جویریه بن مسهر عبدی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۸: خط ۸:


==مقدمه==
==مقدمه==
*[[جویریه]] [[فرزند]] مستمر از [[بهترین]] [[تابعین]] و [[عرب‌های کوفه]] و از [[یاران باوفای امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود<ref>رجال طوسی، ص۳۷، ش۴.</ref> که در برخی جنگ‌های [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} حضور داشت <ref>رجال برقی، ص۵.</ref>.
*'''جویریه فرزند مسهر''' از [[بهترین]] [[تابعین]] و [[عرب‌های کوفه]] و از [[یاران باوفای امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود<ref>رجال طوسی، ص۳۷، ش۴.</ref> که در برخی جنگ‌های [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} حضور داشت <ref>رجال برقی، ص۵.</ref>.
*[[جویریه]] بسیار مورد [[اطمینان]] و [[وثوق]] و علاقه مندی [[حضرت علی]]{{ع}} بود و از [[اصحاب]] سر آن [[حضرت]] به شمار می‌آمد. روزی به او نگریست و نداكرد: "ای [[جویریه]]! نزد من بیا، مگر نمی‌دانی دلم هوای تو کرده و تو را دوست دارم". بعد با نوک پا به [[جویریه]] زد و فرمود: "مطالبی را به تو می‌گویم، آنها را [[حفظ]] کن". و بدین ترتیب او در [[اسرار]] اموری باحضرت على{{ع}} [[شریک]] شد و [[آگاه]] گردید<ref>{{متن حدیث|يا جويرية الحق بي لا أبا لك، ألا تعلم أني أهواك و أحبك؟}}؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۷۵۹.</ref>.
*[[جویریه]] بسیار مورد [[اطمینان]] و [[وثوق]] و علاقه مندی [[حضرت علی]]{{ع}} بود و از [[اصحاب]] سر آن [[حضرت]] به شمار می‌آمد. روزی به او نگریست و نداكرد: "ای [[جویریه]]! نزد من بیا، مگر نمی‌دانی دلم هوای تو کرده و تو را دوست دارم". بعد با نوک پا به [[جویریه]] زد و فرمود: "مطالبی را به تو می‌گویم، آنها را [[حفظ]] کن". و بدین ترتیب او در [[اسرار]] اموری باحضرت على{{ع}} [[شریک]] شد و [[آگاه]] گردید<ref>{{متن حدیث|يا جويرية الحق بي لا أبا لك، ألا تعلم أني أهواك و أحبك؟}}؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۷۵۹.</ref>.
*[[راوندی]] [[نقل]] می‌کند: روزی، [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به [[جویریه]] فرمود: "ای [[جویریه]]! تو به [[دست]] مردی [[پست فطرت]] و [[فرومایه]] کشته خواهی شد، او ابتدا [[دست]] و پای تو را [[قطع]] می‌کند، سپس تو را به دار میآویزد". پس از مدت زمانی که [[زیاد بن ابیه]] از طرف [[معاویه]] [[والی کوفه]] شد، [[جویریه]] را احضار کرد و به [[جرم]] [[عشق]] و [[ایمان]] به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[دستور]] داد [[دست]] و پای او را [[قطع]] کردند و سپس او را به دار کشیدند<ref>الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۲۰۲ و قاموس الرجال، ج۲، ص۷۵۸.</ref>.
*[[راوندی]] [[نقل]] می‌کند: روزی، [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به [[جویریه]] فرمود: "ای [[جویریه]]! تو به [[دست]] مردی [[پست فطرت]] و [[فرومایه]] کشته خواهی شد، او ابتدا [[دست]] و پای تو را [[قطع]] می‌کند، سپس تو را به دار میآویزد". پس از مدت زمانی که [[زیاد بن ابیه]] از طرف [[معاویه]] [[والی کوفه]] شد، [[جویریه]] را احضار کرد و به [[جرم]] [[عشق]] و [[ایمان]] به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[دستور]] داد [[دست]] و پای او را [[قطع]] کردند و سپس او را به دار کشیدند<ref>الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۲۰۲ و قاموس الرجال، ج۲، ص۷۵۸.</ref>.
۲۲۷٬۵۰۵

ویرایش