروز رضاییمنش|رضاییمنش، بهروز]]؛ [[معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی (مقاله)|معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی]]، قبسات، ش ۷۶، ص ۱۶۲</ref> نظامسازى عبارت است از طراحى و ایجاد مجموعهاى از زیرساختها، سازوکارها، روندها، ساختارها و نهادها که حرکت بر مبناى اصول برای [[تحقق آرمانها]] را سازمان دهی و در نهایت تضمین میکند.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۵۵</ref> باید دانست فرایند [[نظامسازی]] بدون داشتن [[قدرت]] قابل تحقق نیست، لذا [[نظامسازی]] پیرو تشکیل یک [[نظام حکومتی]] [[مقتدر]] و کارآمد میتواند صورت پذیرد.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۵۵</ref> | * [[نظامسازی]] عبارت است از: "ایجاد منسجمترین و معقولترین ساختار بین اجزای یک مجموعه که کوتاهترین و سریعترین مسیر به سوی [[هدف]] را موجب شود"<ref>نبوی، سیدعباس، فقه، زمان و نظام سازی، نشریه کیهان اندیشه، ش ٦٧</ref>.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه، ش ۶۷، ص ۳]]</ref>؛ <ref>[[حسین بابایی مجرد|بابایی مجرد، حسین]]، [[بهروز رضاییمنش|رضاییمنش، بهروز]]؛ [[معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی (مقاله)|معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی]]، قبسات، ش ۷۶، ص ۱۶۲</ref> نظامسازى عبارت است از طراحى و ایجاد مجموعهاى از زیرساختها، سازوکارها، روندها، ساختارها و نهادها که حرکت بر مبناى اصول برای [[تحقق آرمانها]] را سازمان دهی و در نهایت تضمین میکند.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۵۵</ref> باید دانست فرایند [[نظامسازی]] بدون داشتن [[قدرت]] قابل تحقق نیست، لذا [[نظامسازی]] پیرو تشکیل یک [[نظام حکومتی]] [[مقتدر]] و کارآمد میتواند صورت پذیرد.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۵۵</ref> | ||
* [[نظامسازی]] در سطوح مختلفی صورت میپذیرد، سطح عالی آن طراحی [[نظام حکومتی]] است که ارکان اصلی [[حاکمیت]] و ساز و کارهای کلان [[مدیریت جامعه]] را ترسیم میکند؛ سطح میانی آن طراحی و ایجاد نهادها و سیستمهای کلان در عرصههای [[اقتصاد]]، [[آموزش]]، [[فرهنگ]]، رسانه، [[امنیت]]، [[قضا]]، [[سلامت]] و [[مدیریت]] است و سطوح پایینتر مربوط به خرده سیستمها در هر یک از این عرصههای کلان است، مانند | * [[نظامسازی]] در سطوح مختلفی صورت میپذیرد، سطح عالی آن طراحی [[نظام حکومتی]] است که ارکان اصلی [[حاکمیت]] و ساز و کارهای کلان [[مدیریت جامعه]] را ترسیم میکند؛ سطح میانی آن طراحی و ایجاد نهادها و سیستمهای کلان در عرصههای [[اقتصاد]]، [[آموزش]]، [[فرهنگ]]، رسانه، [[امنیت]]، [[قضا]]، [[سلامت]] و [[مدیریت]] است و سطوح پایینتر مربوط به خرده سیستمها در هر یک از این عرصههای کلان است، مانند نظام بانکداری، [[سیستم]] پولی، نظام کار، تولید، توزیع و [[تجارت]] در نظام کلان [[اقتصاد]]. و از آنجا که [[اسلام]]، منبع [[تبیین]] مبانی، اصول، [[ارزشها]] و [[آرمانها]] و اهداف است، [[نظامسازی]] در همۀ این سطوح باید بر اساس [[آموزههای اسلام]] صورت پذیرد.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۵۵</ref> | ||
* [[نظامسازی]]، تلاشی است [[علمی]] و حاکمیتی برای دستیابی به [[آرمانها]] و در [[بینش الهی]] و [[اسلامی]]، [[آرمان]] اصلی، ایجاد فضای برابر و مناسب برای [[رشد]] و تعالی همه [[انسانها]] است. از سوی دیگر تلاش برای تحقق این [[آرمان]] در [[فرهنگ اهل بیت]]{{عم}} همان [[انتظار]] است.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۵۹</ref> و [[انتظار]]، تلاش [[مؤمنان]] و [[صالحان]] است برای تحقق آرمانهای [[دین]] که در رأس آن ایجاد [[دولت]] فراگیر [[حق]] پرستان و برگزیدگان [[الهی]] است تا بستر تعالی همگان فراهم گردد. و دکترین [[انتظار]]، [[تبیین]] نظاممند این تلاش است بر اساس اقتضائات زمان و [[موازین]] [[علمی]]. عنصر محوری دکترین [[انتظار]] در [[اندیشه]] [[رهبر معظم انقلاب]]، [[تبیین]] [[هدف]] [[دین]] و روش رسیدن به این [[هدف]] است و برآیند این روش، [[نظامسازی]] است.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۶۰</ref> | * [[نظامسازی]]، تلاشی است [[علمی]] و حاکمیتی برای دستیابی به [[آرمانها]] و در [[بینش الهی]] و [[اسلامی]]، [[آرمان]] اصلی، ایجاد فضای برابر و مناسب برای [[رشد]] و تعالی همه [[انسانها]] است. از سوی دیگر تلاش برای تحقق این [[آرمان]] در [[فرهنگ اهل بیت]]{{عم}} همان [[انتظار]] است.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۵۹</ref> و [[انتظار]]، تلاش [[مؤمنان]] و [[صالحان]] است برای تحقق آرمانهای [[دین]] که در رأس آن ایجاد [[دولت]] فراگیر [[حق]] پرستان و برگزیدگان [[الهی]] است تا بستر تعالی همگان فراهم گردد. و دکترین [[انتظار]]، [[تبیین]] نظاممند این تلاش است بر اساس اقتضائات زمان و [[موازین]] [[علمی]]. عنصر محوری دکترین [[انتظار]] در [[اندیشه]] [[رهبر معظم انقلاب]]، [[تبیین]] [[هدف]] [[دین]] و روش رسیدن به این [[هدف]] است و برآیند این روش، [[نظامسازی]] است.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۶۰</ref> | ||
* [[ضرورت]] [[نظامسازی]]، [[ضرورت]] پاسخ دادن [[دین]] به مجموعۀ پرسشهای ریز و درشت و بنیادی و اساسی [[انسان]] در عرصههای گوناگون [[حیات]] فردی و [[اجتماعی]] [[بشر]] است، از تربیت و [[اخلاق]] گرفته تا [[اقتصاد]] و [[سیاست]] و [[حقوق]]. این [[ضرورت]] با تکیهزدن [[دین]] بر اریکۀ قدرت و رسیدن [[دین]] به [[حکومت]]، بیشتر میشود<ref>صفایی حائری، علی، دین و نظام سازی</ref>. <ref>[[حسین بابایی مجرد|بابایی مجرد، حسین]]، [[بهروز رضاییمنش|رضاییمنش، بهروز]]؛ [[معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی (مقاله)|معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی]]، قبسات، ش ۷۶، ص ۱۶۷</ref> | * [[ضرورت]] [[نظامسازی]]، [[ضرورت]] پاسخ دادن [[دین]] به مجموعۀ پرسشهای ریز و درشت و بنیادی و اساسی [[انسان]] در عرصههای گوناگون [[حیات]] فردی و [[اجتماعی]] [[بشر]] است، از تربیت و [[اخلاق]] گرفته تا [[اقتصاد]] و [[سیاست]] و [[حقوق]]. این [[ضرورت]] با تکیهزدن [[دین]] بر اریکۀ قدرت و رسیدن [[دین]] به [[حکومت]]، بیشتر میشود<ref>صفایی حائری، علی، دین و نظام سازی</ref>. <ref>[[حسین بابایی مجرد|بابایی مجرد، حسین]]، [[بهروز رضاییمنش|رضاییمنش، بهروز]]؛ [[معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی (مقاله)|معناشناسی نظامسازی و روششناسی کشف نظام از منابع دینی]]، قبسات، ش ۷۶، ص ۱۶۷</ref> | ||
==ارکان و مختصات [[نظامسازی]]== | ==ارکان و مختصات [[نظامسازی]]== | ||
# '''ساختار کلی''': اولین عنصر مقوم و شکل دهنده یک | # '''ساختار کلی''': اولین عنصر مقوم و شکل دهنده یک نظام و [[سیستم]]، ساختار کلی آن است. این ساختار کلی باید برای خود معنی و مفهوم قابل قبولی پیدا کند، و با [[حیات انسانی]] سازگار باشد. منتها در این ساختار کلی باید دانست اولاً به سوی کدام [[هدف]] روان است؟ و ثانیاً چنین مسیر حرکتی با بعد [[حیات انسانی]] سازگار است خیر؟<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۷</ref>. [[هدف]] و مسیر [[سیستمها]] دائماً برگزیده و [[انتخاب]] میشوند، و در همین جاست که اهداف و مبانی [[دین]] به [[سیستمها]] معنا میدهد و به آن، مسیر و [[هدف]] روشن میبخشد. در مورد [[سازگاری]] ساختار کلی سیستم با ابعاد [[حیات انسانی]] نیز مسأله بر همین منوال است. از طرف دیگر نقش [[دانش]] [[عقلانی]] و تجربی در اینجا، از این جهت است که [[حیات انسانی]] مستقیماً در مجموعۀ دنیای مادی جریان دارد، و هر گونه [[آگاهی]] و دانش دقیقتر در تنظیم ساختاری کارآمدتر تأثیر مستقیم دارد. شاید بتوان گفت که در اصول و اجزاء اولیه یک [[سیستم]]، بُعد دانشی آن بر بُعد ارزشی آن مقدم است، چرا که یک مجموعه بیانسجام و بدون ساختار معقول و موفق [[دنیوی]]، بعید است بتواند پذیرای جریان [[هنجارها]] در درون خود باشد.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۸</ref> | ||
# '''[[روابط]] پیوسته و منسجم''': دومین عنصر در سیستمسازی، [[پیوستگی]] و [[انسجام]] است. این [[پیوستگی]] از حد پایینی شروع میشود و میتواند به درجات بسیار پیچیده برسد. طبعا، با گسترش [[سیستم]]، نیاز به [[پیوستگی]] بیشتر میشود. [[پیوستگی]] و [[انسجام]] بیش از پیش بر [[دانش بشری]] [[تکیه]] میزند و به مرور زمان صورتهای مختلف و پیچیدهتر به خود میگیرد. چرا که تأکید صرف بر [[ارزشها]] و [[هنجارها]]، نمیتواند خود به خود [[انسجام]] آفرین باشد، بلکه در حد شعارهایی کلی باقی خواهد ماند [[عدالت]]، [[رشد]]، کمال و هر آنچه ازرشهای متعالی بشری است، زمانی جریان واقعی مییابد که صورتی پیوسته در ابعاد [[زندگی]] [[انسانها]] پیدا کند و در سطوح مختلف یک [[سیستم]] [[تجلی]] یابد، و این امر متوقف بر مطالعه عقلانی و [[تجربی]] در صورتهای مختلف سیستمهاست. از طرف دیگر [[حفظ]] [[پیوستگی]] و [[انسجام]] در [[سیستمهای اجتماعی]]، دائما به تزریق ارزشهای لازم محتاج است، زیرا در غیر این صورت [[پیوستگی]] در مدل دانشی صرف، چیزی جز [[جبر]] به دنبال نخواهد داشت، و با ملاحظۀ [[اختیار]] انسانها، احتمال دارد که [[سیستم]] دائماً به سوی [[گسستگی]] حرکت کند.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۹</ref> نکته مهم این است که این "خودپیوستگی"[[دست]] آورد جریان ارزشهای [[اسلامی]] در [[سیستم سیاسی]] و اجتماعی بوده، و این همان چیزی است که غربیان تاکنون کمتر به [[درک]] آن نائل آمدهاند.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۰</ref> | # '''[[روابط]] پیوسته و منسجم''': دومین عنصر در سیستمسازی، [[پیوستگی]] و [[انسجام]] است. این [[پیوستگی]] از حد پایینی شروع میشود و میتواند به درجات بسیار پیچیده برسد. طبعا، با گسترش [[سیستم]]، نیاز به [[پیوستگی]] بیشتر میشود. [[پیوستگی]] و [[انسجام]] بیش از پیش بر [[دانش بشری]] [[تکیه]] میزند و به مرور زمان صورتهای مختلف و پیچیدهتر به خود میگیرد. چرا که تأکید صرف بر [[ارزشها]] و [[هنجارها]]، نمیتواند خود به خود [[انسجام]] آفرین باشد، بلکه در حد شعارهایی کلی باقی خواهد ماند [[عدالت]]، [[رشد]]، کمال و هر آنچه ازرشهای متعالی بشری است، زمانی جریان واقعی مییابد که صورتی پیوسته در ابعاد [[زندگی]] [[انسانها]] پیدا کند و در سطوح مختلف یک [[سیستم]] [[تجلی]] یابد، و این امر متوقف بر مطالعه عقلانی و [[تجربی]] در صورتهای مختلف سیستمهاست. از طرف دیگر [[حفظ]] [[پیوستگی]] و [[انسجام]] در [[سیستمهای اجتماعی]]، دائما به تزریق ارزشهای لازم محتاج است، زیرا در غیر این صورت [[پیوستگی]] در مدل دانشی صرف، چیزی جز [[جبر]] به دنبال نخواهد داشت، و با ملاحظۀ [[اختیار]] انسانها، احتمال دارد که [[سیستم]] دائماً به سوی [[گسستگی]] حرکت کند.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۹</ref> نکته مهم این است که این "خودپیوستگی"[[دست]] آورد جریان ارزشهای [[اسلامی]] در [[سیستم سیاسی]] و اجتماعی بوده، و این همان چیزی است که غربیان تاکنون کمتر به [[درک]] آن نائل آمدهاند.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۰</ref> | ||
# '''[[عقلانیت]]''': سومین عنصر اصلی در سیستمسازی، عقلانیت است. [[عقلانیت]]، به معنی ذهنیت ضابطهمند منطقی و [[فلسفی]] است که دستاورد آن [[اطمینان]] عقلی در ساختار [[حیات انسانی]] است. این عقلانیت، راهنمای انسانها در ایجاد سیستمهای درخور شرایط خاص خود میشود، و ساختار و [[پیوستگی]] [[سیستم]] را با واقعیات موجود حول و حوش [[انسانها]] گره میزند، تناقضات را میزداید و مسیر کارآیی [[سیستم]] را هموار میسازد. زندگی [[انسانها]] و [[حیات اجتماعی]] نمیتواند آزمایشگاه سیستمهای بدون [[عقلانیت]] باشد، و نمیتوان قرنها به [[انتظار]] نشست و بدون به کار گرفتن [[عقلانیت]]، سیستمهای مختلف را آزمود؛ چرا که [[حیات]] هر نسل انسانی برای خودش از همه چیز با ارزشتر است و قابلیت چنین آزمون پذیری را ندارد.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۰ ـ ۱۱</ref> | # '''[[عقلانیت]]''': سومین عنصر اصلی در سیستمسازی، عقلانیت است. [[عقلانیت]]، به معنی ذهنیت ضابطهمند منطقی و [[فلسفی]] است که دستاورد آن [[اطمینان]] عقلی در ساختار [[حیات انسانی]] است. این عقلانیت، راهنمای انسانها در ایجاد سیستمهای درخور شرایط خاص خود میشود، و ساختار و [[پیوستگی]] [[سیستم]] را با واقعیات موجود حول و حوش [[انسانها]] گره میزند، تناقضات را میزداید و مسیر کارآیی [[سیستم]] را هموار میسازد. زندگی [[انسانها]] و [[حیات اجتماعی]] نمیتواند آزمایشگاه سیستمهای بدون [[عقلانیت]] باشد، و نمیتوان قرنها به [[انتظار]] نشست و بدون به کار گرفتن [[عقلانیت]]، سیستمهای مختلف را آزمود؛ چرا که [[حیات]] هر نسل انسانی برای خودش از همه چیز با ارزشتر است و قابلیت چنین آزمون پذیری را ندارد.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۰ ـ ۱۱</ref> | ||
# '''تسریع در جهت [[هدف]]''': آخرین عنصر اصلی در سیستمسازی، ملاحظه سرعت است، سرعتی قابل قبول و در جهت [[هدف]]. [[سیستمهای فرهنگی]] برای رسیدن به نتیجه و کارکرد مؤثر، به زمان طولانی احتیاج دارند، چون حرکت [[فرهنگی]] همواره با نوعی [[تأنی]] و [[آرامش]] و دیریابی همراه است، در عین حال [[حفظ]] [[میزان]] معقولی از سرعت در همین سیستمهای زمان بر نیز لازم است. اما سرعت در [[سیستمهای سیاسی]] عموما نقش اول را دارد، و [[سیستم]] که در زمانی کوتاه بتواند [[اراده]] [[سیاسی]] خود را عملی کند، در عرصه رقابت، دیگران را پشت سر مینهد.زولو در جهت [[هدف]].<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۱</ref> | # '''تسریع در جهت [[هدف]]''': آخرین عنصر اصلی در سیستمسازی، ملاحظه سرعت است، سرعتی قابل قبول و در جهت [[هدف]]. [[سیستمهای فرهنگی]] برای رسیدن به نتیجه و کارکرد مؤثر، به زمان طولانی احتیاج دارند، چون حرکت [[فرهنگی]] همواره با نوعی [[تأنی]] و [[آرامش]] و دیریابی همراه است، در عین حال [[حفظ]] [[میزان]] معقولی از سرعت در همین سیستمهای زمان بر نیز لازم است. اما سرعت در [[سیستمهای سیاسی]] عموما نقش اول را دارد، و [[سیستم]] که در زمانی کوتاه بتواند [[اراده]] [[سیاسی]] خود را عملی کند، در عرصه رقابت، دیگران را پشت سر مینهد.زولو در جهت [[هدف]].<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظامسازی (مقاله)|فقه، زمان و نظامسازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۱</ref> | ||
==انواع | ==انواع نظام== | ||
# '''[[نظام اجتماعی]]''': [[نظام اجتماعی]] ساختار سازمانی و نهادی [[اجتماع]] است که شامل مقولههای ارزشی، نگرشها، [[ساختارهای قدرت]] و [[سنتهای جامعه]] میشود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۴۹</ref> | # '''[[نظام اجتماعی]]''': [[نظام اجتماعی]] ساختار سازمانی و نهادی [[اجتماع]] است که شامل مقولههای ارزشی، نگرشها، [[ساختارهای قدرت]] و [[سنتهای جامعه]] میشود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۴۹</ref> | ||
# '''[[نظام فرهنگی]]''': اگر اجزاء دستگاه فرهنگی از طریق نوع و درجهای از [[وابستگی]] متقابل یافته باشند و پیوندهای درونی آن خصوصیات کل را مشخص سازد یا مجموعهای از [[اندیشهها]] که خصایص منظم آن در سازگاری منطقی و زیبا [[شناختی]] نهفته است. این تعریف در مقابل این نظریه است که فرهنگ را همان تودهای از مشخصات بیپیوند و دارای ریشهها و [[تاریخ]] پراکنده میداند و در نظام [[فرهنگی]] [[پیوستگی]] متقابل، [[نظم]]، رابطه، [[یگانگی]] [[فرهنگی]] و [[سازگاری]] وجود دارد.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۱</ref> | # '''[[نظام فرهنگی]]''': اگر اجزاء دستگاه فرهنگی از طریق نوع و درجهای از [[وابستگی]] متقابل یافته باشند و پیوندهای درونی آن خصوصیات کل را مشخص سازد یا مجموعهای از [[اندیشهها]] که خصایص منظم آن در سازگاری منطقی و زیبا [[شناختی]] نهفته است. این تعریف در مقابل این نظریه است که فرهنگ را همان تودهای از مشخصات بیپیوند و دارای ریشهها و [[تاریخ]] پراکنده میداند و در نظام [[فرهنگی]] [[پیوستگی]] متقابل، [[نظم]]، رابطه، [[یگانگی]] [[فرهنگی]] و [[سازگاری]] وجود دارد.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۱</ref> | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
*فواید [[نظامسازی]] عبارت است از: | *فواید [[نظامسازی]] عبارت است از: | ||
# [[شناخت]] منشأها، زمینهها، جایگاه و روح [[احکام]]. | # [[شناخت]] منشأها، زمینهها، جایگاه و روح [[احکام]]. | ||
# [[شناخت]] [[روابط]] یک [[حکم]] با دیگر اجزای یک | # [[شناخت]] [[روابط]] یک [[حکم]] با دیگر اجزای یک نظام و با دیگر [[احکام]]. | ||
# [[پاسخگویی]] به [[مشکلات]] برخاسته از مساحتهای مختلف حیات فردی و [[اجتماعی]] [[بشر]]. | # [[پاسخگویی]] به [[مشکلات]] برخاسته از مساحتهای مختلف حیات فردی و [[اجتماعی]] [[بشر]]. | ||
# [[تبیین]] [[ارتباط]] منطقی، عقلایی، طبیعتی، علیّتی و [[ذهنی]] بین مجموعه دادههای یک [[دین]] در یک حوزه. | # [[تبیین]] [[ارتباط]] منطقی، عقلایی، طبیعتی، علیّتی و [[ذهنی]] بین مجموعه دادههای یک [[دین]] در یک حوزه. | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
==[[نظاممندی اسلام]]== | ==[[نظاممندی اسلام]]== | ||
*در [[اسلام]] هر یک از [[فرایض]] دارای یک | *در [[اسلام]] هر یک از [[فرایض]] دارای یک نظام کامل است مثلاً: در نماز هماهنگی کامل در اجزای آن ملاحظه میشود که عبارت از: [[لزوم]] [[نظافت]]، [[وحدت]] با جماعت، [[خدا محوری]]، [[نظم]]، [[وقتشناسی]]، دستگیری از دیگران، [[مخالفت]] با [[شیطان]]، [[آرامش]] و [[پاکی از گناه]] است. در [[حج]] که یکی از عبادات دسته جمعی است [[نظم]] و هماهنگی در آن کاملاً مشهود است، نظیر [[نظافت]] در [[احرام]]، [[شیطان ستیزی]]، [[وحدتگرایی]] (در [[لباس]]، [[شعار]]، مکان) و [[وقتشناسی]]. در [[روزه]] نیز [[وحدت]] زمانی، [[عدالتخواهی]]، رسیدگی به فقرت و [[همدردی]] را ملاحظه میکند. | ||
*در [[قرآن کریم]] از اینکه کسانی به خود اجازه دهند به برخی از [[دستورات]] [[دین]] که مطابق میل آنهاست عمل کنند و برخی دیگر را کنار بگذارند سخت انتقاد کرده و فرموده: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً}}<ref>«کسانى که به خدا و پیامبرانش کفر میورزند مىگویند ما به بعضى ایمان داریم و بعضى را انکار مىیکنیم ومىخواهند میان این [دو] راهى براى خود اختیار کنند». سورۀ نساء، آیۀ ۱۵۰</ref> این امر حکایت میکند، کسانی که نظاممندی [[دین]] و [[یکپارچگی]] همه احکام را باور ندارند هر چند که برخی از [[احکام]] را [[باور]] داشته باشند، کافرند.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۲</ref> | *در [[قرآن کریم]] از اینکه کسانی به خود اجازه دهند به برخی از [[دستورات]] [[دین]] که مطابق میل آنهاست عمل کنند و برخی دیگر را کنار بگذارند سخت انتقاد کرده و فرموده: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً}}<ref>«کسانى که به خدا و پیامبرانش کفر میورزند مىگویند ما به بعضى ایمان داریم و بعضى را انکار مىیکنیم ومىخواهند میان این [دو] راهى براى خود اختیار کنند». سورۀ نساء، آیۀ ۱۵۰</ref> این امر حکایت میکند، کسانی که نظاممندی [[دین]] و [[یکپارچگی]] همه احکام را باور ندارند هر چند که برخی از [[احکام]] را [[باور]] داشته باشند، کافرند.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۲</ref> | ||
| خط ۵۸: | خط ۵۸: | ||
==مبنای [[قرآنی]] [[نظام سازی]]== | ==مبنای [[قرآنی]] [[نظام سازی]]== | ||
# [[نماز]]: [[نماز]] علاوه بر جنبۀ فردی، جنبۀ [[اجتماعی]] هم دارد. هنگام [[نماز]] یکایک [[مسلمانان]] به وسیله [[نماز]] با یک مرکز واحدی در تماس میشوند و در آنِ واحد در وقت [[نماز]]، همه [[مسلمانان]] در همه نقاطی که دنیای [[اسلام]] گسترده است، [[دل]] را به یک مرکز واحدی متّصل میکنند. اتّصال همۀ [[دلها]] به یک مرکز واحد، یک مسئله [[اجتماعی]]، و یک مسئله | # [[نماز]]: [[نماز]] علاوه بر جنبۀ فردی، جنبۀ [[اجتماعی]] هم دارد. هنگام [[نماز]] یکایک [[مسلمانان]] به وسیله [[نماز]] با یک مرکز واحدی در تماس میشوند و در آنِ واحد در وقت [[نماز]]، همه [[مسلمانان]] در همه نقاطی که دنیای [[اسلام]] گسترده است، [[دل]] را به یک مرکز واحدی متّصل میکنند. اتّصال همۀ [[دلها]] به یک مرکز واحد، یک مسئله [[اجتماعی]]، و یک مسئله نظام ساز است.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۶۹</ref> | ||
# [[زکات]]: [[زکات]] نیز علاوه بر جنبههای فردی، یک ترجمان [[اجتماعی]] دارد. [[انسانی]] که در محیط [[اسلامی]] و [[جامعه اسلامی]]، برخوردار از [[مال]] [[دنیوی]] است، خود را طلبکار نمیداند، بلکه متعهّد و بدهکار [[جامعه اسلامی]] و مدیون در مقابل [[فقرا]] و [[ضعفا]] و در مقابل [[سبیل الله]] میداند، بنابراین، [[زکات]] با این نگاه، یک [[حکم]] و شاخص | # [[زکات]]: [[زکات]] نیز علاوه بر جنبههای فردی، یک ترجمان [[اجتماعی]] دارد. [[انسانی]] که در محیط [[اسلامی]] و [[جامعه اسلامی]]، برخوردار از [[مال]] [[دنیوی]] است، خود را طلبکار نمیداند، بلکه متعهّد و بدهکار [[جامعه اسلامی]] و مدیون در مقابل [[فقرا]] و [[ضعفا]] و در مقابل [[سبیل الله]] میداند، بنابراین، [[زکات]] با این نگاه، یک [[حکم]] و شاخص نظام ساز است.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۷۰</ref> | ||
# [[امر به معروف]]: [[امربه معروف و نهی از منکر]] زیربنای همۀ حرکات [[اجتماعی]] [[اسلام]] است که {{عربی|بِها تُقامُ الفَرائِض}} [[امربه معروف]] یعنی همه [[مؤمنان]] در هر نقطهای از عالم که هستند، موظّفاند [[جامعه]] را به سمت [[نیکی]]، به سمت معروف، به سمت همه کارهای [[نیکو]] حرکت دهند. برخی از مصادیق مهم و | # [[امر به معروف]]: [[امربه معروف و نهی از منکر]] زیربنای همۀ حرکات [[اجتماعی]] [[اسلام]] است که {{عربی|بِها تُقامُ الفَرائِض}} [[امربه معروف]] یعنی همه [[مؤمنان]] در هر نقطهای از عالم که هستند، موظّفاند [[جامعه]] را به سمت [[نیکی]]، به سمت معروف، به سمت همه کارهای [[نیکو]] حرکت دهند. برخی از مصادیق مهم و نظام [[امر به معروف]] عبارت است از ایجاد [[نظام اسلامی]] و [[حفظ]] آن، اعتلای [[فرهنگ]] و [[سلامت محیط اخلاقی]]، [[سلامت محیط خانوادگی]]، تکثیر [[نسل]] و [[تربیت]] [[نسل جوان]] آماده برای اعتلای [[کشور]]، رونق دادن به [[اقتصاد]] و تولید، همگانی کردن [[اخلاق اسلامی]]، [[گسترش علم]] و فنّاوری، استقرار [[عدالت قضائی]] و [[عدالت اقتصادی]] و.... ناگفته پیداست که همه این امور در گفتمان [[نظامسازی]] قابل تحلیل است.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۷۰</ref> | ||
# [[نهی از منکر]]: [[نهی از منکر]] دور داشتن همگان از [[بدیها]]، [[پستیها]] است و مهمترین مصادیق آن ابتذال، کمک به [[دشمنان اسلام]]، [[تضعیف نظام اسلامی]]، [[تضعیف فرهنگ اسلامی]]، [[تضعیف اقتصاد جامعه]] و [[تضعیف علم]] و فنّاوری است که باید از آن [[نهی]] کرد.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۷۰</ref> | # [[نهی از منکر]]: [[نهی از منکر]] دور داشتن همگان از [[بدیها]]، [[پستیها]] است و مهمترین مصادیق آن ابتذال، کمک به [[دشمنان اسلام]]، [[تضعیف نظام اسلامی]]، [[تضعیف فرهنگ اسلامی]]، [[تضعیف اقتصاد جامعه]] و [[تضعیف علم]] و فنّاوری است که باید از آن [[نهی]] کرد.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۷۰</ref> | ||
| خط ۶۶: | خط ۶۶: | ||
*برای رسیدن به [[آرمان]] و اهداف [[اسلامی]]، پنج گام وجود دارد: | *برای رسیدن به [[آرمان]] و اهداف [[اسلامی]]، پنج گام وجود دارد: | ||
#گام نخست آن [[انقلاب اسلامی]] و [[تشکیل حکومت]] و برداشتن موانع پیش روی آن است. | #گام نخست آن [[انقلاب اسلامی]] و [[تشکیل حکومت]] و برداشتن موانع پیش روی آن است. | ||
#گام دوم، طراحی [[سیستم کلان حکومت]] بر مبنای [[اندیشه]] [[دین]] و مبانی [[تفکر]] [[ولایت]] است. در این طراحی، اهداف، ارکان و [[روابط]] قوا و نحوه جریان [[حاکمیت]] و [[جایگاه ملت]] در این | #گام دوم، طراحی [[سیستم کلان حکومت]] بر مبنای [[اندیشه]] [[دین]] و مبانی [[تفکر]] [[ولایت]] است. در این طراحی، اهداف، ارکان و [[روابط]] قوا و نحوه جریان [[حاکمیت]] و [[جایگاه ملت]] در این نظام مشخص شده است. | ||
#گام سوم در این فرایند، ساختن رکن [[قدرت]] | #گام سوم در این فرایند، ساختن رکن [[قدرت]] نظام و بازوی اجرایی آن است که شاید سختترین و ظریفترین مرحلۀ این فرایند است و از همه بیشتر نیاز به بررسی و [[تبیین]] دارد. | ||
#گام چهارم که مترتب بر مرحله پیشین است، مرحلۀ ساختن کشوری نمونه و [[الگو]]، بر مبنای [[اصول اسلامی]] و مبانی [[دکترین انتظار]] است. این مرحله که در [[حقیقت]] بازتولید [[تمدن اسلامی]] در شرایط نوین جهانی است، [[نیازمند]] [[اقتدار دولت اسلامی]] و تلاش همه جانبه [[ملت]] است. بُعد سخت افزاری این مرحله شامل زمینههای [[علمی]]، فناوری، اقصادی، [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] است و بُعد مهمتر آنکه بعد نرم افزاری [[تمدن نوین اسلامی]] است، مربوط به ارزشهای متعالی [[اسلامی]] و [[انسانی]] و پیاده کردن آن در [[زندگی]] [[مردم]] و [[کارگزاران دولت]] تعبیر میشود. | #گام چهارم که مترتب بر مرحله پیشین است، مرحلۀ ساختن کشوری نمونه و [[الگو]]، بر مبنای [[اصول اسلامی]] و مبانی [[دکترین انتظار]] است. این مرحله که در [[حقیقت]] بازتولید [[تمدن اسلامی]] در شرایط نوین جهانی است، [[نیازمند]] [[اقتدار دولت اسلامی]] و تلاش همه جانبه [[ملت]] است. بُعد سخت افزاری این مرحله شامل زمینههای [[علمی]]، فناوری، اقصادی، [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] است و بُعد مهمتر آنکه بعد نرم افزاری [[تمدن نوین اسلامی]] است، مربوط به ارزشهای متعالی [[اسلامی]] و [[انسانی]] و پیاده کردن آن در [[زندگی]] [[مردم]] و [[کارگزاران دولت]] تعبیر میشود. | ||
#گام پنجم در این فرایند، برقراری [[پیوندهای اسلامی]] میان [[ملتهای مسلمان]] و [[کشورهای اسلامی]] است. ایجاد امتی یکپارچه در [[جهان]] کنونی از [[مسلمانان]] که [[ارزشها]] و داشتههای خود را بشناسند و [[قدر]] بدانند و به جای [[تقابل]] و [[نزاع]] با یکدیگر، در برابر [[دشمن]] مشترک و [[استکبار جهانی]] بایستند.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۶۰</ref> | #گام پنجم در این فرایند، برقراری [[پیوندهای اسلامی]] میان [[ملتهای مسلمان]] و [[کشورهای اسلامی]] است. ایجاد امتی یکپارچه در [[جهان]] کنونی از [[مسلمانان]] که [[ارزشها]] و داشتههای خود را بشناسند و [[قدر]] بدانند و به جای [[تقابل]] و [[نزاع]] با یکدیگر، در برابر [[دشمن]] مشترک و [[استکبار جهانی]] بایستند.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۶۰</ref> | ||
| خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
*باید توجه داشت صرف [[تبیین]] [[هدف]]، کافی نیست. آنچه بیانش [[ضرورت]] دارد ترسیم دستیابی به این [[هدف]] است. با توجه به مفهوم [[عبودیت]]، [[راه]] [[موعظه]]، [[راه]] [[انذار]] و [[تبشیر]] و [[راه]] [[تهذیب نفس]] برای رسیدن به [[هدف]] [[عبودیت]] است و [[متون دینی]] و بیانات و [[سیره]] و [[سلوک]] [[عالمان دین]]، به ظاهر این [[راه]] را ارائه میکند. | *باید توجه داشت صرف [[تبیین]] [[هدف]]، کافی نیست. آنچه بیانش [[ضرورت]] دارد ترسیم دستیابی به این [[هدف]] است. با توجه به مفهوم [[عبودیت]]، [[راه]] [[موعظه]]، [[راه]] [[انذار]] و [[تبشیر]] و [[راه]] [[تهذیب نفس]] برای رسیدن به [[هدف]] [[عبودیت]] است و [[متون دینی]] و بیانات و [[سیره]] و [[سلوک]] [[عالمان دین]]، به ظاهر این [[راه]] را ارائه میکند. | ||
*منتها بر مبنای تبیینی که از [[هدف]] [[دین]] شد، روش رسیدن به این [[هدف]] نمیتواند ایجاد مدرسه، یا [[مکتب فلسفی]] و یا ساختن [[صومعه]] و [[خانقاه]] برای [[عبادت]] و [[تهذیب نفس]] باشد. این روشها برای [[تربیت فردی]] یا گروهی مناسب است. [[انبیا]] برای پیراستن و آراستن [[مردم]]، از روش مدرسه و خانقاه استفاده نکردند. [[انبیا]] [[معتقد]] به [[تربیت فردی]] نیستند. [[انبیا]] در برابر این [[پرسش]] که چگونه میتوان [[انسان]] را ساخت؟ تنها یک پاسخ دارند: محیط سالم؛ محیطی که بتواند او را در خود بپروراند و نظامی لازم است. [[هدف]] مهم [[انبیاء]] [[تشکیل جامعه توحیدی]]، [[تشکیل نظام الهی]]، [[تشکیل حکومت خدا]]، تشکیل تشکیلاتی که با [[قوانین]] و [[مقررات الهی]] اداره شود. این [[هدف]] همه [[انبیا]] است.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۶۴</ref> | *منتها بر مبنای تبیینی که از [[هدف]] [[دین]] شد، روش رسیدن به این [[هدف]] نمیتواند ایجاد مدرسه، یا [[مکتب فلسفی]] و یا ساختن [[صومعه]] و [[خانقاه]] برای [[عبادت]] و [[تهذیب نفس]] باشد. این روشها برای [[تربیت فردی]] یا گروهی مناسب است. [[انبیا]] برای پیراستن و آراستن [[مردم]]، از روش مدرسه و خانقاه استفاده نکردند. [[انبیا]] [[معتقد]] به [[تربیت فردی]] نیستند. [[انبیا]] در برابر این [[پرسش]] که چگونه میتوان [[انسان]] را ساخت؟ تنها یک پاسخ دارند: محیط سالم؛ محیطی که بتواند او را در خود بپروراند و نظامی لازم است. [[هدف]] مهم [[انبیاء]] [[تشکیل جامعه توحیدی]]، [[تشکیل نظام الهی]]، [[تشکیل حکومت خدا]]، تشکیل تشکیلاتی که با [[قوانین]] و [[مقررات الهی]] اداره شود. این [[هدف]] همه [[انبیا]] است.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۶۴</ref> | ||
*البته باید دانست [[نفی]] روش [[تهذیب نفس]] و [[انذار]] و [[تبشیر]]، به معنای [[نفی]] مطلق نیست. بلکه برای [[هدف]] جهانی و ساختن [[جامعه بشری]]، این روش که روش [[تربیت فردی]] است پاسخگو نیست و الا قطعاً [[انبیا]] برای [[تربیت]] [[انسانها]] و به ویژه ساختن هسته اصلی [[جامعه]] و کادر اولیه | *البته باید دانست [[نفی]] روش [[تهذیب نفس]] و [[انذار]] و [[تبشیر]]، به معنای [[نفی]] مطلق نیست. بلکه برای [[هدف]] جهانی و ساختن [[جامعه بشری]]، این روش که روش [[تربیت فردی]] است پاسخگو نیست و الا قطعاً [[انبیا]] برای [[تربیت]] [[انسانها]] و به ویژه ساختن هسته اصلی [[جامعه]] و کادر اولیه نظام، راهی جز همین [[موعظه]] و [[منبر]] ندارند و از سوی دیگر در روش کلی و عمومی هم یکی از ابزارها همین [[منبر]] و [[تبلیغ]] است. پس منظور از [[نفی]] این روش، [[نفی]] اتخاذ آن به عنوان روش اصلی [[تربیت]] عمومی همه انسانهاست.<ref>[[محمد عینیزاده موحد|عینیزاده موحد، محمد]]، [[سید رضا مؤدب|مؤدب، سید رضا]]، [[نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای (مقاله)|نظامسازی در نگاه تفسیری آیت الله خامنهای]]، مجلۀ مطالعات قرآن و حدیث، ش ۲۱، ص ۱۶۵</ref> | ||
==شاخصههای نظاممندی== | ==شاخصههای نظاممندی== | ||
| خط ۹۱: | خط ۹۱: | ||
*نظامی به کمال میرسد که در آن [[نوآوری]] یعنی [[اصلاح]] و [[تجدید]] [[حیات]] به طور مستمر رخ دهد و خود را با استعدادهای [[جوان]] و [[افکار]] جدید تازه کند و در جریان آخرین پیشرفتها و دانشها قرار گیرد. | *نظامی به کمال میرسد که در آن [[نوآوری]] یعنی [[اصلاح]] و [[تجدید]] [[حیات]] به طور مستمر رخ دهد و خود را با استعدادهای [[جوان]] و [[افکار]] جدید تازه کند و در جریان آخرین پیشرفتها و دانشها قرار گیرد. | ||
# [[اصلاح]] نام ها: [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[تصمیم]] گرفتند که نام یثرب را تغییر دهد. ایشان این [[تغییر]] نام را یک [[ضرورت]] [[روانی]] ـ [[اجتماعی]] تشخیص داد. نام یثرب که به معنای [[افساد]] و مذمّت بود به "[[طیبه]]" و [[پاکی]] [[تغییر]] دادند.<ref>حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج ۵، ص ۴۳</ref> قطعاً [[انتخاب]] اسم [[زیبایی]] مانند طیبه در القای [[روح امید]] و [[خوش بینی]] در دیدگاه [[یاران]] تأثیر بسزایی داشته است. تغییر نام یکی از [[اقدامات فرهنگی]] است که در انقلابهای عمیق [[اجتماعی]] صورت میگیرد.<ref>واقدی، ابن سعد کاتب، المغازی، ج ۲، ص ۱۲۴</ref> این گردهم آمدن و [[پیوستگی]] [[روحی]] جمعیت در تمامی [[مذاهب]]، به ویژه در مذاهب عالیه [[توحیدی]]، وجود دارد. اما در مورد [[اسلام]]، مسأله [[وحدت اجتماعی]] و به هم [[پیوستگی]] [[معنوی]] به نوع دیگر مطرح است.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش ۸، ص ۵۷]]</ref> | # [[اصلاح]] نام ها: [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[تصمیم]] گرفتند که نام یثرب را تغییر دهد. ایشان این [[تغییر]] نام را یک [[ضرورت]] [[روانی]] ـ [[اجتماعی]] تشخیص داد. نام یثرب که به معنای [[افساد]] و مذمّت بود به "[[طیبه]]" و [[پاکی]] [[تغییر]] دادند.<ref>حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج ۵، ص ۴۳</ref> قطعاً [[انتخاب]] اسم [[زیبایی]] مانند طیبه در القای [[روح امید]] و [[خوش بینی]] در دیدگاه [[یاران]] تأثیر بسزایی داشته است. تغییر نام یکی از [[اقدامات فرهنگی]] است که در انقلابهای عمیق [[اجتماعی]] صورت میگیرد.<ref>واقدی، ابن سعد کاتب، المغازی، ج ۲، ص ۱۲۴</ref> این گردهم آمدن و [[پیوستگی]] [[روحی]] جمعیت در تمامی [[مذاهب]]، به ویژه در مذاهب عالیه [[توحیدی]]، وجود دارد. اما در مورد [[اسلام]]، مسأله [[وحدت اجتماعی]] و به هم [[پیوستگی]] [[معنوی]] به نوع دیگر مطرح است.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش ۸، ص ۵۷]]</ref> | ||
# [[اصلاح]] [[باورها]]: کانون اصلی [[فرهنگ اسلامی]] که پیامبر اعظم ایجاد کرد [[تغییر]] در لایههای اعتقادی بود که در جاهلیت فرهنگ بود، ولی [[اسلام]] جایگزین آن شد. در [[صدر اسلام]] | # [[اصلاح]] [[باورها]]: کانون اصلی [[فرهنگ اسلامی]] که پیامبر اعظم ایجاد کرد [[تغییر]] در لایههای اعتقادی بود که در جاهلیت فرهنگ بود، ولی [[اسلام]] جایگزین آن شد. در [[صدر اسلام]] نظام قبیلهای بود، [[هویت]] [[فرد]] به حوزه ارتباطات قبیلهای و عشیرهای او بود: {{متن قرآن|أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ}}<ref>سورۀ تکاثر، آیۀ ۱</ref> و [[قوانین]] نیز بر اساس قراردادهای قبیلهایی شکل میگرفت. آنجا [[ثار]] بود اینجا [[ثارالله]] شد، در [[جاهلیت]] [[علم]] الانساب بود [[اسلام]] [[علم]] الاسما آورد، آنجا [[برتری]] نزد [[قبیله]]، اینجا [[برتری]] نزد [[خدا]]، آنجا [[عصبیت]] و اینجا [[ایثار]]، [[قرآن]] میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ}}<ref>«و خویشان نزدیکت را هشدار ده» سورۀ شعراء، آیۀ ۲۱۴</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش ۸، ص ۵۸]]</ref> | ||
===تمایل به [[نظم]]=== | ===تمایل به [[نظم]]=== | ||
*کمال [[انسان]] وقتی است که همه استعدادهایش را به طور هماهنگ [[رشد]] دهد نه اینکه برخی را رشد داده و برخی را معطل گذارد، [[رشد استعدادهای انسان]] مانند [[رشد]] اندام یک [[کودک]] است به این معنا که [[رشد]] هماهنگ و کامل وقتی است که همه قسمتها باهم [[رشد]] کنند اگر تنها یکی از اعضای [[کودک]] مثلاً [[دست]] یا پای او [[رشد]] کند نمیتوان او را [[رشد]] یافته نامید [[قرآن]] تعبیر [[امام]] را برای [[ابراهیم]] به کار برده چون انسان کامل شد و در همه امتحانات موفق بیرون آمد غالباً افراد و جامعهها از [[راه]] [[گرایش به باطل]] به [[گمراهی]] کشیده نمیشوند بلکه از [[افراط]] در یک طرف نیز به فساد کشیده میشوند یعنی اگر [[انسان]] تنها در یک جهت [[گرایش]] پیدا کرد و سایر [[ارزشها]] را به [[فراموشی]] سپرد همانند [[کودکی]] میگردد که تنها یکی از اعضایش رشد کرده است. مثلاً اگر [[مسلمانی]] منحصر در [[مسجد]] رفتن و [[دعا خواندن]] شد و سایر [[ارزشها]] فراموش گردید این [[فرد]] [[تعادل]] روحی خود را از [[دست]] میدهد از این رو وقتی به [[پیامبر]]{{صل}} خبر دادند که عدهای از [[اصحاب]] [[غرق]] در [[عبادت]] شدهاند و [[زن]] و [[فرزند]] را رها کرده و به هیچ کاری نمیپردازند آن [[حضرت]] عصبانی شد و به [[مسجد]] تشریف آورد و به شدت با آن افراد به [[مخالفت]] پرداخت و فرمود کسانی که این [[کارها]] را پیش گرفتهاند از سنت من خارجاند<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۱۱۳</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۹</ref> | *کمال [[انسان]] وقتی است که همه استعدادهایش را به طور هماهنگ [[رشد]] دهد نه اینکه برخی را رشد داده و برخی را معطل گذارد، [[رشد استعدادهای انسان]] مانند [[رشد]] اندام یک [[کودک]] است به این معنا که [[رشد]] هماهنگ و کامل وقتی است که همه قسمتها باهم [[رشد]] کنند اگر تنها یکی از اعضای [[کودک]] مثلاً [[دست]] یا پای او [[رشد]] کند نمیتوان او را [[رشد]] یافته نامید [[قرآن]] تعبیر [[امام]] را برای [[ابراهیم]] به کار برده چون انسان کامل شد و در همه امتحانات موفق بیرون آمد غالباً افراد و جامعهها از [[راه]] [[گرایش به باطل]] به [[گمراهی]] کشیده نمیشوند بلکه از [[افراط]] در یک طرف نیز به فساد کشیده میشوند یعنی اگر [[انسان]] تنها در یک جهت [[گرایش]] پیدا کرد و سایر [[ارزشها]] را به [[فراموشی]] سپرد همانند [[کودکی]] میگردد که تنها یکی از اعضایش رشد کرده است. مثلاً اگر [[مسلمانی]] منحصر در [[مسجد]] رفتن و [[دعا خواندن]] شد و سایر [[ارزشها]] فراموش گردید این [[فرد]] [[تعادل]] روحی خود را از [[دست]] میدهد از این رو وقتی به [[پیامبر]]{{صل}} خبر دادند که عدهای از [[اصحاب]] [[غرق]] در [[عبادت]] شدهاند و [[زن]] و [[فرزند]] را رها کرده و به هیچ کاری نمیپردازند آن [[حضرت]] عصبانی شد و به [[مسجد]] تشریف آورد و به شدت با آن افراد به [[مخالفت]] پرداخت و فرمود کسانی که این [[کارها]] را پیش گرفتهاند از سنت من خارجاند<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۱۱۳</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۹</ref> | ||
===برپایی [[نظام ولایی]]=== | ===برپایی [[نظام ولایی]]=== | ||
*نوع نگرش [[اسلام]] به حکومت و [[سیاست]] و اهدافی که دنبال مینماید، موجب آن گشته است که نه تنها در تعریف [[سیاست]] و مبانی و اصول کلی [[نظام سیاسی]] با سایر دیدگاهها و نظامهای سیاسی تفاوت ماهوی و مبنایی داشته باشد بلکه در ساختار کلی و شکل عملی [[حکومت]] نیز مبتکر روش و | *نوع نگرش [[اسلام]] به حکومت و [[سیاست]] و اهدافی که دنبال مینماید، موجب آن گشته است که نه تنها در تعریف [[سیاست]] و مبانی و اصول کلی [[نظام سیاسی]] با سایر دیدگاهها و نظامهای سیاسی تفاوت ماهوی و مبنایی داشته باشد بلکه در ساختار کلی و شکل عملی [[حکومت]] نیز مبتکر روش و نظام منحصر بفرد و ویژهای باشد. روشها و انواع [[حکومتی]] که در طول [[تاریخ]] به وجود آمده، هیچ کدام با مبانی [[اسلامی]] هماهنگی نداشته و با هیچ توجیهی نمیتوان آنها را [[حکومت]] کاملاً [[دینی]] نامید. گر چه برخی در عمل به [[ظواهر دینی]] و [[احکام اسلامی]] نسبت به بقیه توجه و اهتمام بیشتری داشتهاند.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۶۰</ref> | ||
* [[پیامبر]] برای [[حکومت]] مطلوبیت ذاتی قایل نیست لکن نظر به اهمیت و تأثیری که در [[هدایت]] انسانها و فراهم نمودن مقدمات و زمینههای [[رشد]] و تعالی [[ارزشها]] و توانمندیهای افراد [[بشر]] دارد مدیریت و | * [[پیامبر]] برای [[حکومت]] مطلوبیت ذاتی قایل نیست لکن نظر به اهمیت و تأثیری که در [[هدایت]] انسانها و فراهم نمودن مقدمات و زمینههای [[رشد]] و تعالی [[ارزشها]] و توانمندیهای افراد [[بشر]] دارد مدیریت و نظام خاصی را برای آن را ترسیم کرده است. [[اسلام]] [[مدیریت کلان جامعه اسلامی]] را پیمان الهی میداند که با انشاء [[خدا]]، بهوسیله افراد ممتازی که [[شایستگی]] [[علمی]] و عملی لازم را برای [[قائم]] مقامی خدا دارند، [[تجلی]] مییابد. از این رو با [[الهام]] از [[آیات]] قرآن و بهویژه محوریت [[توحید]] در همه [[معارف دینی]]، میتوان گفت که ساختار کلی [[نظام سیاسی اسلام]] " [[نظام ولایی]] و [[امامت]]" است. [[فلسفه سیاسی اسلام]]، حکومتی را [[دینی]] میداند که در قانون و [[اجرا]] به [[خدا]] منتهی گردد و از خود خواهی و شخص پرستی به دور باشد و راه آن را [[نظام ولایی]] معرفی میکند؛ یعنی نظامی که جانشین خدا، [[قانون الهی]] را در بین [[مؤمنان]] [[اجرا]] مینماید.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۶۰</ref> | ||
* [[پیامبر اسلام]]{{صل}} پس از ورود به [[مدینه]] به [[تشکیل حکومت]] پرداخت. [[اقدامات سیاسی]] ـ [[فرهنگی]] ایشان در تأسیس یک [[حکومت]] متمرکز با [[سیستم اداری]] و نظامی [[منظم]] و سازمان یافته در [[عربستان]] آن روز که مهمترین عنصر [[سیاسی]] آن [[قبیله]] بود و به جز [[قبیله]] و [[آداب و رسوم]] قبیلهای هیچ تشکیلات سیاسی و [[قانون]] و ضابطه همگانی وجود نداشت بسیار تازگی داشت. این اولین باری بود که [[جزیره العرب]] با استقرار یک [[حکومت]] مرکزی در دوران خود روبه رو میشد. [[حکومت]] جدید بر پایه [[روابط]] گسترده [[اجتماعی]] و [[جایگزینی]] [[ارزشهای دینی]] در مقابل ارزشهای قومی و قبیلهای شکل گرفت.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۶۱</ref> | * [[پیامبر اسلام]]{{صل}} پس از ورود به [[مدینه]] به [[تشکیل حکومت]] پرداخت. [[اقدامات سیاسی]] ـ [[فرهنگی]] ایشان در تأسیس یک [[حکومت]] متمرکز با [[سیستم اداری]] و نظامی [[منظم]] و سازمان یافته در [[عربستان]] آن روز که مهمترین عنصر [[سیاسی]] آن [[قبیله]] بود و به جز [[قبیله]] و [[آداب و رسوم]] قبیلهای هیچ تشکیلات سیاسی و [[قانون]] و ضابطه همگانی وجود نداشت بسیار تازگی داشت. این اولین باری بود که [[جزیره العرب]] با استقرار یک [[حکومت]] مرکزی در دوران خود روبه رو میشد. [[حکومت]] جدید بر پایه [[روابط]] گسترده [[اجتماعی]] و [[جایگزینی]] [[ارزشهای دینی]] در مقابل ارزشهای قومی و قبیلهای شکل گرفت.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۶۱</ref> | ||