مالک بن کعب همدانی ارحبی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۲: خط ۲۲:
هنگامی که خبر [[لشکرکشی]] [[عمروعاص]] به [[کشور]] [[مصر]] به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} رسید، [[مردم]] را به [[مسجد]] جامع فرا خواند و پس از آن‌که در [[خطبه]] مفصلی در [[مدح]] [[مردم مصر]] و [[استغاثه]] [[محمد بن ابی‌بکر]] و نیز در ملامت و [[مذمت]] [[عمروعاص]] ایراد کرد، [[مردم]] را به [[یاری]] [[محمد بن ابوبکر]] - [[حاکم مصر]] - فراخواند.
هنگامی که خبر [[لشکرکشی]] [[عمروعاص]] به [[کشور]] [[مصر]] به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} رسید، [[مردم]] را به [[مسجد]] جامع فرا خواند و پس از آن‌که در [[خطبه]] مفصلی در [[مدح]] [[مردم مصر]] و [[استغاثه]] [[محمد بن ابی‌بکر]] و نیز در ملامت و [[مذمت]] [[عمروعاص]] ایراد کرد، [[مردم]] را به [[یاری]] [[محمد بن ابوبکر]] - [[حاکم مصر]] - فراخواند.


فردای آن روز [[امام]]{{ع}} در محلی به نام جرعه [[منتظر]] [[مردم]] برای رفتن به [[مصر]] شد، اما تعداد نفرات به صد نفر هم نرسید. [[حضرت]] چون [[مردم]] را متمایل به [[جنگ]] ندید خیلی متأثر شد به طوری که [[مردم کوفه]] را [[سرزنش]] کرد و از این که از [[فرامین]] او [[پیروی]] نمی‌کنند، گلایه نمود<ref>ر.ک: شرح ابن ابی الحدید، ج۶، ص۸۹ – ۹۰؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۱۰۶ – ۱۰۸.</ref>. پس از سخنان دردمندانه [[حضرت]] در [[مسجد]]، [[مالک بن کعب]] برخاست و گفت: ای [[امیرالمؤمنین]]، [[مردم]] را با من گسیل فرمای که جای درنگ نیست و [[اجر]] و [[ثواب]] جز در کارهای سخت و ناخوش داده نمی‌شود. سپس خطاب به [[مردم]] گفت: از [[خدا]] بترسید و [[دعوت]] [[امام]] خود را پاسخ دهید و او را [[یاری]] نمایید و با [[دشمن]] خود [[جنگ]] کنید. سپس عرضه داشت: ای [[امیرالمؤمنین]]، ما به سوی ایشان می‌رویم.
فردای آن روز [[امام]]{{ع}} در محلی به نام جرعه [[منتظر]] [[مردم]] برای رفتن به [[مصر]] شد، اما تعداد نفرات به صد نفر هم نرسید. [[حضرت]] چون [[مردم]] را متمایل به [[جنگ]] ندید خیلی متأثر شد به طوری که [[مردم کوفه]] را [[سرزنش]] کرد و از این که از [[فرامین]] او [[پیروی]] نمی‌کنند، گلایه نمود<ref>ر.ک: شرح ابن ابی الحدید، ج۶، ص۸۹ – ۹۰؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۱۰۶ – ۱۰۸.</ref>. پس از سخنان دردمندانه [[حضرت]] در [[مسجد]]، مالک بن کعب برخاست و گفت: ای [[امیرالمؤمنین]]، [[مردم]] را با من گسیل فرمای که جای درنگ نیست و [[اجر]] و [[ثواب]] جز در کارهای سخت و ناخوش داده نمی‌شود. سپس خطاب به [[مردم]] گفت: از [[خدا]] بترسید و [[دعوت]] [[امام]] خود را پاسخ دهید و او را [[یاری]] نمایید و با [[دشمن]] خود [[جنگ]] کنید. سپس عرضه داشت: ای [[امیرالمؤمنین]]، ما به سوی ایشان می‌رویم.


مالک بن کعب با [[اطاعت]] بی‌چون و چرا از [[فرمان امام]]{{ع}} مرهمی بر [[دل]] دردمند آن [[حضرت]] گذاشت و او را شاد نمود و [[حضرت]] بلافاصله به [[سعد]] ([[آزاد]] کرده خود) فرمود: "در میان [[مردم]] ندا بدهد که همراه [[مالک بن کعب]] به [[مصر]] بروند".
مالک بن کعب با [[اطاعت]] بی‌چون و چرا از [[فرمان امام]]{{ع}} مرهمی بر [[دل]] دردمند آن [[حضرت]] گذاشت و او را شاد نمود و [[حضرت]] بلافاصله به [[سعد]] ([[آزاد]] کرده خود) فرمود: "در میان [[مردم]] ندا بدهد که همراه مالک بن کعب به [[مصر]] بروند".


از آنجا که [[سفر]] [[مصر]] سخت و دارای حوادث [[پیش‌بینی]] نشده‌ای بود، [[مردم]] کم‌تر اعلام [[حمایت]] کردند، لذا یک ماه طول کشید و حدود دو هزار نفر زیر [[پرچم]] کعب جمع شدند و آن‌گاه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: "در [[پناه]] [[نام خدا]] حرکت کنید، شما چگونه‌اید، به [[خدا]] [[سوگند]]، [[گمان]] نمی‌کنم پیش از آن‌که کار آنان از دست برود، به آنان برسید".
از آنجا که [[سفر]] [[مصر]] سخت و دارای حوادث [[پیش‌بینی]] نشده‌ای بود، [[مردم]] کم‌تر اعلام [[حمایت]] کردند، لذا یک ماه طول کشید و حدود دو هزار نفر زیر [[پرچم]] کعب جمع شدند و آن‌گاه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: "در [[پناه]] [[نام خدا]] حرکت کنید، شما چگونه‌اید، به [[خدا]] [[سوگند]]، [[گمان]] نمی‌کنم پیش از آن‌که کار آنان از دست برود، به آنان برسید".
خط ۳۶: خط ۳۶:


==[[مقاومت]] مالک بن کعب در برابر [[نعمان بن بشیر]]==
==[[مقاومت]] مالک بن کعب در برابر [[نعمان بن بشیر]]==
[[نعمان بن بشیر]] پس از [[نجات]] از دست [[مالک بن کعب]] به [[شام]] گریخت و نزد [[معاویه]] رفت و گزارش کار خود را داد و از آن پس همواره در جست و جوی [[قاتلان عثمان]] و [[خیرخواه]] [[معاویه]] و نسبت به [[حضرت علی]]{{ع}} ستیزه‌گر بود. بازگشت [[نعمان بن بشیر]] نزد [[معاویه]] پس از آن بود که [[ضحاک بن قیس]] به [[سرزمین]] [[عراق]] حمله کرد و پیش [[معاویه]] بازگشت.
[[نعمان بن بشیر]] پس از [[نجات]] از دست مالک بن کعب به [[شام]] گریخت و نزد [[معاویه]] رفت و گزارش کار خود را داد و از آن پس همواره در جست و جوی [[قاتلان عثمان]] و [[خیرخواه]] [[معاویه]] و نسبت به [[حضرت علی]]{{ع}} ستیزه‌گر بود. بازگشت [[نعمان بن بشیر]] نزد [[معاویه]] پس از آن بود که [[ضحاک بن قیس]] به [[سرزمین]] [[عراق]] حمله کرد و پیش [[معاویه]] بازگشت.


[[معاویه]] مجدداً از [[شامیان]] خواست تا گروهی به منطقه رود [[فرات]] [[لشکرکشی]] کند و [[اموال]] آنان را [[غارت]] نماید و عراقیان را بترساند. نعمان این درخواست [[معاویه]] را پذیرفت و با دو هزار نیرو به [[عین التمر]] - مقر [[حکومت]] مالک بن کعب که از جانب [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود - یورش برد. از آن طرف مالک بن کعب تمام نیروها - جز صد نفر - را به [[کوفه]] برای مرخصی فرستاده بود، لذا [[طی]] نامه‌ای [[امام]]{{ع}} را از قصد حمله [[نعمان بن بشیر]] [[آگاه]] نمود و درخواست کمک کرد. اما جز تعداد اندکی حاضر به عزیمت و کمک به مالک بن کعب نشدند ولی چون با [[سرزنش]] و [[ملامت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} رو به رو شدند، پس از چند روز دو هزار نفر آماده حرکت شد اما در همین موقع [[نامه]] [[پیروزی]] مالک بن کعب که با صد نفر بر نیروهای نعمان بن [[بشیر]] که دو هزار بودند به [[علی]]{{ع}} رسید. [[حضرت]] [[نامه]] او را برای [[مردم کوفه]] خواند و خدای را [[سپاس]] و [[ستایش]] کرد و به آن نگریست و فرمود: "به حمدالله این [[پیروزی]] به [[نام خدا]] و [[شکر]] او، صورت گرفت و سبب [[مذمت]] و [[سرزنش]] بیشتر شما (که در [[بسیج]] نیرو کوتاهی کردید) می‌باشد"<ref>ر.ک: شرح ابن ابی الحدید، ج۲، ص۳۰۳ - ۳۰۶؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۹۵؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۱۳۳؛ انساب الاشراف، ترجمۀ امیرالمؤمنین{{ع}}، ص۳۴۵.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۲۴۳-۱۲۴۴.</ref>
[[معاویه]] مجدداً از [[شامیان]] خواست تا گروهی به منطقه رود [[فرات]] [[لشکرکشی]] کند و [[اموال]] آنان را [[غارت]] نماید و عراقیان را بترساند. نعمان این درخواست [[معاویه]] را پذیرفت و با دو هزار نیرو به [[عین التمر]] - مقر [[حکومت]] مالک بن کعب که از جانب [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود - یورش برد. از آن طرف مالک بن کعب تمام نیروها - جز صد نفر - را به [[کوفه]] برای مرخصی فرستاده بود، لذا [[طی]] نامه‌ای [[امام]]{{ع}} را از قصد حمله [[نعمان بن بشیر]] [[آگاه]] نمود و درخواست کمک کرد. اما جز تعداد اندکی حاضر به عزیمت و کمک به مالک بن کعب نشدند ولی چون با [[سرزنش]] و [[ملامت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} رو به رو شدند، پس از چند روز دو هزار نفر آماده حرکت شد اما در همین موقع [[نامه]] [[پیروزی]] مالک بن کعب که با صد نفر بر نیروهای نعمان بن [[بشیر]] که دو هزار بودند به [[علی]]{{ع}} رسید. [[حضرت]] [[نامه]] او را برای [[مردم کوفه]] خواند و خدای را [[سپاس]] و [[ستایش]] کرد و به آن نگریست و فرمود: "به حمدالله این [[پیروزی]] به [[نام خدا]] و [[شکر]] او، صورت گرفت و سبب [[مذمت]] و [[سرزنش]] بیشتر شما (که در [[بسیج]] نیرو کوتاهی کردید) می‌باشد"<ref>ر.ک: شرح ابن ابی الحدید، ج۲، ص۳۰۳ - ۳۰۶؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۹۵؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۱۳۳؛ انساب الاشراف، ترجمۀ امیرالمؤمنین{{ع}}، ص۳۴۵.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۲۴۳-۱۲۴۴.</ref>
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش